استاد مسجد جامعی مطرح کرد؛

نظریه های مختلف پیرامون انگیزه مامون از برگزاری مناظره های علمی با حضور امام رضا

باید اعتراف کنیم که زندگی ائمه علیهم السلام به درستی شناخته نشده است و ارج و منزلت جهاد مرارت تبار آنها حتی بر شیعیان نیز پوشیده مانده است علی رغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قدیم و جدید درباره زندگی ائمه علیهم السلام امروزه همچنان غباری از اجمال و ابهام بخش عظیمی از زندگی این بزرگواران را فراگرفته است و حیات سیاسی برجسته ترین چهره های خاندان نبوت که دو قرن و نیم از حساس ترین دوران های تاریخ اسلام را در بر می گیرد با غرض ورزی یا بی اعتنایی یا کج فهمی بسیاری از پژوهندگان و نویسندگان روبرو شده است این است که ما از یک تاریخچه مدون و مضبوط درباره زندگی پر حادثه و پر ماجرای آن پیشوایان تهی دست هستیم.

 

استاد مهدی مسجد جامعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: اللهم صل و سلم و زد و بارک علی السید المظلوم و الامام المعصوم و الشهید المسموم و الغریب المغموم و القتیل المحروم عالم المکتوم بدر النجوم و شمس الشموس و انیس النفوس المدفون بارض طوس الرضی المرتضی المرتجی العابد فی القضاء الامام بالحق ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء الصلوه و السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا یابن رسول الله یابن امیرالمومنین یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله بحقک و بحق جدک و آبائک المعصومین و ابنائک الطاهرین

 

وی افزود: باید اعتراف کنیم که زندگی ائمه علیهم السلام به درستی شناخته نشده است و ارج و منزلت جهاد مرارت تبار آنها حتی بر شیعیان نیز پوشیده مانده است علی رغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قدیم و جدید درباره زندگی ائمه علیهم السلام امروزه همچنان غباری از اجمال و ابهام بخش عظیمی از زندگی این بزرگواران را فراگرفته است و حیات سیاسی برجسته ترین چهره های خاندان نبوت که دو قرن و نیم از حساس ترین دوران های تاریخ اسلام را در بر می گیرد با غرض ورزی یا بی اعتنایی یا کج فهمی بسیاری از پژوهندگان و نویسندگان روبرو شده است این است که ما از یک تاریخچه مدون و مضبوط درباره زندگی پر حادثه و پر ماجرای آن پیشوایان تهی دست هستیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: غاصبین خلافت چه آنها که از بنی امیه بودند و چه بنی عباس بیشترین وحشت و نگرانی را از جانب خاندان امیرالمومنین علیه السلام داشتند چرا که آنان از خاندانی بودند که تمامی مردم یا لااقل توده انبوهی از مردم خلافت را حق مسلم آنان می دانستند و علاوه بر این هر گونه فضیلت و شرافتی را در وجود خود آنان می یافتند این بود که خاندان وحی همواره مورد شکنجه و آزارِ خلفای مستِ قدرت زمان خود بودند و سرانجام نیز با دست همان ها به شهادت می رسیدند با استقرار مامون بر سریر خلافت صفحه دیگری از تاریخ امامت شیعه در زمان حضرت رضا علیه السلام ورق خورد، صفحه ای که به ظاهر به سود امامت ورق می خورد ولی در واقع روزگاری بسیار تلخ و پر از اندوه را برای امام هشتم شیعیان ورق می زد.

