استاد موسوی فخر:

تداوم امامت و دین رسول خدا مدیون حضرت زینب است

در هیچ جای تاریخ و در تمام کتب و شیعه و سنی نقل نشده است که وقتی در ایام اربعین وارد کربلا شدند حضرت زینب سلام الله علیها سوال کرده باشند که قبر دو پسر من کجاست؟ اگر از حضرت عباس علیه السلام و علی اکبر و قاسم پرسیدند از دو فرزند خود هیچ سوالی نکردند، این مساله حلم و صبر حضرت زینب سلام الله علیها را می رساند، این حلم عقیلة العرب و قهرمان کربلا زینب کبری سلام الله علیها است.

 

استاد موسوی فخر در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: وقتی حضرت زینب سلام الله علیها متولد شدند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سفر بودند و سه روز سفر ایشان به طول انجامید، امیرالمومنین علیه السلام و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها نامی برای این دختر تازه به دنیا آمده انتخاب نکردند.

 

وی افزود: وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از سفر بازگشتند به ایشان عرضه داشتند که نام این دختر را شما انتخاب کنید آن حضرت حالت انتظاریه ای گرفتند و گفتند: «بر پروردگار در این کار سبقت نمی گیرم.» جبرییل از عرش به پرواز درآمد که خداوند به حبیبش رسول خدا سلام می رساند و می فرماید: «نام این دختر را زینب گذارید پیامبر شروع به گریستن و اشک ریختن کردند جبرییل به ایشان عرض کرد: «چرا گریه می کنید؟» پیامبر فرمودند: «این دخترم مصائبی می بیند هر کس بر مصایب زینبم گریه کند مانند این است که بر حسن و حسینم گریه کرده است.»

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اگر ما هیچ فضیلت و کلمه و جمله ای از زبان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در وصف عمه جانشان حضرت زینب سلام الله علیها نداشتیم همین بس که نام ایشان را پروردگار متعال انتخاب کرده است. امام سجاد سلام الله علیها جمله ای را خطاب به زینب کبری سلام الله علیها می فرماید: «یا عمة انت بحمد الله عالمة غیر معلمه و فهمة غیر مفهمه» ای عمه جان زینب تو بحمدالله استاد ندیده دانایی. خطبه فدک را که از فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل شده است، هم ابن عباس و هم اهل بیت علیهم السلام از زینب کبری سلام الله علیها نقل می کنند و می گویند: «عن سیدتنا و عقیلتنا زینب بنت امیرالمومنین.»

 

وی اضافه کرد: مگر حضرت زینب سلام الله علیها در زمان شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چند سال داشتند وقتی که ایشان به شهادت رسید چهارسال و هفت و هشت ماه بیشتر نداشتند زمانی که صدیقه طاهره سلام الله علیها به مسجد آمدند تا با ابی بکر بر سر فدک محاجه کنند، پرده ای را آویختند و وقتی صدای فاطمه زهرا سلام الله علیها بلند شد و آه و ناله کشید و صدای زجه و گریه مردم بلند شد با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم خطبه فدک را شروع کردند در همان جا زینب چهار ساله این خطبه را نقل می کنند و در همان جا حضرت صدیقه سلام الله علیها به زینب سلام الله علیها یاد دادند که امروز من باید در مقابل نامحرم و اجنبی از علی علیه السلام و ولایتش دفاع کنم و در این مسجد برای دفاع از ولایتش خطبه بخوانم و بین در و دیوار قرار گیرم فردا هم تو باید از امام و ولیت حسین علیه السلام دفاع کنی تو نیز باید در مجلس یزید و ابن زیاد و در اسارت کوفه و شام از امامت دفاع کنی.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: امیرالمومنین علیه السلام یک روز وارد خانه شدند، دیدند مجلس زنانه ای در خانه برپا است خانم میثم تمار و هانیه بن عروه هم در این مجلس حضور دارند، زینب کبری سلام الله علیها آیه کهیعص و آیات سوره مریم را تفسیر می کردند و امیرالمومنین علیه السلام به سخنان ایشان گوش می دادند وقتی مجلس تمام شد و زنها رفتند امیرالمومنین علیه السلام دخترشان را صدا زدند که تفسیر این آیات را از که آموختی حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشتند: «هکذا علمتنی أمّی فاطمة» یعنی از مادرم فاطمه آموختم، حضرت زینب سلام الله علیها در حالی که در زمان شهادت مادرشان سه، چهار سال بیشتر نداشتند از مادرشان تفسیر آموخته بودند و این چنین برای بزرگان زنان صحابی پیامبر تفسیر قرآن می کردند.

