مقصود از وظایف در دوران غیبت وظایفی است که اگر غیبت نبود این امور نبود تا در مقابل آن وظیفه و حکمی مقرر شود و مجموع این وظایف مقرره عبارتند از: ثبات و استقامت در حفظ ایمان و عقیده، صبر و تحمل بر شداید، شماتت دشمنان، زجر سلاطین و کید شیاطین، اعمال تقیه از صاحبان قدرت، حذر از دخول در فتنه، پرهیز از اهل بدعت و صاحبان داعیه و رعایت، انتظار فرج کشیدن و دعا برای تعجیل فرج کردن و ترک استعجاز که عمده همه اینها حفظ ایمان است که به زبان آسان است ولی در عصر غیبت به خصوص در آخر الزمان بسیار دشوار و گران است.
استاد سید مهدی موسوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: نام مبارک حضرت ولی عصر علیه السلام «محمد» است و این نامی است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به واسطه آن حدیث معروفی که از ناحیه مقدس حضرت صادر شده است برای حضرت معین فرمودند: «اسم او اسم من است و کنیه او کنیه من است» کنیه مبارک حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام «ابوالقاسم» و «ابوصالح» است.
وی افزود: حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء القاب بسیاری داشتند از جمله «مهدی»، «منصور»، «قائم بأمر الله»، «حجة الله»، «ولی الله»، «صاحب الامر» «صاحب الزمان»، «المنتقم»، «بقیة الله» و القاب دیگر که مشهورترین لقب حضرت که بین ما شیعیان مشهور است همان مهدی یا صاحب الامر و یا صاحب الزمان است. پدر بزرگوار ایشان امام یازدهم شیعیان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام هستند و مادر ماجده ایشان دختر یشوعا نواده قیصر روم و ملقب به ملیکه هستند و چون شاهزاده بودند به این لقب مفتخر شدند اما به «سوسن» «صیقل» و «حکیمه» نیز ملقب هستند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بنابر مشهور حضرت سال 256 هجری قمری که این عدد موافق عدد کلمه نور در حروف ابجد است به دنیا آمدند و به قولی هم در سال 255 هجری قمری حضرت در شهر سامرا در منزل ملکی پدر بزرگوار خودشان که الان صحن و حرم عسکریین علیهما السلام است متولد شدند، آن حضرت در سحر جمعه که مصادف با نیمه شعبان سال 256 هجری قمری بوده است متولد شدند، قابله ایشان هم عمه پدرشان حضرت حکیمه خاتون بودند.
وی اضافه کرد: در خصوصیات حمل و ولادت حضرت این گونه نوشتند که حمل حضرت مخفی بوده است و تا هنگام ولادت آثار حمل در مادر ماجده ایشان همانند حمل حضرت موسی بن عمران علیه السلام نمایان نبوده است یعنی به گونه ای بوده است که تا ساعت قبل از تولد هیچ کس اثر حمل را در حضرت نرجس نمی دیده است حتی آن قابله های متخصصی که معتمد گماشته بود که هر گاه در خانواده امام عسکری علیه السلام اثر حمل ببینند فورا اطلاع دهند هم آثار حمل در حضرت نرجس مشاهده نکرده بودند همچنان که فرعون قابله های بسیاری برای زنان بنی اسرائیل گماشته بود و این مساله از جهت خوفی بود که بنی العباس از امام دوازدهم شیعیان داشتند.
استاد موسوی اظهار داشت: این حمل به گونه ای مخفی بوده است که تا آخرین لحظه ولادت حکیمه خاتون اثر حمل را در نرجس مشاهده نکرد به گونه ای که حکیمه خاتون می گوید: «نزدیک بود که مرا شک حاصل شود که ناگاه صدای برادر زاده ام یعنی امام حسن عسکری علیه السلام بلند شد و فرمودند: «عمه شک نکن سوره إنا أنزلنا را بخوان»»
وی در ادامه افزود: حکیمه خاتون می گوید: «من شروع به خواندن سوره إنا أنزلنا کردم ناگاه دیدم که از میان رحم طفلی با من هم آواز شد وقتی خواندن سوره قدر تمام شد، حضرت حجت علیه السلام متولد شدند و در هنگام تولد نوری از ایشان ساطع گردید که چشمان مرا خیره کرد ناگاه حضرت را دیدم که به سجده افتادند و شهادت بر وصایت پدران خود را بر زبان جاری کردند و چون به وجود شریف خودشان رسیدند فرمودند: «اللهم أنجز لی وعدی و أتمم لی أمری و ثبت وطأتی واملإ الارض بی قسطا و عدلا» بار خدایا وعده من را سریع و مسلم گردان و امر مرا تمام ساز و قدم مرا ثابت بدار و زمین را به واسطه من پر از عدل و داد گردان.»