 

وی اضافه کرد: مامون کسی بود که علنا به مکتب تشیع اظهار علاقه می کرد و امیرالمومنین علیه السلام را برترین مردمان می شمارد و گردانندگان دستگاه او غالبا ایرانیان بودند که نسبت به آل علی علیه السلام علاقه و محبتی خاص داشتند و او با شعار «الرضا من آل محمد» پایه خلافت خویش را استحکام بخشید و از این رو دستگاه خلافت او بسیار خوش نما و ظاهر فریب بود.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: نام امام هشتم شیعیان علی لقب آن حضرت رضا، صابر، رضی، و وفی بود کنیه معروف آن حضرت ابوالحسن ثانی پدر آن حضرت امام کاظم علیه السلام مادر آن حضرت نجمه سلام الله علیها و زمان و مکان ولادت آن حضرت یازدهم ذی القعده 148 هجری قمری در مدینه بود، دوران زندگی آن حضرت سه مرحله داشت مرحله اول دوران زندگی آن حضرت همراهی با پدر بزرگوارشان بود که حدود 35 طول کشید مرحله دوم دوران امامت حضرت بود که بیست سال طول کشید و مرحله سوم ولایتعهدی حضرت است که سه سال طول کشیده است و مدت عمر حضرت 54 سال بود زمان شهادت حضرت آخر ماه صفر سال 203 هجری قمری بود که ایشان به وسیله مامون عباسی به شهادت رسیدند و مرقد شریف آن حضرت شهر مقدس مشهد الرضا علیه السلام است و طاغوت های معاصر حضرت هارون الرشید، محمد امین و عبدالله مامون بودند.

 

وی خاطرنشان کرد: راجع به امام رضا علیه السلام در عیون اخبار الرضا جلد دوم صفحه 182 بیان شده است که امام رضا علیه السلام در یک شبانه روز هزار رکعت نماز می خواندند و به سه روز روزه در ماه یعنی پنج شنبه اول ماه و پنج شنبه آخر ماه و پنج شنبه وسط ماه مداومت داشتند و می فرمودند: «روزه این سه روز برابر روزه دهر است.» به حسب نقل عیون اخبار الرضا جلد یک صفحه بیست حضرت نجمه مادر امام رضا علیه السلام می فرماید: «در اوقات حاملگی آن حضرت ابدا سنگینی بارداری احساس نکردم به هنگام خواب از درون شکم خود صدای تسبیح و تقدیس و تهلیل این نوزاد را می شنیدم چون آن حضرت متولد شد دیدم دست ها را بر زمین گذاشت و سر به جانب آسمان برداشت و لب های او می جنبید چنان که گویی مناجات می کرد.»

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وقتی حضرت رضا علیه السلام متولد شدند حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بر نجمه خاتون وارد شدند و بیان داشتند: «هنیئا لک یا نجمه» ای نجمه کرامت پروردگار بر تو مبارک باشد. سپس امام فرمودند کودکت را بگیر که او بقیه و جانشین خداوند بر زمین خواهد بود در اعیان الشیعه جلد دوم صفحه 14 از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که به فرزندانش می فرمود: «برادر شما علی بن موسی الرضا عالم آل محمد است پس مسائل خود را از او بپرسید و آن چه به شما می گوید حفظ فرمایید زیرا از پدرم امام صادق علیه السلام مکررا شنیدم که به من می فرمود: همانا عالم آل محمد علیه السلام در سلب تو است ای کاش او را درک می کردم همانا او همنام امیر مومنان علی علیه السلام می باشد.»

 

وی خاطرنشان کرد: مامون خلیفه زیرک عباسی تصمیم گرفت امام علیه السلام را از مدینه به مرو مقر حکومت خود آورد و با آن حضرت طرح دوستی بریزد و ضمن استفاده از موقعیت علمی و اجتماعی آن حضرت کارهای ایشان را تحت نظارت کامل خود قرار دهد از این رو جلودی یا به نقل دیگر رجاء بن ضحاک را مامور آوردن آن حضرت نمود لکن امام علیه السلام آشکارا از این سفر اظهار ناخشنودی نمود.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: امام رضا علیه اللسلام روزی که می خواستند از مدینه حرکت کنند خاندان خود را جمع کردند تا برای ایشان گریه کنند و فرمودند این آخرین دیدار من با شما است و من دیگر به میان شما باز نخواهم گشت آن گاه وارد مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد تا با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وداع کنند، حضرت چندین بار با جدشان وداع کردند و باز به سوی قبر پیامبر بازگشتند و با صدای بلند گریستند.» این مطلب در کتاب کشف الغمه جلد 3 صفحه 65 نقل شده است.

