دلیل دیگر بر این که راز ماندگاری و جذابیت حکومت امیرالمومنین علیه السلام بحث انتقاد و انتقادگری است این است که آن حضرت به کارگزارنشان دستور می دهند یک فرصت و وقت کافی برای انتقاد کنندگان بگذارند و به تعبیر صحیح تر به جای این که انتقاد کنندگان به سمت کارگزاران آیند، کارگزاران به سمت منتقدین بروند.
استاد سید تقی قادری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: آن چه وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام را امیرالمومنین کرد و کانون توجه همه آزادگان تاریخ قرار داد و باعث شد هر چه سطح دانش بشر بالاتر رود احساس نیاز بیشتری به وجود مقدس آن حضرت کند سبک حکومت داری ایشان است که این حکومت داری یکی از ویژگی های بی نظیر و بی بدیل و غیر قابل تکرار است.
وی افزود: اولین ویژگی حکومت داری امیرالمومنین علیه السلام انتقادگری و انتقاد پذیری است یعنی آن حضرت حکومتشان را به گونه ای شکل داده بودند که مردم نسبت به آن انتقاد کنند و ضعف های آن را بازگو کنند و اشکالات کارگزاران را بگویند از طرف دیگر هم امام علیه السلام تلاش داشتند که کارگزاران حکومت انتقادات مردم را جدی گیرند و این انتقادها را بپذیرند در حالی که خود امام علیه السلام چون دارای مقام عصمت بودند و هیچ خطا و اشتباهی نداشتند طبعا به شخص امام علیه السلام هیچ گاه انتقادی متوجه نبود ولی امام علی علیه السلام حکومتی را تشکیل داده بودند که به طور طبیعی یک حکومت می تواند اشکالاتی داشته باشد برای اثبات این مدعا که شاخصه حکومت امیرالمومنین علیه السلام بر اساس انتقادگری و انتقادپذیری بود شواهد و دلایل متعددی از کلام خود امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه ایشان وجود دارد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دلیل اول این است که همان روز اولی که امام علی علیه السلام حکومت را تشکیل دادند و مردم با آراء مستقیم حکومت ایشان را پذیرفتند، ایشان در جمع مردم حاضر شدند و از آنها خواستند که نسبت به حکومتشان انتقاد کنند و به آنها قول دادند که نسبت به انتقادهای آنها با احترام برخورد می شود و انتقادهای آنها جنبه عملیاتی پیدا می کند یعنی اگر اشکالی متوجه حکومت و کارگزاران باشد حتما آن اشکالات برطرف می شود.
وی اضافه کرد: امیرالمومنین علیه السلام در نامه 34 نهج البلاغه می فرمایند: «أيها الناس إن لي عليكم حقا و لكم علي حق فأما حقكم علي فالنصيحة لكم و توفير فيئكم عليكم و تعليمكم كيلا تجهلوا و تأديبكم كيما تعلموا و أما حقي عليكم فالوفاء بالبيعة و النصيحة في المشهد و المغيب و الإجابة حين أدعوكم و الطاعة حين آمركم» مردم من بر شما و شما بر من حقی واجب دارید، حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم، بیت المال را میان شما به صورت عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید و اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هر گاه شما را فراخواندم اجابت نمایید و هر زمانی فرمان دادم اطاعت نمایید.
استاد قادری اظهار داشت: امام علی علیه السلام در خطبه 216 می فرمایند: «ولا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق عن اختئ و لا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی» از گفتن حق و مشورت با من در عدالت خودداری نکنید زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم مگر این که خداوند مرا حفظ فرماید.
