امامت مقامی است که اگر کسی لیاقت آن را داشته باشد خداوند نسبت به آن ممنوع الخیر نیست، این برای ما است که باید مکلف شویم تا نماز بخوانیم حتی حضرت ولی عصر علیه السلام در پنج یا شش سالگی بر پدر بزرگوارشان که امامت شیعیان را برعهده داشتند نماز خواندند و واقعا مثل اشخاص بزرگ این کار انجام دادند لذا از علمای اهل سنت هم داریم که در مورد امام جواد علیه السلام بیان کردند با این که سن ایشان کم بوده است اما ایشان عظیم القدر بودند و علم الهی داشتند.
استاد سید طالب موسوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: حضرت امام جواد علیه السلام در سال 195 هجری قمری به اتفاق علما و مورخین متولد شدند اما از جهت روز یا ماه آن اختلاف وجود دارد بعضی ها 15ام یا 17ام یا 19ام ماه مبارک رمضان را در مورد تاریخ ولادت آن حضرت ذکر کرده اند. شیخ طوسی از ابن عیاش روایت کرده است که ولادت امام جواد علیه السلام در دهم ماه مبارک رجب بوده است.
وی افزود: تودیع شریف حضرت ولی عصر علیه السلام که در ادعیه ماه رجب در مفاتیح الجنان ذکر شده است دلالت دارد که این ولادت در ماه مبارک رجب بوده است این تودیع دعایی است که حضرت به یکی از نواب فرمودند که این دعا را در ماه رجب بخوانند و نظر حقیر هم همین است که این ولادت در ماه رجب بوده است «اللهم إني أسألك بالمولودين في رجب محمد بن علي الثاني و ابنه علي بن محمد المنتجب و أتقرب بهما إليك خير القرب يا من إليه المعروف طلب» این تودیع از جهت سند هم محکم است یعنی از طرف نواب اربعه است که حتی مقامشان از عدالت بالاتر است غیر از این که این تودیع از سندهای معتبری بوده است که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی نقل شده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت ولی عصر علیه السلام در تودیع شریفشان می فرمایند که خدایا تو را به دو مولود در ماه رجب قسم می دهم «محمد بن علی الثانی» می شود حضرت امام جواد علیه السلام چون محمد بن علی اول، امام محمد باقر علیه السلام هستند «و ابنه علی بن محمد بن المنتجب» و فرزند ایشان امام هادی علیه السلام پس ولادت امام جواد و امام هادی علیهما السلام در ماه رجب بوده است.
وی اضافه کرد: محل تولد امام جواد علیه السلام مدینه منوره بوده است، حضرت امام رضا علیه السلام با آن اجبار و اکراهی که مامون علیه اللعنة کرد به طوس تشریف بردند یا به خاطر حسادت زیاد حضرت را به آنجا تبعید کردند و یا سیاست های ظالمانه ای که خلفای جور داشتند به خاطر این که جذبه حضرت مردم را گرفته بود، ترس این را داشتند که مبادا از ناحیه آن حضرت اتفاقی افتد سبب شد که ایشان را طوس منتقل کنند. ازدواج حضرت امام رضا علیه السلام که ثمره اش امام جواد علیه السلام بوده است در طوس نبوده است ظاهرا تولد امام جواد علیه السلام قبل از تشریف فرمایی امام رضا علیه السلام به طوس بوده است چون در روایت است که امام جواد در زمان شهادت امام رضا علیه السلام هفت سال یا نه سال داشتند.
استاد موسوی اظهار داشت: امام رضا علیه السلام با کنیزی به نام «حبیکه» که در لغت به نام گداخته شده و خالص شده است ازدواج می کنند چون این خانم خیلی پاک بوده است گویا از ناخالصی ها پاک شده است که البته در لغت به مثل طلا و نقره گداخته شده هم حبیکه گفته می شود خلاصه نام این بانو به معنای خالص شده از ناخالصی ها است، اسامی دیگری هم برای ایشان ذکر شده است و ذکر خیر این کنیز را قبلا هم بیان کرده بودند که از بهترین زنان زمان خودشان بوده اند و از خاندان ماریه قبطیه زوجه پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند که مادر ابراهیم فرزند آن حضرت بوده است.
