استاد موسوی فخر:

سر عظمت حضرت عباس

چه سری در این شخصیت وجود دارد که این گونه ادب و احترام را از حجج الهی به جان خود خریده است من از مطالعاتی که داشتم دریافته ام که ایشان صفات بسیاری داشتند اما ایشان سه امتیاز ویژه داشتند که سبب این عظمت بود اولین امتیاز ایشان «صلب الایمان» است، یعنی ایشان ایمان محکم و بلاریبی به پروردگار متعال داشتند، حضرت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام در عبودیت و ایمان به پروردگار مثل حدید و کوه ها دل و قلبشان محکم بودد و راز این که حضرت به باب الحوائج معروف هستند همین است.

 

استاد سید حسن موسوی فخر در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره اساتید گفت: اعیاد شعبانیه را خدمت حضرت حجت روحی و ارواح العالمین له الفداء و مقام معظم رهبری و همه خدمتگزاران به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام و اساتید و علما و فضلا و شاگردان حضرت بقیة الله تبریک و تهنیت می گویم، بحثی که بیان می کنم در مورد حضرت قمرالعشیرة ابالفضل العباس علیه السلام است سخن از نظر روایت و از نظر تاریخ و از نظر مقاتل در این باره بسیار زیاد است اما نکته ای که می خواهم در مورد حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام بیان کنم این است که شش معصوم درباره این بزرگوار سخن گفته اند.

 

وی افزود: اولین معصومی که در مورد حضرت عباس علیه السلام سخن گفته است امیرالمومنین علیه السلام است که وقتی قضیه ازدواجشان با مادر حضرت عباس شکل گرفت عقیل در این زمینه دخالت کرد و قبایل بررسی شد و خانمی به نام فاطمه کلابیه از یک خانواده مومن و با شخصیت و شجاع و اصیل انتخاب شدند، امیرالمومنین علیه السلام در شب زفاف دست به دعا بلند کردند و اشک از چشمان ایشان بر صورت مبارک ایشان مثل سیل جاری شد و فرمودند: خدایا من تحقیق کردم و این خانم را در میان قبایل پیدا کردم خدایا بعد از فاطمه زهرا من بی کس بودم و کسی نبود درد من و ناراحتی من را درک کند این همسر را انتخاب کردم که هم مونس من باشد و از تو می خواهم که از این زن پسری به من مرحمت کنی که هم مایه دلخوشی و روشنی چشمم باشد و هم این که برای حسینم او را تربیت کنم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: می خواهم از این زن پسری آورم که پشت حسینم باشد لذا وقتی اولین فرزند ام البنین به دنیا آمد یعنی حضرت عباس علیه السلام به دنیا آمدند، امیرالمومنین علیه السلام قنداقه ایشان را گرفتند و بازوان این طفل را بوسیدند و گریه کردند و نام ایشان را عباس گذاشتند «لعبوسته و سطوته فی مقابل الاعداء» چون در مقابل دشمنان بسیار شجاع بودند و چهره ای پر ابهت و در هم کشیده داشتند و کسی در میدان نبرد حریف این فرزند امیرالمومنین علیه السلام نمی شد.

 

وی اضافه کرد: معصوم دیگری که در مورد ایشان سخن گفته اند حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها است در یکی از مقاتل نقل شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فردای قیامت صدایشان بلند استبرای شفاعت امت فریاد می زنند و در یک جا در صحنه محشر خطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: فاطمه جان در مقام شفاعت من در پیشگاه خدا برای امت چه آورده ای؟ حضرت زهرا بیان می دارند: «کفانا لَاِجْلِ هذا اَلْمَقام اَلْیَدان اَلْمَقَطْوُعَتانِ مِنْ اِبْنى‏ الْعَبّاس» اگر تمام درها هم به روی ما بسته باشد برای شفاعت امت تو یا رسول الله! دو دست جدا شده پسرم عباس را آورده ام.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: سومین معصومی که درباره ایشان صحبت کردند خود اباعبدالله الحسین علیه السلام است کسی که تمام جان های عالم فدای نام او است و می بینیم در یک لحظه اباعبدالله الحسین علیه السلام خطاب به ابالفضل العباس علیه السلام چه می فرمایند: وقتی بعد از ظهر روز نهم محرم یعنی تاسوعا همهمه سپاه دشمن بلند شد اباعبدالله یک جمله به حضرت عباس فرمودند فرمودند:«بنفسی انت» برادر جان جانم به فدای تو سوار بر مرکب شو و ببین که اینها چه می خواهند که همهمه کردند و در حال جمع شدن هستند، حسینی که جان همه فدای او است خطاب به برادرش می فرماید: «بنفسی انت.»