وی تاکید کرد: وقتی این دو قطعه کلام امیرالمومنین علیه السلام را کنار هم می گذاریم به راحتی می فهمیم امام علیه السلام نمی خواهند به مردم بگویند که انتقادی بر کار من وارد است بلکه ایشان درصدد این هستند که نظام و حکومتی را شکل دهند که انتقادگری و انتقادپذیری به عنوان یک رویه و یک قاعده در نظام اسلامی باشد که هم مردم جرأت بر انتقاد و اشکال داشته باشند و هم کارگزاران نسبت به آن عادت کنند و گمان نکنند حرف اول و آخر را آنها می زنند چون مردم به راحتی می توانند اشکالات را بفهمند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دلیل دوم بر این که امیرالمومنین علیه السلام حکومتشان بر اساس انتقادگری و انتقادپذیری بود خطبه 216 امیرالمومنین علیه السلام است که در این خطبه ایشان می فرماید که حتما انتقاد کنید علت این سخن این است که امام علیه السلام به این نتیجه می رسند که مبادا به دلیل این که ایشان در مقام رفیع و بلند و دارای مقام عصمت هستند، این جرئت و جسارت و حق انتقاد از مردم گرفته شود و مردم به دلیل این که چون امام علیه السلام بزرگ هستند احساس کنند که حق انتقاد از کارگزاران و افرادی که در آن نظام حکومتی حکومت می کنند را نخواهند داشت.
وی افزود: امیرالمومنین علیه السلام برای این که به مردم جرأت دهند خطاب به آنها در همین خطبه 216 می فرمایند: «و لا تظنوا بي استثقالا في حق قيل لي و لا التماس إعظام لنفسي لما لا يصلح لي فإنه من استثقل الحق أن يقال له أو العدل أن يعرض عليه كان العمل بهما أثقل عليه» گمان نبرید که اگر سخن حقی را به من پیشنهاد دهید بر من گران می آید یا در پی بزرگ نشان دادن خویش هستم زیرا هر کس شنیدن حق و عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد عمل کردن به آن برای او دشوارتر خواهد بود و این عبارت نشان می دهد که تمام تلاش امام علی علیه السلام این است که فرهنگ انتقادگری و انتقادپذیری را در یک نظام ولایی و حکومتی حتما به عنوان یک فرهنگ نهادینه کنند.
استاد قادری اظهار داشت: دلیل سوم بر این که راز ماندگاری و جذابیت حکومت امیرالمومنین علیه السلام بحث انتقاد و انتقادگری است این است که آن حضرت به کارگزارنشان دستور می دهند یک فرصت و وقت کافی برای انتقاد کنندگان بگذارند و به تعبیر صحیح تر به جای این که انتقاد کنندگان به سمت کارگزاران آیند، کارگزاران به سمت منتقدین بروند و به منتقدین ارزش دهند و باور کنند منتقدین نمی خواهند پایه های حکومت را متزلزل کنند و نمی خواهند عیوب در حکومت را بزرگ کنند و حکومت را منتقل کنند، اینها دلسوزان یک نظام حکومتی هستند که انتقادها را بیان می کنند تا عیوب برطرف شود و نظام بیشتر تثبیت شود.
وی خاطرنشان کرد: امیرالمومنین علیه السلام در عقدنامه مالک اشتر یعنی نامه 53 می نویسند: «و اجعل لذوي الحاجات منك قسما تفرغ لهم فيه شخصك و تجلس لهم مجلسا عاما فتواضع فيه لله الذي خلقك» پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند تا شخصا به آن امور رسیدگی کنی و در مجلسی عمومی با آنها بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دلیل پنجم که اوج کلام امیرالمومنین علیه السلام است و کمتر در حکومت ها دیده می شود که این همه راه برای انتقاد و انتقادگری باز گذارند این است که امیرالمومنین علیه السلام پیش بینی می کنند ممکن است کسی به شخص کارگزار اشکال و ایرادی داشته باشد و به رفتار و جهت گیری شخص کارگزار، استاندار، فرماندار، بخشدار، وزیر یا رئیس اشکال داشته باشد اما اگر بخواهد انتقاد کند افرادی که به عنوان مسئولینی که در کنار آن کارگزار هستند یعنی مسئول دفتر یا مسئول حفاظت ممکن است برای این شخص پرونده سازی کنند یا جرات را از شخص بگیرند و اجازه ندهند که او انتقاد کند.
