از بعضی از تواریخ و روایات و گفتار علما در مورد روز و سال و ماه زیارت جابربن عبدالله انصاری از مرقد امام حسین علیه السلام پنج قول به دست می آید، قول اول این که امام سجاد علیه السلام و اهل بیت ایشان در روز اربعین یعنی در بیستم صفر سال 61 هجری قمری از شام به کربلا آمدند و در همان روز جابر بن عبدالله انصاری و همراهانش در کنار قبر امام حسین علیه السلام ملاقات نمودند.
استاد مهدی مسجد جامعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: «اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد و مماتنا ممات محمد و آل محمد بحق محمد و آل محمد، اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود و ثبتنا قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیهم السلام، صلی الله علیک یا اباعبدالله و علی المستشهدین بین یدیک و رحمة الله و برکاته» قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه الکریم «فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم».
وی افزود: درباره اربعین، این یوم الله عظیم ماجرای زیارت جابر بن عبدالله انصاری علیه السلام و عطیه اوفی یا عطیه کوفی نقل شده است، عطیه نقل می کند: من با جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین علیه السلام رفتیم وقتی که به کربلا رسیدیم جابر کنار آب فرات رفت و غسل کرد و پارچه ای به کمر بست و پارچه و قطیفه (پارچه) دیگری هم بر دوش افکند سپس کیسه ای را که همراهش بود گشود و در آن آرد سقد که ریشه گیاه خوشبوی کوفی بود در آورد و به تن خود پاشید و سپس به طرف قبر مطهر سیدالشهدا علیه السلام حرکت کرد و در حالی که مشغول ذکر خدا بود قدم بر می داشت تا این که به نزدیک قبور رسید و به من گفت: مرا به قبر امام حسین علیه السلام رسان تا دستم به قبر رسد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: با توجه به این که جابر در این هنگام نابینا بود و جابر در این زمان حدود هفتاد و پنج سال سن داشت عطیه می گوید: دست جابر را گرفتم و به قبر رساندم هنگامی که دستش به قبر رسید از شدت اندوه بی هوش شد و به روی قبر افتاد، من به روی او آب پاشیدم تا بهوش آمد و سپس سه بار فرمود: یا حسین یا حسین یا حسین سپس فرمود: «احبیب لا یجیب حبیبه» آیا دوست جواب دوستش را نمی دهد و سپس فرمود: چگونه جواب دهی در حالی که خون از رگ های گلویت بر سینه و شانه ات فروریخته و میان سر و بدنت جدایی افتاده است.
وی اضافه کرد: منظور جابر از این سخن ذکر مصیبت بود و گرنه او به مقام امامت معرفت داشت چنان که کلمات زیارت جابر بیان گر این مطلب است آن گاه فرمود: من گواهی می دهم که تو فرزند بهترین پیامبران و سرور مومنان و مقتدای پرهیزگاران و زاده هدایت کنندگان و رهبران هستی پنجمین نفر از اصحاب کسا هستی و فرزند سیده زنان هستی، چرا چنین نباشی که دست سید المرسلین و رسول خدا تو را پرورانده و از دامن پاک سیده زنان برخاستی و از سینه ایمان شیر خوردی و با اسلام از شیر باز گرفته شدی و پاک زیستی و پاک به شهادت رسیدی ولی قلب مومنان از فراق تو سوخت و آنها شک ندارند که تو زنده ای و سلام و خوشنودی خداوند بر تو باد.
استاد مسجد جامعی اظهار داشت: جابر بن عبدالله انصاری کلمات زیارت را تا آخر خواندند و سپس فرمودند: سوگند به خدا ما با شما شریک بودیم در هر آن چه که شما در آن وارد شدید، عطیه کوفی می گوید: از جابر پرسیدم ما چگونه در اجر شهیدان شهید هستیم با این که نه جهاد کردیم و نه بدنمان مجروح شد. جابر در پاسخ گفت: از حبیب خود رسول خدا شنیدم فرمود: هر کس عمل قومی را دوست دارد در عمل آن قوم شریک می باشد سوگند به خدا نیت من و اصحاب من همان است که نیت امام حسین علیه السلام و اصحاب ایشان بود.