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام زمان علیه السلام اگر چه در زمان پدر بزرگوارشان از نظر مردم مخفی بودند یعنی ایشان تا سال 260 که پنج سال یا چهار سال و اندی از سن شریفشان گذشته بود و در کفالت پدر بزرگوارشان بودند به صورت مخفی زندگی می کردند و فقط بعضی از خواص از ولادت حضرت مطلع گشته بودند اما در این مدت که ایشان از چشم مردم مخفی بودند بعضی از خواص حضرت که با حضرت ارتباط داشتند و ایشان از دیده آنها مخفی نبودند ولی بعد از شهادت پدر بزرگوارشان آن حضرت به طور کلی از همه مخفی شدند و ابتدای غیبت از همان موقع شروع شد.
وی تاکید کرد: نزد شیعیان معروف است که حضرت دارای دو غیبت هستند اول غیبت صغری یعنی کوچک تر و دیگری را غیبت کبری یعنی بزرگتر می دانند و به این دو غیبت در اخبار پیش از تولد حضرت هم اشاره شده بود چنان که امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: «قائم ما را دو غیبت است یکی از آن دو غیبت طولانی تر از دیگری است.»
استاد موسوی اظهار داشت: پس از انتقال امامت به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و خواندن نماز بر جنازه پدر بزرگوارشان در اثر تعقیب کردن معتمد عباسی برای دستگیر کردن حضرت ایشان غایب گشتند و حتی بر خواص هم رسما ظاهر نمی شدند اما ایشان نایب خاصی برای خود انتخاب کرده بودند تا مرجع شیعیان باشد و حوایج و سوالات خودشان را به وسیله آن شخص به مردم رسانند و جواب های حضرت را دریافت کنند، خود حضرت هم گاهی مخفیانه بر نایب خاصشان ظاهر می شدند و دستورات خاصی را به آنها می دادند و سوالات آنها را توقیع می فرمودند و بسیاری از اوقات حتی بر نایبین خاصشان هم ظاهر نمی شدند و به صورت کتبی یا به شیوه دیگری پیامشان را به آنها القا می فرمودند تا این که بر همین منوال ایشان چهار نایب را هر یک پس از دیگری تعیین فرمودند.
وی خاطرنشان کرد: بعد از فوت نایب چهارم امام زمان علیه السلام غیبت صغری مبدل به غیبت کبری گردید و امر مراجعه شیعیان به عموم فقهایی محول شد که جامع الشرایط بودند و از این جهت آن چهار نایب را ما نایب خاص می گوییم چون نیابت ایشان به طور خصوصی و به نصب و تعیین خاص آن حضرت بوده است ولی فقهای عظام را نایب عام می نامیم چرا که حضرت نیابتشان را به طور کلی امضا فرمودند همچنان که در آن توقیع اسحاق بن یعقوب که در دست نایب خاص ایشان بود فرمودند: «و اما الحوادث الواقعة فرجعوا فیها الی روات حدیثنا فإنهم حجتی علیکم و أنا حجة الله» یعنی در حادثه ها و اموری که بر شما رخ می دهد به راویان احادیث ما مراجعه کنید زیرا که آنها حجتند بر شما و من حجت خدا هستم.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لأمر مولاه، فللعوام أن یقلدوه» یعنی هر یک از فقها که نفس خود را از معاصی و محرمات نگهداری کند و دین خدا را حفظ نماید و مخالف هوای خود و فرمانبردار مولای خود باشد پس برای عوام روا است که از او تقلید کنند، نواب خاصه دو امتیاز بر فقها دارند اول این که بشخصه به نیابت منتصب گشتند و دیگر این که ایشان سمت رسالت در رساندن حوایج و سوالات به آن حضرت را داشتند اما فقها فقط سمت مرجعیت در احکام را دارند پس شیعیان نباید فریب صوفیان و شیخیان و مطلق کسانی که ادعای مرشدیت دارند را خورند چون ادعای آنها اگر ولایت مطلقه بالاستقلال نباشد لا اقل برگشتش به ادعای نیابت خاصه می شود.