وی تاکید کرد: امیرالمومنین علیه السلام برای این که راه انتقاد برای انتقاد کنندگان هموار باشد و آنها بتوانند بدون حضور اطرافیان و مامورین امنیتی یا مسئولین مستقیما به شخص کارگزار انتقاد کنند، در همین نامه خطاب به مالک می فرمایند: «سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر آنها دور کن تا سخنگوی آنها بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند، من از رسول خدا بارها شنیدم که می فرمودند ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان بدون اضطراب و بهانه ای باز نستاند رستگار نخواهد شد پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن و تند خویی و خود بزرگ بینی را از خود دور ساز.»
استاد قادری اظهار داشت: در ایامی که ایام شهادت مولی الموحدین و امام عارفین است یکی از اموری که همه ما باید یاد گیریم این است که نظام حکومتی امیرالمومنین علیه السلام به دلیل این جذاب است که امام علی علیه السلام با این که امامی معصوم هستند اجازه می دادند در یک جامعه حق انتقادگری و انتقادپذیری محفوظ بماند.
وی افزود: ویژگی دیگر وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام که حکومت ایشان را پایدار کرد و تا تاریخ است بشر غبطه درک و دریافت آن حکومت را می خورد مرزبانی امام علی السلام و یا به تعبیر آن حضرت تلاش در حفظ ارزش ها و حدود الهی است یعنی امام علیه السلام با صلابت و قاطعیت سعی داشتند در حکومتشان از حدود و ارزش های الهی به طور کامل محفاظت شود دلایل متعددی برای این مطلب وجود دارد که یکی از مشخصات منحصر به فرد حکومت امیرالمومنین علیه السلام است اولین دلیلش این است که وقتی امیرالمومنین علیه السلام بعد از 25 سال خانه نشینی به حکومت رسیدند، در اولین روز حکومت، نقشه راه حکومت خودشان را اجرای اصلاحات و حدود اسلامی اعلام کردند و می دانستند که این کار هزینه سنگینی برای خودشان خواهد داشت.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: فراوان هستند افرادی که تحمل و ظرفیت این کار را ندارند ولی امیرالمومنین در خطبه 131 خطاب به مردم و کسانی که در برابرشان قرار گرفتند فرمودند: «می خواستم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش برگردانم و در سرزمین های تو اصلاح ظاهر کنم تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد.»
وی اضافه کرد: امیرالمومنین علیه السلام در خطبه 224 می فرمایند: «به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آن چه در آسمان ها است به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جویی را به ناروا از مورچه ای گیرم چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده در دهان ملخ پست تر است.» این عبارت های امام علیه السلام نشان می دهد که ایشان نیامده بودند تا حکومت کنند و اگر بنای ایشان چنین بود حتما باید مماشات می کردند و کوتاه می آمدند ولی امام علیه السلام آمده بودند تا پایه حکومت ایده آل را ترسیم کنند که این حکومت اگر چه ممکن است در یک زمان کوتاهی پایان پذیرد ولی بشر بداند که یک حکومتی با چنین سیستمی هم وجود دارد.
استاد قادری اظهار داشت: دلیل دوم این است که وقتی که مردم با امام علیه السلام بیعت کردند و در یک رفراندوم بی واسطه و بی نظیر تمام طبقات مدینه با وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام بیعت کردند بعد از بیعت در اولین خطبه امام علیه السلام در شهر مدینه خطاب به مردم که این مطلب در خطبه 16 نهج البلاغه است می فرمایند: «سوگند به خدایی که پیامبر را به حق مبعوث کرد سخت آزمایش می شوید چون دانه ای که در غربال می ریزند یا غذایی که در دیگ می گذارند به هم خواهید ریخت و زیر و رو خواهید شد تا این که پایین به بالا و بالا به پایین رود، آنان که سابقه ای در اسلام داشتند و تا کنون منزوی بودند بر سر کار می آیند و آنهایی که به ناحق پیشی گرفتند عقب زده خواهند شد.»
