استاد موسوی حجازی:

شرط محبت نسبت به خداوند تبارک و تعالی اتباع از رسول او است

آیا اخذ به این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و عمل به دستور آن حضرت که فرمودند: «فالزموا علی بن ابی طالب...» و مسلمانان را مامور کردند که در فتنه‌ای که بعد از ایشان پیش می آید باید ملازم و همراه علی بن ابی طالب علیه السلام باشند، از مصادیق آیه‌ی کریمه‌: «إن کنتم تحبون الله فاتبعونی...» نیست؟؟

 

استاد سید محمد مهدی موسوی حجازی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: قال الله الحکیم فى كتابه الكريم: «قل إن كنتم تحبّون الله فاتّبعونى يحببكم الله و يغفر لكم ذنوبَكم و الله غفور رحيم» (آل عمران. آيه ٣١) از آن جایی که محبت یک امر درونی و قلبی است و هرکسی می تواند ادعا کند خداوند متعال را دوست دارد و غالب مسلمانان از هر گروه و فرقه‌ای باشند ادعای محبت خدا را دارند لذا در این آیه‌ کریمه اولاً برای محبت و علاقه‌ی به حضرت حق علامتی بیان شده است تا هرکسی که ادعای محبت می کند صدق یا کذبش آشکار گردد، و بعلاوه آثاری برای محبت خدا و اطاعت از رسول شمرده شده است که همان محبت متقابل الهی و بخشش گناهان است.

 

وی افزود: این آیه‌ کریمه می فرماید: علامت محبت به خدا، اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و اگر کسی در ادعای محبتش صادق باشد باید بی چون و چرا، تبعیت و پیروی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بنماید، اوامر و نواهی دین را به کار بندد تا صدقش آشکار گردد. نتیجه‌ی این فرایند هم آن است که چنین انسانی مشمولِ لطف و محبت متقابل خداوند گشته و گناهانش مورد عفو و غفران الهی واقع می شود و واضح است که لازمه‌ی وجود این شرط (ان کنتم تحبون الله) و جواب شرط (فاتبعونی) آن است که اگر چنین تبعیت و پیروی از اوامر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نباشد، نه تنها کذب این مدعی در ادعای محبتش آشکار می گردد بلکه دیگر نباید وی منتظر محبوب واقع شدنش نزد خداوند باشد و توقع بخشش هم نباید داشته باشد.

  

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بخشی از فرامین و دستورات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، مربوط به امور اعتقادی است و در مقام بیان آن چیزی است که برای تصحیح و تحکیم عقیده به مبدا و معاد لازم است. قسمت دیگری از دستورات و کلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در بیان احکام و فروعات دینی و نیز بخشی مربوط به تشریح اخلاق اسلامی و رفتار صحیح فردی و اجتماعی است. لذا در حدیثی که از خود آن حضرت نقل است آمده است: «انما العلم ثلاثة: آية محكمة أو فريضة عادلة او سنة قائمة و ماخلاهنّ فهو فضل». ( اصول کافی. کتاب فضل العلم. باب صفت العلم و فضله حدیث ۱)

 

وی اضافه کرد: وجود مقدس خاتم النبیین صلی الله علیه و آله سلم کسی است که خداوند متعال در توصیف ایشان می فرماید: «و ماینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی.» (سوره نجم. آیه ۳ و ۴) اکنون به بررسی اجمالیِ بخشی از کلمات آن حضرت می پردازیم که به تصریح قرآن، از مهمترین مطالبی است که توسط حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم لازم بوده است که بیان شود و به تعبیر قرآن: «و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته» یعنی مساله‌ ولایت و خلافت بلافصل امیرالمومنین علیه السلام.

 

استاد موسوی حجازی اظهار داشت: واقع آن است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از زمان مبعوث شدن به رسالت و نبوت تا زمانی که از این دنیا سفر کردند و به عالم ملکوت پر کشیدند پیوسته و در جاهای مختلف، بیان کننده این مهم و اعلام کننده‌ خلافت حضرت علی علیه السلام بوده اند، غیر از آن که همیشه مردم را از دشمنانِ اهل بیت علیهم السلام برحذر می داشتند و در یک کلام محبت امیرالمومنین علیه السلام را لازم می شمردند.

