این جا است که رازی نهفته آشکار می شود که چرا سیدالشهدا علیه السلام بانوی بانوان و زنان و کودکان را همراه خودشان بردند با آن که خودشان به سرانجام سفرشان آگاه بودند و اهل کوفه را خوب می شناختند چون اسارت بانوان فاجعه کربلا، جنایات بنی امیه و فداکاری حسین علیه السلام را از پس پرده بیرون آورد.
استاد مهدی مسجد جامعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: بانوی بانوان زینب سلام الله علیها مانند ستاره درخشانی در آسمان تقوا طلوع کردند، گوهر گرانبهایی در معدن فضیلت و انسانیت تکون یافتند و در «اصلاب الشامخه» و «الارحام المطهره» نگه داری شدند نوگلی زیبا در گلستان شرافت و بزرگواری نمو یافت و نوزادی از مقدس ترین سینه ها شیر خورد و در آغوش پاکیزه ترین مادران چشم گشود کودکی در دامان با فضیلت ترین بانوی عالم پرورش یافت و دختری که دانشمندترین اساتید به تربیتش همت گماردند دوشیزه ای در بی آلایش ترین زندگی ها رشد کرد حضرت زینب سلام الله علیها در تمام شئون زندگی پیوسته با واقعیت و حقیقت سر و کار داشتند و هرگز با زندگی خیالی و پنداری ارتباطی حاصل نکردند.
وی افزود: حضرت زینب سلام الله علیها در مکتب مقدسی که در جهان بشری نظیر نداشت عالی ترین تعلیمات را فرا گرفتند و مورد عنایت مخصوص ایجاد کننده مکتب و استادان بزرگ آن که بزرگترین مربیان بشر بوده اند قرار داشتند و هر روز درس جدیدی از دانش و بینش و تقوا و فضیلت می آموختند و با هوش سرشار و استعداد فوق العاده همه آن تعلیمات مقدس را در خزینه دل قرار می دادند و پیاپی خود را برای گرفتن درس های بالاتر آماده می نمودند، شاگردی که در محیط تحصیلی خود هیچ گونه رادع و مانعی نداشت و هر روز بهتر از دیروز بر نردبان ترقی و تعالی صعود می کرد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت زینب سلام الله علیها خردمند بانویی بودند که از آغاز عمر در مرکز حوادث بزرگ و پیشامدهایی که در تحولات زندگی بشر دارای بزرگترین تاثیرات بوده است جای داشتند و از نزدیک با هوشی سرشار و نظری دقیق به حقیقت آن حوادث پی می بردند و موقعیت شخصیت های رحمانی و شیطانی را که در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند تشخیص می دادند و تاثیر هر کدام را به خوبی درک می کردند و از راز پیروزی این و رمز شکست آن آگاه بودند و موفقیت های ابدی را که در آغاز با شکست صوری جلوه گر می شدند از شکست قطعی که در ابتدا با موفقیت پنداری همراه بود تمیز می دادند.
وی افزود: ایشان یکتا زنی بودند که نه تنها در زنان بلکه در مردان عالم کمتر نظیرشان را می توان دید، توانا بانویی که عالی ترین نمونه ای از شهامت و دلیری، دانش و بینش کفایت و خردمندی قدرت روحی و تشخیص موقعیت بوده اند و هر وظیفه ای از وظایف گوناگون اجتماعی را به عهده گرفتند و به خوبی انجام دادند. دانشمند بانویی که باید مردان جهان از خوان تعلیماتش بهره بگیرند و از خرمن کمالاتشان خوشه ها چینند بانوی بانوان زینب دختر امیرالمومنین علیه السلام که تاریخ خانواده ای مانند خانواده کوچک علی علیه السلام سراغ ندارد که تمام افراد آن شخصیت هایی باشند که در سیر تاریخ تاثیر عمیق داشته و تحولی فوق العاده ایجاد کرده باشند.
