اولین نقش حوزه، نقش علمی و معرفتی آن در صیانت از یک میراث عظیم است، میراث تاریخی ای که فقط توسط اصحاب، محدثان و عالمان عصر معصومین علیهم السلام و سپس توسط حوزه های علمیه در طول تاریخ حفظ شده است که صیانت از این میراث عظیم در طول تاریخ در برابر آن هجمه های بزرگ و کم نظیر واقعا شگفت انگیز است.
استاد علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه در اجلاسیه عمومی نشست دوره ای اساتید که چهارشنبه شب با عنوان جایگاه تراث در تحول حوزه در دفتر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی برگزار شد، به عنوان سومین سخنران بیانات زیر را ایراد کرد:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الاطیبین و لاسیما بقیة الله فی الارضین ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر. خدا را شاکر و سپاسگزار هستیم بر همه نعمت های بی کران او و بر توفیقی که عنایت فرمود که اساتید بزرگوار در این بیت شریف و بزرگ حضور پیدا کنند. بنده در آغاز صحبت موالید مبارک ماه ربیع را که به تازگی پشت سر گذاشته ایم، تبریک و تهنیت عرض می کنم و از بیت شریف مرجع عالی قدر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی و اساتید بزرگوار که عنایت فرمودند و این مجلس را آراستند صمیمانه تشکر می کنم.
در آغاز لازم است یاد بزرگان و سلف صالح و مراجع در گذشته را گرامی داریم به ویژه درگذشتگان از بیت شریف آیت الله العظمی گلپایگانی و آیت الله العظمی صافی و به طور اخص یاد کنیم از آیت الله العظمی گلپایگانی که این خانه، خانه امید حوزه و اساتید و نورافشانی بود. در سال های پیش از انقلاب اسلامی این جا ملجا و ماوای طلاب و اساتید بود و در حوادث گوناگون اجتماعی و سیاسی ای که رخ می داد یکی از نقطه های امید حوزه این خانه بود. درود می فرستیم به ارواح همه اولیا و علما و سلف صالح و به ویژه این مرجع بزرگوار و همین طور درود می فرستیم به روان پاک همه شهیدان اسلام و امام بزرگ شهیدان و شهدای انقلاب اسلامی و به ویژه شهدای گرانقدری که در جبهه های مقابله با استکبار به شهادت رسیده اند و به شهدای مدافع حرمی که در مقابله با تکفیری ها به شهادت می رسند.
بنده در محضر اساتید بزرگوار و در این جمع ارزنده و در این بیت شریف چند نکته را از باب یادآوری عرض می کنم و اجازه می خواهم قبل از این مطلب بخشی از این حدیثی که در کتاب کافی شریف آمده است را عرض کنم، حدیثی که در آن امام صادق علیه السلام زندگی عبادی و ذکر و یاد پدرشان را بیان فرموده اند: «كان أبي كثير الذكر لقد كنت أمشي معه و إنه ليذكر الله و آكل معه الطعام و إنه ليذكر الله و لو كان يحدث القوم ما يشغله ذلك عن ذكر الله» که این حالِ ذکر امام باقر علیه السلام است که در لسان و زبان پاک امام صادق علیه السلام تجلی کرده است. امیدواریم خداوند همه ما را از ذاکران به قلب و لسان و از شاکران نعمت های الهی مقرر بفرماید.
اولین نکته ای که به عنوان یادآوری در این محضر شریف و در جمعی که متصدیان تربیت و پرورش فکری و اخلاقی و معنوی طلاب هستند بدان اشاره می کنم این است که مهم ترین کاری که باید برای طلاب انجام دهیم این است که آنها را به تاریخ بزرگ و گذشته پر افتخار و میراث عظیم حوزه متصل کنیم، این میراث کهنی که از قرن ها گذشته و از نسل ها عبور کرده است و همواره نقش های بسیار مهم فکری، معرفتی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی را ایفا کرده است. امروزه شاید بیش از هر چیزی نیاز داریم که طلبه حوزه ما این هویت و اصالت و این غنای تاریخی و معرفتی را احساس کند.