 

وی تاکید کرد: ایشان در حدیثی مفصل می فرمایند: «ستکون بعدی فتنة ... فإذا كان ذلك فألزموا على بن أبى طالب فإنه أول من آمن بى و أول من يصافحنى يوم القيامة و هو الصّديق الاكبر و هو فاروق هذه الأمة يُفرّق بين الحق و الباطل و هو يعسوب الدين.» (اسدالغابة ۵/ ۲۸۷ و کنز العمال ۱۱/ ۶۱۲ و مناقب سیدنا علی ص ۵۹).

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در این حدیث، رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم امر به تبعیت از امیرالمومنین علیه السلام نمودند و ایشان را به عنوان صدیق اکبر و فاروق این امت که بین حق و باطل جدایی می‌افکند می شمارند. القابی که به ناحق از امیرالمومنین علیه السلام ربودند و مثل حق خلافت، از ایشان غصب کردند. آیا اخذ به این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و عمل به دستور آن حضرت که فرمودند: «فالزموا علی بن ابی طالب...» و مسلمانان را مامور کردند که در فتنه‌ای که بعد از ایشان پیش می آید باید ملازم و همراه علی بن ابی طالب علیه السلام باشند، از مصادیق آیه‌ی کریمه‌: «إن کنتم تحبون الله فاتبعونی...» نیست؟؟

 

وی خاطرنشان کرد: در روایت دیگری حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به کعب بن عجره می فرمایند: «أعاذك الله يا كعب من إمارة السفهاء» وى سوال مي كند كه مقصود شما از امارت سفهاء چیست. حضرت می فرمایند: «أمراء يكونون بعدى لا يهدون بهديى و لايستنّون بسنّتى فمن صدّقهم بكذبهم و أعانهم على ظلمهم فأولئك ليسوا منى و لستُ منهم و لايردون علىَّ الحوض و من لم يصدِّقهم بكذبهم و لم يُعِنهم على ظلمهم فاولئك منى و أنا منهم و سيردون علىَّ حوضى.» (تاريخ بغداد ٢/ ١٠٧. مستدرك حاكم ٤/ ٤٢٤).

 

استاد موسوی حجازی اظهار داشت: در این حدیث هم آن حضرت از روی کار آمدن یک عده امیر و زمامدار دروغین و فریبکار‌ و فاسق خبر می دهند و هشدار می دهند که پیروان و تصدیق کنندگانِ آنان، در زمره‌ یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نبوده اند و ایشان از آنها بیزار است و روز قیامت از حوض کوثر بهره مند نمی شوند ولی بر عکس، مخالفت کنندگان با این گونه امامان و امیران دروغین و خودداری کنندگان از تصدیق عملیِ ایشان، از وابستگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قلمداد شده اند و عاقبتشان به خیر می شود.

 

وی اضافه کرد: در روایت دیگری که شمس الدین ذهبی و حاکم نیشابوری نقل و صحت آن را تایید می کنند غلام آزاد شده‌ ابوذر علیه الرحمه نقل می کند من در صحنه‌ی جنگ جمل حاضر بودم و وقتی چشمم به عایشه افتاد که یک طرف ایستاده بود پاره‌ای از خیالات که در دل دیگران پیدا شده بود (نسبت به این که آیا او بر حق است) در دل من هم پدید آمد اما هنگام نماز ظهر، خداوند متعال شک و تردید را از دل من برطرف ساخت و به پشتیبانی از علی علیه السلام به نبرد بر علیه عایشه و یارانش پرداختم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: پس از پایان جنگ به مدینه و نزد بانو ام سلمه رضوان الله علیها رفتم و به ایشان عرض نمودم که برای خوردن و آشامیدن نیامده‌ام من آزاد شده‌ی ابوذر هستم سپس ماجرای جنگ جمل و شک و تردید خود و در انتها هدایت شدنم به طرف لشکر امیرالمومنین علیه السلام را برای ایشان نقل کردم. ام سلمه از شنیدن سخنان من شادمان گشته و به من آفرین گفت و افزود: «سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يقول: علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لن يتفرّقا حتّى يردا علىَّ الحوض.» (المستدرک علی الصحیحین ج۳. ص۱۳۴. دارالکتب العلمیه. بیروت.) حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می نویسد: «هذا حدیث صحیح الاسناد.» آیا کسی که به اذعان خود عامه، با قرآن است و از قرآن جدا نمی شود سزاوار تبعیت نیست؟ «أفمن يهدى الى الحقّ أحقّ أن يتّبع امّن لا يَهِدّى الّا أن يُهدى.»/20/21/260

 

د, 09/13/1396 - 22:52

دیدگاه جدیدی بگذارید