وی خاطرنشان کرد: تنها فرزند ذکور امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام بوده است در روایتی دختری به نام فاطمه هم به امام رضا علیه السلام نسبت داده اند که مقداری بعید است. روایتی است که خیلی مهم است «لم یولد فینا مولود اعظم برکة علی شیعتنا» امام جواد علیه السلام مولودی است که مولودی بزرگ تر از ایشان از جهت برکت بر شیعیان متولد نشده است، سر با برکت بودن حضرت سن کم حضرت بوده است که 25 سال و سه ماه و دوازده روز بوده است یعنی در این ایام کوتاه عمر آن کیفیت و برکت خودشان را داشته اند لذا از جهت برکت از دیگران بالاتر هستند، مطلب دیگر این است که چون در اواخر عمر امام رضا علیه السلام به دنیا آمدند حضرت فرمودند « و الله لا تمضي الأيام و الليالي حتى يرزقني الله ولدا ذكرا يفرق به بين الحق و الباطل» به خدا قسم روزها و شب ها نمی گذرد تا این که خداوند فرزند ذکوری بر من عطا خواهد کرد که بین حق و باطل جدایی خواهد انداخت.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در حدیث دیگری هم امام رضا علیه السلام فرمودند: « فو الله إنه لا تمضي الأيام و الليالي حتى يولد لي ذكر من صلبي يقوم بمثل مقامي، يحيي الحق و يمحي الباطل» این شب و روز نمی گذرد مگر این که فرزند ذکوری از صلب من متولد شود که هم مقام و مثل من در احیای حق و امحا باطل خواهد بود به هر حال حضرت فرزند بزرگوارشان را بسیار دوست داشتند. در حدیثی است که بعد از ولادت ایشان شب ها تا به صبح با ایشان نجوا می کردند و زمانی که از آن حضرت در این باره سوال می کردند ایشان می فرمودند که علوم را به فرزندشان عطا می کنند و این که ایشان تنها فرزند امام رضا علیه السلام بودند هم سبب علاقه بیش از حد امام رضا علیه السلام به ایشان از جهت محبت الهیه شده بود تا جایی بعضی حضرت رضا علیه السلام را به امام جواد علیه السلام قسم می دهند که به واسطه همین ارتباط قوی بین پدر و پسر است.
وی اضافه کرد: امام جواد علیه السلام در زمان شهادت 25 سال داشتند که شهادت حضرت در آخر ماه ذی القعده رخ داده است اما برخی ششم ذی الحجه را هم برای شهادت ایشان ذکر کرده اند و برخی هم یازده ذی القعده را گفته اند علت اختلاف تاریخ در مورد ولادت و شهادت حضرات معصومین علیه السلام می تواند چند مورد باشد یکی از موارد همین اختناق و مظلومیت حضرات بوده است و این که تاریخ نویسی در دست خلفا بوده است و هر کدام از تاریخ نویسان نمی توانستند کتابی در مورد هر کدام از حضرات معصومین علیهم السلام بنویسند بنابراین همین مطلب باعث شده است که اختلافی در تاریخ ولادت و شهادت حضرات به وجود آید.
استاد موسوی اظهار داشت: احتمال دیگر در مورد اختلاف در زمان شهادت و ولادت حضرات معصومین علیهم السلام هم مربوط به ورود تاریخ هجری شمسی به تاریخ هجری قمری است که باعث می شود تعداد ایام در هر سال یازده روز کم شود این مساله البته بعید است چون تاریخ نویسانی بوده اند که قبل از این اتفاق تاریخی این مسائل را نگاشته اند. یکی از علت های دیگر این است که کتاب های تاریخ نویسان بدون نقطه نوشته می شده است حتی کتاب شیخ بهایی هم بدون نقطه نگاشته شده است و شرح لمعه هم همین گونه بوده است این مطلب باعث می شود که بعضی از کلمه ها با برخی اشتباه شوند که حتی ذی القعده را ذی الحجه بخوانند.
