امام سجاد علیه السلام از عبادت و خداشناسی و خلوص حضرت زینب سلام الله علیها روایات متعددی را نقل کردند و معروف است که حضرت فرمودند: «و ما رایت عمتی تصلی اللیل عن جلوس الا لیلة الحادی عشر» من ندیدم عمه ما نماز شب را نشسته خواند مگر در شب یازدهم یعنی حضرت همیشه نماز شبشان را می خواندند فقط آن شب نشسته خواندند و در روایت دیگری داریم که امام حسین علیه السلام وقتی خواستند آخرین وداع را با حضری زینب سلام الله علیها انجام دهند فرمودند: «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل» خواهرم مرا در نماز شبت فراموش نکن که این مطلب مقام عبادی حضرت را می رساند.
استاد ابراهیم محمدی نجف آبادی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: کلمه زینب به معنای درخت خوش منظر و خوش بو است «الزینب الشجر حسن المنظر و طیب الرائحة» برخی گفته اند اصل واژه زینب «زین اب» بوده است و به واسطه کثرت استعمال حرف الف از اب افتاده است و تبدیل به زینب شده است به هر جهت هر کدام از این دو اصل و ریشه یابی صحت داشته باشد مناسبت با این شخصیت بزرگوار دارد چون هم شجره ای زیبا و طیبه هستند و هم زینت پدرشان امیرالمومنین علیه السلام هستند.
وی افزود: حضرت زینب سلام الله علیها در سال پنجم هجرت در شهر مدینه به دنیا آمدند و روز پنجم جمادی الاولی تاریخ تولد ایشان است و بعضی گفته اند تولد ایشان در سال ششم رخ داده است و برخی گفته اند ایشان در سال چهارم متولد شده اند، در ماه این تولد هم اختلاف است بعضی گفته اند ماه شوال و برخی ماه رمضان را ذکر کرده اند که قول انسب و آن چیزی که محققین اختیار کرده اند این است که حضرت در سال پنجم و روز پنجم ماه جمادی الاولی به دنیا آمده اند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت زینب سلام الله علیها سومین فرزند خانواده حضرت امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها بوده اند و در مورد تولد ایشان نقل شده است که وقتی به دنیا آمدند حضرت زهرا سلام الله علیها ایشان را به امیرالمومنین علیه السلام برای نامگذاری دادند و حضرت فرمودند من درباره نامگذاری این نوزاد پیشدستی نمی کنم و منتظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می مانم.
وی اضافه کرد: در روایت است که خداوند علیّ اعلی توسط جبرییل به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد که نام آن حضرت را زینب سلام الله علیها گذارند البته نام گذاری ایشان به «زینب» بی سابقه نبود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم دختری به نام زینب داشتند که در زمان حیاتشان از دنیا رفتند و قبر ایشان در بقیع کنار آن دو دختر دیگر پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم مشهور و معروف است به هر جهت اولین دختری که خداوند به حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین علیه السلام عطا فرمودند حضرت زینب سلام الله علیها بود و بعد از ایشان هم حضرت زینب صغری که دومین و آخرین فرزند آن دو بزرگوار بود به دنیا آمدند یا بنابر برخی نقل ها گفته اند که بعد از ایشان هم فاطمه بنت فاطمه سلام الله علیها هم به دنیا آمدند که نمی دانیم تا چه حد صحت دارد.
استاد محمدی نجف آبادی اظهار داشت: نامگذاری حضرت زینب سلام الله علیها توسط خداوند و به واسطه جبرییل انجام می شود و در روایت است که جبرییل به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر دادند که چه مصایبی بر این دختر خواهد گذشت که دارد «فبکا رسول الله و قال من بکی علی مصایب هذه البنت کان کمن بکی علی اخویها الحسن و الحسین» حضرت فرمودند: هر کس که بر مصایب این دختر گریه کند مانند کسی می ماند که بر مصایب برادرش امام حسن و امام حسین علیه السلام گریه کند، گریه بر امام حسین علیه السلام اجر و ثوابش به عرش اعلی می رسد و گریه بر حضرت زینب سلام الله علیها هم همین ارزش را دارد.
