استاد قادری:

علت مبقیه حادثه کربلا خطبه های امام سجاد و حضرت زینب است

حادثه عاشورا منهای خطبه های حضرت زینب و امام سجاد علیهما السلام قابل تفسیر نیست بلکه حادثه کربلا دو صفحه دارد که این دو صفحه مفسر یکدیگرند در یک صفحه امام حسین علیه السلام و اصحاب ایشان قرار دارند و در صفحه دیگر حضرت زینب و وجود مقدس امام سجاد علیه السلام و این کتاب را منهای این دو صفحه نمی توان تحت هیچ عنوانی قرائت و تفسیر کرد.

 

استاد سید محمد تقی قادری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: از روز دوازدهم محرم به بعد آن چیزی که علت مبقیه حادثه کربلا است به وقوع پیوست و توانست کربلا را برای همیشه جاویدان کند. خطبه های حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه و همچنین خطبه امام سجاد علیه السلام در حضور یزید در مجلس اموی در این راستا نقش به سزایی داشتند. برای این که میزان تاثیرگذاری این خطبه ها برای ما روشن شود و درک کنیم که اگر این خطبه ها نبود قطعا واقعه عاشورا در کربلا مدفون می شد و امکان نداشت حادثه کربلا به شکلی که امروز می بینیم جاوید و زنده بماند لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم.

 

وی افزود: نکته اول این است که ما نباید بین خطابه و موعظه اشتباه کنیم چرا که بین این دو از چند نظر تفاوت وجود دارد، اصولا موعظه در جایی به کار می رود که جامعه از نظر احساسات به مرز طغیان رسیده باشد و اگر آن احساسات مهار نشود ممکن است افراد خودسرانه عمل کنند و در جامعه مشکلات فراوانی را به وجود آورند، این جا است که واعظ یا موعظه گر با سخنان خودش آن احساسات را مهار می کند، این جا جای موعظه است اما بالعکس خطابه در جایی است که جامعه از نظر احساس در خمودی و راکدی به سر می برد، در این جا کسی که از فن خطابه برخوردار است وارد صحنه می شود و جامعه را از این حالت خمودی و رکود خارج کند و مردم را به صحنه می آورد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: خطابه در جایی است که بنا است طوفانی به وجود آید و بنیاد ظلمی از جامعه کنده شود بنابراین اولین تفاوت خطابه و موعظه این است که خطابه در مقام تهییج احساسات و بی تاب کردن مخاطبین است و موعظه بالعکس در مقام خاموش کردن احساس و مهار کردن آن است، دومین تفاوتی که بین خطابه و موعظه وجود دارد این است که خطابه یک صنعت و هنر و فن است و شخص باید سال ها زحمت کشد تا بتواند آن مهارت را بدست آورد مگر این که آن خطابه یک جنبه ذاتی و وراثتی داشته باشد اما در موعظه فقط کافی است که موعظه گر احساس لطیفی داشته باشد که در اثر تزکیه نفس به وجود می آید و می تواند آن جامعه را به سمت و سویی که مورد نظر او است سوق دهد و دانستن این تفاوت بسیار مهم است و اگر ما نتوانیم این تفاوت را درست متوجه شویم نمی توانیم جایگاه خطابه و خطیب را با جایگاه واعظ و موعظه گر بشناسیم.

 

وی اضافه کرد: ویژگی سوم و به تعبیر دیگر تفاوت سومی که بین خطابه و موعظه وجود دارد این است که خطابه برای تحریک احساس محبت، عصبیت، عزت طلبی شرافت و نیکوکاری است و وظیفه دارد جامعه را به چنین مسائلی سوق دهد اما موعظه در جایی است که احساسات بر افروخته شده در مقام طغیان و انتقام جویی که نیاز به خاموشی و کنترل دارد را مهار کند بنابراین نکته اصلی که در این راستا باید به آن دقت شود این است که بین خطابه و موعظه و خطیب و واعظ خلط نشود.

 

استاد قادری اظهار داشت: درباره این نکته باید دقت شود که حضرت زینب سلام الله علیها و امام سجاد علیه السلام در مقام موعظه نبوده اند بلکه در مقام خطابه بوده اند. خطبه های کوتاه حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس عبیدالله و یزید و خطبه امام سجاد علیه السلام در مسجد اموی دمشق به طور کلی حادثه کربلا را در مکان اصلی خود قرار می دهد و جای غالب و مغلوب را عوض می کند و یزیدی که احساس می کرد در اوج پیروزی است را معترف به شکست می کند و حضرت حسین بن علی علیه السلام که ظاهرا در این حادثه مغلوب بودند را در کاخ عبیدالله و یزید بن معاویه به عنوان یک پیروز همیشگی معرفی می کند.

