اگر امام حسن مجتبی علیه السلام در آن برهه از زمان صلح نمی کردند الان اثری از اسلام نبود معاویه هم امام حسن علیه السلام و هم برادرشان امام حسین علیه السلام و هم باقی مانده از شیعیان پدرشان را به شهادت می رساند و دیگر اثری از اسلام باقی نمی ماند لذا صلح امام حسن علیه السلام همان تاثیری را برای اسلام داشت که شهادت امام حسین علیه السلام داشت
استاد سید مهدی موسوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: امام حسن مجتبی علیه السلام امام دوم شیعیان و اولین فرزند حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و مادر ماجده شان حضرت زهرا سلام الله علیها هستند بنابر نقلی که ابن شهر آشوب و مرحوم شیخ مفید در ارشاد دارند ایشان در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری در شهر مدینه متولد شدند لقب معروف و مشهور حضرت، مجتبی و کنیه ایشان ابومحمد است.
وی افزود: امام حسن مجتبی علیه السلام از دوران جد بزرگوارشان حدودا هفت سال را درک کردند و بعد از درگذشت پیامبر تقریبا حدود سی سال در کنار پدرشان امیرالمومنین علیه السلام قرار داشتند. پس از شهادت امیرالمومنین علیه السلام ایشان در سال 40 هجری به مدت ده سال امامت امت را به عهده داشتند که نهایتا در سال پنجاه هجری با توطئه معاویه در اثر مسمومیت در سن چهل و هشت سالگی به درجه شهادت رسیدند و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون گشتند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: صحبت درباره ایشان در ابعاد مختلفی می تواند بیان شود مثلا در مورد دیدگاه پدر و جد و مادر و برادر بزرگوارشان نسبت به امام حسن علیه السلام و یا بررسی صلح ایشان و یا بررسی اوضاع سیاسی زمانشان لذا ابعاد مختلفی را در مورد ایشان می توان مورد بررسی قرار داد اما آن چه بنده خیلی مهم می دانم که به آن توجه شود مساله صلح امام حسن علیه السلام است چرا که به عقیده بنده و عقیده خیلی از آقایان صلح امام حسن همان تاثیری را برای اسلام داشت که قیام امام حسین علیه السلام برای اسلام داشته است و متاسفانه بعضی ها این طور گمان می کنند که امام حسن علیه السلام برخلاف برادرشان امام حسین که روحیه جنگ ستیزی داشتند، روحیه صلح پذیری داشته اند در حالی که این گونه نیست و این جور توهمات در اثر بی اطلاعی از شرایط و زمان و مکانی بوده است که حضرات در آن شرایط قرار داشتند.
وی خاطرنشان کرد: حدیثی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است که در آن حدیث حضرت به مساله صلح امام حسن علیه السلام اشاره کردند آن حضرت فرمودند: «ان ابنی هذا سید و لعل الله یصلح به بین فئتین من المسلمین» این حدیث را فریقین از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردند این حدیث خطاب به امام حسن علیه السلام است که در آن زمان کوچک بودند، چرا که تا سن هفت سالگی جدشان را درک کردند، اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این حدیث را در آخرین سال عمرشان به ایشان خطاب کرده باشند، ایشان در آن زمان هفت ساله بودند.
استاد موسوی بیان داشت: در این حدیثی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به امام حسن علیه السلام فرمودند نکات قابل توجه و تذکرات زیادی است اما بنده به دو نکته اش اشاره می کنم نکته اول این که حضرت فرمودند: «ان ابنی هذا سید» حضرت نفرمودند: «إن الحسن» که این مطلب به خاطر این است که بفهمانند که اینها فرزندان من هستند گرچه از صلب علی بن ابیطالب علیه السلام هستند اما اینها فرزندان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند لذا به آنها در خطابات می گفتند: «یابن رسول الله» یعنی ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در زیارات حضرات معصومین علیهم السلام هم می خوانیم «السلام علیک یابن رسول الله».
وی اضافه کرد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در قضیه غدیر خم فرمودند: «إن الله تعالی جعل ذریة کل نبی من صلبه و جعل ذریتی من صلب علی» خداوند تبارک و تعالی ذریه هر پیامبری را از صلب همان پیغمبر قرار داد اما ذریه من را از صلب علی بن ابیطالب علیه السلام قرار داده است این مطلب نشان می دهد که آنها فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: حضرت فرمودند: «و لعل الله یصلح به بین فئتین من المسلمین» در این جا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از صلح خبر دادند که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین بوده است اما قبل از این که این نکته را توضیح دهیم ممکن است کسی توهم کند که چرا آن حضرت این گروه و فئه معاویه را مسلم خوانده است و حال آن که حقیقتا آنها مسلمان نبودند اینها در ظاهر مسلمان بودند ولی در باطن اصلا خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را قبول نداشتند اما در این حدیث آن حضرت آنها را مسلم خطاب کرده است، جوابش این است که ایشان مامور به ظواهر هستند، نه به باطن.