وی خاطرنشان کرد: جابر بر اثر پیری و نابینایی از شرکت در جنگ معذور بود ولی نهضت امام حسین علیه السلام را قبول داشت و چنین نیتی در صورت عذر از شرکت عملی در جهاد انسان را در مرحله ای از پاداش شهید قرار می دهد و از این مطلب به عنوان شرکت در هدف یاد می شود چنان که این مطلب در خطبه دوازدهم نهج البلاغه نیز آمده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: عطیه کوفی می گوید: پس از زیارت جابر گفت: مرا به خانه ای در کوفه ببر، به سوی کوفه حرکت کردیم و در مسیر راه فرمود: ای عطیه کوفی به تو وصیت می کنم که گمان ندارم بار دیگر بتوانم تو را ملاقات کنم (زیرا جابر در مدینه سکونت داشت و عطیه در کوفه بود) ای عطیه دوستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم را دوست دار که سزاوار دوستی هستند و دشمنان پیامبر را دشمن دار که سزاوار دشمنی هستند با دوستان این خاندان مهربان باش که اگر یک پای آنها به بسیاری گناه بلغزد و پای دیگرشان به محبت خاندان پیامبر استوار گردد و موفق به توبه شوند و عاقبت کار دوستان بهشت و عاقبت کار دشمنان دوزخ است.
وی افزود: در بعضی از تواریخ جریان زیارت جابر و عطیه کوفی از قبر امام حسین علیه السلام چنین آمده است عطیه کوفی می گوید: وقتی که جابر را کنار قبر امام حسین علیه السلام آوردم دستش به قبر رسید و از شدت گریه و اندوه بیهوش شد آب به صورتش پاشیدم به هوش آمد و سه بار فریاد زد: یا حسین یا حسین یا حسین سپس با کمال خضوع به خواندن زیارت پرداخت آن گاه نگاه کردم دیدم از جانب جاده شام یک سیاهی پیدا شد، جریان را به جابر گفتم جابر به غلامش فرمود: به طرف آن سیاهی برو و ببین اگر افرادی که می آیند از سپاه عمر سعد هستند به من خبر ده تا خود را پنهان کنم که از ناحیه آنها به ما گزندی نرسد و اگر امام سجاد و اهل بیت علیهم السلام هستند به مژدگانی این خبر تو را در راه خدا آزاد می کنم.
استاد مسجدجامعی اظهار داشت: از این جا روشن می شود که جابر همراه دو نفر یعنی عطیه کوفی و غلام جابر بوده است، غلام با شتاب به سوی آن سیاهی رفت و وقتی که به آن رسید کاروان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم را دید و با شتاب نزد جابر آمد و مژده ورود اهل بیت را به جابر داد جابر با سر و پای برهنه به استقبال اهل بیت پیامبر شتافت وقتی که به هم رسیدند داغ ها تازه شد و گریه کردند و امام سجاد علیه السلام به جابر فرمود: ای جابر سوگند به خدا در همین جا مردان ما را شهید کردند و جوانان ما سربریده شدند و زنان ما به اسارت برده شدند و خیمه های ما به آتش کشیده شدند.
