ویژگی های شخصی حضرت رضا علیه السلام، شخصیت ملکوتی و مقام شامخ علمی آن حضرت و زهد و اخلاق و اعتقاد راسخ شیعیان به حضرت سبب شده است که در سراسر دنیای اسلام ایشان به عنوان محبوب ترین شخصیت و پیشوای دین شناخته شوند به گونه ای که نام حضرت را با صلوات و تقدیس می بردند در حالی که بیش از بیست و چند سال از سن ایشان نگذشته بود.
استاد نصرالله حمیدی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: دهه کرامت بخصوص میلاد سراسر نور هشتمین ستاره آستان ولایت و امامت بر همگان مبارک باد. حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام هشتمین امام و دهمین معصوم از چهارده معصوم علیهم السلام می باشند.
وی افزود: بنابر قول مشهور حضرت در یازدهم ذی القعده سال 153 هجری قمری متولد شدند، کنیه حضرت ابی الحسن ثانی و مشهورترین لقب ایشان رضا است، علت ملقب شدن حضرت به رضا را چنین گفته اند «رضی به المخالفون من اعدائه کما رضی به الموافقون من اولیائه و لم یکن ذلک لاحد من آبائه» مخالفین و دشمنان و موافقین از دوستان همگی از آن حضرت راضی بودند و این صفت برای کسی از پدران ایشان نبوده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: ویژگی های شخصی حضرت رضا علیه السلام، شخصیت ملکوتی و مقام شامخ علمی آن حضرت و زهد و اخلاق و اعتقاد راسخ شیعیان به حضرت سبب شده است که در سراسر دنیای اسلام ایشان به عنوان محبوب ترین شخصیت و پیشوای دین شناخته شوند به گونه ای که نام حضرت را با صلوات و تقدیس می بردند در حالی که بیش از بیست و چند سال از سن ایشان نگذشته بود.
وی اضافه کرد: علم ایشان بی کران، رفتار ایشان پیامبر گونه و حلم و رافت و احسان آن حضرت شامل خاص و عام می شد و کسی را ناراحت نمی کردند و هیچ حاجتمندی را مایوس بر نمی گرداندند، با غلامان و خادمان می نشستند و غذا تناول می کردند شب ها کم می خوابیدند و بسیار قرآن می خواندند، در تاریکی شب در مدینه می گشتند و مستمندان را کمک می کردند، اندک غذا می خوردند و سفره شان رنگین نبود و در فرصت های مناسب مردم را به وظایفشان آگاه می کردند.
استاد حمیدی اظهار داشت: مامون بعد از قتل برادرش امین به خاطر ناشناخته بودنش در عراق و دیگر مناطق بلاد اسلامی و از طرفی مردم یمن و کوفه و بصره و بغداد و ایران بعد از زمان منصور انتظاری که از خلافت بنی العباس داشتند برآورده نشد زیرا مردم توقع اجرای عدالت و اسلام واقعی را داشتند بدین جهت منتظر حاکمی که از خاندان حضرت علی علیه السلام باشد بودند، مامون جهت آرام کردن اوضاع نابسامان شهرهای مهم مثل کوفه و یمن و دیگر مناطق به سراغ امام رضا علیه السلام رفت تا رضایت مردم را جلب کند لذا در سال دویست هجری رجاء بن ابی ضحاک و بعضی از افراد دیگر را به مدینه فرستاد تا امام رضا علیه السلام را به خراسان بیاورد.
وی اضافه کرد: در روایات شیعی دارد مامون به مامورانش دستور داد که از راه اهواز و فارس به خراسان حرکت کنند نه از راه کوفه و قم چون در کوفه و قم شیعیان زیاد بودند و مامون می ترسید که دوستداران حضرت گرد حضرت جمع شوند و مساله ای ایجاد شود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مشهور است که وقتی حضرت به نیشابور رسیدند، محدثان و طالبان علم و دانش جمع شدند و از حضرت خواستند تا حدیثی را بر آنان املاء کنند، حضرت هم روایتی از آباء طاهرینشان از پیامبر و از جبرئیل و خداوند متعال نقل کردند و به این خاطر حدیث را سلسلة الذهب نامیدند و آن حدیث چنین است «کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» بعد از این کلام وقتی حضرت به راه افتادند یکباره سخن دیگری هم اضافه کردند که «بشروطها و انا من شروطها» یعنی اگر کلمه لا اله الا الله دژ استواری است که انسان به واسطه آن از عذاب خدا ایمن است شرطی دارد و آن شرط هم ولایت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است.