 

وی افزود: در تاریخ داریم که «نائبة الحسین» لقب حضرت زینب سلام الله علیها است یعنی ایشان نائب امام بودند و امام حسین علیه السلام به حضرت زینب کبری سلام الله علیها نیابت دادند که تا زین العابدین بیمار هستند شما مسائل شیعیان را حل و فصل کنید و حتی ایشان مسائل شرعی را هم جواب می دادند، سیوطی می نویسد که دنیا ندیده است زنی که پنجاه و اندی سال داشته باشد و در نصف یک روز این همه مصیبت ببیند و در بین راه اسارت گاهی سوار بر ناقه عریان و گاهی سوار بر مرکب، گاهی پیاده و گاهی با پای برهنه آنها را عبور دهند، گاهی آنها را از وسط نهر های آب با دست بسته و زنجیر به دستشان عبور دهند و در گرماها و تشنگی های سخت آنها را از این شهر به شهر دیگر برند اما این چنین صلابت در سخن را حفظ کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: سیوطی می گوید دنیا ندیده است مثل این زنی که وقتی در مجلس یزید قرار گرفت در مقابل چهارصد فرمانده لشکری و مقامات کشوری آن چنان خطبه خواند و حتی لرزشی در صدای این خانم پیدا نشود، از حلقومی حیدری و حنجره ای علوی این سخنان را ایراد کردند و این مسائل بود که از زینب سلام الله علیها چنین بانوی با عظمتی ساخت که امام صادق علیه السلام می فرماید: «خداوند به ما عمه ای داده اند که به هیچ کس این عمه را نداده است عمه ما شریک اباعبدالله الحسین علیه السلام در نهضت و قیام ایشان بودند.»

 

وی خاطرنشان کرد: راجع به صبر بی بی زینب سلام الله علیها در کتاب خصائص می نویسد صبر از صبر زینب خسته شده بود، آن صبری که انتها نداشت که فضه خادمه می گوید: «در یوم عاشورا آمدم پرده خیمه زینب را کنار زدم که بیان کنم دو پسر شما می خواهند خداحافظی کنند و به میدان بروند.» حضرت زینب فرمود: «به آنها بگو بروند و از امامشان خداحافظی کنند» بعد از مدتی فضه باز پرده خیمه حضرت زینب را کنار زد و عرض کرد: «خانم جنازه دو فرزندتان را به خیمه دارالحرب آوردند، بیایید با جنازه و جسد آنها خداحافظی کنید.» حضرت زینب فرمود: «پرده را بینداز و به داخل خیمه بیا» فضه خادمه می گوید: «دیگر طاقت نیاوردم آمدم به داخل خیمه و مقنعه ام را از سر برداشتم» فضه خادمه می گوید: «و لطمت علی وجهی و صدری و بکیت» به سر و صورت خود زدم و گریه کردم و اشک ریختم.

 

استاد موسوی فخر بیان داشت: حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: «چه می کنی ای کنیز مادرم زهرا ای فضه چرا به خودت لطمه می زنی» فضه عرض کرد: «شما مادر آنها هستید نه اجازه دادید که برای خداحافظی بیایند و نه بالای سر جنازه های آنها رفتید.» حضرت زینب در پاسخ فرمود: «فضه اگر من اینها را راه می دادم که به خداحافظی بیایند و یا این که الان بلند  شوم و به خیمه دارالحرب روم و با جسد آنها خداحافظی کنم اگر یک وقت چشم حسین به من افتد و از من زینب خجالت کشد چه کنم.»

