استاد فلاح مبارکه به تبیین ویژگی های انقلاب علمی امام صادق پرداخت

امام صادق علیه السلام در بحث عقل گرایی نظر معتدلی داشتند در زمان ایشان شبهات بسیار شد یک عده اخباری شدند و فقط خودشان را وقف در حدیث می کردند و چیزی غیر از حدیث را قبول نمی کردند حتی دارد که وقتی اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام از دنیا رفت چند بار اسماعیل را نشان دادند که از دنیا رفته است و همه را شاهد گرفتند که بعدا ادعا نکنید که از دنیا نرفته است و امام علیه السلام بر روی کفن او نوشتند «هذا اسماعیل یشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا عبده و رسوله» این طایفه اخباری آن قدر متعبد در نص بودند که اگر فرزند خودشان از دنیا می رفت می گفتند هذا اسماعیل یعنی تا این حد عقل را تعطیل کردند.

 

استاد حسین فلاح مبارکه در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: امام صادق علیه السلام نامشان جعفر و کنیه مبارک ایشان ابوعبدالله است و در هفدهم ربیع الاول سال 83 قمری به دنیا آمدند، زادگاه ایشان هم مدینه منوره است مدت امامت ایشان 34 سال است یعنی امام در سی و یک سالگی به امامت رسیدند و سی و چهار سال هم امام بودند و تقریبا در سن 65 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل شدند که در بین ائمه علیهم السلام طولانی ترین عمر را ایشان دارند و بدین جهت به شیخ الائمه علیهم السلام معروف شدند.

 

وی افزود: شهادت حضرت صادق علیه السلام در 25 شوال 148 هجری قمری روی داد پدر ایشان امام باقر علیه السلام و لقب ایشان صادق، صابر، طاهر، فاضل و مادر بزرگوار ایشان ام فروه بود و همسران گرامی ایشان هم حمیده و فاطمه بودند. ایشان در دورانی به امامت رسیدند که حکومت اموی ضعیف شده بود و گروه های مختلفی دست به دست هم داده بودند و قیام می کردند و زمانه آشفته ای رقم خورده بود، قیام های مختلفی در مقابل حکومت ملعون اموی اتفاق می افتاد و امام علیه السلام هم اکثر این قیام ها را تایید نمی کردند چرا که هدف اکثر آنها زنده کردن دین خدا نبود ولی امام علیه السلام کار بزرگی انجام دادند که باعث یک انقلاب علمی در این شرایط بحرانی و ضعف و سستی حکومت بنی امیه شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: چون فشار حکومت بر امام علیه السلام کم شده بود ایشان شروع کردند به نشر فقه آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علوم اهل بیت علیهم السلام و تا امروز نشر احادیث شیعه از امام صادق علیه السلام و به برکت زمانی است که در دوران ضعف بنی امیه فقه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را نشر دادند، آن حضرت در سال 148هجری قمری به وسیله منصور دوانقی ملعون مسموم شدند و در قبرستان بقیع مدفون شدند.

 

وی اضافه کرد: مشهورترین لقب امام ششم شیعیان صادق است و در مورد این که چرا لقب صادق به امام علیه السلام داده شده است چند دلیل ذکر شده است طبق یک حدیث دارد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این لقب را به آن حضرت دادند تا از جعفر کذاب متمایز شوند و مردم آگاه شوند که جعفر صادق متمایز از جعفر کذاب است اما در روایت دیگری داریم که نام آن حضرت در نزد اهل آسمان صادق در زمین جعفر است مثل امام حسن و امام حسین علیهما السلام که در نزد اهل آسمان به شبر و شبیر معروف هستند.

 

استاد فلاح مبارکه اظهار داشت: ابوالفرج اصفهانی در مورد لقب امام صادق علیه السلام که چرا به ایشان صادق گفته می شود بیان می کند: «علت این که به آن حضرت صادق گفته می شود پیشگویی حضرت درباره کشته شدن نفس زکیه بود.» زید بن علی به نزد امام صادق علیه السلام آمد ایشان فرمودند: «اگر می خواهی قیام کنی قیام کن اما در این مسیر موفق نمی شوی و کشته می شوی»، بعد از این ماجرا چون این پیشگویی به واقعیت پیوست به ایشان لقب صادق دادند حتی این صفت از سوی طواغیت و حکام بنی امیه هم به ایشان داده شد.

 

وی اضافه کرد: امام صادق علیه السلام در مدت امامت سی و چهار ساله شان با هفت خلیفه اموی و عباسی هم عصر بودند و به اصطلاح از آزار آنها رنج می بردند که از خلفای اموی هشام بن عبدالملک و ولید بن یزید، یزید بن ولید و ابراهیم بن ولید و مروان حمار بودند و از خلفای عباسی سفاح و منصور دوانقی هم عصر امام صادق علیه السلام بودند و آخر الامر ملعون منصور دوانقی به امام سم داد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مهم تر از این مسائل نهضت علمی ای بود که امام صادق علیه السلام تشکیل دادند و باعث شدند که علوم اهل بیت علیهم السلام و معارف شیعه در سراسر عالم گسترش پیدا کند و حتی فرقه های دیگر و اهل سنت هم به شاگردی امام صادق علیه السلام آیند به طوری که ابوحنیفه می گوید که اگر این دو سال نبود که من پای درس امام صادق علیه السلام بودم من علمی نداشتم و هر چه دارم از همین شاگردی دارم.