وی خاطرنشان کرد: بعد از شهادت امام رضا علیه السلام مامون علیه اللعنة در جریان شکاری که می خواست انجام دهد در راه دید عده ای از بچه ها در حال بازی کردن هستند همه ترسیدند و فرار کردند از میان آنها کودکی ایستاد، مامون به او گفت تو چرا ایستادی و وقتی همه فرار کردند فرار نکردی، امام جواد علیه السلام فرمودند: «من که راه را تنگ نکردم می توانید شما هم بروید.» مامون از این جواب خوشش آمد سوالاتی از حضرت کرد که باز شکاری که همراه من است برای چه است و حضرت پاسخ گفتند و هنگام برگشت هم حضرت مورد تعظیم مامون قرار گرفت.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مامون به واسطه این که سیاست داشت و می دانست که بعد از شهادت امام رضا علیه السلام مردم از او دلخور شدند لذا چنین اندیشه کرد که اگر فرزند حضرت را به دربار دعوت کند و مورد تفقد قرار دهد کینه های بعضی از شیعیان هم از بین می رود و الا خلفای جور هیچ گاه با اهل بیت علیهم السلام دوستی نداشتند.
وی افزود: مامون حضرت را در سن هفت سالگی یا نه سالگی دعوت کرد و علمای بزرگی مثل یحیی بن اکثم نشستند و حضرت تمام سوالات آنها را جواب دادند اما آنها نتوانستند به سوالات حضرت جواب دهند حتی یحیی بن اکثم در بحث صید حالاتی در مورد مناسک حج پرسید که حضرت به نقلی صد فرع فقهی برای این سوال مطرح کردند و یحیی بن اکثم مانده بود و به نقلی پنج هزار مساله را در یک مجلس جواب دادند که البته این مساله هم استبعاد ندارد چون در حدیث است که ایشان از باطن افراد خبر داشتند مثلا سوال سی نفر که یکی بود را به آنها می فرمودند که شما سوالاتتان این است و جوابتان این است، علی ای حال از جنبه علمی خود مامون هم این اقرار را کرد و به ایشان گفت که تو ابن رضا و یادگار پیامبر عظیم الشان اسلام هستی و علم تو علمی الهی است.
استاد موسوی اظهار داشت: زمانی که مامون دخترش ام الفضل را با امام جواد علیه السلام تزویج کرد خاندان بنی العباس به او ایراد گرفتند که چرا این کار را کردی یعنی اگر داماد تو شود فردا برای حکومت تو خطرناک است مامون جواب داد شما اینها را نمی شناسید اینها اهل بیت وحی هستند و علوم اینها الهی است و همیشه اصل هستند یعنی من دخترم را به کسی نداده ام که مثل شما باشد.
وی افزود: داستانی در مورد مامون است که جزء کرامات حضرت به حساب می آید، مامون روزی از شرب خمر مست شده بود در این حال دخترش به خاطر حسادتی که به همسر دیگر امام جواد علیه السلام یعنی تمامه داشت که از نوادگان عمار یاسر بود که مادر حضرت امام هادی علیه السلام بودند و ام فضل هیچ فرزندی از امام جواد علیه السلام نداشت به پدرش شکوه و گلایه کرد که امام جواد علیه السلام همسر دیگری دارند و مامون در حالت مستی بدن مبارک حضرت را قطعه قطعه می کند، صبح که می شود یاسر غلام مامون به او می گوید: می دانی که در شب گذشته فلان کار را کردی، مامون به سر و صورت خود می زند که چه کنم و جواب شیعیان را چه دهم؟ در این حال مامون همان غلام را می فرستند که ببیند چه خبر است؟ می بیند که حضرت سالم نشسته اند و در حال مسواک زدن هستند تا می خواهد برود با حضرت صحبت کند امام علیه السلام به اقامه نماز می پردازند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه افزود: غلام به مامون خبر سلامتی امام علیه السلام را می دهد مامون به غلام این انعام را می دهد و این پیغام را می رساند که خدمت حضرت دهند که مامون نمی خواسته چنین کاری کند اما مست بوده است امام جواد علیه السلام هم به مامون پیام می دهند که شرب خمر را ترک کند.