استاد مسجد جامعی اظهار داشت: تاریخ به ما چنین نشان میدهد که اگر نابغه ای بزرگ از خانواده ای برخاست نابغه دیگری از آن کمتر بر می خیزد گویا او همه برجستگی ها و شایستگی های افراد خانواده را می گیرد و برای دیگران چیزی نمی گذارد و همه چیز می شود و افراد دیگر خانواده هیچ اما خانواده امیرالمومنین علیه السلام از این قانون اجتماعی جدا هستند زیرا همه افراد آن از بزرگان جهان می باشند علی علیه السلام، زهرا سلام الله علیها، حسن و حسین علیهما السلام و زینب سلام الله علیها همگی شخصیت های بزرگی در تاریخ هستند.
وی افزود: هر چه رشد فکری بشر بیشتر شود عظمت این خانواده آشکارتر و شایستگی های آنان نمایانتر می گردد نویسندگان جهان درباره هر کدام کتاب ها نوشته اند ولی هنوز کسی نتوانسته عظمت آنان را آن طوری که بوده نشان دهد اگر اندکی چشم خود را بازتر کنیم و طبقه اعلای این خانواده را بنگریم بزرگی و عظمتشان عقل را مبهوت خود می کند، موسس این خانواده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بزرگترین مرد تاریخ می باشند، مادر حضرت زهرا سلام الله علیها حضرت خدیجه علیها السلام هستند که نمونه ای از بزرگترین فداکارها می باشند، پدر علی علیه السلام ابوطالب بزرگترین پشتیبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و سرور قریش بوده است، او کسی است که اسلام بر دوشش پایه گذاری شد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مادر علی علیه السلام فاطمه دختر اسد مهربانترین مادر برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و بهترین پرستار آن حضرت بوده است کسانی که در طبقات سه گانه این خانواده قرار دارند هر چند در عظمت با یکدیگر تفاوت دارند ولی همه آنها از بزرگترین قدمای جهان می باشند، جد و جده عظیم هستند، پدر عظیم و مادر عظیم هستند، پسر و دختر هم عظیم هستند و زینب علیها السلام یکی از این عظما است.
وی اضافه کرد: زینب ماهی است که از پنج خورشید تابان کسب نور کرده است و از هر کدام به طور شایسته ای بهره گرفته است و آن گاه جهانی را روشنایی بخشیده است خون پاک، ریشه پاک و شیر پاک ذکاوت سرشار مربیان بزرگ شرکت در بزرگترین انقلابات بشری تجربه حوادث و تحولات بزرگ جهان زینب را آن طور که شایسته بود، پرورش داد و او را نمونه ای از عالی ترین مراتب انسانیت قرار داد، زن های جهان عموما و بانوان مسلمان خصوصا باید از گفتار و رفتار زینب سرمشق گیرند و از تعلیمات عالیه این بانوی بزرگ بهره مند گردند و از افتخار شاگردی مکتب زینب بر خود ببالند، دختر زهرا سلام الله علیها در دوره زندگی ساده و کوتاهش کمتر خوش بوده است و بیشتر با رنج و غم همراه بود ولی این رنج و اندوه به جای آن که حضرت زینب سلام الله علیها را از انجام وظیفه باز دارد بر استقامتشان افزوده است و قوای روحیشان را فشرده تر و نیرومندتر کرده است.
استاد مسجد جامعی اظهار داشت: بانوی بانوان در دوره زندگی وظایف گوناگونی بر عهده گرفتند هنگام کودکی اداره خانه پدر را به عهده داشتند و از برادران ارجمندشان پرستاری می کردند و بار فراغ مادر را بر دوش آنها سبک می نمودند، آن دم که به خانه شوهر رفتند همسری گرانبها برای شوهر و مادری بی نظیر برای فرزندانشان بودند.