 

وی افزود: چهارمین معصومی درباره حضرت عباس علیه السلام صحبت کرده اند امام سجاد علیه السلام است که می فرمایند: «إن للعباس عندالله تبارک و تعالی منزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة» یعنی برای حضرت عباس علیه السلام در پیشگاه خداوند مقامی است که جمیع شهدا به این مقام غبطه می خورند، هر گاه چشمان امام سجاد علیه السلام به پسر حضرت عباس می افتاد می فرمودند: «رحم الله العباس فلقد آثر و ابلی»

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: پنجمین معصوم امام صادق علیه السلام هستند که وقتی حضرت عباس علیه السلام را توصیف می کنند می فرمایند: «کان عمنا العباس بن علی نافذ البصیرة صلب الایمان» عمو جانمان عباس بسیار بصیر بودند و چشمان بسیار نافذی داشتند و درون دل ها  و حقایق را می دیدند و ایمان بسیار محکم و پابرجایی داشتند.

 

وی تاکید کرد: حضرت صاحب الزمان روحی و ارواح العالمین له الفداء در آن زیارت خطاب به عمو جانشان می فرمایند: «السَّلامُ عَلی أبی‌ الْفَضْلِ العَبَّاسِ بْنِ أَمیرِالْمُؤمنینَ المُواسی أَخاهُ بِنَفْسِهِ، أَلآخِذُ لِغَدِهِ مِنْ أَمْسِهِ، الْفادی‌ لَهُ الواقی‌ السَّاعی‌ إِلَيْهِ بِمائِه» این جملات را برای چه بیان کردم برای این که سوال کنم چرا شش معصوم و شش حجت الله در مقابل قمر بنی هاشم عرض ادب و احترام می کنند مگر حضرت عباس علیه السلام چه مقام و عظمتی داشتند که این جملات را مثل «بنفسی انت» از زبان امام حسین علیه السلام در مورد ایشان می شنویم.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: چه سری در این شخصیت وجود دارد که این گونه ادب و احترام را از حجج الهی به جان خود خریده است من از مطالعاتی که داشتم دریافته ام که ایشان صفات بسیاری داشتند اما ایشان سه امتیاز ویژه داشتند که سبب این عظمت بود اولین امتیاز ایشان «صلب الایمان» است، یعنی ایشان ایمان محکم و بلاریبی به پروردگار متعال داشتند، حضرت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام در عبودیت و ایمان به پروردگار مثل حدید و کوه ها دل و قلبشان محکم بودد و راز این که حضرت به باب الحوائج معروف هستند همین است.

 