وی افزود: اگر کسی در ظاهر شهادتین را بگوید و بگوید «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله» حکم اسلام بر او جاری می شود لذا اینها هم به ظاهر مسلمان بودند چون شهادتین را به لسان گفته بودند به همین جهت بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بین فئتین من المسلمین» تنها کسی که مامور به باطن ها است فقط وجود مبارک حضرت حجة بن الحسن علیهما السلام است که ایشان فقط مامور به بواطن است در غیر از ایشان تمام حضرات معصومین مامور به ظواهر بودند پس این اشکال در این جا وارد نیست، معلوم می شود این صلح امام حسن علیه السلام در لوح محفوظ و در علم خدا گذشته بوده است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از آن خبر دادند.
استاد موسوی بیان داشت: وقتی امیرالمومنین علیه السلام به شهادت رسیدند امام حسن علیه السلام زعامت امت را به عهده گرفتند یعنی از طرف خداوند تبارک و تعالی برای امامت امت انتخاب شدند اما معاویه قبول نداشت که امام حسن علیه السلام زعامت مسلمین را به دست گیرد تقریبا بعد از شش ماه از شهادت علی بن ابیطالب علیه السلام معاویه لشکری را از شام به سوی کوفه حرکت داد برای این که با امام حسن علیه السلام بجنگد و یا این که ایشان را متقاعد کند که با او بیعت کند وقتی امام حسن علیه السلام فهمید که معاویه برای سرکوبی ایشان لشکر کشی کرده است، به منبر رفتند و مردم را ترغیب و تحریص به جنگ با معاویه کردند.
وی خاطرنشان کرد: در پی تحریک امام حسن علیه السلام برای مقابله با لشگر معاویه بیش از دوازده هزار نفر در مقابل لشکر معاویه که صد هزار نفر بودند، جمع نشدند که مقدار ناچیزی است اما حضرت به همین دوازده هزار نفر فرمودند که شما بروید و در میانه راه جلو لشگر معاویه را بگیرید تا به کوفه نیاید تا ما بتوانیم افراد دیگری را برای جنگیدن مهیا کنیم. امام حسن علیه السلام عبیدالله بن عباس برادر عبدالله بن عباس که زمان امیرالمومنین علیه السلام استاندار یمن بود را فرمانده سپاه قرار دادند و فرمودند تو جنگ نکن فقط جلو آنها را بگیر تا ما به شما ملحق شویم و اگر اتفاقی برای عبیدالله افتاد قیس بن سعد بن عباده جانشین او باشد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: لشکر امام حسن مجتبی علیه السلام به فرماندهی عبیدالله بن عباس حرکت کردند و در میانه راه استقرار پیدا کردند و امام حسن علیه السلام در کوفه برای جمع کردن سپاه باقی ماندند، شب معاویه یک سری از افراد خودش را به خیمه عبیدالله فرستاد و به عبیدالله گفتند: «اگر سپاه شما به پیروزی هم برسد حسن بن علی به تو چیزی نمی دهد. حسن فرزند علی است به کسی همین طوری چیزی نمی دهد» و او را با وعده و وعیدهای متعدد فریب دادند و عبیدالله بن عباس را خریدند و به او گفتند که پانصد هزار درهم الان به تو می دهیم و پانصد هزار درهم هم وقتی به شام رسیدیم به تو می دهیم، تو از لشگر حسن بن علی خارج شو و به لشگر معاویه ملحق شو.
وی اضافه کرد: عبیدالله همان شب فرار کرد و به لشکر معاویه ملحق شد صبح که سپاه بلند شدند که با امیر خودشان عبیدالله نماز بخوانند، دیدند که او نیست اول فکر کردند که او را دزدیدند بعد از مدتی یک عده از افراد لشگر معاویه آمدند و گفتند که کسی او را ندزدیده است او با میل خودش به لشکر معاویه ملحق شده است چون امام حسن علیه السلام فرموده بودند که اگر اتفاقی برای عبیدالله افتاد قیس بن سعد بن عباده، جانشین او است، قیس نماز را به همراه لشکر اقامه کرد و مردم را موعظه کرد این قیس پسر همان سعد بن عباده رئیس قبیله خزرج بود شب به خیمه قیس آمدند و همان وعده و وعیدهایی که به عبیدالله داده بودند به قیس دادند اما قیس قبول نکرد و هر چه آنها او را ترغیب و تشویق و تحریص کردند او قبول نکرد و زیر بار نرفت.