وی خاطرنشان کرد: حضرت زینب سلام الله علیها زمانی به تعلیم و تربیت بانوان مسلمان می پرداخته اند و در کربلا نیز وظایف بزرگ و گوناگونی را انجام دادند و از برادر نگهداری می کردند، بیوه زنان و داغ دیدگان را غمگسار بودند، آن دم که وظیفه ایجاب کرد که از خانه بیرون آیند و سپاه پیروزمند کوفه را سرزنش کنند و سپس کاروان دلشکسته و مصیبت کشیده را غافله سالار باشند این وظایف را نیز به خوبی انجام دادند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دختر زهرا سلام الله علیهما معنی زیر بار ظلم نرفتن و در برابر ظالم استقامت ورزیدن را نشان دادند و با قدرت روحی خود کاخ ستمگران را ویران ساختند و بر جهانیان اعلام کردند که با از خود گذشتن می توان قدرتمندترین ستمکاران را کوبید خواهر حسین علیه السلام در این جهاد مقدس ترس و بیمی به خود راه ندادند و با نهایت دلیری ابن زیاد شومِ سرکشِ بی رحم و یزید پلید مقتدر بی عرضه را مفتضح ساخت، آری یزید مقتدر بود زیرا او وارث قدرتی بود که دیگران ایجاد کرده بودند، بی عرضه بود زیرا خود لیاقت ایجاد چنین قدرتی را نداشت و بر سر خوان قدرتی گسترده نشسته بود.
وی اضافه کرد: بانوی خردمند بنی هاشم کوفیان را که دوستان دغل باز بودند، رسوا کرد دوستانی که هنگام خوشی و سیادت یارند و موقع سختی خوار و با دشمن همگام هستند، روز به روز بر بدنامی کوفیان و رسوایی آنها افزوده می شود و تا دنیا باقی است جهان خرد و انسانیت بر انها لعنت می فرستد.
استاد مسجد جامعی اظهار داشت: زینب سلام الله علیها تا برادر والامقامشان در حیات بودند، ایشان را خدمت گذار و فرزندانشان را پرستار بودند و هنگامی که برادر برای کشته شدن عازم گردیدند، ایشان هر چه در قدرت داشتند برای حفظ جان برادر نثار کردند و فرزندان دلبندشان را در راه برادر بزرگوارشان فدا کردند. برای برادر در فکر جمع آوری سپاه بودند و روحیه سربازان برادر را تقویت می کردند، هنگامی که جوان برومند برادرش در خاک و خون غلطید و پدر داغ دیده او ایستاده می نگریست، زینب سلام الله علیها خود را به معرکه رساندند که توجه برادر بزرگوارشان را به جای دیگر منعطف سازند که مبادا در اثر این مصیبت جانفرسا نیروی برادر کاسته شود.
وی خاطرنشان کرد: وقتی که برادر تنها ماند و یک تنه به نبرد ادامه می دادند، زینب جان خود را در کف دست گرفتند و به سوی عمر سعد و سپاه بی رحمش روان شدند تا شاید ساعتی شهادت برادر را به تاخیر اندازند، شب یازدهم محرم زینب علیه السلام بی کس شدند و در ساعتی چند جد و پدر و مادر و برادران و همه کسان خود را از دست دادند و همگی آنها در مقابل چشمان ایشان در خاک و خون تپیدند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: شب دهم و شام دهم برای زینب سلام الله علیها تفاوت های زیادی داشت، چقدر تفاوت میان این شب سپید و آن شام سیاه وجود داشت و چه شام تیره ای بود، زینب سلام الله علیها در شب دهم همه را داشتند ولی در شام دهم هیچ کسی را نداشتند، در شب دهم پشت و پناه داشتند، سرور داشتند، نقطه اتکا داشتند، برادر داشتند، پسر داشتند، جوان داشتند، کودک داشتند، شیرخوار داشتند اما در شب یازدهم هیچ کدام را نداشتند.
وی افزود: زینب سلام الله علیها در شب دهم خواهر بودند، مادر بودند، عمه بودند، سرور بودند ولی در شام دهم نبودند، در شب دهم خیمه و خرگاه داشتند و جامه نو بر تن داشتند، چراغ داشتند بستر خواب داشتند و خدمتگذاران بسیاری داشتند ولی در شام دهم نداشتند در شب دهم تنشان سالم بود ولی در شام دهم از تازیانه مجروح بودند آری در شام دهم زینب سلام الله علیها چیزی داشتند که در شب دهم نداشتند که در این شام آب داشتند ولی در شب دهم نداشتند.