وی خاطرنشان کرد: نامگذاری حضرت به صدیقه صغری در مقابل و در کنار حضرت زهرا سلام الله علیها به صدیقه کبری است برای این که فرق این دو بزرگوار روشن شود. القابی برای آن حضرت انتخاب شده است که هر کدام مناسبتی داشته است و در برخی از کتب دیدم که تا 53 لقب برای حضرتش ذکر کرده اند که از آن جمله «عقیلة» یا «عالمة غیر معلمه» یا «نائبة الحسین» یا «ملیکة الدنیا» و «الفصیحة» و القاب دیگری که بسیار زیادند و هر کدام از این القاب با وجهی از شخصیت ایشان مناسبت دارد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حتی ابن عباس روایتی از حضرت زینب سلام الله علیها نقل می کند که به ابن عباس «حبر امت» می گویند اما از حضرت زینب سلام الله علیها درباره فدک و آن چه که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اتفاق افتاد از آن حضرت روایت نقل می کند تعبیر ابن عباس این است که «حدثتنی عقیلتنا فی فدک» یعنی عقیله بنی هاشم در مورد فدک به من خبر داد.
وی افزود: تعبیر دیگری وجود دارد که وقتی حضرت زینب سلام الله علیها می خواستند به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بروند امام حسن و امام حسین علیهما السلام دو طرف حضرت بودند و امیرالمومنین علیه السلام هم از جلو می رفتند و وقتی به بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رسیدند حضرت امیر علیه السلام چراغی هم که آن جا بود خاموش می کردند و می فرمودند: «این کار برای این است که کسی به خواهر شما نظر نکند» حضرت زینب سلام الله علیها آن قدر عفاف و حجاب داشتند که برخی نقل کردند تا کربلا کسی حضرت را ندیده بود و از یکی از همسایگان امیرالمومنین علیه السلام در مدینه نقل می کنند: «ما صدای این دختر علی را در مدینه نشنیدیم.»
استاد محمدی نجف آبادی اظهار داشت: حضرت زینب تا سال شصت هجری در مدینه بودند و سال های طولانی را در مدینه بودند اما راوی نقل می کند که من اصلا صدای حضرت را نشنیدم عقیله از عقال به معنای آن چیزی است که زانوی شتر را با آن می بندند و عقل هم برای انسان عقل است به جهت این که انسان را از خطاها حفظ می کند پس عقیله به معنای محفوظه است و این که ایشان برای رفت و آمد محفوظ بود و در حجاب بودند از معنای نامشان بر می آید.
وی افزود: امام سجاد علیه السلام به حضرت زینب لقب «عالمة غیر معلمه» می دهند یعنی حضرت زینب سلام الله علیها عالمی هستند که بدون تعلیم به این مرحله رسیده اند و یا صفت «ملیکة الدنیا» و «نائبة الحسین» که نائب امام حسین علیه السلام هم در کربلا و هم بعد از کربلا هم در کوفه و هم در شام و بعد از اینها در مدینه هم نیابت ایشان را داشتند. «البلیغة» هم یکی از صفات ایشان است به این معنا که بلاغتشان زبانزد بوده است و کسانی که کلام حضرت را در کوفه و یا در شام می شنیدند می گفتند که انگار امیرالمومنین علیه السلام با همان فصاحت و بلاغت صحبت می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: طبق تواریخ حضرت پنج سال در دامان پیامبر و امیرالمومنین علیه السلام و حضرت صدیقه سلام الله علیها و برادرانشان امام حسن و امام حسین علیه السلام زندگی کردند که در این دوران زندگی بسیار شیرینی را در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتند و بعد از رحلت ایشان اولین مصایب حضرت زینب آشکار شد و این مصایب را کم کم درک کردند و در روایت است که « هی تجر ردائها و تنادی: یا ابتاه» در مرگ و رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت آن چادری را که داشتند به دنبال خود می کشیدند و می فرمودند: «یا ابتاه یا رسول الله الان عرفنا الحرمان من النظر الیک» اکنون برای ما روشن شد و آن حرمان و محروم شدن از نگاه شما را فهمیدیم.
وی اضافه کرد: بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مصایب حضرت زینب سلام الله علیها شروع شد، مصیبت رحلت و از دست دادن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر امیرالمومنین علیه السلام هم سخت بود چه رسد به حضرت زینب سلام الله علیها و برای همه مومنین هم سخت بود چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یکی از اسباب منع عذاب بر امت بودند و در آیه قرآن است که «و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم» خداوند تا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بین امت است آنها را عذاب نمی کند «و ما کان الله معذّبهم و هم یستغفرون» وقتی امیرالمومنین علیه السلام آن حضرت را به خاک سپردند فرمودند: «لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت احد» ای رسول خدا با رحلت شما چیزی از مردم و از این عالم قطع شد که به مرگ هیچ کسی قطع نشده بود که یکی از آنها همین اسباب منع عذاب بود که فرمودند یکی از اسباب منع عذاب از بین شما رفت و فرمودند بشتابید به دومی که همان استغفار باشد.
