یکی از مکارم اخلاق امام رضا علیه السلام ادبی است که حضرت رضا علیه السلام داشتند، علامه مجلسی در جلد 49 صفحه 90 از راوی نقل می کند «ما رایت اباالحسن الرضا جفا احدا بکلامه قط و لا رأيته قطع على أحد كلامه حتى يفرغ منه» در این روایت به آدابی که حضرت در معاشرت مردم رعایت می کردند اشاره شده است که در ادب کلام حضرت هیچ گاه در میان کلامشان سخنی که جفا و بی ادبی در حق کسی باشد به زبان نیاوردند و راوی چنین می گوید که ندیدم حضرت کلام دیگری را قطع کند و در وسط کلام او صحبت کند و این خود ادبی است در رابطه با تکلمی که شخصی بیان می کند.
استاد محسن مروارید در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: از جهت مکارم اخلاقی مباحث مختلفی در مورد امام رضا علیه السلام می تواند مطرح شود که ما به یک گوشه از آن اشاره می کنیم که درسی شود برای همه و بخصوص کسانی که بر سفره احسان علمی حضرت نشسته اند.
وی افزود: طبق روایتی که علامه مجلسی در بحار الانوار جلد 49 صفحه 100 نقل کرده اند، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از قول پدر بزرگوارشان حضرت رضا علیه السلام را «عالم آل محمد» معرفی نمودند. دنباله همین نقل دارد که حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: «لیتنی ادرکته» کاش من این عالم آل محمد را درک می کردم.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: یکی از مکارم اخلاق امام رضا علیه السلام ادبی است که حضرت رضا علیه السلام داشتند، علامه مجلسی در جلد 49 صفحه 90 از راوی نقل می کند: «ما رایت اباالحسن الرضا جفا احدا بکلامه قط و لا رأيته قطع على أحد كلامه حتى يفرغ منه» در این روایت به آدابی که حضرت در معاشرت مردم رعایت می کردند اشاره شده است که در مورد ادب کلام حضرت هیچ گاه در میان کلامشان سخنی که جفا و بی ادبی در حق کسی باشد به زبان نیاوردند و راوی چنین می گوید که ندیدم حضرت کلام دیگری را قطع کنند و در وسط کلام او صحبت کنند و این خود ادبی است در رابطه با تکلمی که شخصی بیان می کند.
وی خاطرنشان کرد: در رابطه با ادبی که حضرت در نشستن در مجلس رعایت می کردند، جایی که کسی در خدمت حضرت بود «و لا مد رجليه بين يدي جليس له قط» هیچ وقت حضرت پایشان را دراز نمی کردند و حتی از این بالاتر «و لا اتكئ بين يدي جليس له قط» یعنی تا این حد حضرت ادب را در مورد کسی که در مجلس بود رعایت می کردند که به احترام او تکیه هم نمی دادند.
استاد مروارید اظهار داشت: در رابطه با معاشرت با زیر دستان آمده است «و لا رأيته يشتم أحدا من مواليه و مماليكه» هیچ وقت حضرت با پایین دستان خود و کسانی که جزء غلامان حضرت بودند کلام ناروایی به آنها بیان نمی کردند و به زیر دستان خود می فرمودند: «اگر شما را برای کاری صدا زدم و شما مشغول غذا خوردن بودید، جواب من را ندهید و بگذارید غذایتان تمام شود.» حضرت هیچ گاه در حال خندیدن قهقهه نمی زدند بلکه تبسم می کردند: «و لا رأيته يقهقه في ضحكه بل كان ضحكه التبسم» همچنین هیچ گاه ندیدند که حضرت آب دهان اندازند.
