استاد موسوی فخر:

ارتباط قیام خونین عاشورا با مساله انتظار حضرت مهدی

نهایت آرزوی یک عاشورا خوان این است که از خدا مسالت می کند که به او خونخواهی حسین علیه السلام را روزی کنند و منتقم آن خون به ناحق ریخته در زیر لوا و پرچم امام مهدی ظاهر ناطق بالحق که از نسل ایشان است باشد.

 

استاد سید حسن موسوی فخر در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: مساله انتظار و امام زمان علیه السلام چه ارتباطی با قیام و نهضت حضرت سید الشهداء علیه السلام دارد؟ در این مورد باید به دو نکته توجه کنیم اولین نکته ارتباط مساله انتظار با قیام و نهضت سیدالشهداء علیه السلام است و نکته دوم ارتباط تربیتی اصحاب سیدالشهدا علیه السلام با ایشان در این حد که آن حضرت در وصفشان فرمودند: «ما رایت اصحابا مثل اصحابی قط» هرگز یارانی با وفاتر از شما ندیدم.

 

وی افزود: در قبال اصحاب خاتم الانبیا و رجال مقاوم صدر اسلام، دوستان جنگ بدر و احد، در مقابل حواریین عیسی مسیح علیه السلام و در مقابل تمام رجال مقاوم در عصر و دوران نبوت انبیاء این سخن مثل و مانندی ندارد، مگر سیدالشهداء علیه السلام چه اکسیری به اصحاب خود زده بود که در قبال آنها فرمودند: «ما رایت اصحابا مثل اصحابی قط».

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: ارتباط مساله انتظار و امام زمان علیه السلام با نهضت و قیام حضرت سیدالشهداء علیه السلام همان ارتباطی است که ما در زیارت عاشورا می خوانیم «و أسأل الله ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم» نهایت آرزوی یک عاشورا خوان این است که از خدا مسالت می کند که به او خونخواهی حسین علیه السلام را روزی کنند و منتقم آن خون به ناحق ریخته در زیر لوا و پرچم امام مهدی ظاهر ناطق بالحق که از نسل ایشان است باشد.

 

وی اضافه کرد: آتش افروخته تا خاموش نشود کارش سوختن و سوزاندن است از قتل سیدالشهداء علیه السلام در عالم آتشی ایجاد شد که دل ملکوت را سوزاند جمادات سوختند نباتات آتش گرفتند و ملائک به ضجه در آمدند، جنیان به نوحه در آمدند یعنی کل عالم به سوختن افتاد از شب یازدهم محرم و شام عاشورا باب وسیعی بر گریه و عزاداری و نوحه موجودات عالم بر سیدالشهداء علیه السلام باز شد که بخشی از روایات جلد 44 بحار الانوار علامه مجلسی اشاره دارد به گریه ماهیان دریا، مرغان هوا و نوحه خوانی جنیان، گریستن و به ضجه درآمدن ملائک در عزای ایشان «در بارگاه قدس که جای ملال نیست    سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است».

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: «یا اباعبدالله لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبة بک علینا و علی جمیع اهل السماوات و الارض» معنای این سخن یعنی سوختن عالم در عزای امام حسین علیه السلام. ما انسان ها این گونه هستیم که وقتی مشغول انجام دادن کاری هستیم اگر دلمان بسوزد و به درد آید و اشک از چشمان ما جاری شود نمی توانیم آن کار را انجام دهیم در گوشه ای می نشینیم و گریه می کنیم یا اگر بتوانیم کاری را در حال سوختن و دل شکستن انجام دهیم کار ما دچار افت محسوسی می شود عالم موجودات و ملکوت عالم هم همین گونه است.

 

وی تاکید کرد: نکته اول این که امام باقر علیه السلام می فرماید: «وقتی به پهلوی جدم حسین علیه السلام نیزه زدند و از بالای ذوالجناح به گودی قتله گاه سرازیرش کردند آن چنان ملائک به ضجه در آمدند که هر کدام می خواستند کار خود را رها کنند. ملائک حمله خورشید از شدت گریستن بر قتل حسین می خواستند خورشید را رها کنند، ملائک حمله ماه و حمله کرات و ملائک عرش خدا و ملائک مامور به بادها، ملائک مامور قطرات باران همه از شدت گریستن بر حسین می خواستند کار خود را رها کنند و گوشه ای بنشینند و بر قتل سیدالشهداء علیه السلام ضجه بزنند.»

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: معنای این سخن یعنی تعطیلی نظام طبیعی و تکوینی عالم در هنگامه شهادت امام حسین علیه السلام، وقتی خداوند متعال دید همه سوختند و آتش گرفتند و همه از قتل بنده اش به ناله در آمدند و عالم در شرف تعطیلی قرار گرفت کاری کرد که این ملائک کمی آرام شوند ندا داد: «یا ملائکتی» ای ملائکه من آرام گیرید «بهذا انتقم منه» من این رجل شجاع را و این مهدی را و این «این الطالب بدم المقتول بکربلا» و «این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء» را و این مالک خون را خلق کردم، عرش من و نور مهدی مرا ببینید روزی با این مهدی انتقام خون حسین را خواهم گرفت.