وی افزود: غیبت صغری بر غیبت کبری دو امتیاز دارد اول آن که مدت این غیبت مجموعا هفتاد سال بوده است که کوتاه تر از غیبت کبری است دوم این که در دوران غیبت صغری چون نایب خاص وجود داشت مراجعه مردم به خود امام علیه السلام تا حدی آسان و سهل بود زیرا اگر از فیض مشاهده حضوری محروم بودند از فیض مراجعه کتبی به وسیله نایب خاص محروم نبودند و حوایج و سوالات خودشان را می توانستند از خود امام علیه السلام استعلام کنند و این فیض در غیبت کبری برداشته شده است یعنی از هر دو فیض محروم گشته ایم یعنی این غیبت از دو جهت کبری و بزرگ تر است هم از جهت طول مدت و هم از جهت دو محرومیت البته این منافات ندارد که در غیبت کبری به صورت نادر شخصی به صورت خصوصی خدمت امام زمان علیه السلام رسد همان طور که در احوالات علما و سید بحرالعلوم ها، میرزای قمی ها، شیخ انصاری ها، علامه حلی ها و امثال ذلک می بینیم که تشرفاتی خدمت حضرت داشته اند.
استاد موسوی اظهار داشت: به عبارت دیگر در غیبت صغری غیبت از دشمنان بوده است اما در غیبت کبری غیبت هم از دوستان بوده است و هم از دشمنان نایب اول حضرت ابو عمر عثمان بن سعید عمری اسدی است که ایشان برای حضرت امام علی النقی و حضرت امام حسن عسکری و حضرت حجت علیهم السلام نیابت کردند که نیابت ایشان برای حضرت حجت علیه السلام از سال 260 تا سال 280 بوده است، نایب دوم پسر ایشان بود یعنی محمد بن عثمان بن سعید عمری که بعد از وفات پدرش به نیابت حضرت انتخاب شد و از سال 280 تا 305 نیابت حضرت حجت علیه السلام را به عهده داشتند.
وی افزود: نایب سوم امام عصر علیه السلام ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است که پس از وفات محمد بن عثمان به نیابت منصوب شدند و از سال 305 تا سال 326 ایشان نیابت حضرت را به عهده داشتند و نایب چهارم حضرت ولی عصر علیه السلام ابوالحسن علی بن محمد سمری است که از سال 326 بعد از وفات حسین بن روح به نیابت تعیین شدند و تا سال 329 که در نیمه شعبان وفات کردند نیابت آن حضرت را بر عهده داشتند که محل نیابت این چهار بزرگوار هم در بغداد بود و در همان جا مدفون گشتند و مزارشان معروف است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وظایف ما در زمان غیبت چیست به عبارت سلیس و روان تر وظیفه هر فرد مسلمان شیعه در زمان غیبت چیست مراد ما از وظیفه در زمان غیبت، وظایف شرعیه نیست چرا که وظایف شرعیه در کتب فقهیه معلوم هستند و تفصیل آنها هم بتمامه مستلزم نوشتن یک دوره فقه است که مشخص است.
وی اضافه کرد: اجمالا معلوم است که زمان غیبت با زمان حضور از جهت تکالیف فرقی ندارد آن چه بر این امر تصریح دارد این است که به حضرت صادق علیه السلام عرض کردند که بر ما روایت شده است که صاحب این امر زمانی مفقود خواهد شد پس در آن وقت چه باید کرد حضرت فرمودند: «به آن چه در دست شما است تمسک کنید تا امر روشن شود» یعنی در مسایل شرعی به همین احکام و روایاتی که از ناحیه معصومین علیهم السلام به شما رسیده است عمل کنید تا حضرت حجت ان شاء الله ظهور کنند.