استاد مسجد جامعی بیان داشت: دمی که آب حلال گردید آیا اول زینب سلام الله علیها نوشیدند یا به زنان خون جگر و کودکان یتیم در به در دادند، در نخستین لحظه ای که خواستند آب بنوشند چه حالی داشتند و چه خاطراتی در قلبشان می تپید، و چه تشنه کامان بزرگواری را که با لب تشنه جان دادند به خاطر می آوردند آیا ایشان در آن حال قدرت بر نوشیدن آب داشتند؟
وی افزود: زینب سلام الله علیها چگونه به کودکان یتیم و زنان داغدیده آب دادند مگر خداوند متعال در این تن رنجور چقدر نیرو نهفته بودند که زینب سلام الله علیها با وجود این همه مصیبت از سرپرستی زنهای داغدیده و کودکان یتیم باز نماند و در میان آن همه کودک یکی به زیر سم ستوران نرفت و در آتش سوزی خیمه ها نسوخت و یکی در آن شام شوم و در آن بیابان بی رحم گم نشد، هنگام حرکت کاروان اسیر به سوی کوفه وقتی که خواهر حسین علیه السلام می بینند که یادگار برادرشان امام سجاد علیه السلام از شدت مصیبت حالشان دگرگون شده است برای تسلیت برادرزاده اقدام می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در طول راه زینب سلام الله علیها برای کودکان پدر از دست داده مادر بودند و برای آنها پدری هم می کردند و تنشان را در برابر تازیانه هایی که به سوی آنها می آمد سپر بودند و در نگه داری آنها جانفشانی می کردند اگر بیوه زنی از کاروان عقب می ماند و یا کودکی از محمل بر زمین می افتاد دختر علی علیه السلام زن را به کاروان می رساندند و کودک را سوار می کردند. زینب سلام الله علیها با پلیدترین مرد روی زمین یعنی ابن زیاد به گونه ای سخن گفتند و رفتار کردند و با یزید که شوم ترین امپراطوران فاتح بود به گونه ای دیگر سخن گفتند و رفتار دیگری داشتند.
وی اضافه کرد: زمانی که ابن زیاد تصمیم به کشتن امام سجاد علیه السلام گرفت خواهر حسین علیه السلام به گونه ای فداکاری و از خود گذشتگی نشان دادند که آن ناپاک را از آن تصمیم شوم منصرف ساختند، هنگامی که یزید سرمست باده بود و با چوبدستی بر دندان های برادر بزرگوار حضرت زینب سلام الله علیها می نواخت این خواهر کاری کردند و سخنی گفتند که شیرینی پیروزی را تا ابد در کام یزید تلخ کردند پس از بازگشت از شام زینب سلام الله علیها یک سره به سوی قبر برادر رفتند تا مطمئن شوند که آن پیکر مقدس و یارانشان دفن شده اند آن گاه به مدینه بازگشتند ولی در طول این مدت اشک دیده و سوز دلشان آرام نگرفت.
استاد مسجد جامعی بیان داشت: آسایش زینب سلام الله علیها وقتی بود که می نشستند و سر بر زانوی غم می نهادند و می گریستند دختر امیرالمومنین علیه السلام آن قدر گریستند تا اشک هایشان بخشکید و در میان این همه فشار و مصیبت چیزی که نمایان شد بزرگی و عظمت زینب سلام الله علیها بود و معلوم شد که نواده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چقدر نیرو دارند و خداوند به آن پیکر ستم کشیده و آن روح رنج دیده چقدر توانایی داده است. بزرگترین مصیبت ناگواری که در تاریخ بشر کمتر نظیر داشته بر این پیکر رنجور و آن روح نازنین وارد آمد ولی ایشان دست و پای خودشان را گم نکردند و از هدف خودشان منحرف نشدند و مانند کوه استوار پابرجا ماندند.
