این دو دهه شاخص و بارز تمیز دهنده زندگی شاخص و بارز امام خمینی رحمة الله علیه از دیگران بود بنابراین مرحوم امام را باید با این دو دهه شناخت دهه اول که دهه غیب ایشان بوده است و دهه دیگر که دهه شهادت این بزرگوار است خوشا به حال کسی که بین غیب و شهادت از یک سو و بین عرفان و سیاست از سوی دیگر و بین فلسفه و سیاست از سوی سوم جمع کرده است، آن کسی که توانست تمام این سه مرحله را با هم جمع کند مرحوم امام بودند.
استاد سید مهدی موسوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: انقلاب اسلامی ایران در دهه اول حیات خودش چالش های بزرگی را پشت سر گذاشت که در تمام این چالش ها دست آمریکای جنایت کار دخالت داشت مرحوم امام با شیطان بزرگ خواندن آمریکا همه این بحران ها را مهار کرد و در اولین روزهای سال 1368 با برطرف کردن مهم ترین چالش های داخلی من جمله چالش های سیاسی و فرهنگی منافقین بنی صدر، جبهه ملی، نهضت آزادی، انجمن حجتیه، روحانیت متحجر، روشنفکران غربزده و جنگ تحمیلی که مهم ترین چالش های داخلی بودند، ایشان آماده عروج و درک محضر حضرت دوست شدند حضرت امام خمینی نزدیک به نه دهه پر برکت را در زندگی خودشان تجربه کردند که در این 9 دهه که تقریبا نود سال می شود منشا خدمات بسیاری به جهان اسلام بودند.
وی افزود: اگر ما نه دهه زندگی مرحوم امام را بررسی کنیم و به صورت سیر تاریخی به آن نظر کنیم می بینیم که در دهه اول و دوم زندگی ایشان نوزده سال در خمین زندگی کردند و بعد از مدتی کم کم وارد مسائل علمی شدند و ادبیات و فقه و اصول را مانند دیگران فرا گرفتند تا به سن 27 سالگی رسیدند این مراحل برای علمای گذشته هم بوده و خواهد بود ولی در زندگی نود ساله مرحوم امام دو دهه را باید از باقی عمر ایشان جدا کرد که دیگران این دو دهه را نداشتند و این از اختصاصات مرحوم امام است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دهه اول همان دهه انس ایشان به جهان غیب و عرفان است و دهه دوم پر اهمیت ایشان دهه انس ایشان به عالم شهادت و رهبری است دهه اول شاخص زندگی ایشان از اواخر سن 27 سالگی تا اوایل 38 سالگی بوده است که سال هایی است که حضرت امام رحمة الله علیه کتاب های عمیق عرفانی را نوشتند در سن 27 سالگی کتاب شریف مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة را نوشتند و سپس تعلیقاتی بر فصوص و مصباح الانس را نگاشتند و بعد از اینها سر الصلوة را به رشته تحریر در آوردند اینها کتاب هایی نیست که هر کسی با ده سال یا بیست سال در حوزه علمیه بودن و درس خواندن بتواند اینها را بفهمد. این کتاب ها کتاب های سنگینی است این کتاب ها نظیر رسائل و مکاسب و جواهر یا منظومه نیست اینها کتاب های بسیار عمیق و علمی است که قابلیت درک و فهم آنها برای هر کسی مقدور نیست.
وی اضافه کرد: دهه 27 تا 38 سالگی دهه قلمرو غیبی امام راحل است اما دهه دوم که همان دهه شهادت و رهبری ایشان است آن دهه ای است که مربوط به نشئه شهادت ایشان است که از پایان سال 1357 تا آغاز سال 1368 هجری شمسی است که در این دهه مرحوم امام عالم را زیر و رو کردند. دوران زندان و تبعید نشانه مظلومیت است نه اقتدار و خیلی از افراد به زندان می روند ولی پس از آزاد شدن نمی توانند چنین کشوری را رهبری و جنگ هشت ساله را هدایت کنند و انقلاب را به سامان رسانند. بسیاری مظلوم بودند ولی آیا این قدرت را داشتند که اگر بر سریر اقتدار بنشینند چون علی بن ابیطالب علیه السلام حکومت کنند حکومت کردن برای دیگرانی مانند مرحوم مدرس که ممکن بود بتوانند آن را اداره کنند هم عملی نشد آن که همه یافته ها و اسفار اربعه را از علم به عین درآورد و از گوش به آغوش رساند امام امت بود.