وی افزود: راجع به جابر بن عبدالله انصاری باید بیان کنم جابر حدود پانزده سال قبل از هجرت در مدینه و از طایفه خزرج به دنیا آمد و پدر جابر عبدالله نام داشت که در جنگ احد به شهادت رسید، جابر و پدرش از پیشگامان اسلام بودند و قبل از ورود پیامبر به مدینه به اسلام گرویده بودند جابر همواره با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و در نوزده جنگ از جنگ های اسلامی عصر آن حضرت شرکت نمود و در جنگ بدر نیز شرکت داشت پس از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم همواره با امیرالمومنین علیه السلام و اهل بیت نبوت بود به گونه ای که گویا زندگی او با زندگی اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گره خورده بود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: جابر مبلغ و محدث راستین اسلام و تشیع بود و در این راستا کوشش های فراوان نمود، جابر بن عبدالله انصاری نخستین زایر کوی امام حسین علیه السلام بود و حجاج بن یوسف ثقفی خونخوار بدن جابر را به جرم دوستی امیرالمومنین علیه السلام داغ کرد، جابر در سن 94 یا 95 یا 96 سالگی از دنیا رفت و سر انجام به سال 74 یا 77 و یا 78 هجری قمری از دنیا رفت و در مدینه دفن شد علامه مامقانی پس از تحقیقات خود در این زمینه می فرماید: بعید نیست که جابر وقت شهادت امام باقر علیه السلام که در سال 116 یا 117 هجری قمری واقع شد را درک کرده باشد.
وی تاکید کرد: عطیه اوفی از شاگردان برجسته جابر بود و از قبیله حمدان که از تابعین و محدثین بزرگ بودند وی در عصر خلافت امام علی علیه السلام در کوفه متولد شد و پدرش سعد بن جناده نام داشت، عطیه از دانشمندان و دوستان محکم اهل بیت علیهم السلام بود و در این راستا مدتی به ایران آمد و حاکم فارس به دستور حجاج بن یوسف ثقفی او را به جرم تشیع و تبلیغ مذهب تشیع او را دستگیر کرد و چهارصد شلاق به او زد و موی سر او را تراشید، عطیه از مفسران بزرگ قرآن و از ناشران فضایل علی علیه السلام بود و در این راستا کوشش های فراوان نمود او روایات متعددی از جابر و دیگران نقل کرده است.
استاد مسجدجامعی اظهار داشت: همراهی عطیه اوفی با جابر در زیارت مرقد مطهر امام حسین علیه السلام و این که در این ایام میزبان جابر بن عبدالله انصاری در کوفه بود بیانگر اخلاص و شهامت او در این راستا است، از بعضی از تواریخ و روایات و گفتار علما در مورد روز و سال و ماه زیارت جابربن عبدالله انصاری از مرقد امام حسین علیه السلام پنج قول به دست می آید، قول اول این که امام سجاد علیه السلام و اهل بیت ایشان در روز اربعین یعنی در بیستم صفر سال 61 هجری قمری از شام به کربلا آمدند و در همان روز جابر بن عبدالله انصاری و همراهانش در کنار قبر امام حسین علیه السلام ملاقات نمودند.
وی خاطرنشان کرد: قول دوم این که در اربعین دوم همان سال این اتفاق رخ داده است یعنی هشتاد روز بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، قول سوم این که امام سجاد علیه السلام و همراهانشان و جابر بن عبدالله انصاری و همراهانش در اربعین اول و بیستم صفر سال 61 هجری قمری به زیارت قبر مطهر امام حسین علیه السلام توفیق یافتند ولی ملاقات اهل بیت علیهم السلام با جابر بن عبدالله انصاری در روزهای بعد در همان ایامی که جابر مکرر به زیارت می آمده است رخ داده است، قول پنجم این که اهل بیت علیهم السلام بعد از خروج از کوفه در مسیر حرکت خود به شام نخست به کربلا آمدند و سپس به سوی شام حرکت کردند که مصادف با اربعین اول بوده است و در همان روز با جابر و همراهان جابر ملاقات کرده اند و سپس به شام رفته اند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: به نظر می رسد قول چهارم و پنجم مناسب تر و صحیح تر باشد، در رابطه با پاداش زیارت مرقد امام حسین علیه السلام لازم به ذکر است که روایات زیادی در این باره به ما رسیده است و حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم سفارش بسیاری نسبت به این مطلب کرده اند، جالب این جا است که جابر به عنوان نخستین زایر کوی حسینی و قبر مطهر امام حسین علیه السلام به این سفارش عمل کرده است و موسس این سنت عظیم در شرایط سخت بوده است.
