سید حمیری هدایت یافته حضرت امام صادق در بیان استاد موسوی حجازی

سید حمیری در محضر امام صادق علیه السلام از افکار باطل و اعمال ناروای گذشته اش توبه کرد و به حضرت ایمان آورد و شیعه شد و چنین سرود «تجعفرت بسم الله و الله اکبر» یعنی به نام خدا مذهب امام صادق علیه السلام را پذیرفتم و جعفری شدم در حالی که خدا برتر و بزرگ تر از توصیف است بدین وسیله حضرت صادق علیه السلام وی را هدایت کردند و او توانست به صراط در دنیا واقف گردد و امام زمانش را بشناسد تا بعد از مرگ هم موفق گردد و از صراط در آخرت عبور کند.

 

استاد سید محمد مهدی موسوی حجازی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در حدیثی از مفضل بن عمر روایت شده است که فرمودند صراط، طریق و راه معرفت به خداوند عزوجل است «و هما صراطان صراط فی الدنیا و صراط فی الآخرة و اما الصراط الذی فی الدنیا فهو الامام المفترض الطاعة من عرفه فی الدنیا و اقتدی بهداه مر علی الصراط الذی هو جسر جهنم فی الآخرة و من لم یعرفه فی الدنیا ذلت قدمه عن الصراط فی الآخره فتردی فی نار جهنم» در این حدیث شریف امام صادق علیه السلام برای صراط دو معنا ذکر کرده اند یکی صراطِ در دنیا است که همان وجود امام معصوم علیه السلام و مفترض الطاعة است و دیگری صراط در آخرت.

 

وی افزود: آن کسی می تواند از صراطی که پل آخرت است به سلامت گذر کند و به بهشت رسد که امام مفترض الطاعة را در دنیا بشناسد و از او پیروی کند اگر کسی معرفت به امام علیه السلام پیدا نکند و صراط دنیا را گم کند خواه ناخواه از صراطی که پل بر روی جهنم هم است نمی تواند گذر کند. یکی از شعرای معروف به نام «اسماعیل حمیری» یا «سید حمیری» شخصی بود که در سال 105 هجری قمری در خانواده ای از خوارج به دنیا آمد، پدر و مادر او نسبت به امیرالمومنین علیه السلام اهانت و جسارت می کردند ولی سید حمیری که طاقت شنیدن آن سخنان ناروا را نداشت وقتی طفل خردسالی بود از خانه گریخت و مدت ها با شکم گرسنه در مساجد می خوابید تا آن که گرسنگی به او فشار آورد و دو مرتبه به خانه برگشت و مقداری غذا خورد و دوباره فرار کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وی می گوید: «وقتی بزرگتر شدم و قدرت تعقل یافتم و قریحه شعری من مرا وادار به سرودن شعر نمود به پدر و مادرم گفتم در حضور من به امیرالمومنین علیه السلام جسارت و اهانت نکنید اما پدر و مادر من که از خوارج بودند مرا از تحت حمایت خویش خارج کردند و مرا از خانه بیرون نمودند.»

 

وی اضافه کرد: پدر سید حمیری، محمد از پیروان عبدالله أباز بود، «أبازیه» شاخه ای از خوارج محسوب می شوند، خوارج به جنگ با امیرالمومنین علیه السلام برخاستند و سرانجام حضرتش را به شهادت رساندند، سید حمیری گرچه شیعه بود و محب امیرالمومنین علیه السلام اما شیعه اثنی عشری نبود بلکه خود وی تا قبل از آن که به دست امام صادق علیه السالم هدایت شود از کیسانیه یا طرفداران مختار ثقفی بود که قائل به امامت محمد بن حنفیه هستند، اینها معتقد بودند که بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم، حضرت علی علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهم السلام به امامت رسیده اند و سپس امامت را حق محمد بن حنفیه فرزند دیگر امیرالمومنین علیه السلام می دانستند نه حق امام سجاد علیه السلام لذا سید حمیری که در زمان امام صادق علیه السلام می زیست گرچه به امیرالمومنین علیه السلام ارادت داشت اما ولایت امام سجاد و امام باقر و  امام صادق علیهم السلام را قبول نداشت.

 

استاد موسوی حجازی اظهار داشت: عقیده باطل دیگر سید حمیری به پیروی از مکتب کیسانیه آن بود که پس از انتقال امامت به محمد بن حنفیه او نمرده است بلکه از دیده ها غائب شده است و محمد بن حنفیه را «مهدی آل محمد» می دانست و معتقد بود که بعدها وی ظهور می کند و جهان را پر از عدالت می سازد لذا در این باب در ضمن شعری محمد بن حنفیه را خطاب قرار داده و چنین سروده بود «حتی متی و إلی متی و کم المدی یابن الوصی و أنت حی ترزق» یعنی تا چه زمانی باید بگذرد ای فرزند جانشین پیامبر در حالی که تو زنده ای و روزی می خوری در بیت بعد می گوید: «پیوسته در کوه رضوی مسکن گزیده ای و از دیده ها پنهانی در حالی که کشش و جذبه تو ما را در محبتت دیوانه ساخته است» به هر حال وی قائل به مهدی موعود بودن محمد بن حنفیه بود.