 

وی اضافه کرد: این خطبه ها ویژگی های بسیار خاصی دارند که دقت در این ویژگی ها ما را به عظمت و معجزه و کرامت وجود مقدس حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت امام سجاد علیه السلام بیشتر معترف می کند و ایمان و اعتقاد و معرفت ما را به آن دو بزرگوار روز به روز افزایش می دهد، اولین ویژگی در این رابطه این است که خطبه های حضرت زینب و امام سجاد علیهما السلام از نظر آرایش لفظی و چینش کلمات و الفاظ در بلندترین قله فصاحت و بلاغت قرار دارد و در مرتبه اعجاز است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: به عبارت دیگر خطبه های حضرت زینب و خطبه امام سجاد علیهما السلام قطعا از نظر تحلیل ادبی نثر نیست به این جهت که این خطبه ها سجع و قافیه و وزن دارد که سجع و قافیه و وزن خاصیت شعر است نه نثر از طرف دیگر معجزه و کرامت در این است که در عین حالی که سخن این دو بزرگوار دارای سجع و قافیه و وزن است هیچ یک از دو خطبه حضرت زینب و خطبه امام سجاد علیهما السلام شعر هم نیست چون شعر بر پایه تخیل است اما آن چه که این دو بزرگوار فرمودند به هیچ وجه مبتنی بر تخیل نیست بلکه بر اساس واقعیت هایی است که در جامعه آن روز وجود داشت و امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها با همه وجود این خطبه ها را انشاء کردند.

 

 وی خاطرنشان کرد: ویژگی دومی که خطبه های حضرت زینب سلام الله علیها و خطبه امام سجاد علیه السلام را تبدیل به خطبه های ماندگار و استثنایی کرد این است که هیچ یک از این دو بزرگوار نه حضرت زینب و نه امام سجاد علیه السلام خودشان را از قبل آماده نکرده بودند که چنین خطبه ای را در اوج فصاحت و بلاغت ایراد کنند بلکه این خطبه ها کاملا ارتجالی بوده است یعنی بدون آمادگی قبلی بوده است این دو بزرگوار وقتی وارد صحنه ای می شوند و تکلیف را در بیان خطبه می بینند آن خطبه های فوق العاده پیچیده را بیان می کنند، خطبه هایی که انصافا فوق المخلوق و دون الخالق هستند در حالی که اگر فصیح ترین و بلیغ ترین ادیبان عرب می خواستند چنین خطبه هایی را ایراد کنند، باید سال های سال در ادبیات و معانی بیان تحصیل می کردند و استاد می دیدند تا چنین خطبه هایی را ایراد کنند اما امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام بدون هیچ آمادگی قبلی این خطبه ها را بیان کردند و همین مساله موجب شگفتی شد و این خطبه ها را تا حد اعجاز پیش برد.

 

 استاد قادری اظهار داشت: ویژگی سومی که خطبه های امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها دارد و موجب این شد که ماندگار شوند این است که این خطبه هایی که در اوج فصاحت و بلاغت و زیبایی کلمات و چینش الفاظ و رسایی کلام ایراد شده است و سبب شده است که در حد فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق و از قداست و نورانیت لازم برخوردار باشند این است که این خطیبه و خطیب بزرگوار تحت هیچ عنوانی این سخنان را نگفتند که ماندگار شوند و مخاطبین را تحت تاثیر فصاحت و بلاغتشان قرار دهند بلکه فقط بر اساس احساس تکلیف این خطبه ها را بیان کردند که انسان وقتی این دو خطبه را نگاه می کند نورانیت و پاکی و طهارت را با همه وجود احساس می کند.

 

وی تاکید کرد: ویژگی چهارمی که این خطبه ها دارند این است که خطبه ها از اشخاصی صادر شده است که صاحب نفس و صاحب دل بودند یعنی کسانی این خطبه ها را ایراد کردند که یا امام معصوم علیه السلام بوده اند و یا مانند حضرت زینبی بوده اند که امام معصومی مانند وجود مقدس حضرت سیدالشهدا علیه السلام از ایشان خواستند که در شب یازدهم و در سخت ترین مواقع در نماز شبشان آن حضرت را دعا کند. این خطبه ها از زبان امام سجاد علیه السلام ایراد شده است که برادران اهل سنت این القاب سیدالساجدین و زین العابدین را به ایشان داده اند که هیچ یک از این دو بزرگوار را نباید با هیچ خطیبی از خطبا جز وجود مقدس حضرت امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مقایسه کنیم، کسانی که این خطبه ها را شنیده بودند آن چنان سرمست شده بودند که می خواستند بر علیه حاکمان زمان که یزید و عبیدالله بن زیاد بودند طغیان کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: ویژگی پنجمی که خطبه امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام برخوردار است و همین مساله هم موجب ماندگاری شد این است که خطبه ها و سخنان خود را در فضایی ایراد کردند که مستمعین تحت هیچ عنوانی آنها را قبول نداشتند و آنها را به رسمیت نمی شناختند و معتقد بودند که اینها مرتد و خارج از دین هستند اما آن چنان این خطبه ها بجا بیان شد که از درون همین گروه ها سربازهای کثیری بر ضد حکومت یزید بیرون آمدند و می بینیم امام سجاد علیه السلام با یک برخورد صحیح و سنجیده پسر یزید را بر علیه او می شوراند یعنی معاویة بن یزید را در مقابل یزید بن معاویه قرار می دهند.