وی خاطرنشان کرد: امام علیه السلام آن چنان در اجرای حدود اسلامی و به تعبیر دیگر اصلاحات مصمم و باصلابت بودند که می بینیم علی رغم این که برخی منتظر بودند که امام اندکی کوتاه آیند مشاهده می کنند که ایشان به هیچ وجه کوتاه نمی آیند لذا می بینیم که خود امیرالمومنین علیه السلام خاطره ای از حکومتشان را بیان می فرمایند: «به خدا سوگند برادرم عقیل را دیدم که به شدت تهی دست شده بود و از من درخواست داشت تا یک من از گندم های بیت المال را به او ببخشم، کودکانش را دیدم که از گرسنگی موهایشان ژولیده رنگ هایشان پریده بود گویا با نیل رنگ شده بودند.»
وی در ادامه بیان سخن آن حضرت افزود: «پی در پی مرا دیدار کرد و درخواست خود را تکرار می کرد چون به گفته های او گوش دادم پنداشت که دین خود را به او واگذار می کنم و به دلخواه او رفتار می کنم و از راه و رسم عادلانه خود دست بر می دارم روزی آهنی را گداخته و به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم پس همانند بیماری از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد به او گفتم ای عقیل گریه کنان بر تو بگریند، از حرارت آهنی می نالی که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته است اما مرا به آتشی دوزخی می خوانی که خدای جبارش با خشم خود آن را گداخته است تو از حرارت ناچیزی می نالی و من از حرارت آتش الهی می نالم.»
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این موارد نشان می دهد که امام یکی از مشخصاتشان این بود که به شدت سعی می کردند که حدود الهی را اجرا کنند و در حدود الهی هم به هیچ وجه عقب نمی نشستند و واسطه ها و عواطف نمی توانستند امام علیه السلام را از جایگاه خودشان خارج کنند.
وی اضافه کرد: سومین مشخصه و ویژگی حکومت امیرالمومنین علیه السلام که ایشان را سرآمد همه حکومت ها کرد و آن حکومت تاکنون نتوانسته است در همان شکل و قالب تکرار شود شایسته سالاری و لیاقت مداری در حکومت امیرالمومنین علیه السلام است دلیل بر این مطلب هم امور متعددی است که بعضی از این امور را با کمک گرفتن از کلام امیرالمومنین علیه السلام و نکته های تاریخی بیان می کنم.
استاد قادری اظهار داشت: دلیل اول این است که امام علیه السلام بعد از سیزده سال از حکومت عثمان مدیریت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجرایی حکومتی که بر پایه حزبی، گروهی و خویشاوندی شکل گرفته بود را به عهده گرفتند اما به محض این که حکومت را به دست گرفتند در همان خطبه های نخست رسما اعلام کردند کسانی در حکومت من جای می گیرند که از شایستگی و لیاقت برخوردار باشند.
وی افزود: در خطبه شانزدهم امام علیه السلام در جمع مردم می فرمایند: «سوگند به خدایی که پیامبر را به حق مبعوث کرد سخت آزمایش می شوید چون دانه ای که در غربال می ریزند و یا غذایی که در دیگ گذارند به هم خواهید ریخت و زیر و رو خواهید شد تا این که پایین به بالا و بالا به پایین روند آن کسانی که سابقه ای در اسلام داشتند و تا کنون منزوی بودند بر سر کار آیند و آنانی که به ناحق پیشی گرفتند عقب زده خواهند شد» که این فراز را در ویژگی های قبلی ذکر شد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دلیل دوم این است که امام در کوتاه ترین زمان تمام استانداران و فرمانداران حکومت پیشین را که بر اساس جریان حزبی و گروهی و خویشاوندی روی کار آورده بودند حذف کردند و پایه را بر اساس تعهد و تخصص و توانایی قرار دادند و ده ها استاندار را در مصر، عراق، ایران، شام، مکه، مدینه و یمن نصب کردند.