وی افزود: علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار جلد 49 صفحه 117 از لحظات بعد از وداع آن حضرت با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که راوی می گوید: «در این حال خدمت حضرت شرفیاب شدم و سلام کردم و سفر به خیر گفتم فرمودند مرا برای بار آخر خوب بنگر من از کنار جدم دور می شوم و در غربت جان می سپارم و در کنار هارون الرشید دفن می شوم هنگامی که موکب امام علیه السلام به مرو رسید مورد استقبال شخص مامون و سران و بزرگان بنی العباس قرار گرفت و پس از چند روز استراحت مذاکراتی بین مامون و آن حضرت آغاز شد.»

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در آغاز مذاکرات ولایتعهدی امام رضا علیه السلام مامون به امام رضا علیه السلام می گوید: ای پسر رسول خدا کمال و علم و پارسایی و تقوا و عبادت تو از همگان برتر است بنابراین شما از من به مقام خلافت و رهبری سزاوارترید امام رضا علیه السلام فرمودند: من به بندگی خداوند افتخار می کنم و به وسیله زهد از گزند دنیا امید نجات دارم و به وسیله تقوا به نعمت های پروردگار امیدوارم و در پرتو تواضع در دنیا آرزومند مقامی ارجمند در نزد خدایم می باشم مامون گفت: من تصمیم گرفته ام از مقام خلافت کناره گیری کنم و رسما زعامت را به شما واگذار کنم. امام رضا علیه السلام فرمودند: اگر این مقام را خداوند برای تو قرار داده است حق نداری به دیگری واگذار کنی و اگر خلافت حق تو نیست پس چگونه چیزی را که از آن تو نیست به من می سپاری مامون گفت: ای پسر پیامبر حتما باید بپذیری امام علیه السلام فرمودند: از پذیرفتن این پیشنهاد به شدت امتناع می ورزم و فرمودند هرگز از روی اختیار به این امر تن نخواهم داد.

 

وی خاطرنشان کرد: مطابق بعضی از روایات این مذاکرات دو ماه به طول انجامید و مامون موفق به جلب رضایت امام علیه السلام نشد که این مطلب در عیون اخبار الرضا جلد دو صفحه 139 آمده است. مامون که خودداری امام را از قبول خلافت از پیش حدس می زد گفت: اکنون که مقام خلافت را نمی پذیری پس ولیعهدی را بپذیر. امام علیه السلام فرمودند: مرا از قبول آن هم معذور بدار مامون گفت چرا امام علیه السلام فرمود: سوگند به خدا پدرم از پدرانش از امیر المومنین علیه السلام برای من نقل کردند که جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند من پیش از تو در حالی که به زهر مسموم می شوم مظلومانه در غربت و در کنار قبر هارون دفن می شوم و فرشتگان آسمان و زمین بر مظلومیت من می گریند.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: مامون با شنیدن این سخن به گریه افتاد و گفت: ای پسر رسول خدا چه کسی جرات خواهد کرد تو را بکشد و یا کوچک ترین بی ادبی به ساحت تو دارد و حال آن که من زنده باشم. امام علیه السلام فرمودند: اگر خدا بخواهد قاتل خود را معرفی می کنم. مامون گفت: تو با این سخنانت می خواهی شانه از بار مسئولیت خالی کنی تا مردم بگویند علی بن موسی الرضا علیه السلام در دنیا زاهد است. امام علیه السلام فرمودند: به خدا سوگند از  آن هنگام که خداوند مرا آفرید هرگز دروغ نگفتم و قصد زاهدنمایی نداشتم. مامون گفت: قصد من چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: قصد تو آن است که مردم بگویند علی بن موسی الرضا علیه السلام همواره در طلب دنیا بوده است ولی دنیا به سوی او رو نکرد و اکنون به طمع خلافت مقام ولایتعهدی را پذیرفته است.