 

وی خاطرنشان کرد: وقتی ملائک فهمیدند که این چنین است کمی آرام گرفتند و به امید روزی که او بیاید کمی ساکن و ساکت شدند و عالم از شرف تعطیلی نجات پیدا کرد لذا ارتباط مساله انتظار امام زمان علیه السلام با قیام و نهضت سیدالشهدا علیه السلام یک ارتباط طبیعی و تکوینی است. اکنون مشخص می شود که منظور از این عبارت «و أسأل الله أن یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم» چیست؟

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: رکن مجلس ماه محرم و رکن مجلس عزای امام حسین علیه السلام مساله انتظار امام زمان علیه السلام است، در زیارت عاشورا دو بار از خداوند طلب می کنیم که امام زمان علیه السلام بیایند و در زیر لوا و پرچم ایشان انتقام خون حسین علیه السلام را بگیریم یک بار می خوانیم «و أسال الله أن یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور» و یک بار «و أسال الله أن یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم».

 

وی افزود: نکته دوم این است که اباعبدالله الحسین علیه السلام چگونه اصحابشان را تربیت کردند؟ ایشان چه کرده اند که از انسان هایی که از ایشان فرار می کردند انسان هایی تربیت کردند که فرمودند: «ما رایت اصحابا مثل اصحابی قط» هرگز یارانی با وفا مانند یاران خود ندیدم که در یوم عاشورا از تمام امتحانات سربلند بیرون بیایند که حتی وقتی نیزه و شمشیر می خوردند دردی حس نمی کردند، مگر می شود کسی نیزه و شمشیر بخورد اما دردی حس نکند این سخن را من نمی گویم قرآن می گوید وقتی زلیخا آن مجلس بزرگ را برای زنان مصر فراهم کرد و گفت شما زنان مصر مرا به سخره گرفته اید بگذارید یوسف را ببینید آن گاه مشخص می شود که چه کسی تحمل می کند و دم نمی زند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وقتی در آن مجلس یوسف نبی وارد شد قرآن می گوید زن های مصر گفتند: «قلن حاش لله ما هذا بشرا إن هو الا ملک کریم» این بشر نیست این ملک است این فرشته است و به جای این که پرتغال های مصری را پوست بگیرند انگشتان خود را پوست کندند و خون جاری شد آنها چون در جمال یوسف نبی محو و مات بودند چاقو را به دست خود زدند اما دردی را حس نکردند.

 

وی افزود: امام حسین علیه السلام چه اکسیری زدند و با اصحابشان چه کردند که اینها در یوم عاشورا درد نیزه و شمشیره را حس نکردند اول آنها را امتحان کردند تا مشخص شود که ارزش دارند یا ندارند به خیلی ها کیسه های درهم و دینار دادند و به آنها فرمودند که بروید مزرعه بخرید و کار کنید و به زن ها و بچه های خودتان رسیدگی کنید حتی خبر دادند که پسر جوان یکی از اصحاب ابی عبدالله علیه السلام را در یکی از مرزها به غلامی و بندگی گرفته بودند، ابا عبدالله علیه السلام کیسه های دینار را به این مرد دادند و به او فرمودند: برو پسرت را آزاد کن و بقیه این پول را خرج خرید مزرعه کن آن شخص خودش را به پای ابی عبدالله علیه السلام انداخت و گفت: مزرعه را برای چه می خواهم، بچه را برای چه می خواهم جانم فدای تو باد.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: امام حسین علیه السلام کاری با اصحاب خودشان کردند که زهیری که طالب خون عثمان بود فریاد می کشید: «حسین اگر هزار بار در راه تو کشته شوم و قطعه قطعه شوم دست از دامن تو بر نمی دارم و دست از یاری تو نخواهم کشید.» وقتی اباعبدالله الحسین علیه السلام دیدند که اینها از امتحان سربلند بیرون آمدند آن اکسیر را به آنها زدند و در شب عاشورا خطبه خواندند و بعد از حمد و ثنای خداوند فرمودند: درود خداوند بر شما باد «ما رایت اصحابا مثل اصحابی قط» هرگز اصحابی با وفا مثل شما ندیدم شما به خوبی وفاداری خودتان را ثابت کردید بدانید که فردا همه شما کشته خواهید شد اما روز دیگری در همین دنیا برمی گردیم، حبیب بن مظاهر تو زنده می شوی، مسلم بن عوسجه تو زنده می شوی، در آن روز نه از یزید خبری است و نه از یزید صفتی آن روز زمان ظهور دلربای پسرم مهدی علیه السلام است که می آید.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: اباعبدالله شروع کردند و یکی دو جمله در شب عاشورا از اوصاف زمان ظهور بیان کردند وقتی اصحاب ابی عبدالله علیه السلام نام یوسف فاطمه علیه السلام را شنیدند آن چنان روحیه انتظار آنها را فرا گرفت که در یوم عاشورا درد نیزه و شمشیر را نمی فهمیدند و فریاد می زدند «احلی من العسل» این شمشیرها که به بدن ما در راه تو می خورد از عسل شیرین تر است، اگر زنان مصر یوسف نبی را دیدند و دستان خود را بریدند و دردی حس نکردند، اصحاب حسین علیه السلام به شوق انتظار درد نیزه و شمشیر را حس نکردند لذا از خداوند در شبانه روز بخواهیم «و أسال الله أن یرزقنی طلب ثارکم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم»./20/20/260

 

پ, 07/06/1396 - 18:22

دیدگاه جدیدی بگذارید