وی تاکید کرد: دلیل سوم که شاید به حق می توان گفت بسیار زیبا است و برای هر کسی که ارادتمند به حضرت امیرالمومنین علیه السلام است سبب افزایش ارادتش می شود این است که در خانواده امام افراد شایسته ای حضور داشتند یعنی امام حسن و امام حسین علیهما السلام و محمد بن حنفیه و جوانی 15 ساله به نام ابالفضل العباس علیه السلام بودند که همه لیاقت ها و شایستگی ها را برای پذیرفتن مسئولیت های اجرایی، فرهنگی و به خصوص مسئولیت اقتصادی را داشتند ولی امام علیه السلام برای این که هیچ کس احساس نکند که ایشان در حکومتشان قرابت و خویشاوندی را قرار می دهند هیچ یک از فرزندان خودشان را مسئول اجرایی حکومت نکردند و امیرالمومنین علیه السلام با این کار ثابت کردند ملاک و میزان برای آن حضرت این نیست که حزب و گروه و خویشاوندان و بستگان بر سر کار باشند.
استاد قادری اظهار داشت: دلیل چهارم این است که امام علیه السلام به محض مشاهده این که یکی از خوبان از اصحابشان در اجرای مسئولیت ناتوانند و توان آن کار را ندارد بدون درنگ او را حذف می کردند و نمی گذاشتند حق مردم ضایع شود و کسی که شایسته تر بود و لایق آن کار بود را نصب می کردند، محمد بن ابی بکر نمونه ای از این عزل و نصب ها است که به عنوان استاندار مصر از طرف امام علیه السلام منصوب شد که این کار به دلیل خواسته خود مردم مصر بود ولی امام علیه السلام در ادامه مسئولیت به این نتیجه رسیدند که محمد بن ابی بکر نمی تواند از عهده استانداری مصر برآید فلذا او را از آن مسئولیت عزل کردند و در جای دیگری نصب کردند.
وی افزود: محمد بن ابی بکر اندکی از امام علیه السلام به خاطر عزلش رنجیده شد ولی امام علیه السلام برای او نامه نوشتند که اگر تو را از فرمانداری مصر عزل کردم و فرماندار جای دیگری قرار دادم برای این است که اداره آن جا بر تو آسان تر و حکومت در آن سامان خوش تر است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دلیل پنجم که دلیل بسیار مهمی است و شاید برای بسیاری از افراد قابل پذیرش نباشد این که اگر در حکومت امیرالمومنین علیه السلام امر دایر می شد بین افرادی که از تعهد و دین داری برخوردار بودند ولی از تخصص و توانایی برخوردار نیستند و کسانی که تخصص دارند اما تعهد لازم را ندارند امام هرگز حق مردم را به دلیل این که چون شخص از تعهد برخوردار است ضایع نمی کردند بلکه تخصص را مقدم بر تعهد می کردند اما برای این که این فرد متخصص چون از نظر دینی ضعیف بود برای جلوگیری از سوء استفاده او به شدت نظارت می کردند که مبادا او در حوزه کاریش اشتباه کند.
وی اضافه کرد: امیرالمومنین علیه السلام زیاد بن ابی که از استانداران پیشین حکومت بود و ابو موسی اشعری که از مسئولین حکومت پیشین بود را عزل نکردند بلکه در جای خودشان گماردند نه به دلیل این که از تعهد برخوردار بودند بلکه امام علیه السلام احساس می کردند که اینها از توان مدیریتی لازم برخوردارند ولی برای این که آنها سوء استفاده نکنند دائما بر آنها نظارت می کردند.
استاد قادری در انتهای سخنانش اظهار داشت: حکومت امیرالمومنین اگر جذاب شد و همه آرزوی آن حکومت را دارند به این جهت بود که آن حضرت معتقد به نخبه پروری و گردش کار بودند و برای امام علیه السلام یک اصل و قاعده بود یعنی این گونه نبود که اگر یک گروهی مسئولیتی پذیرفتند مادام العمر در آن مسئولیت باقی بمانند و احساس کنند که این مسئولیت ها موروثی است و نباید از آنها به کسان دیگری منتقل شود لذا به همین دلیل تعداد زیادی از استانداران و فرمانداران حکومت امام علیه السلام در همین حکومت پنج ساله که تعدادشان پنجاه نفر بود دائما جابجا شدند و دائما گردش کار به وجود آمد تا زمینه برای نخبه پروری به وجود آید./20/43/260
دیدگاه جدیدی بگذارید