 

وی ادامه داد: مامون پس از این سخن امام رضا علیه السلام برآشفت و فریاد زد: عمر بن خطاب به هنگام مرگ برای تعیین خلیفه شورای شش نفره تشکیل داد و یکی از آنان جد تو علی بود و دستور داده بود که گردن مخالف زده شود چون خود را از قدرت من در امان می بینی همواره برخلاف میل من سخن می گویی به خدا سوگند اگر ولایتعهدی را نپذیری گردنت را می زنم امام علیه السلام ناچار پیشنهاد مامون را پذیرفت و فرمود: من با این شرط ولایتعهدی تو را می پذیرم که هرگز در امور مملکت فرمانی را صادر نکنم و هیچ کس را عزل یا نصب نکنم و رسم و سنتی را جابجا نکنم و فتوا ندهم و قضاوت نکنم بلکه دورادور نظارتی بنمایم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: موضوع ولایتعهدی امام رضا علیه السلام موجب شادمانی و سرور شیعیان حضرت شد ولی خود حضرت از این امر غرق در اندوه و تاثر بود و وقتی مردی را دید که زیاد اظهار خوشحالی می کند او را فراخواند و فرمود: «دل خوش مدار و به ولایتعهدی من که دوامی ندارد و من به زودی از دار دنیا خواهم رفت.» کشف الغمه جلد 3 صفحه 67. مامون پس از تحمیل ولایتعهدی بر امام رضا علیه السلام در خراسان جلسات گسترده بحث و مناظره تشکیل داد و اکابر علمای زمان اعم از مسلمان و غیر مسلمان به این جلسات دعوت کرد.

 

وی خاطرنشان کرد: بی شک پوشش ظاهری دعوت اکابر توسط مامون برای مناظره اثبات و تبیین مقام والای امام علیه السلام در رشته های مختلف علوم و مکتب اسلام بود اما این که در زیر این پوشش ظاهری چه صورتی پنهان بود در میان محققان گفتگو است گروهی که با بدبینی به این مسائل می نگرند و حق دارند بدبین باشند چون اصل در تفسیر نگرش های سیاسی جباران بر بدبینی است می گویند: مامون هدفی جز این نداشت که به پندار خویش مقام امام علیه السلام در انظار مردم خصوصا ایرانیان که سخت به اهل بیت عصمت علیهم السلام علاقه داشتند و عشق می ورزیدند پایین بیاورد به گمان این که امام علیه السلام تنها به مسائل ساده ای از قرآن و حدیث آشنا است و از فنون علم و استدلال به هنگام مواجهه با دانشمندان بزرگ بی بهره است.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: گروه فوق برای اثبات این مدعا به گفتار خود مامون که در متون اسلامی آمده است استدلال می کنند چون در روایتی از نوفلی یار نزدیک امام علیه السلام می خوانیم: «سلیمان مروزی عالم مشهور علم کلام در خطه خراسان نزد مامون آمد و مامون او را گرامی داشت و انعام فراوان داشت پس به او گفت: پسر عمویم علی بن موسی از حجاز نزد من آمده است و او علم کلام و عقاید و دانشمندان این علم را دوست دارد اگر مایل هستی روز ترویه روز هشتم ذی الحجه (که انتخاب این روز شاید برای اجتماع گروه بیشتری از علما بوده است) نزد ما بیا و با او به بحث و مناظره بنشین. سلیمان که به علم و دانش خود مغرور بود گفت: ای امیر مومنان من دوست ندارم از مثل او در مجلس تو در حضور جماعتی از بنی هاشم سوال کنم مبادا از عهده بر نیاید و مقامش پایین آید من نمی توانم سخن را برای امثال او زیاد تحقیب کنم. مامون گفت: هدف من نیز چیزی جز این نیست که راه را بر او ببندی چرا که من می دانم تو در علم و مناظره توانا هستی عیون اخبار الرضا جلد یک صفحه 179 و بحار الانوار جلد 49 صفحه 177.

