رحمت و شفقت و لطف پیامبر گرامی اسلام در بیان استاد مفتح

انبیا همه این مشقت ها را به غرض هدایت مردم تحمل می کردند و این که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «ما اوذی نبی مثل ما اوذیت» هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد، نشان دهنده دلسوزی و رحمت و شفقت و حرص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای هدایت شدن انسان ها بیش از همه پیامبران دیگر بوده است.

 

استاد محمد هادی مفتح در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: ما بیست و هشتم صفر را به عنوان روز رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در تاریخ مناسبت های خودمان داریم و این روز را به تجلیل از یاد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و تاسی به سیره آن پیامبر بزرگوار اختصاص می دهیم.

 

وی افزود: شناسایی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای ما به عنوان افراد امت ایشان ضرورت دارد و باید بعدهایی از جلوه های شخصیتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بیشتر مد نظر قرار دهیم، بنده به یکی از این جنبه ها که برای خودم جلوه و ظهور بیشتری دارد می پردازم و آن هم جنبه رحمت و شفقت و لطف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به امت خودشان است، ما ایشان را به عنوان پیامبر رحمت می شناسیم، در آیات قرآن کریم موارد متعددی وجود دارد که ایشان را به عنوان کسی که دلسوز امت هستند و برای هدایت امت خودشان را به سختی می اندازند مشاهده می کنیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: قرآن کریم می فرماید: «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم» پیامبری از جنس خود شما که مشکلات شما برای او سخت و ناگوار است و نسبت به شما حرص و تلاش دارد و بیش از اندازه دلسوزی می کند به سمت شما آمده است و یا در آیه دیگری به ایشان خطاب می کند: «لعلک باخع نفسک علی آثارهم إن لم یومنوا بهذا الحدیث أسفا» شاید تو خودت را به مشقت می اندازی و از نگرانی این که خودشان را تباه کنند و به آن چه که از جانب تو به دست آنها رسیده است ایمان نمی آورند خودت را فدا می کنی و یا در آیه دیگر می فرماید: «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خودت را از غصه این که مردم هدایت نمی شوند به رنج و تعب بیندازی.

 

وی اضافه کرد: در این مورد داستانی است که مولوی نقل می کند و می گوید فردی با اسب در بیابانی می رفت، دید در زیر درختی مردی خوابیده است و دهانش باز است و ماری از دهان این شخص داخل شکمش شد و این شخص هم خواب بود و متوجه نشد، اسب سوار به تاخت به سمت این شخص آمد و با شلاقی که اسب سوارها به دست دارند این فرد را از خواب بیدار کرد و مجبور کرد که از میوه های گندیده ای که پای آن درخت ها ریخته بود، بخورد و باز با ضربات شلاق او را مجبور کرد که در بیابان بدود، چندین بار این مساله تکرار شد و این شخص چندین بار مجبور شد از این میوه های گندیده بخورد و در بیابان بدود.

 

وی خاطرنشان کرد: آن شخص به اسب سوار نهیب می زد که من چه بدی به تو کردم و تو چه دشمنی با من داری و چرا این بلاها را سر من می آوری، اگر می خواهی مرا بکشی یک دفعه این کار را بکن و راحتم کن، چرا مرا آزار می دهی و آن اسب سوار فقط می گفت از این میوه های گندیده بخور و بدو تا وقتی که آن شخص استفراغ کرد و همراه غذایی که از معده او بیرون می ریخت، مار هم بیرون ریخت و این شخص متوجه شد و از اسب سوار تشکر کرد. اسب سوار در این جا رو به آن شخص کرد و گفت: «می شنیدم فحش و خر می راندم     رب یسر زیر لب می خواندم    از سبب گفتن مرا دستور نی    ترک تو گفتن مرا مقدور نی    هر زمان می گفتم از درد درون    إهد قومی إنهم لا یعلمون» مولوی زبان حال انبیا را در قالب این داستان بیان می کند.