استاد موسوی گفت: امام حسن مجتبی علیه السلام با عده دیگری که تقریبا شش هزار نفر بودند به قیس ملحق شدند و کل سپاه امام علیه السلام تقریبا حدود هجده تا بیست هزار نفر شدند. باز هم این بیست هزار نفر در مقابل صد هزار نفری که از لشکر معاویه بودند ناچیز بود اما عده زیادی از همین کسانی هم که در سپاه امام حسن علیه السلام بودند از منافقین بودند که برای معاویه نامه نوشته بودند: «اگر جنگ شود ما حسن بن علی را دست بسته به تو تحویل می دهیم و تو در قبال این کار به ما پول بده» وقتی امام حسن علیه السلام به سپاه قیس ملحق شدند معاویه همه نامه هایی که منافقین لشگر امام حسن علیه السلام برای او فرستاده بودند برای ایشان فرستاد و به آن حضرت گفت که تو به همراه چه کسانی می خواهی با من جنگ کنی عمده افرادی که در لشکر تو هستند با من هستند.
وی افزود: صفت نفاق صفت خیلی بدی است چرا که انسان منافق خودش را از مومن واقعی هم علیه السلام تر نشان می دهد لذا امیرالمومنین علیه السلام در جنگ جمل در وصف منافقین و عایشه و طلحه و زبیر و اتباعشان فرمودند: «و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل» اینها این گونه هستند که یک رعد و برقی دارند اما بین آنها سستی است یعنی ایمان اینها ایمان کامل و مستحکمی نیست لذا عمده افرادی که در سپاه امام حسن علیه السلام بودند از منافقین بودند به خاطر همین امام حسن علیه السلام دیدند که اگر بخواهند با معاویه بجنگند هم خودشان و هم برادرشان و هم مقدار باقی مانده از شیعیان پدرشان کشته می شوند لذا از حضرت پرسیدند که چرا شما می خواهید صلح کنید حضرت فرمودند: «لحفظ دماء المسلمین» به خاطر این که خون مسلمین را حفظ کنم.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: وقتی امام حسن مجتبی علیه السلام می دیدند که در لشگرشان عده زیادی منافق وجود دارند و حضرت یاوری ندارند هر انسان عاقلی می گوید باید صلح کنم وگرنه هم خون خود حضرت هم خون برادر بزرگوارشان و خون شیعیانی که از پدرشان باقی مانده بودند ریخته می شد و اثری از اسلام باقی نمی ماند لذا در آن حدیث دارد که راوی از آن حضرت از علت صلح را پرسید: «یابن رسول الله این که شما صلح کردید آیا علتش این بود که موضع دشمن فرق کرد یا علتش این بود که شما بر خلاف نظر پدرتان اقدام کردید» یعنی آیا نظر شما مخالف با نظر پدرتان امیرالمومنین علیه السلام بود؟
وی افزود: حضرت در جواب فرمودند: «موضع دشمن فرقی نکرده است چرا که لشکر معاویه می خواهد ریشه اسلام را بزند این دشمن همان دشمن است و معاویه از همان اول نظرش همین بوده است و الان هم همین است پس موضع دشمن تغییر نکرده است و نظر من هم مخالف با نظر امیرالمومنین علیه السلام نیست چرا که ایشان لحظه ای رضایت به خلافت و زعامت معاویه نداشتند من هم همین نظر را دارم اما علت صلح من تغییر مردم دو زمان است مردم زمان پدر من دینشان در مقابلشان بود و مردم زمان من دنیایشان در مقابلشان است» به تعبیر دیگر مردم زمان پدر من دین محور بودند و مردم زمان من دنیا محورند و متاع دنیایی و وعده و وعیدها اینها را کور کرده است.
استاد موسوی گفت: نقل است که امام حسن مجتبی علیه السلام از جایی عبور می کردند که حدودا سی گوسفند بودند و فرمودند اگر من به اندازه این گوسفندان یار باوفا داشتم ساکت نمی نشستم و قیام می کردم این که امام حسن مجتبی علیه السلام قیام نکردند و صلح کردند علتش این بود که حضرت یار و یاوری نداشتند این که سید الشهدا علیه السلام با همان عده قلیل قیام کردند چون واقعا آن افراد وفادار به امام حسین علیه السلام بودند، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام به اندازه برادرشان یاور با وفا نداشتند و اگر داشتند حتما قیام می کردند پس شرایط و زمانه حضرت جوری اقتضا می کرد که حضرت بهترین مصلحت را اندیشه کنند که بهترین مصلحت در زمان ایشان و بنابر فرمایش خودشان «لحفظ دماء المسلمین» همین صلح بود.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: اگر امام حسن مجتبی علیه السلام در آن برهه از زمان صلح نمی کردند الان اثری از اسلام نبود معاویه هم امام حسن علیه السلام و هم برادرشان امام حسین علیه السلام و هم باقی مانده از شیعیان پدرشان را به شهادت می رساند و دیگر اثری از اسلام باقی نمی ماند لذا صلح امام حسن علیه السلام همان تاثیری را برای اسلام داشت که شهادت امام حسین علیه السلام داشت./260/43/20
دیدگاه جدیدی بگذارید