اصل نظریه تحول در حوزه صحبت صحیحی است که مطرح می شود اما عده ای به نادرستی این مساله را حمل بر این کردند که نظر بزرگان این است که باید این کتب تحصیلی عوض شود و دیگر رسائل و مکاسب و کفایه خوانده نشود.
استاد محمد هادی مفتح در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: این که طلبه ها نسبت به کتب درسی بی اعتماد شدند چند عامل می تواند داشته باشد یکی از این عوامل این است که در قیاس با پیشرفت هایی که در روش های آموزشی و تربیتی در جهان فعلی شده است عقب تر هستیم.
وی افزود: وضعیت جامعه و دانش پژوهان امروزی با زمانی که خود ما مشغول تحصیل بودیم یا زمانی که گذشتگان ما مشغول تحصیل بودند متفاوت است و ما دارای فراغت و آزادی عملی برای تحصیل بودیم که الان دیگر این گونه نیست.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: با توجه به پیشرفت های تکنولوژی در دنیا که در ایران هم تحقق پیدا کرده است و به صورت روزمره پیشرفت هایی صورت می گیرد باید تحولی در روش تحصیل و تدریس حوزوی صورت گیرد و اصل نظریه تحول در حوزه صحبت صحیحی است که مطرح می شود اما عده ای به نادرستی این مساله را حمل بر این کردند که نظر بزرگان این است که باید این کتب تحصیلی عوض شود و دیگر رسائل و مکاسب و کفایه خوانده نشود.
وی اضافه کرد: در همان زمانی که تازه این مباحث مطرح شده بود به طلبه هایی که سر درس این مطالب را مطرح می کردند بیان کردم با خواندن این کتاب ها هم مباحث اصولی و فقهی را می آموزیم و هم با ادبیات کتاب هایی که به عنوان تراث فرهنگی ما مطرح است و میراث گذشتگان و بزرگان و کسانی که عمری را در این زمینه طی کردند و ما هم سر سفره آنها نشسته ایم آشنا می شویم، اگر طلبه ها در مقاطع تحصیلی که این مطالب را یاد می گیرند نتواند با زبان علمی قدیم و کتب قدیم حوزوی آشنا شود و اگر این کار را در رسائل و مکاسب و کفایه آموزش نبیند بعدها چگونه می خواهد خودش به کتب محقق و علامه و شرایع و مراجعه کند و بتواند از این کتاب ها مطالبی را بدست آورد.
استاد مفتح اظهار داشت: در راه آموزش درس هایی که در سطوح عالی می خوانیم هم باید اصل مطالب را بیاموزیم و هم این که با ادبیات این کتب آشنا شویم و با طریقه استنباط مطلب از متن آشنا می شویم اگر این کتاب ها را از دست دهیم و کتاب هایی به زبان فارسی نوشته شود که همین مطالب اصولی یا فقهی در آنها توضیح داده شده باشد درست است که می توان این مطلب را بهتر و راحت تر یاد گرفت اما دست طلاب از تراث و کتاب های غنی علمی حوزوی که یک فرد حوزوی نیاز دارد برای استفاده در مسیر اجتهاد به آنها مراجعه کند کوتاه می شود.
وی خاطرنشان کرد: مطلب دیگری که باعث شده است یک مقدار طلاب نسبت به کتب درسی بی اعتماد شوند این است که خوب برای طلاب تبیین نشده است که این علوم مثل همین اصولی که می خوانیم چه نقشی در مطالعات اسلامی دارد بلکه تصور می کنند که علم اصول مقدمه ای برای علم فقه است که راجع به این مطلب خیلی صحبت و سخنرانی می شود که چه بسیاری از مطالب علم اصول که به درد فقیه نمی خورد و به دید زوائد علم اصول به آنها نگاه می شود در حالی که این تلقی صحیح نیست.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: علم اصول به عنوان یک علم آلی است نه استقلالی، ما باید نگاهمان به این علم استقلالی باشد و نه آلی و نه وسیله ای است برای فقیه که با داشتن این وسیله به استنباط احکام فقهی بپردازد، علم اصول به یک معنا وسیله هم است بدین معنا که فقیه از علم اصول در استنباط احکام استفاده می کند اما تنها دستاورد علم اصول این نیست که وسیله ای به دست فقیه دهد بلکه علمی استقلالی است و برای خودش جایگاهی دارد و فقیه از گوشه هایی از مطالب علم اصول برای فتوا دادن و استنباط احکام فقهی استفاده می کند و مفسر هم از مباحث دیگر علم اصول برای تفسیر استفاده می کند و متکلم از گوشه های دیگری از علم اصول برای استفاده های کلامی استفاده می کند.
وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: علم اصول یک علم مستقل است که برای خودش شاخ و برگ و مبنا دارد و دیگر علوم از میوه های این درخت استفاده می کنند و از علوم دیگر دینی که می خواهند از متون دینی استفاده کنند دستگیری می کند اگر می بینیم تمام مسائل علم اصول به درد فقیه نمی خورد نباید فکر کنیم که این مطالب زائد است بلکه این مطالب به درد تفسیر و حدیث شناسی و مباحث کلامی و به درد سایر علوم اسلامی می خورد این نا آگاهی و عدم تفهیم این که علم اصول چه نقش و کارکردی دارد و این که آیا واقعا علمی آلی است و یا علمی استقلالی است سبب تصورات اشتباه نسبت به جزئیات این علم شده است./20/22/260
دیدگاه جدیدی بگذارید