وی افزود: در بالای ضریح مقدس اباعبدالله الحسین علیه السلام که هم اکنون قابل مشاهده است با طلای خالص پس از آیه نور این حدیث نبوی نگاشته شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: «يا جابِرُ زُر قَبْرَ الْحُسَيْن فَاِنَّ زِيارَتَهُ تَعْدِلُ مِأَةَ حَجَّةٍ وَ اِنَّ قَبْرَالحسين بن علي تُرْعَةٌ مِنْ تُرُعِ الْجَنّة ... وَ اِنَّ كَربلا اَرْضُ الجَنّة» چرا که پاداش زیارت قبر امام حسین علیه السلام معادل صد حج مستحبی است و قطعا قبر امام حسین علیه السلام گلزاری از گلزارهای بهشت و یا دری از درهای بهشت است و سرزمین کربلا سرزمین بهشت می باشد.
استاد مسجد جامعی اظهار داشت: در ماجرای کربلا هنگام خروج از مدینه به سوی کربلا و از آن جا به سوی کوفه و شام و سپس بازگشت به مدینه چهار وداع صورت گرفته است که هر کدام به نحوی جانسوز و دلخراش است در مقتل ابومخنف آمده است: «هنگامی که اهل بیت علیهم السلام وارد کربلا شدند داغ هایشان تازه شد گریبان ها را چاک زدند و موها را پریشان نمودند و غم های پوشیده را آشکار نمودند و چند روز در کنار قبرها به عزاداری پرداختند و بیان داشتند: همین جا بود که ماه درخشنده خودمان یعنی امام حسین علیه السلام از دست دادیم که همراهان با نور وجود او هدایت می شوند و تاریکی ها روشن می گردند، در همین جا بود که جان و نسیم دل انگیز خودمان را از دست دادیم و برگ سبز خوشبو و معنی آیه و التین و الزیتون در همین جا از دست دادیم.»
وی در ادامه نقل از مقتل ابومخنف افزود: «در همین جا بود که سر مطهر امام حسین علیه السلام با شمشیر شمر بریده شد، در همین جا بود که پیشانی امام حسین علیه السلام را بر خاک نهادند و در همین جا بود که حضرت عباس علیه السلام در روز سخت عاشورا کنار فرات نگه داشته شد و نگذاشتند زنده به خیمه ها بازگردد، در همین جا بود که با تیر کینه سر علی اصغر شیرخوار را بریدند و به کودکان شیرخوار رحم نکردند، در همین جا بود که با خون فرزندان امیرمومنان علیه السلام فرق سر ما را به خون رنگین کردند.
وی در ادامه افزود: «در همین جا بود که سرهای بریده فرزندان علی علیه السلام و فرزندان عقیل را بر بالای نیزه ها کردند، در همین جا بود که خیمه ها را دریدند و آتش زدند و اموال ما را بین خائنان تقسیم نمودند، در همین جا بود که شمشیرهای ظلم و ستم دست هایی را جدا کرد که آن دست ها در برابر خداوند خاضع بود و به مستمندان کمک و انفاق می نمود.»
این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: خدایا به حق محمد و آل محمد خیر دنیا و آخرت را نصیب همه ما گردان و شر دنیا و آخرت را از همه ما دور گردان، خدایا نام ما را در زمره زایرین و محبین و شیعیان امام حسین علیه السلام و اهل بیت ایشان مقرر فرما، خدایا مراجع عظام تقلید خاصه مقام معظم رهبری را موید و منصور بدار، اسلام و مسلمین را نصرت عنایت فرما، کفار و منافقین را نابود گردان، عواقب امور ما را ختم به خیر گردان، وجود مقدس امام زمان علیه السلام را از همه ما راضی و خشنود گردان و در فرج آن حضرت تعجیل فرما، «و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین.» /20/43/260
دیدگاه جدیدی بگذارید