وی افزود: حدیث دیگری از خود امام علی بن موسی الرضا بیان می کند هنگامی که مامون مجلس بحث و مناظره تشکیل می داد شخصا در مقابل مخالفان اهل بیت علیهم السلام به بحث می نشست و امامت امیرمومنان علی علیه السلام و برتری او را بر تمام صحابه مشخص می ساخت تا به امام علی بن موسی الرضا علیه السلام تقرب جوید، امام علیه السلام به افرادی از یارانش که مورد وثوق بودند چنین فرمودند: «فریب سخنان او را نخورید به خدا سوگند هیچ کس جز او مرا به قتل نمی رساند ولی چاره ای جز این ندارم تا دوران زندگیم به سرآید.» عیون اخبار الرضا جلد دو صفحه 185

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مامون حق داشت این گونه با کمال صراحت از مکتب امیرالمومنین علیه السلام دفاع کند زیرا که شعار نخستین حکومت عباسیان شعار «الرضا من آل محمد» بود و به برکت همین شعار توانسته بودند روی کار آیند و از سوی دیگر ستون فقرات لشکر و رجال حکومتش را ایرانیان تشکیل می دادند که عاشق اهل بیت علیهم السلام بودند و برای حفظ آنها راهی جز این نداشت. به هر حال تعبیرات امام علیه السلام در حدیث فوق به خوبی نشان می دهد که مامون در برنامه هایش در مورد جلسات مناظره صداقتی نداشت.

 

وی اضافه کرد: دربار مامون پیوسته محل برگزاری این گونه مباحثات بود ولی پس از شهادت امام علیه السلام دیگر اثری از مجالس علمی و بحث های کلامی دیده نشد و این مساله قابل دقت است خود امام علیه السلام هم از قصد مامون آگاهی داشتند و می فرمودند: «هنگامی که من با اهل تورات به توراتشان و با اهل انجیل به انجیلشان و با اهل زبور به زبورشان و با ستاره پرستان به شیوه عبرانیشان و با موبدان به شیوه پارسیشان و با رومیان به سبک خودشان و با اهل بحث و گفتگو به زبان های خودشان استدلال کرده و همه را به تصدیق خود وادار کنم، مامون خود خواهد فهمید که راه خطا را برگزیده و پشیمان می شود.» این مویدات سبب تقویت نظر بدبینان نسبت به برگزاری مناظرات توسط مامون دارد.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: نظر دوم بیان می کند که مامون می خواست مقام والای امام هشتم علیه السلام را تنها در بعد علمی محصور کند و تدریجا او را از مسائل سیاسی کنار زند و چنین نشان دهد که امام مرد عادل و پناهگاه امت اسلامی در مسائل علمی است ولی او کاری به مسائل سیاسی ندارد و به این ترتیب سوال تفکیک دین از سیاست را عملی کند. نظر سوم و انگیزه دیگری که در این جا به نظر می رسد این است که همیشه سیاستمداران شیاد و کهنه کار اصرار دارند در مقطع های مختلف سرگرمی هایی برای توده های مردم درست کنند تا افکار عمومی را به این وسیله از مسائل اصلی جامعه و ضعف های حکومت خود منحرف کند.

 

وی تاکید کرد: مامون مایل بود که مساله مناظره امام علی بن موسی الرضا علیه السلام با علمای بزرگ عصر و زمان خود نقل محافل و مجالس باشد و همه علاقه مندان و عاشقان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام در جلسات خود به این مسائل بپردازند و از پیروزی های امام علیه السلام سخن بگویند و مامون کارهای سیاسی خود را با خیال راحت دنبال کند و پوششی بر نقاط ضعف حکومتش باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نظر چهارم این است که انگیزه مامون به واسطه این که خودش نیز انسان بی فضلی نبود این بود که به عنوان یک زمامدار عادل در جامعه اسلامی معرفی گردد و همگان عشق او را به علم و دانش آن در محیط ایران و اسلام آن روز باور کنند و این یک امتیاز برای حکومت او باشد و از این طریق گروهی را به خود متوجه سازد. از آن جا که این جلسات بحث و مناظره قطعا انگیزه سیاسی داشت و مسائل سیاسی معمولا تک علتی نیستند هیچ مانعی ندارد که بگوییم احتمالا همه این انگیزه های چهارگانه برای مامون مطرح بوده است./20/42/260

 

چ, 05/11/1396 - 22:40

دیدگاه جدیدی بگذارید