یک راهکار این است که بله ما در یک انقلاب اساسی این کتب را حذف کنیم و کتبی با مطالب بیشتر اما ساده و روان جایگزین کنیم. این یک سم است. نمی دانم کسانی که گاهی این حرف را می زنند چه مقدار توجه به لازم حرفشان دارند. ما اگر این کار را کردیم به طور طبیعی طلبه ما دیگر نمی تواند با تراث مرتبط شود.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، سخنران جلسه هیأت مشورتی نشست دوره ای اساتید که چهارشنبه 19 مهر در مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی رحمةالله علیه برگزار شد استاد ابوالقاسم علیدوست بود که پیرامون موضوع پیشنهادی خود با عنوان «بررسی آسیبهای بی اعتمادی به متون درسی و کمبود انگیزه تحصیل» مطالبی به شرح زیر بیان کرد:
استاد علیدوست در ابتدای صحبتهایش گفت: از تصدیعی که صورت می گیرد عذرخواهی می کنم و از فرصتی که دوستان نشست دوره ای در اختیار بنده قرار داده است تشکر می نمایم. یک مقدمه خیلی کوتاه و دو مطلب را عرض می کنم.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: ابتدا مقدمه را عرض می کنیم. بزرگواران مستحضر هستید مسأله عدم اعتماد به کتب، مؤلفان کتب و به حاصل خروجیها، یک آسیب بزرگ است. بنده در آغاز سال تحصیلی امسال به 5 حوزه علمیه در سه استان رفتم. زمانی که از مدیران سؤال می کردم که چه مطلبی به نظر شما اهم مطالب است، می گفتند: عدم انگیزه. طلاب و حتی برخی از اساتید ما انگیزه ندارند.
وی اظهار داشت: درصدی از طلاب سطوح عالی که در قم مشغول تحصیل هستند اعتقادی به این کتب درسی و خروجی آن ندارند. این یک آسیب بزرگی را ایجاد کرده و می کند.
استاد علیدوست در بررسی عوامل آسیبها 6 عامل را مطرح کرد: در بررسی این آسیب چند عامل را عرض می کنم قطعاً ذهن شما بزرگواران به عوامل دیگری هم هدایت می شود. یکی از این آسیبها ضعف ارتباط با تراث است. طلبه وقتی ادبیات، صرف و نحو و کتب دیگر ادبیاتی را درست نخوانده است آن طور که باید نمی تواند با مکاسب، رسائل، کفایه، جواهر الکلام، متون دروس خارج و موارد دیگر ارتباط برقرار کند. البته ضعف ارتباط با تراث خود معلول علل دیگری است که باید در جلسات و نشستهای جداگانه ای اندیشه ورز و اتاقهای فکر بررسی شود.
وی ادامه داد: علت دوم این است که برخی از طلبه ها و حتی اساتید می گویند آنچه ما می خوانیم کهنه است و کارایی ندارد. بنده در یک حوزه علمیه بزرگی صحبت می کردم وقتی صحبتم تمام شد و بیرون آمدم، طلبه ای جلو آمد و گفت شما حرفهایتان را زدید ولی این جمله آقای مطهری را چه می گویید که ایشان فرموده است «من وقتی به دانشگاه رفتم متوجه شدم آنچه باید بخوانم را نخوانده ام و آنچه خوانده ام به دردم نمی خورد»، حال من به این طلبه چه بگویم؟
استاد دروس خارج حوزه علمیه اضافه کرد: فقط یک جمله به او گفتم؛ یک سؤال از شمای طلبه دارم اگر شهید آیت الله مطهری وقتی که از قم حرکت کرد تا به دانشگاه برود بعد از آن دوره فقه و اصول و فلسفه بود. حال اگر ایشان این کار را نمی کرد و مستقیم از شهرش فریمان یک اتوبوسی، ماشینی می گرفت و مستقیم به دانشگاه تهران می رفت آیا همین آقای مطهری بود؟ یا آن ظرفیت و توان را حوزه به آقای مطهری داده است؟
وی ابراز داشت: نمی گویم این جمله گفته نشده است ولی با چه پیشینه و پسینه ای؟ اما این طور نیست که ما فکر کنیم آنچه می خوانیم به دردمان نمی خورد و آنچه به دردمان می خورد را نمی خوانیم. البته هستند کسانی که چنین عقایدی دارند. این اعتقاد را حتی برخی اساتید نیز دارند و حتی استادی می شناسم که کفایه می گوید و این اعتقاد را دارد.
استاد حوزه در ادامه بیان علل آسیب، گفت: سوم؛ برخی می گویند ما نمی گوییم این کتب و دروس کهنه است و به کار نمی آید اما به چیزهای لازمتری نیاز داریم. ما نیاز به تفسیر، فلسفه، کلام و موارد دیگر داریم و باید به آنها مشغول باشیم.
وی افزود: نکته چهارم؛ این که در جمع طلاب و اساتید گفته می شود این کتب برای تدریس نوشته نشده است. جمله ای که من و شما شاید دهها بار آن را شنیده ایم. عامل پنجم، این است که ما بیش از ضرورت می خوانیم و این مبحثی که الان به عنوان زواید علم اصول مطرح است سرچشمه اش آنجا است.
استاد علیدوست گفت: بالاخره عامل ششم که اشاره می کنم نگرانی از آینده و معیشت برخی اساتید می باشد. اینها شش عامل بود و عوامل دیگری هم هست که اگر کسی بخواهد لیست کند می تواند ادامه دهد.