بنده گاهی که نگاه می کنم که طلبه ای می خواهد هویت خود را در مدرک دانشگاهی پیدا کند یا در برابر حرکتی در بیرون از حوزه احساس ضعف می کند حقیقتا با همه وجودم آزرده می شوم چرا که ما و شما به یک تاریخ بزرگ و میراث عظیم تکیه زدیم و این هویت باید در ذات ما ریشه بدواند و این کار بسیار مهمی است که امروزه بر دوش مدیران و استادان حوزه نهاده شده است. شاید هیچ چیزی مهم تر از این نباشد که ما امروز طلبه خود را لبریز از احساس اعتزاز و افتخار و هویت حوزوی کنیم برای این که حوزه یک مکان ساده و کوچک نیست، نهادی نیست که در یک سال و ده سال یا یک قرن و دو قرن اخیر شکل گرفته باشد، نهادی اصیل و عمیق و ریشه دار با این همه شاخ و برگ و مزایا و دست آوردهای فراوان است.
شما به فهرست کوتاهی که در رابطه عرض می کنم عنایت کنید که حوزه های علمیه در ابعاد مختلف چه نقش برجسته ای دارد و به این نکته توجه کنید که این نقش را غیر از حوزه در کجا می توانیم بیابیم؛ اولین نقش حوزه، نقش علمی و معرفتی آن در صیانت از یک میراث عظیم است، میراث تاریخی ای که فقط توسط اصحاب، محدثان و عالمان عصر معصومین علیهم السلام و سپس توسط حوزه های علمیه در طول تاریخ حفظ شده است که صیانت از این میراث عظیم در طول تاریخ در برابر آن هجمه های بزرگ و کم نظیر واقعا شگفت انگیز است.
دوم این که این میراث همراه با یک نقش تولیدی، فکری، معرفتی و تولید اندیشه است نهاد حوزه ها مصداق «رب حامل فقه إلی من هو افقه منه» که ضمن حفظ این میراث عظیم روز به روز هم بر این میراث افزوده است و این گنجینه را پربارتر کرده است، یعنی مفاخر بزرگ، فقها، محدثین و متکلمان و مفسران و اندیشمندان بزرگ ما در طول تاریخ که هم این میراث را صیانت کردند و هم این که هر روز بر این میراث افزودند، مکاتب بزرگ فقهی و کلامی و عقلی و حدیثی و تفسیری که در این حوزه ها پیدا شده است، شاهد این مدعا است.
سوم این که در کنار نقش های برجسته قبل، نقش اخلاقی و تربیتی و فرهنگی حوزه ها هم نقش کوچکی نیست چون می توانیم در جای جای کشورهای اسلامی و در نقاط گوناگون و به یک معنا در همه عالم رد پا و آثار ماندگار این مفاخر بزرگ و نهاد حوزه و علمای بزرگ را مشاهده کنیم. چهارم نقش اجتماعی و مردمی حوزه های ما و حوزه های شیعه به طور ویژه و خاص است که همیشه اجتماعی و متصل به دریای مواج و عظیم مردم بودند و برای آنها ملجا و تکیه گاه بودند.
پنجم نقش بسیار برجسته در نهضت ها و در حرکت های اصیل و عمیق فکری و سیاسی و مبارزه با ستم و ایفای نقش در نقطه های حساس و پیچ های تاریخی است. در دوران صفویه و در عصر خواجه نصیر طوسی و در اعصار مختلف بزرگان ما با چه فداکاری ای وارد میدان های خطیر و پر از مین شدند و از مذهب و اسلام و عقاید دینی جامعه دفاع کردند و نگذاشتند آن انحراف های بزرگ در تاریخ رخ دهد و جامعه از آنها دور شود و در پرتو اینها نقش تمدنی بزرگ حوزه های علمیه هم حائز اهمیت است.
ما این افتخار را داریم که حوزه های ما در شکل گیری همه دانش های بشری نقش ایفا کردند و نظام های بسیار مترقی و پیشرو آموزشی و تحقیقی در همین حوزه ها شکل گرفته است، نظام هایی که از دل آن ستارگان بزرگ و خورشیدهای فروزانی مثل شیخ مفیدها، شیخ طوسی ها، خواجه نصیر ها، علامه ها، مقدس اردبیلی ها، شیخ انصاری ها و در عصر ما مراجع بزرگی مثل مرحوم آیت الله حائری و شاگردان ایشان از دل آن بیرون آمدند. این تولیدات عظیم فکری، معرفتی، اخلاقی، معنوی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در درون حوزه انجام شد در کشورهای منطقه به ویژه ایران اسلامی و در سایر کشورها و به یک معنا بر روند فکری و معنوی جهان اثر گذاشت. به گمان بنده از مهم ترین وظایف ما این است که حوزه را با این سیاق و تاریخ بزرگ هم بشناسیم و هم بشناسانیم و هم هویت طلاب را در پرتو آن شکل دهیم.