 

وی افزود: حضرت امام صادق علیه السلام به اسماعیل حمیری که این عقیده باطل را داشت فرمودند: «وای بر تو قطعا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و علی و حسن و حسین علیه السلام از محمد بن حنفیه بهتر بودند و مرگ را چشیده اند.» سید حمیری از امام صادق علیه السلام پرسید: «آیا بر این مطلب که محمد بن حنفیه از دنیا رفته است دلیلی است؟» حضرت فرمودند: «آری پدرم به من گفت که خود بر جنازه وی نماز خوانده است» و سپس دست سید حمیری را گرفتند و کنار قبری بردند با لبان مبارک دعایی را خواندند دستشان را بر قبر زدند قبر شکافته شد و مردی که موهای سر و صورتش سپید بود نمایان گشت و مرده ای که از گور برخواست و به سید حمیری گفت: «آیا مرا می شناسی؟» وی پاسخ داد: «خیر» گفت: «من محمد بن حنفیه هستم بعد از حسین علیه السلام امام و پیشوای خلق علی بن الحسین است و پس از او محمد بن علی الباقر و پس از او این بزرگوار است» این مطلب را گفت و سر در گور فرو برد و سپس شکاف قبر به هم آمد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در ایامی که سید حمیری به امامت محمد بن حنفیه معتقد بود گاهی شراب می نوشید شخصی می گوید روزی به دیدارش رفتم اما او را در وضع پریشان و رقت باری دیدم صورتش سیاه شده بود و سفیدی دیدگانش ظاهر شده بود و در حال اسفناکی به سر می برد وقتی وضع آشفته وی را دیدم منقلب شدم بی درنگ برخواستم و خود را به خانه امام صادق علیه السلام رساندم به آن بزرگوار عرض کردم: «الان از بالین حمیری می آیم چهره اش سیاه شده و چشم هایش برگشته و زبانش بند آمده و مست و بیهوش به گوشه ای افتاده و توان سخن گفتن ندارد.» حضرت فرمودند: «فورا مرکب مرا زین کنید.»

 

وی در ادامه افزود: امام صادق علیه السلام به سمت خانه حمیری حرکت فرمودند من نیز با حضرت رهسپار شدم تا به خانه حمیری رسیدیم وقتی وارد شدیم جمعی اطراف او را گرفته بودند، امام صادق علیه السلام بر بالین او نشستند و فرمودند: «ای سید» در این هنگام حمیری چشمانش را باز کرد و به حضرت نگریست اما نتوانست حرفی بزند و قدرت تکلم نداشت سپس در حالی که چهره اش همچنان سیاه بود اشک در دیدگانش حلقه زد و نگاهش به طرف امام علیه السلام کشیده شد ما آشکارا در سیمایش می دیدیم که سعی دارد حرفی بزند اما نمی تواند لبهایش را تکان دهد.

 

استاد موسوی حجازی اظهار داشت: حضرت صادق علیه السلام با دست مبارکشان دو لب سید را به آرامی حرکت دادند همین که دست ولایت بر لب های او نشست به سخن آمد و با آهنگی حزین به امام عرض کرد: «خداوند مرا فدایت گرداند آیا با دوستان شما این گونه رفتار می شود؟» حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «ای سید به حق اعتقاد پیدا کن تا خدا گرفتاریت را برطرف سازد و مورد رحمتت قرار دهد و تو را در بهشت وارد گرداند.»

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: سید حمیری در محضر امام صادق علیه السلام از افکار باطل و اعمال ناروای گذشته اش توبه کرد و به حضرت ایمان آورد و شیعه شد و چنین سرود «تجعفرت بسم الله و الله اکبر» یعنی به نام خدا مذهب امام صادق علیه السلام را پذیرفتم و جعفری شدم در حالی که خدا برتر و بزرگ تر از توصیف است بدین وسیله حضرت صادق علیه السلام وی را هدایت کردند و او توانست به صراط در دنیا واقف گردد و امام زمانش را بشناسد تا بعد از مرگ هم موفق گردد و از صراط در آخرت عبور کند. امیدواریم به حق امام صادق علیه السلام خداوند ما را نیز در این زمان عارف به صراط و وجود مقدس حضرت بقیه الله ولی عصر علیه السلام گرداند تا بدین وسیله هدایت یافته و در صراط مستقیم باشیم./20/21/260

 

س, 04/27/1396 - 23:31

دیدگاه جدیدی بگذارید