استاد محمدی نجف آبادی اظهار داشت: به هر جهت رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر همه عالم سنگین بود و بر این دختر کوچک هم سنگین بود و بعد از آن مرحله دوم زندگی حضرت زینب سلام الله علیها شروع می شود که در کنار حضرت زهرا سلام الله علیها هستند و از ایشان پرستاری می کردند، در کنار بستر حضرت زهرا سلام الله علیها دختری چهار، پنج ساله رفت و آمد می کرد و بعد از این مصیبت هم نوبت به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها رسید.
وی افزود: بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها زندگی حضرت زینب سلام الله علیها در کنار پدر و برادران ایشان امام حسن و امام حسین علیه السلام در مدینه است حال نمی دانیم که حضرت با پدر بزرگوارشان به کوفه آمدند یا نه در هر صورت بعد از شهادت امیرالمومنین علیه السلام ایشان هم به همراه امام حسن مجتبی علیه السلام در مدینه بودند و حضرت زینب سلام الله علیها در این شهر تا سال شصت باقی ماندند در این مدت ازدواجشان با عبدالله جعفر پسر عموی خودشان رخ داد که مرد بسیار بزرگوار و بخشنده و شخص بسیار فهمیده ای بود و خداوند در این مدت پنج فرزند به حضرت زینب سلام الله علیها عطا فرمود چهار پسر و یک دختر که دو پسر از پسران حضرت در واقعه کربلا به نام عون و محمد که در عنفوان جوانی و نوجوانی بودند به شهادت رسیدند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در مدت اقامت ایشان در مدینه شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و مصایب شهادت امام مجتبی علیه السلام و تشییع جنازه ایشان را متحمل شدند و بعد از این مساله هم زمانی که امام حسین علیه السلام در اواخر سال شصت به سمت مکه حرکت کردند با اجازه عبدالله بن جعفر همراه امام حسین علیه السلام به مکه آمدند و بعد از آن هم سفر به کربلا رخ داد.
وی خاطرنشان کرد: مطلبی راجع به علم و جلساتی که آن حضرت در مدینه داشتند بیان می کنم که آن حضرت جلسات تفسیر قرآن را در مدینه داشتند «و کان الناس یرجعون الیها فی الحلال و الحرام» بیشتر خانم ها و دیگران از حضرت زینب سلام الله علیها سوال می کردند و خود حضرت اخبار زیادی را از پدر و مادرشان نقل کردند و بعد هم نقل داستان کربلا و روایت هایی است که از امام حسین علیه السلام دارند که به عنوان یک راویه فهیمه ای که در واقع هم راویه و هم اهل علم هستند مطالب زیادی را نقل می کنند تا جایی که حتی بزرگانی مثل ابن عباس برای ایشان حساب زیادی باز می کرد و از آن حضرت نقل روایت کرده است و امام سجاد علیه السلام و عبدالله بن جعفر هم از حضرت زینب سلام الله علیها نقل روایت کردند و ایشان به عنوان یک مرجع روایی معروف و شناخته شده بودند.
استاد محمدی نجف آبادی بیان داشت: از بزرگواری و علم حضرت زینب سلام الله علیها این است که بعضی ها گفتند که اگر بگوییم «ولو قلنا بعصمتها لم یکن لاحد ان ینکر» یعنی اگر ما قائل باشیم که ایشان معصومه هستند کسی نمی تواند این مساله را انکار کند ولی می دانیم که معصومین علیهم السلام چهارده نفر بیشتر نبودند ایشان تالی تلو معصومین علیهم السلام بوده اند به جهت این که در خانواده ای بزرگ شدند که جدشان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است مادرشان حضرت زهرا سلام الله علیها است و برادرانشان امام حسن و امام حسین علیه السلام است و پدرشان امیرالمومنین علیه السلام است چنین شخصیتی با آن ذکاوت و هوش و آن بهره ای که از خانواده دارند بعید نیست که بگوییم تالی تلو معصوم علیه السلام هستند و برای همین است که ایشان را صدیقه صغری لقب دادند چون ایشان به راستگویی و معصومیت و پاکی مشهور هستند و در مقابل لقب مادرشان که صدیقه کبری بوده است به ایشان چنین لقبی را دادند.