این حوزه بزرگ و باعظمت همیشه در یک تحول درست و صحیح به پیش رفته است، هیچ کس منکر این نیست بزرگان مراجع، رهبری و امام عظیم الشان ما و آیت الله العظمی صافی گلپایگانی که این جلسه در محضر ایشان شکل گرفته است به ما آموختند که باید از میراث حوزه با تمام وجود صیانت کنیم اما در عین حال حوزه هم باید در گذر زمان تحول مناسب را تجربه کند خطری که در این راه وجود دارد این است که تحول می تواند دست خوش کج فهمی ها شود که در این بخش باید به چند اصل مهم در ارتقا و بالندگی حوزه توجه کنیم و حتما هم باید از محضر اساتید در این بحث استفاده کنیم.
اولین مهم که در راه ارتقا و بالندگی حوزه باید به آن توجه کنیم این است که هر نوع بالندگی و رشد باید بر پایه های اصیل استوار شود، آن هم با ممیزاتی که دانش های حوزه و علوم حوزوی دارد، به نکته درستی اشاره کردند بنده هم وقتی با دوستانم در تدوین متون بحث می کردم ده، بیست نکته را در آن جا عرض کردم، یک نکته کلیدی در این رابطه این است که تطور نظامات و احوال حوزه باید به گونه ای باشد که طلبه ما بتواند مستقیما با آن تراث رابطه برقرار کند و با آن ادبیات کهن آشنا شود و با ادبیاتی که در متون اصلی و منابع اصلی ما وجود دارد، رابطه برقرار کند و هر چیزی که این اصالت و رشته را گسسته کند، درست نیست.
دوم این که ما باید به واسطه این پایه ها به نیازهای گوناگون هر عصری جواب دهیم، بزرگان ما در هر عصری که آمدند، در حوزه های کلامی، عقلی، تفسیری، حدیثی و فقهی متناسب با زمانشان بر پایه آن میراث گذشته حرف های جدیدی را بیان کردند، شیخ انصاری و باقی بزرگان ما این گونه بودند. امروزه در عصری که نیازها بسیار گسترده است و در کنار نیازهای گسترده ای که در درون کشور و جهان وجود دارد که حقیقتا هم نیازهایی که در جهان است نیازهای کمی نیست و دوستانی که در این جا هستند و با فضای بین الملل و شرایط آن آشنا هستند، دامنه نیازها و پرسش های گوناگون فقهی، اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی جهان را می دانند. تشنگی جهان در بخش های زیادی احساس می شود، باید این بالندگی پاسخگوی این نیاز وسیع و گسترده باشد و در کنار آنها پاسخگوی یک نظامی باشد که وامدار این حوزه است و از درون این نهاد بزرگ پیدا شده است.
سوم این که هر گونه بالندگی و رشد در حوزه باید متکی بر یک نوعی از اجماع فکری و همبستگی و بهره گیری از استادان و نخبگان و تشکیلات گوناگون حوزوی باشد، نمی شود اجماع کاملی به دست آورد اما ما برای این مهم نیاز به یک نوع توافق ذهنی و یک اجماع نسبی در ارتقا و پیشرفت در حوزه داریم.
چهارم این که در این میان باید نهادهایی مثل مرجعیت محور قرار بگیرند، هیچ کسی نمی تواند بدون اتکا بر نقطه اصیل مرجعیت که نقطه اتکای همه ما و برآمده از معارف اصیل ما است اقدامی کند، مرجعیت تکیه گاه اصلی است، ولایت فقیهی هم که امروز نقش بسیار عظیمی را در جهان ایفا کرده است و این همه آثار را به بار آورده است، ریشه در مرجعیت و در حوزه دارد، استادان بزرگ و نهادهایی مثل شورای عالی حوزه که بر آمده از جامعه مدرسین هستند و باقی مجموعه های حوزوی هم تکیه بر مرجعیت دارند.