وی افزود: حضرت از آن جا به طوس و سپس به سرخس و بعد به اقامتگاه مامون در مرو تشریف بردند ابتدا مامون پیشنهاد خلافت را به امام رضا علیه السلام داد و امام امتناع کردند در این باب مذاکراتی بین مامون و امام رد و بدل شد، سرانجام پس از دو ماه اصرار و امتناع ولایتعهدی را پذیرفتند البته به شرطی که در امور مملکت دخالتی نداشته باشند چون حضرت پیش بینی می کرد که طایفه بنی العباس و پیشینیانش که به لا ابالی گری عادت کردند و زیر بار حق نروند و حضرت قادر بر انجام احکام الهی نشوند.
استاد حمیدی اظهار داشت: مامون هم پس از ولایتعهدی حضرت دستور داد که لباس سیاه که شعار عباسیان بود را از تن بیرون آورند و درباریان و فرماندهان همگی لباس سبز که شعار علویان است بپوشند و خود نیز لباس سبز پوشید و سپس نام امام علیه السلام را زینت بخش درهم و دینار کرد و مقرر کرد که خطبا به نام امام علیه السلام خطبه خوانند.
وی خاطرنشان کرد: به روایت طبری این ولایتعهدی امام رضا علیه السلام در روز سه شنبه دوم ماه رمضان سنه 201 هجری قمری اتفاق افتاد امام علیه السلام برای خنثی کردن توطئه های مامون و اطرافیان او هشیارانه رفتار می کردند و یکی از توطئه هایی که امام علیه السلام آن را به شکست کشانید موضوع نماز عید فطر ماه رمضان سال 202 هجری قمری بود که مامون برای تظاهر به مردم و این که امام علیه السلام کاملا در خدمت دستگاه او است، پیشنهاد نماز عید فطر را داد ولی امام علیه السلام امتناع کرد که با اصرار فراوان مامون در نهایت امام علیه السلام پذیرفتند که نماز عید را اقامه کنند لکن به این صورت که همانند نماز عید فطر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را برگزار کنند مامون هم به ناچار آن را پذیرفت.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مامون دستور داد تا فرماندهان نظامی و علما و قضات و دانشمندان به درب منزل امام علیه السلام روند و چنین شد امام علیه السلام خود را شستشو داده و غسل کردند و معطر نمودند و جامه سفید و پاکیزه پوشیدند و امامه سفیدی بر سر نهادند و با پای پیاده به راه افتادند و از کارکنان منزلشان خواستند همگی به این شیوه راه افتند در حالی که همگی امام را در میان گرفته بودند تکبیر گویان از منزل خارج شدند، امام علیه السلام سر به آسمان برداشتند و چهار تکبیر گفتند، فرماندهان و درباریان وقتی با چنین صحنه ای روبرو شدند از مرکب ها پایین آمده و چکمه و کفش ها را در آوردند.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: امام علیه السلام به سمت مصلی حرکت کردند و در هر ده قدم می ایستادند و چهار تکبیر می گفتند تمامی خیابان ها و کوچه های شهر و محل مملو از جمعیت شد همه با اشتیاق گرد آمدند و ناظر حرکت پیامبر گونه امام علیه السلام بودند گزارش های این صحنه های مهیج به مامون می رسید تا آن جا که مامون طاقت نیاورد و دستور برگشت امام علیه السلام را صادر کرد، ایشان هم به راهشان ادامه ندادند و برگشتند مردم آشفته و خشمناک برگشتند و نماز هم برپا نشد به این طریق توطئه مامون که می خواست به مامون بگوید با امام همراه است به شکست انجامید. «بر روی رضا شمس امامت صلوات بر شافع ما روز قیامت صلوات در شام ولادتش که شادند همه بفرست بر این روز کرامت صلوات»/20/21/260
دیدگاه جدیدی بگذارید