وی افزود: دختر امیرالمومنین علیه السلام مصیبت های گوناگون داشتند و داغ عزیزان و پیکر پاره پاره آنها، اسیری و دربه دری آتش سوزی و خون جگری و ذلت پس از عزت و گشاده رویی، تازیانه های دشمنان بی رحم و زخم زبان های مردم پلید و تذکر زمان خلافت پدرشان در کوفه و حقوقی که پدرشان بر گردن اهل کوفه داشتند و رفتار کوفیان هر کدام از اینها بس است که انسانی را از پا اندازد و چه رسد که تمام آنها بر یک تن هجوم آورد اضافه بر این زینب سلام الله علیها وظایف سنگینی را نیز باید عهده دار می شدند ولی دختر علی علیه السلام خم به ابرو نیاوردند و آن چه که عقل در وقت آسایش خاطر تشخیص می دهد را انجام دادند تاکنون از نظر سیاسی کسی نتوانسته است در رفتار و گفتار حضرت زینب سلام الله علیها در سفر اسارت یک اشتباه سیاسی بگیرد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: عقل هر چه بیندیشد که چه جایی زینب سلام الله علیها چه سخن گفته اند و چه رفتاری کرده اند که به جای آن سخنی بهتر و یا رفتاری خردمندانه تر بجوید نخواهد یافت شاهکارهای سیاسی زینب سلام الله علیها بسیار است که شمارش آن موجب تفصیل خواهد بود این جا است که رازی نهفته آشکار می شود که چرا سیدالشهدا علیه السلام بانوی بانوان و زنان و کودکان را همراه خودشان بردند با آن که خودشان به سرانجام سفرشان آگاه بودند و اهل کوفه را خوب می شناختند، اسارت بانوان فاجعه کربلا، جنایات بنی امیه و فداکاری حسین علیه السلام را از پس پرده بیرون آورد.
وی اضافه کرد: اگر اسارت زنان اهل بیت علیهم السلام نبود دشمنان آل محمد صلی الله علیه و آله پرده ای بر جنایات کربلا می کشیدند و نمی گذاشتند کسی از آن آگاه شود و کسانی که اطلاع داشتند زبانشان را به وسیله پول و یا زور می بستند و این جنایت هولناک و این فداکاری های بزرگ را از صفحات تاریخ محو می کردند چنان چه بسیاری از جنایت کاران آثار جرم و جنایت خود را محو کردند مگر ستمی که بر مادر زینب سلام الله علیها شد از صفحات تاریخ محو نگردید ولی زینب باید در کربلا باشد و فداکاری برادر و جنایت کاری بنی امیه را ببیند و سپس اسیر شود تا این حقیقت بزرگ محو نگردد.
استاد مسجد جامعی بیان داشت: این سخن گزافه نیست که بگویم اسارت زینب سلام الله علیها موجب زنده شدن پدرشان علی علیه السلام و جدشان رسول خدا صلی الله علیه و آله و تجدید حیات اسلام بود زیرا بنی امیه با زور و پول و حیله گری می خواستند همه را محو و نابود کنند و اثری از رسالت رسول خدا باقی نگذارند کشته شدن حسین علیه السلام این نقشه پلید را بر باد داد و اسارت زینب سلام الله علیها کشته شدن حسین علیه السلام را بر ملا ساخت.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: حضرت زینب سلام الله علیها عمر درازی نکردند ولی حقایق شگرفی از ایشان به یادگار ماند خداوند به همه ما توفیق خدمت در راستای مکتب اهل بیت علیهم السلام عنایت فرماید و همه ما را زینبی زنده بدارد و با حب زینب سلام الله علیها بمیراند و با اهل بیت علیهم السلام محشور بگرداند خدایا خیر دنیا و آخرت نصیب ما بفرما و شر دنیا و آخرت را از ما دور بگردان امام زمان علیه السلام را از ما راضی و خشنود بفرما در فرجش تعجیل بفرما خدمتگزاران به اسلام و مسلمین و مراجع عظام تقلید و مقام معظم رهبری را موید و منصور بدار./20/43/260
دیدگاه جدیدی بگذارید