پنجم این که ما باید سنت ها و تجربه های مهم آموزشی و تدریسی و پژوهشی و تحقیقی را خوب بشناسیم و شناخت ما هم باید در هر نوع بالندگی بر اساس عمق و دقت کافی و وسواس لازم باشد، درست است که این کار نیاز به جرات و جسارت دارد اما نباید از وسواس و دقت لازم غفلت کنیم ما هر گونه پیشرفت و تعالی را باید حداقل بر این پایه ها استوار کنیم.
محور دیگری که باید عرض کنم این است که مقام استادی و مدرسی در حوزه یک جایگاه بسیار مهم و ممتاز دارد که از سنت های بسیار عظیمی برخوردار بوده است که همه ما باید از آن سنت ها صیانت کنیم، سنت های عمیق و اصیلی که در نظام تدریس ما وجود داشته است، بدین قرار است: اولین سنت ارتباط صمیمی بین استاد و شاگرد است، همه ما در محضر اساتید بزرگ و مراجع عظام تلمذ کردیم و آن رابطه شیرین اخلاقی، معنوی و عاطفی را با همه وجودمان لمس کردیم این رابطه عاطفی، روحی، اخلاقی مهم ترین عنصر در استادی در حوزه است به عبارت دیگر استادی در حوزه تفاوتش با استادی در نهادهای دیگر این است که استاد در آن جا نقش آموزشی دارد و مفاهیم را انتقال می دهد و حداکثر نقشش در باروری استعدادها و خلاقیت ها است.
استادی در حوزه همزمان دارای چند نقش است، اول نقش آموزشی، دوم نقش اخلاقی و پرورشی، سوم نقش عاطفی است و چهارم نقش رسیدگی به همه ابعاد زندگی و حتی معیشتی طلاب در حد توان و نهایتا استاد هم مدرس است و هم یک محقق و مشاور زبردست است که دستگیر شاگردان خود در فراز و فرود زندگی می باشد.
این نکته برای همه ما مهم است که انتظار می رود که استاد در همان جایگاه سنتی و اصیل حوزوی نقش ایفا کند، استادی که همزمان هم آموزگار است، هم مربی، هم دارای روابط عاطفی و هم مشاور در ابعاد مختلف زندگی یک طلبه است در این رابطه نظام استادی و این که استاد در یک فرآیند آزاد انتخاب می شود که ملجا و تکیه گاه طلبه باشد از قواعد مهم ما است که تبعا در سنت های بزرگ حوزه وجود داشته است.
این که استاد کار علمی خویش را در برابر مزد انجام نمی دهد، افتخار بزرگی است که همچنان در حوزه های ما وجود دارد و ما هم حتما باید این افتخار را حفظ کنیم که استادی و تدریس در برابر دینار و درهم قرار نمی گیرد اگر اساتید چیزی را دریافت می کنند، لطف مراجعی است که تبعا حوزه را اداره می کنند اما استاد در نظام حوزه یعنی معلم، مربی و مشاور و انسانی است که همه وجود خود را با عشق و علاقه در اختیار رشد طلبه قرار داده است و انسانی است که تعلیم خود را به داد و ستد مبدل نکرده است، مبنای حرکت اساتید در حوزه یک وظیفه الهی است و اخلاص و عشق در وجود آنها موج می زند.
مدیریت حوزه ها حتما در خدمت مراجع عظام و رهبری معظم و آرمان های بزرگ اسلام و سلف صالح و انقلاب اسلامی خواهد بود و حتما بر پایه مشورت و رایزنی و بهره گیری از اساتید اقداماتی که باید انجام دهد را دنبال می کند و ما امیدواریم که بتوانیم در ارتقای برنامه ها و در تعالی حوزه و هم در پایه های فکری و معرفتی و صیانت از تراث و هم در پاسخگویی به نیازهای امروز طرح های مناسبی داشته باشیم و راه عزیزانی که در گذشته این مسیر را پیموده اند، ادامه دهیم و در این راه هم نیاز به راهنمایی و هم به دعا و همراهی دوستان عزیز و همه تشکل ها و اساتید حوزه داریم که ان شاء الله از محضرشان استفاده خواهیم کرد.
در این جا عرض ادب و سپاس محضر معظم له و همه اساتید بزرگوار داریم و امیدوارم در طرح ها و برنامه ها بتوانیم از تجارب دوستان و از آراء و انظار دوستان با توکل بر خداوند و با استمداد از حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء بهره مند شویم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته./260/43/20
دیدگاه جدیدی بگذارید