 

استاد مفتح بیان داشت: انبیا همه این مشقت ها را به غرض هدایت مردم تحمل می کردند و این که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «ما اوذی نبی مثل ما اوذیت» هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد، نشان دهنده دلسوزی و رحمت و شفقت و حرص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای هدایت شدن انسان ها بیش از همه پیامبران دیگر بوده است، باز آیه ای در قرآن کریم است که ذیل آن روایتی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «شیبتنی سورة هود لما فیه فاستقم کما امرت و من تاب معک» چون در سوره هود این مضمون وجود دارد که آن چنان که به تو امر می شود خودت و یارانت استقامت بورز سوره هود مرا پیر کرد. ما می بینیم این مساله هم در آیه 112 سوره هود وجود دارد که می فرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا إنه بما تعملون بصیر» عین همین عبارت هم در آیه 15 سوره شوری هم وجود دارد که می فرماید: «فلذلک فادعوا واستقم کما امرت و لا تتبع اهوائهم و قل آمنت بما انزل الله من کتاب و أمرت لأعدل بینکم»

 

وی افزود: این تعبیر «واستقم کما امرت» در دو جای قرآن است اما چه نکته ای در این مساله وجود دارد که پیامبر می فرماید سوره هود مرا پیر کرد؟ سر این مطلب در ذیل این آیه است که در آیه 112 سوره هود وجود دارد اما در آیه 15 سوره شوری این مساله وجود ندارد یعنی آن رسالت اجتماعی که بر عهده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و استقامت ورزیدن شخصی حضرت نسبت به ماموریت های الهی و اوامری که خداوند نسبت به ایشان دارد هیچ ضعف و ناگواری برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایجاد نکرد اما در ذیل این آیه می فرماید: «و من تاب معک» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مامور است که امتش را به استقامت و پایداری در راه اوامر الهی و ماموریت های خدایی وادارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: مسئولیت اجتماعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای امر به استقامت همراهانشان با توجه به روحیاتی که مردم داشتند و ناگواری هایی که برای ایشان به وجود می آوردند، بسیار مشکل بود که بعد از آن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند سوره هود مرا پیر کرد «بما فیه فاستقم کما امرت» علی ای حال ما چنین پیامبری داریم که چنین ویژگی هایی را از جهت ملاطفت و مهربانی با مردم دارند، باز در قرآن کریم آیه ای است که می فرماید: «فبما رحمة من الله لنت لهم» این که با مردم نرم خو و لینی به واسطه رحمت الهی است و الا اگر آن حالت بشری هر فردی در پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، دیگر این مقدار تحمل و استقامت از ایشان سر نمی زد «ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» اگر تو شخصی بودی که زبان گزنده ای داشتی و سخنان گزنده می گفتی و فض و سنگدل و غلیظ القلب بودی آن انسجام و وحدت اجتماعی از بین می رفت و امت پراکنده می شدند.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: پیامبری با این خصوصیات را خداوند برای امت اسلام مقدر کرده بوده است که اعظم رسل و بالاترین پیامبران هستند و ما در بیست و هشتم ماه صفر طبق آن چه که مشهور است و به بزرگداشت پیامبر اختصاص پیدا کرده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را از دست دادیم و امت اسلام دچار عزای رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شدند البته آن چه که بعدا در امت مستقر در مدینه پیش آمد این غم را فزاینده می کند و این روز برای ما به عنوان یک غم جانگداز و الی الابد است چون ایشان پیامبر آخر الزمان است و تا آخر هم بشریت مخاطب دعوت این پیامبر هستند پس این عزا هم عزایی است که تا آخر بشریت دلها را می سوزاند و به خاطر این نعمتی که از بشر گرفته شده است، باید در این روز برای آن حضرت اقامه عزاداری و سوگواری شود./260/21/20

 

ي, 09/07/1395 - 10:11

دیدگاه جدیدی بگذارید