وی تاکید کرد: امام سجاد علیه السلام از عبادت و خداشناسی و خلوص حضرت زینب سلام الله علیها روایات متعددی را نقل کردند و معروف است که حضرت فرمودند: «و ما رایت عمتی تصلی اللیل عن جلوس الا لیلة الحادی عشر» من ندیدم عمه ما نماز شب را نشسته خواند مگر در شب یازدهم یعنی حضرت همیشه نماز شبشان را می خواندند فقط آن شب نشسته خواندند و در روایت دیگری داریم که امام حسین علیه السلام وقتی خواستند آخرین وداع را با حضری زینب سلام الله علیها انجام دهند فرمودند: «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل» خواهرم مرا در نماز شبت فراموش نکن که این مطلب مقام عبادی حضرت را می رساند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در طول سفر که حضرت را از کربلا به کوفه و شام می بردند نقل شده است که حضرت گاهی قدرت ایستادن نداشتند و نمازهای نافله و گاهی اوقات نمازهای روزانه را نشسته می خواندند امام سجاد علیه السلام از ایشان سوال کردند: «چرا نمازتان را نشسته می خوانید» ایشان فرمودند: «به خاطر گرسنگی» چون جیره ای که به هر نفر در بین راه می دادند به اندازه یک تکه نان بود که حضرت گاهی این را بین بچه ها تقسیم می کردند و برای خودشان دیگر چیزی نمی ماند و ضعف بدن حضرت باعث می شد که حضرت نافله هایشان را نشسته بخوانند.
وی اضافه کرد: بعد از واقعه عاشورا تا بازگشت حضرت زینب سلام الله علیها به مدینه مرحله دیگری از زندگی ایشان رقم خورد در این جا جا دارد که کلامی از مرحوم آیت الله خویی در مورد حضرت زینب سلام الله علیها عرض کنم که فرمودند: «أنها شریکة اخیها الحسین فی الذب عن الاسلام و الجهاد فی سبیل الله» یعنی حضرت زینب سلام الله علیها شریک امام حسین علیه السلام در دفاع از اسلام و جهاد در راه خدا بودند یعنی امام حسین علیه السلام در جهاد در راه خدا شریکی به نام حضرت زینب سلام الله علیها دارند چه در خصوص حرکت به کربلا و چه در روز کربلا و روز عاشورا و شب عاشورا و چه بعد از آن لذا بعید نیست که در دفاع از اسلام و جهاد در راه خدا ایشان «شریکة الحسین علیه السلام» باشند.
استاد محمدی نجف آبادی اظهار داشت: حضرت آیت الله خویی در ادامه می فرمایند: «فی الدفاع عن جدها سیدالمرسلین» و در دفاع از شریعت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و جدشان حتی در صحبت کردنشان ایشان فصاحتی داشتند که «کانها تفرغ عن لسان ابیها» مثل این که این کلام از زبان امیرالمومنین علیه السلام جدا می شود «و تراها فی الثبات تنبئ عن ثبات أبیها» در ثبات و پایداری و دفاع از اسلام مانند امیرالمومنین علیه السلام بودند «و لا تخضع عند الجبابرة و لا تخشی غیر الله» و نزد هیچ جابری خضوع نکردند واقعا الان هم انسان به تنش مو راست می شود که چگونه ایشان در مقابل این جباران تاریخ صحبت کردند و همه این مسائل می رساند که ایمان ایشان چه مقدار بالا بوده است و غیر از خدا را نمی دیدند.
وی افزود: زمانی که آن نااهل و دشمن خدا به حضرت زینب سلام الله علیها می گوید که شما چه می بینید ایشان می فرماید: «ما رایت الا جمیلا» من به جز خوبی و نیکویی ندیدم و آیت الله خویی در ادامه سخنشان می فرماید: «تقول حقا و صدقا لا تحرکها العواصف و لا تزیلها القواصف فحقا هی اخت الحسین شریکته فی عقیدته و جهاده.»
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وقتی امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند حضرت زینب سلام الله علیها آن وظایفی که ایشان برعهده شان گذاشته بودند را انجام دادند و یکی از کارهای حضرت این بود که این قربانی را معرفی کنند و تقدیم خداوند کنند چنانچه نقل است ایشان به کنار بدن امام حسین آمدند دو دست را به زیر بدن ایشان بردند و آن حضرت را معرفی کردند که این بدن کیست و این بدن را به خداوند جل و علی تقدیم کردند و به گونه ای صحبت کردند که هم دشمن و هم دوست را به گریه واداشتند ان شاءالله که در همه مراحل زندگی مان زندگی پر بار این بانو سرمشق همه ما باشد و خداوند همه ما را از وساوس شیطان حفظ فرماید./20/43/260
دیدگاه جدیدی بگذارید