وی افزود: امام جواد علیه السلام در زمان مامون این آزار و اذیت را دیدند اما حکمت خدا بود که زنده بمانند و شهادت ایشان توسط ام الفضل رقم خورد که حضرت به مدینه تشریف می آورند و امام هادی علیه السلام در همان زمان مامون در مدینه منوره متولد می شوند ولی بعد از مرگ مامون معتصم که از خلفای بنی العباس بود وقتی جویای احوال حضرت شد شروع به اذیت حضرت کرد.
استاد موسوی اظهار داشت: مامون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام به بغداد کوچ می کند و بغداد را مرکز حکومت قرار می دهد، معتصم امام جواد علیه السلام را به بغداد احضار می کند که در این زمان امام هادی علیه السلام به دنیا آمده بودند حضرت وقتی می خواستند عازم این سفر شوند ودایع امامت را به امام هادی علیه السلام سپردند معتصم وقتی حضرت وارد بغداد شدند در آن حد اختلاف حادی با حضرت نداشت تا این که در بعضی از نقل ها است که حضرت را دعوت کرد و به ایشان شربتی داد که بنوشد و حضرت مسموم شدند و به شهادت رسیدند.
وی اضافه کرد: در روایت است که سارقی سرقت کرده بود و مفتی های اهل سنت احکام متفاوتی را در مورد او می دادند کسی می گفت از آرنج قطع کنید، کسی می گفت از مچ دست قطع کنید و به حضرت فرمودند شما چه می فرمایید حضرت در ابتدا نمی پذیرفتند بعد از آن فرمودند که باید چهار انگشت قطع شود به نقلی هم فرمودند: «و أن المساجد لله» محل سجده کف دست و متعلق به خدا است و نباید قطع شود معتصم نظر حضرت را پذیرفت و چهار انگشت را قطع کرد، این مساله باعث حسادت علمای اهل سنت بخصوص یحیی ابن اکثم و دیگران شد و با همکاری معتصم ام فضل که قبلا زمینه دشمنی حضرت را داشت را تحریک کردند و به این واسطه حضرت را مسموم کردند و به شهادت رساندند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در زیارت جامعه که از امام هادی علیه السلام روایت شده است اوصاف مشترکی در مورد ائمه اطهار علیهم السلام بیان شده است قطعا امام هادی علیه السلام می دانستند چنین دوره هایی در آخر الزمان به وجود می آید که شبهه هایی در مورد صغر سن بعضی از اهل بیت علیهم السلام وارد می شود همان طور که در آن زمان هم شبهه هایی وارد می شد و بعضی از شیعه ها را هم امامت این حضرات را قبول نداشتند.
وی خاطرنشان کرد: امام جواد علیه السلام به آیات قرآن اشاره می کردند و می فرمودند مقام امامت مثل مقام نبوت است همان طور که در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید: «و آتیناه الحکم صبیا» و فرموده است: «فلما بلغ أشده و بلغ اربعین سنة» امام علیه السلام به این آیات احتجاج کردند که می دانید مقام نبوت مقامی الهی است پس طبق آیات قرآن که می فرماید: «آتیناه الحکم صبیا» و در مورد حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «بلغ اشده» حکمت خداوند اقتضا می کرده است که نبوت به صبی هم داده شود و به کسی که چهل ساله هم بوده است عطا گردد من هم از جهت امامت مثل انبیایی هستم که در سن کودکی صاحب حکمت شدند.
استاد موسوی اظهار داشت: این مساله استبعاد عقیدتی ندارد که بیان شود امام علیه السلام باید مکلف و بالغ باشد و سپس صاحب چنین مقامی شود، حضرت یحیی و حضرت عیسی هم در کودکی به نبوت رسیدند و حضرت رضا علیه السلام در مورد امام جواد علیه السلام می فرمودند که ایشان از جهت پاکیزه بودن در زمان تولد و این که در کودکی به امامت می رسند شبیه حضرت عیسی علیه السلام هستند.