وی مطرح کرد: حال باید چه کار کرد؟ این آسیب وجود دارد. آیا از اساتید کاری بر می آید؟ اساتید چه کاری می توانند انجام دهند؟ یک راهکار این است که بله ما در یک انقلاب اساسی این کتب را حذف کنیم و کتبی با مطالب بیشتر اما ساده و روان جایگزین کنیم. این یک سم است. نمی دانم کسانی که گاهی این حرف را می زنند چه مقدار توجه به لازم حرفشان دارند. ما اگر این کار را کردیم به طور طبیعی طلبه ما دیگر نمی تواند با تراث مرتبط شود.
استاد علیدوست ادامه داد: بله اگر کتابهای ساده فارسی باشد می فهمد ولی کتب غیر از آن را نه. ارتباط با تراث همین مقدار هم که هست از بین می رود. پس علی الحساب باید فرض کرد همین متون باشند و اگر هم فردا روزی متون جدیدی نوشته شود متونی باشد که بتواند جای این متون را بگیرد. نمی گویم که معما گونه باشد ولی در هر صورت متون باید قوی باشد تا به طلبه توان بدهد تا بتواند با تراثی که وجود دارد مرتبط شود.
استاد سطوح عالی و عضو هیأت مشورتی نشست دوره ای اساتید متذکر شد: بنده چهار راهکار را می گویم البته نمی گویم که منحصر در این چهار راهکار است و یا بهتر از اینها وجود ندارد. یکی اینکه باید هم اساتید بزرگوار، هم مرکز مدیریت حوزه و هم شورای عالی محترم کاربرد داده های این کتابها را به صورت ملموس نشان دهند یعنی وقتی مکاسب خوانده می شود گفته شود که این کجاها کاربرد و کارایی دارد.
وی افزود: بنده کتابی همراه آوردم از یادنامه مرحوم دکتر سید مهدی شهیدی. خانم دکتر شهیدی بر این کتاب مقدمه ای دارد و یک خاطره ای که خودش در جای دیگر نقل می کند. می گوید موضوع رساله پایان نامه دکتری من در فرانسه با گرایش حقوق خصوصی «تمیز البایع من المشتری در بیع» بود. همان چیزی که ما در مکاسب می خوانیم و گاهی هم می گوییم خوب آخرش چه بایع یا مشتری بالاخره معامله است دیگر.
استاد حوزه ادامه داد: وی گفت بنده موضوع پایان نامه ام این بود. وقتی من از مکاسب برای تهیه پایان نامه ام استفاده کردم اساتیدم از وجود چنین متونی که مربوط به ده ها سال گذشته است تعجب کردند. مستحضر هستید که فرانسه یک کشور معمولی نیست که بگوییم هر مطلبی باشد برای آنها تازه است. فرانسه مادر علوم موضوعه است ولی در عین حال وقتی که یک استادی با یک زبر دستی می آید استفاده می کند و مطلب را بومی روز می کند این طور بروز و نمود می کند.
وی عنوان داشت: به نظرم یک نشستهای علمی با محوریت مکاسب برگزار شود مثلاً مبانی حقوق مدنی بر اساس مکاسب. البته اینها باید پخته شود و بررسی شود نمی گویم همین طور سریع انجام شود البته نیاز به همکاری اساتید دارد.
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم ابراز کرد: نکته دوم تعدیل حجم است. الان طلبه رسائل و مکاسب را از اول شروع می کند و خط به خط می خواند. چه مطالب مبتلی به و چه مطالبی که به نظر حذفش به جایی بر نمی خورد. بعد هم زمان 10 ساله برای این حجم نمی رسد می کنیم 12 سال گاهی اوقات هم 14 سال. آیا واقعا این ضرورت است یا باید برنامه طوری بسته شود که 10 سال باشد. 4 سال سطوح عالی اما افرادی عاقل، عالم، خوش سلیقه و مسلط بر این متون، اینها را یک مقداری تعدیل کنند یک جاهایی را برای تدریس، جاهایی را برای تکمیل مطالعات، جاهایی برای تحقیق.
وی اضافه کرد: سوم، اینکه طلبه بفهمد خواندن اینها یک مقصد آلی و یک مقصد اصلی دارد. مقصد اصلی اینکه بخواند و آشنا شود اما مقصد آلی آنکه به طلبه تفهیم شود که اگر نخوانی دستت از تراث کوتاه می شود. چهارم، توسعه هدایت تحصیلی. اگر واقعا اساتید یک زمان بگویند نه بی خود حساسیت دارید به طور کل چنین چیزهایی وجود ندارد و آسیب هم نیست آمار هم درست نیست، خوب برخی هم عقیده شان این است ولی اگر چنین چیزهایی هست به نظر می رسد باید هدایت تحصیلی توسعه پیدا کند. اساتید بزرگوار در طول هفته روزهایی را به این امر اختصاص دهند.
استاد خارج حوزه علمیه قم گفت: نکته سوم و آخر، به طور قطع اگر در این حوزه کاری بخواهد صورت بگیرد در درجه اول حمایت مراجع را می خواهد. باید بحث خدمت آنها مطرح شود و سپس مثلث مرکز مدیریت حوزه علمیه، شورای عالی و اساتید که شما بزرگواران باشید، این مثلث باید در کنار هم و با همکاری یکدیگر کار را انجام بدهند.
استاد علیدوست در پایان صحبتهای خود ضمن تشکر از زمان اختصاص یافته شده پیشنهاد داد که اگر صلاح بدانید و این موضوع را مهم می شمارید این مطلب به عنوان موضوع اجلاسیه عمومی مطرح شود. نظرات اساتید به صورت مکتوب و شفاهی داده شود و روی این موضوع به صورت همه جانبه و بیشتری کار شود و این استخوان لای زخم به نحوی درمان شود.20/20/220
دیدگاه جدیدی بگذارید