 

وی اضافه کرد: ویژگی ششمی که خطبه های این دو بزرگوار برخوردار است این است که این سخنان در فضایی ایراد شد که کاملا نظامی و امنیتی بود و در حالی بیان شد که هر کس سخنی می گفت باید هزینه اش را که سر دادن بود را می پرداخت، حضرت زینب سلام الله علیها در جایی سخن می گفتند که برادران و یاران و بستگان ایشان را در یک روز به شهادت رسانده بودند در چنین فضایی سخن گفتن شاید واقعا معجزه می بود.

 

استاد قادری اظهار داشت: امام سجاد علیه السلام در فضایی سخنرانی می کنند که نه تنها مستمعین ایشان را به رسمیت نمی شناسند بلکه فضایی صد در صد امنیتی و اطلاعاتی را ایجاد کرده بود که اگر کسی سخن گوید به شدت سرکوب می شود اما می بینیم امام سجاد علیه السلام بدون هیچ واهمه ای و با آرامش کامل تندترین انتقادها و سخنان را بر علیه یزید بیان می کنند و کاخ یزید را بر علیه یزید می شورانند.

 

وی خاطرنشان کرد: ویژگی هفتم مربوط به صاحبان این خطابه های استثنایی این است که چه امام سجاد و چه حضرت زینب علیهما السلام سخنان خودشان را در فضایی ایراد کردند که از نظر روانی و جسمی اصلا آمادگی نداشتند. شخصا مطمئنم که اگر یک صدم از این حوادثی که این بزرگواران تحمل کردند برای هر خطیب یا خطیبه ای اتفاق می افتاد قطعا سخنرانی بلکه حتی سخن گفتن را فراموش می کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وجود مقدس حضرت زینب سلام الله علیها وقتی از کربلا خارج می شوند ضربه های روحی بسیاری دیده بودند؛ پاره های تن سید الشهدا علیه السلام و عزیزانشان را دیدند؛ امام سجاد علیه السلام هم آن همه مسائل را دیدند و در چنان فضایی که اصلا آمادگی روحی وجود نداشت، چنین خطبه ای را بیان کردند که قابل قیاس با خطبه های دیگر نبود بلکه این کلام کلام خدا بود که به زبان امام سجاد و حضرت زینب سلام الله علیها ایراد می شد.

 

وی افزود: ویژگی آخر خطابه های حضرت زینب سلام الله علیها این است که چه امام سجاد و چه حضرت زینب علیهما السلام از نظر جسمی هم به هیچ وجه آمادگی نداشتند به جهت این که این بزرگواران به اندازه کافی از نظر جسمی آسیب دیده بودند و توانایی خودشان را از دست داده بودند حتی مواد غذایی که به این بزرگواران می رساندند آن قدر کم بود که از حق خودشان می گذشتند و به کودکان می دادند، از طرف دیگر مسیر بسیار طولانی را طی کرده بودند ولی به هیچ وجه کم نیاوردند و آن چنان بر بدنشان مسلط بودند که خم به ابرو نیاوردند.

 

استاد قادری در انتهای سخنانش اظهار داشت: آن چه که ما باید از این اتفاقات نتیجه بگیریم و برای مردم تبیین کنیم این است که مردم ما یاد بگیرند که اگر امام حسین علیه السلام علت محدثه واقعه عاشورا بودند حضرت زینب و امام سجاد علیهما السلام هم علت مبقیه آن بودند و حادثه عاشورا منهای خطبه های حضرت زینب و امام سجاد علیهما السلام قابل تفسیر نیست بلکه حادثه کربلا دو صفحه دارد که این دو صفحه مفسر یکدیگرند در یک صفحه امام حسین علیه السلام و اصحاب ایشان قرار دارند و در صفحه دیگر حضرت زینب و وجود مقدس امام سجاد علیه السلام و این کتاب را منهای این دو صفحه نمی توان تحت هیچ عنوانی قرائت و تفسیر کرد، امیدواریم که خداوند به همه ما توفیق دهد که فهم درستی از واقعه کربلا داشته باشیم./20/43/260

 

ج, 08/05/1396 - 21:57

دیدگاه جدیدی بگذارید