وی اضافه کرد: امامت مقامی است که اگر کسی لیاقت آن را داشته باشد خداوند نسبت به آن ممنوع الخیر نیست، این برای ما است که باید مکلف شویم تا نماز بخوانیم حتی حضرت ولی عصر علیه السلام در پنج یا شش سالگی بر پدر بزرگوارشان که امامت شیعیان را برعهده داشتند نماز خواندند و واقعا مثل اشخاص بزرگ این کار انجام دادند لذا از علمای اهل سنت هم داریم که در مورد امام جواد علیه السلام بیان کردند با این که سن ایشان کم بوده است اما ایشان عظیم القدر بودند و علم الهی داشتند، علمای اهل سنت به این مساله در تاریخ طبری و در جاهای دیگر اشاره کرده اند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: به نقلی حضرت توسط «واثق بالله» که بعد از معتصم خلیفه شد به شهادت رسید که این بحث تاریخی برای ما مهم نیست بلکه هدف امامت است که برای ما اهمیت دارد. در زمان حضرت فقر غوغا می کرد و خلفای عباسی مثل مامون و معتصم عیاش بودند لذا اکثر شیعیان در مشکلات بودند لذا امام نهم که جواد الائمه علیهم السلام بودند به فقرا رسیدگی می کردند و جود و بخشش حضرت ضرب المثل شده بود که داستان های عجیبی در این مورد نقل شده است.
وی خاطرنشان کرد: از طرف دیگر اوصافی که برای امام معصوم در زیارت جامعه آمده است برای همه ائمه اطهار علیهم السلام وجود دارد بنابراین کوچکی سن و این که فلان امام، امام نهم یا پنجم باشد تاثیری در این مقام الهی ندارد، درست است که بعضی از این حضرات بر بعض دیگر افضل هستند، پنج تن آل عبا افضل بر ائمه دیگر هستند و امام زمان علیه السلام افضل بر باقی ائمه علیهم السلام هستند اما در یک مقام همه مشترکند که همه این اوصاف امامت در زیارت جامعه بیان شده است که شبهه را از شیعه برمی دارد که می شود امام معصوم در هفت یا نه سالگی به امامت رسد.
استاد موسوی اظهار داشت: مظلومیت امام جواد علیه السلام به حدی است که در شهر بغداد غریبانه به شهادت می رسند و به نقل مشهور توسط ام فضل ملعون مسموم می شوند و با اوضاع اسفناکی به شهادت می رسند که حتی نگذاشتند که به حضرت آب رسانند، جسد مطهر ایشان را هم در پشت بام گذاشتند و زمانی هم که شیعیان از حال حضرت جویا شدند خبری نیافتند تا این که متوجه شدند جسد مطهر ایشان در پشت بام نهاده شده است لذا بدن مطهر ایشان را پایین آوردند و تجهیز و تدفین کردند و در کنار جد بزرگوارشان امام کاظم علیه السلام دفن کردند.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: در جریان خوابی که یکی از شیعیان از امام علیه السلام دیده است که در هر مشکلی به چه امام توسل کنید به وی گفته شده است برای طلب روزی و ادای دین به امام جواد علیه السلام توسل کنید و همین مساله هم در دعای توسل غیر مشهور خواجه نصیر است، صفت جواد در حضرت محمد بن علی علیه السلام متجلی است البته همه اهل بیت علیهم السلام بخشنده بودند اما از جهت زمان و موقعیت گاهی اوقات یک صفت در یک امام تجلی و تبلور بیشتری می یافته است به جهت محصور بودن از آن حضرت از جهت فقهی روایت های کمی نقل شده است اما روایات زیبایی از حضرت و تفاسیر بسیار ناب و شریفی از آن حضرت نقل شده است./20/42/260
دیدگاه جدیدی بگذارید