 

وی افزود: امام صادق علیه السلام در نهضت علمیشان سه شیوه داشتند اول تشکیل جلسات عمومی درس در مسجد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای عموم مردم چه شیعیان و چه اهل سنت بود که آنها در پای درس آن حضرت می نشستند دوم تشکیل مجالس خصوصی و فنی بود که اغلب در منزل آن حضرت انجام می شد و این جلسات در همه علوم بود، نجوم و کیمیا از جمله همین علوم بود و سوم ایجاد شاگردان خاص و توانا در بحث و مناظره همچون هشام بن حکم و مومن الطاق است که همه جا مکتب امام صادق علیه السلام را تبلیغ می کردند یعنی آن حضرت به کسانی که ظرفیت حکمت را داشتند می گفتند که شما وارد حکمت شوید به کسی که ظرفیت نداشت و از درک آن عاجز بود می گفتند شما وارد نشوید حتی ایشان در مناظرات افرادی را برای مناظره با زندیق ها معرفی می کردند که صلاحیت این کار را داشتند مثلا هشام را برای مناظره معرفی می کردند اما برخی را از مناظره بر حذر می داشتند.

 

استاد فلاح مبارکه اظهار داشت: هشام بن حکم و مومن الطاق تخصص بسیاری در علم کلام داشتند که در آن زمان مباحث کلامی خیلی داغ بود مخصوصا بحث جبر و تفویض و اراده الهی مورد بحث بود، آن حضرت بحث ولایت و امامت را کاملا به شاگردان خاص خودشان تعلیم می فرمودند و آنها را متخصص در علوم مختلف می کردند ابن حجر درباره آن حضرت نوشته است: «مردم چنان از علم ایشان نقل می کردند که آوازه ایشان به همه شهرها می رسید و همه به ایشان خطاب عالم آل محمد می کردند» البته این خطاب نسبت به امام رضا علیه السلام هم شده است.

 

وی تاکید کرد: بزرگانی چون یحیی بن سعید، ابن جرید، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثوری و ابوحنیفه از کسانی بودند که از امام علیه السلام روایت نقل کردند، امام علیه السلام در واقع آن قدر علوم شیعه را گسترش دادند که در بعضی از نقل ها شیعه را «شیعه جعفری» می خوانند گرچه شیعه اصلش برگرفته از کلمات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند: «علی و شیعته هم الفائزون» ولی گسترش علوم اهل بیت علیهم السلام به وسیله امام باقر و امام صادق علیهما السلام است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام صادق علیه السلام در بحث عقل گرایی نظر معتدلی داشتند در زمان امام صادق علیه السلام شبهات بسیار شد یک عده اخباری شدند و فقط خودشان را وقف در حدیث می کردند و چیزی غیر از حدیث را قبول نمی کردند حتی دارد که وقتی اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام از دنیا رفت چند بار اسماعیل را نشان دادند که از دنیا رفته است و همه را شاهد گرفتند که بعدا ادعا نکنید که از دنیا نرفته است و امام علیه السلام بر روی کفن او نوشتند «هذا اسماعیل یشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا عبده و رسوله» این طایفه اخباری آن قدر متعبد در نص بودند که اگر فرزند خودشان از دنیا می رفت می گفتند هذا اسماعیل یعنی تا این حد عقل را تعطیل کردند در مقابل عده دیگری عقل گرای مفرط بودند که به معتزله مشهورند.

 

وی اضافه کرد: امام صادق علیه السلام یک نوع رابطه و ایده معتدلی آوردند و عقل گرایی معتدل را ترویج کردند که این گونه نیست که عقل تعطیل باشد و این گونه نیست که بشود هر چیزی را با عقل قبول کرد امام صادق علیه السلام جمله زیبایی در مورد تعقل دارند که می فرمایند: هر کس تعقل نکند رستگار نشود و تعقل بدون دانش میسر نمی شود.» امام صادق علیه السلام در بحث کلام نیز خیلی قوی بودند. ایشان در بحث سیاست هم در مقابل ظالمان و حکومت وقت اگر خلافی می کردند تذکر می دادند و این گونه نبود که عزلت گزینند اگر هم دست به قیام نمی زدند به جهت این بود که کسی را نداشتند.

 

استاد فلاح مبارکه اظهار داشت: آن مرد خراسانی محضر امام صادق علیه السلام آمد و به ایشان عرض کرد: «چرا قیام نمی کنید؟» ایشان فرمودند: «کسی را ندارم.» او گفت: «هر چه بخواهید ما از خراسان برای شما نیرو می آوریم.» در این هنگام هارون مکی بر امام صادق علیه السلام وارد شد و ایشان به هارون گفتند: «وارد تنور روشن شو و در آن بنشین» و سپس رو کردند به مرد خراسانی و فرمودند: «چند نفر مثل این مرد دارید که اگر من به او دستور دهم، در تنور داغ بنشیند.» آن شخص خراسانی گفت: «کسی را نداریم» و طبق نقل دیگری از آن حضرت است که فرمودند: «اگر من پنج نفر مثل این هارون مکی داشتم قیام می کردم.»

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: ان شاء الله خداوند سبحان ما را از شیعیان امام صادق علیه السلام قرار دهد و ان شاء الله عاقبت به خیر شویم و شهادت امام صادق علیه السلام را به محضر فرزند عزیزشان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و رهبری معظم و همه شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم./20/20/260

 

چ, 04/28/1396 - 06:18

دیدگاه جدیدی بگذارید