وی افزود: در مورد ادب در برخورد با میهمان ها دارد که حضرت وقتی کسی در خانه ایشان میهمان بود و چراغی که در خانه روشن بود مشکل پیدا کرده بود، حضرت نگذاشتند آن شخص به تعمیر آن چراغ بپردازد و گفتند که ما قومی هستیم که میهمان خود را به خدمت نمی گیریم یعنی وقتی که تو میهمان ما هستی به همین مقدار که بخواهی چراغ منزل ما را درست کنی هم ما حاضر نیستیم تو را به خدمت گیریم.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این مسائل نمونه هایی از ادب حضرت در جهات مختلف زندگی ایشان است. بزنطی که از بزرگان اصحاب حضرت است و در علم رجال خیلی جلالت دارد و طبق نقل ابتدا از واقفه بوده است و به واسطه کرامت حضرت امام رضا علیه السلام امامت حضرت را قبول کرد می گوید: «خدمت حضرت بودم و مدتی از شب در رابطه با مسائلی از علوم با من صحبت کردند و وقتی زمان خواب شد حضرت امر کردند بستری را برای من بیاورند.» و طبق نقلی خود حضرت ملحفه را بر روی بزنطی انداختند، البته بعد از این مطلب تذکر دادند که نکند این مطلب سبب فخر فروشی تو بر برادرانت شود و فرمودند من این کار را کردم چون تکلیف من بود.
وی افزود: علامه مجلسی از مرحوم کلینی در کافی در جلد 49 بحار از راوی نقل می کنند: «خدمت حضرت بودم و عده زیادی هم مسائل حلال و حرام را از حضرت می پرسیدند و شخصی وارد شد و عرضه داشت: من از محبین شما و آباء و اجداد شما هستم و از حج بر می گردم و نفقه من تمام شده است و انسان فقیری نیستم، اگر شما عنایت بفرمایید که من به شهرم برسم آن چه شما به من داده اید صدقه خواهم داد، حضرت به او فرمودند: بنشین تا جواب تو را بدهم.
استاد مروارید در ادامه بیان روایت گفت: «بعد از اینکه مردم بغیر از چهار نفر متفرق شدند و حضرت خواستند از بین این چهار نفر بلند شوند فرمودند: «أتأذنون لی فی الدخول»» یعنی حضرت از آن افراد برای رفتن اجازه گرفتند که باز این یک نوع ادب است. «حضرت از کنار آن افراد برخاستند و دویست دینار که مقدار کمی هم نبود را آوردند و از بالای در، به این بنده خدا دادند به گونه ای که چشم او به حضرت نیفتد و فرمودند: «لا أراک و لا ترانی» نه تو مرا ببینی و نه من تو را ببینم.»
وی اضافه کرد: «وقتی که این بنده خدا این دویست دینار را گرفت و رفت، کسی که آن جا بود از حضرت سوال کرد: شما عطای زیادی به این فرد کردید پس چرا خود را از او پوشاندید؟ «فقال مخافة أن أرى ذل السؤال في وجهه لقضائي حاجته» حضرت فرمودند: من نمی خواستم وقتی این دینارها را به این شخص دادم، ذلت سوال و درخواست را در او ببینم.» چون معمولا وقتی کسی عطایی از کسی می گیرد یک نوع کوچکی در مقابل او احساس می کند و حضرت نمی خواستند این چنین شود کاری کردند که نه ایشان شخص محتاج را ببینند و نه شخص محتاج حضرت را در این حال ببیند که این مطلب هم یک نوع ادب حضرت رضا علیه السلام است در مقابل کسی که از ایشان درخواست کرده بود.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: ان شاء الله خداوند ما را موفق دارد به آنچه از مکارم اخلاق از ائمه دین، به خصوص این مکرمت اخلاقی که از امام رضا علیه السلام در رابطه با ادب در معاشرت و رفتارآمده، عمل کنیم؛ چون ما به عنوان مروجین علوم ائمه علیهم السلام در جامعه معرفی می شویم و هر چقدر بیشتر این مسائل را رعایت کنیم، بیشتر می توانیم مردم را به سمت علوم آل محمد علیهم السلام سوق دهیم./20/21/260
دیدگاه جدیدی بگذارید