وی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام وقتی عبودیت را تعریف می کنند می فرمایند: «العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة» عبد بودن پروردگار یک حقیقتی است که انتهای آن خداگونگی است حضرت عباس علیه السلام از بس در عبودیت پروردگار غرق بودند و از بس قلب محکم و ایمان راسخی به پروردگار متعال داشتند خداگونه شده بودند شما یک قطعه آهن را درون کوره آتش بیندازید بعد از چند لحظه می بینید که آن قطعه فلز آتش گونه شده است با این که فلز و آهن است اما از بس غرق در آتش است مثل یک تکه آتش شده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت عباس علیه السلام هم از بس غرق در عبودیت خدا بودند خداگونه شده بودند لذا باب الحوایج هستند وقتی سرهای مطهر شهدای کربلا را وارد کوفه کردند همین مردم نانجیب کوفه به تماشا آمدند و سر مقدس اباعبدالله علیه السلام را راحت و سریع شناختند اما یک سری بود که دور آن جمع شده بودند و می گفتند: این سر بریده کیست که ما او را نمی شناسیم، پیرمردی از پیرمردان کوفه تا چشمش به این سر بریده افتاد گفت: این سر بریده قمر بنی هاشم ابالفضل العباس است گفتند: از کجا می گویی؟ گفت: از پینه های سجده ای که بر پیشانی دارد من وقتی صبح ها می آمدم تا پشت سر پدرش علی نماز بخوانم می دیدم ابالفضل العباس قبل از اذان در حالی که نوجوانی بیش نبود آن قدر نماز شب می خواند و سجده می کند، من این اثر سجده را آن وقت در پیشانی ابالفضل دیدم.

 

وی خاطرنشان کرد: دومین ویژگی ایشان «لقد آثر و ابلی» است که دلالت بر مقام ایثار ایشان می کند که عظمت بسیاری در پیشگاه خدا و اولیاء خدا دارد، ما یک انفاق داریم و یک ایثار، انفاق این است که یک فقیر و محتاجی به در خانه ما می آید و جلو ما را می گیرد ما هم چیز اندکی را به او می دهیم و مقدار بیشتری از مال را برای خودمان و مقدار اندکی از مال را به او می دهیم به این انفاق می گویند اما ایثار به این معنا است که دیگران را بر خود مقدم داریم، اگر از من سوال کنند که تشنه تشنه کامان کربلا چه کسی بود؟ آیا علی اصغر بود؟ آیا سکینه خاتون بود؟ آیا بچه ها بودند؟ یا امام حسین علیه السلام بود؟ من می گویم تشنه تشنه کامان کربلا حضرت قمر بنی هاشم بودند چون از شب تا به صبح در جلو خیمه ها پاسبانی می کردند، از روز تا به شب با زره آهنین در آن افتاب گرم کربلا میدان داری می کردند، هر وقت آب آوردند خودشان نخوردند.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: این قدر آن حضرت تشنه شده بودند که وقتی ظهر عاشورا به کنار نهر فرات رسیدند بی اختیار دست به زیر آب آوردند و آب را مقابل لب خودشان آوردند می گوید: دیدم حضرت عباس دارد جملاتی را می گوید آب را به روی آب ریخت، عباس تو به مادرت قول دادی عباس حسین تشنه است. در تمام محاسن و فضایل در تمام رحمات و برکات قمر بنی هاشم ممتاز بودند.

 

وی افزود: سومین ویژگی حضرت عباس علیه السلام مقام ولایت پذیری ایشان است من در این مورد بسیار مطالعه کردم وقتی اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز 27 ماه رجب به طرف مکه حرکت کردند خیلی ها سوال کردند که چرا بچه ها را می برید اما حتی یک جا در تاریخ نمی بینید که حضرت عباس علیه السلام یک سوال کرده باشند که چرا حضرت زینب و این طفل رضیع را می برید بلکه می بینیم ایشان مطیع و منقاذ و نسبت به امام زمانشان سراپا گوش بودند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت عباس علیه السالم حتی یک بار هم اباعبدالله الحسین را برادر صدا نزدند همه اش می گفتند: «سیدی و مولای»، ابا عبدالله الحسین علیه السلام فرمودند: عباس جان چرا مرا برادر صدا نمی کنید؟ حضرت عباس علیه السلام عرضه داشتند: سیدی و مولای درست است که هر دو ما پدرمان امیرالمومنین علی است اما مادر شما فاطمه زهرا است و مادر من ام البنین است مادر من کنیز مادر تو است و من هم غلام تو هستم کجا دیدی که غلام مولای خود را برادر صدا زند. این سه ویژگی از صفات قمر بنی هاشم علیه السلام بود که سر عظمت حضرت عباس علیه السلام است./260/

ج, 01/31/1397 - 16:14

دیدگاه جدیدی بگذارید