استاد موسوی اظهار داشت: مقصود از وظایف در دوران غیبت وظایفی است که اگر غیبت نبود این امور نبود تا در مقابل آن وظیفه و حکمی مقرر شود و مجموع این وظایف مقرره عبارتند از: ثبات و استقامت در حفظ ایمان و عقیده، صبر و تحمل بر شداید، شماتت دشمنان، زجر سلاطین و کید شیاطین، اعمال تقیه از صاحبان قدرت، حذر از دخول در فتنه، پرهیز از اهل بدعت و صاحبان داعیه و رعایت، انتظار فرج کشیدن و دعا برای تعجیل فرج کردن و ترک استعجاز که عمده همه اینها حفظ ایمان است که به زبان آسان است ولی در عصر غیبت به خصوص در آخر الزمان بسیار دشوار و گران است.
وی افزود: زمان غیبت زمان حیرت است چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام از حضرت به «حیرت» تعبیر فرمودند سوال این جا است که این حیرت از چه جهت است از آن جهت که آراء و عقاید بسیار و دعوت کنندگان از هر سو بی شمار و پرچم های فرقه های ضاله مضله برای دعوت و تبلیغ آشکار از هر گوشه سری بیرون آورده است و از هر سری صدایی می آید و از هر نایی نوایی به گوش می رسد و از هر بابی بهایی زاییده می شود و از هر صوفی ای شیخی بیرون می آید.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: از طرف دیگر فسق و فجور و فجایع و رغبت نفس به فساد در آخر الزمان بیشتر از رغبت به مجاهده و جهاد است و از طرفی آزار مخالفین و طعن معاندین و ملامت حاسدین و از طرفی میل به دنیا و مال و اهل فساد و ضلال و فقر و پریشانی به اهل دین و طالب حلال از این هجوم هایی که از هر طرف و هجمه هایی که از هر طرف وارد می شود بیش از هر زمان دیگر است در چنین اوضاع و احوالی حفظ ایمان واقعا مانند این است که انسان بخواهد یک قطعه آتش را در دست خودش نگه دارد همچنان که در احادیث چنین مضمونی داریم که چنین کاری بسیار مشکل است «الا من رحم الله، الا من عصمه الله، نساله الله الرحمة و العصمة ان شاءالله»
وی تاکید کرد: به نظر بنده مهم ترین وظیفه حفظ ایمان و در مرتبه بعد دعا برای فرج است همچنان که در احادیث متعدده وارد شده است بزرگترین عمل عبادی برای انسان انتظار فرج است امام رضا علیه السلام از پیامبر اسلام نقل می کنند که افضل اعمال امت من انتظار فرج است یا امام زین العابدین علیه السلام از پدر خودشان امیرالمومنین و ایشان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمودند: افضل عبادت مومن انتظار فرج است.
استاد موسوی اظهار داشت: از امام رضا علیه السلام منقول است که: «انتظار فرج از اعظم فرج است» یعنی نفس انتظار فرج، فرج بزرگی است چون فرق بسیاری بین تحمل دشوار در زمان امیدواری و ناامیدی است یعنی در ناامیدی تحمل دشواری سخت تر می شود تا امیدواری چون امید به رفع آن داریم لذا خود حضرت فرمودند: «فرج شما در فرج من است» لذا این انتظار فرج یکی از خصیصه ها و صفاتی است که باید در منتظرین فرج حضرت باشد و این طولانی بودن غیبت حضرت باعث نشود که خدای ناکرده ما در این امر خطیر سست شویم و بعد از این وظیفه نوبت به دعای برای تعجیل در فرج حضرت می رسد.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: مناسب است به جهت همین ایام نیمه شعبان که در پیش رو داریم برای تعجیل فرج حضرت دعا کنیم چرا که حضرت صاحب الزمان علیه السلام خودشان در جواب مسائل اسحاق بن یعقوب فرمودند: «بسیار دعا کنید دعای برای تعجیل من که فرج شما هم در فرج من است.» ان شاء الله خداوند توفیق دهد که ما بتوانیم از منتظرین واقعی حضرت باشیم و بتوانیم به وظایف خودمان در زمان غیبت عمل کنیم و از این امر خطیر سربلند بیرون آییم./20/43/260
دیدگاه جدیدی بگذارید