 

وی اضافه کرد: در هیچ جای تاریخ و در تمام کتب و شیعه و سنی نقل نشده است که وقتی در ایام اربعین وارد کربلا شدند حضرت زینب سلام الله علیها سوال کرده باشند که قبر دو پسر من کجاست؟ اگر از حضرت عباس علیه السلام و علی اکبر و قاسم پرسیدند از دو فرزند خود هیچ سوالی نکردند، این مساله حلم و صبر حضرت زینب سلام الله علیها را می رساند، این حلم عقیلة العرب و قهرمان کربلا زینب کبری سلام الله علیها است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام صادق علیه السلام می فرماید زینب کبری «ذخیرة المحمدیة» و «تالیة الفاطمیة» هستند، زینب کبری سلام الله علیها سه بار جان امامت را حفظ کردند و باعث تداوم امامت گردیدند یکی زمانی بود که در یوم عاشورا شمر آمد و گلیم را از زیر پای امام سجاد علیه السلام در خیمه کشید و شمشیر در آورد و می خواست ایشان را به شهادت رساند، آن جا زینب یک نهیبی زد و خودشان را مقابل امام سجاد علیه السلام انداختند و با نهیب حضرت زینب سلام الله علیها شمر از کشتن امام سجاد علیه السلام منصرف شد این جا بود که جان امام و همچنین امامت را حفظ کردند و تداوم بخشیدند.

 

وی افزود: جای دیگری که زینب سلام الله علیها جان امام سجاد علیه السلام را حفظ کردند، در صبح روز یازدهم محرم بود وقتی داشتند اطفال را سوار بر ناقه می کردند صدای گریه ام کلثوم بلند شد که: «زینبم ببین علی بن الحسین دارد جان می دهد و در حالت احتضار است.» حضرت زینب سلام الله علیها دیدند در حالی که پاهای امام سجاد علیه السلام را با زنجیر و طناب به زیر شکم ناقه بسته اند و دستشان را بسته اند در حال جان دادن هستند بی بی زینب سلام الله علیها در این حال گریه کردند و صدا زدند: «عزیز بردارم چه شده است؟»

 

استاد موسوی فخر بیان داشت: امام سجاد فرمودند: «ببین عمه جان جنازه های خودشان را دفن می کنند اما جنازه پدرم حسین را در دشت نینوا رها کردند،» حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: «این همان عهدی است که جدمان رسول الله با ما بست، این جا قبله عاشقان و پناه شیعیان خواهد شد و قبر حسین قرارگاه تمام عاشقان و آزادگان خواهد شد و از تمام دنیا به زیارت قبر حسینمان خواهند آمد.» در این جا با این جملات امام سجاد علیه السلام را از آن حالت احتضار نجات دادند.

 

وی خاطرنشان کرد: جای سومی که زینب سلام الله علیها امامت را حفظ کردند در مجلس ابن زیاد بود که وقتی ابن زیاد چشمش افتاد و دید که یک مردی در میان اسرا است گفت نامت چیست؟ امام سجاد علیه السلام فرمودند: «علی بن الحسین» ابن زیاد گفت: «یک علی در کربلا بود که خدا او را کشت.» امام سجاد فرمود: «او برادر بزرگم علی اکبر بود شما او را کشتید نه این که خدا او را بکشد.» ابن زیاد گفت: «شمشیر بیاورید و سر از بدن این علی هم جدا کنید.» در این جا حضرت زینب سلام الله علیها با همان دست و پای غل و زنجیر شده خودشان را بر پای امام سجاد علیه السلام انداختند و بلند بلند گریه کردند و جان امام سجاد علیه السلام را حفظ کردند.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: تداوم امامت و دین رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مدیون حضرت زینب سلام الله علیها است روز ولادت این بانوی با کرامت را روز پرستار هم نامیدند، ان شاءالله پرستاران ما چه در بیمارستان ها و چه در درمانگاه ها و چه در خانه که از مریض هایی که مرض صعب العلاج دارند پرستاری می کنند، آن حلم و صبر و دانش زینبی را از ایشان به ارث برند و الحمد لله رب العالمین./20/20/260

 

پ, 11/14/1395 - 13:15

دیدگاه جدیدی بگذارید