استاد موسوی اظهار داشت: این دو دهه شاخص و بارز تمیز دهنده زندگی شاخص و بارز امام خمینی رحمة الله علیه از دیگران بود بنابراین مرحوم امام را باید با این دو دهه شناخت دهه اول که دهه غیب ایشان بوده است و دهه دیگر که دهه شهادت این بزرگوار است خوشا بحال کسی که بین غیب و شهادت از یک سو و بین عرفان و سیاست از سوی دیگر و بین فلسفه و سیاست از سوی سوم جمع کرده است، آن کسی که توانست تمام این سه مرحله را با هم جمع کند مرحوم امام بودند.
وی اضافه کرد: مرحوم امام در صحیفه خودشان فرمودند: «تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه هستیم و نه مامور به نتیجه» مرحوم امامی که به نسل های بعدی انقلاب و جوانان کشور متذکر می شدند که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید و خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید در سیر الی الله خود به آخرین نقطه عروج و لقاء حضرت دوست رسیدند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: شاید اگر در آخرین لحظات حیات از حضرت امام خمینی رحمة الله علیه درخواست می شد که وصیتی داشته باشند ایشان نیز مانند اجدادشان به نماز اول وقت سفارش می فرمودند چنان که یکی از اهل بیت ایشان می فرمودند امام به نماز اول وقت خیلی علاقه داشتند حتی در آخرین روز که تقریبا ساعت ده شب بود که رحلت امام اتفاق افتاد و ایشان در حال بیهوشی بودند یکی از دکترها به بالای سر ایشان رفت و برای این که شاید بتواند ایشان را به وسیله نماز به هوش آورد به ایشان گفنند که وقت نماز است همین که به ایشان فرمودند وقت نماز است ایشان به هوش آمدند و نماز را با اشاره دست خواندند.
وی افزود: یکی از اهل بیت مرحوم امام نقل می کند از صبح روز رحلت هم مرحوم امام مرتب از ما سوال می کردند که چقدر به ظهر مانده است چون خودشان ساعت دم دستشان نبود و آن قدر قدرت نداشتند که به ساعت نگاه کنند و شدت ضعف و بیماری بر ایشان غالب شده بود فلذا یک ربع به یک ربع از ما می پرسیدند که وقت نماز شده است یا نه، این فعل امام به خاطر این نبود که نمی خواستند نمازشان قضا شود بلکه به خاطر این بود که نماز اول وقت را بخوانند.
استاد موسوی اظهار داشت: حدودا ساعت 10:30 شب سیزده خرداد 1368 یکی از بزرگترین و اندوه بارترین وقایع تاریخ انقلاب اسلامی روی داد و روح بزرگ رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمة الله علیه پس از 87 سال زندگی با برکت به ملکوت اعلی پیوست و هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود که در آن طوفان مصیبت و عزا بر این مردم تازیانه غم و اندوهش را فرود آورد در این زمان ایران یک دل شد و آن دل در حسرتی اندوهناک در مصیبتی عظیم که همان مصیبت از دست دادن و فقدان حضرت امام رحمة الله علیه بود گریست.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: ما باید قدر نعمت امام بزرگوارمان را بدانیم و تا آن جایی که می توانیم پیرو خط امام باشیم و از مسیر مستقیم منحرف نشویم مقام معظم رهبری فرمودند: «خط امام خط مستقیم است.» اگر ما بخواهیم از گزند حوادث و آفات زمان دور باشیم باید پیرو خط و مکتب و فرمایشات امام راحل باشیم. خداوندا تو را قسم می دهیم که ما را قدردان چنین نعمتی قرار ده./20/21/260
دیدگاه جدیدی بگذارید