کسی که به موضوع و منبع تدریسش معتقد باشد خوب می تواند آن را بیان کند و می تواند طرف مقابل را نسبت به آن مطلب خشنود کند.
استاد محمد معروفی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: مطلبی که به نظر بنده اصل مسلمی است اما شاید بعضی ها قبول نداشته باشند و شاید برخی هم قبول داشته باشند اما به خاطر مصالحی آن را مطرح نمی کنند این است که طلبه های امروزی نسبت به طلبه های چند سال پیش کمتر از علم و اطلاعات طلبگی بهره می برند در حالی که امکانات به روز شده است و کتاب ها بهتر شده اند، کامپیوتر، نرم افزار و گوشی های موبایل آمده است و الان با برنامه هایی که در گوشی های موبایل آمده است؛ هر کسی به راحتی به منابع دسترسی دارد.
وی اضافه کرد: با توجه به بهبود همه شرایط آموزشی مجموعا سواد طلاب فعلی نسبت به طلاب قبلی ضعیف تر شده است. بنده در این زمینه با خیلی از اساتید حوزه و امتحانات شفاهی صحبت کردم حتی اساتید مؤسسه های مختلف بیان می کنند که طلبه های الان ضعیف تر هستند، بنده هم که در طول سال از حدود هزار نفر مصاحبه می گیرم مشاهده می کنم که هر سال طلبه ها ضعیف تر می شوند.
وی افزود: یکی از علت های بی انگیزگی طلاب برخی اساتید هستند یعنی اساتید سابق همه معتقد به کتاب، درس و مسیر بودند. وقتی با آنها صحبت می کردیم به این مسیر طلبگی و درسی که می دادند معتقد بودند. کسی که به موضوع و منبع تدریسش معتقد باشد خوب می تواند آن را بیان کند و می تواند طرف مقابل را نسبت به آن مطلب خشنود کند اما در حال حاضر برخی از اساتید را می بینیم که به خاطر این که هیچ گزینشی ندارند بلکه با یک سفارش وارد مقوله تدریس می شوند؛ آن هم نه به روال سابق که اساتید از دروس مقدمات شروع به تدریس می کردند و همه درس ها را می دادند و بالا می رفتند بلکه در حال حاضر شاهد این مطلب هستیم که برخی از اساتید از رسائل، مکاسب و کفایه شروع به تدریس می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: متأسفانه در حال حاضر برخی از اساتید درس خارج با سه سال سابقه تدریس شروع به تدریس درس خارج می کنند. متأسفانه برای برخی از افراد درس دادن تبدیل به سکوی پرتابی برای رسیدن به مقاطع بالاتر شده است. یعنی هر کسی که در هر جایی قرار دارد احساس می کند که این جا برای او کم است و باید بالاتر رود. این مطلب بدین صورت در اساتید سابق مشاهده نمی شد.
وی اضافه کرد: در میان اساتید با این مسأله زیاد مواجه می شویم که چون نتوانسته اند راهی به دانشگاه پیدا کنند و در جای دیگر مشغول به تدریس شوند در این جا مانده اند. متأسفانه مشاهده می کنیم که افرادی حتی در مدرسه آیت الله گلپایگانی تدریس می کنند و همزمان کاری می کنند که به عنوان هیئت علمی در دانشگاه ها مشغول تدریس شوند و زمانی که به عنوان هیئت علمی پذیرفته می شوند؛ ارتباط آنها با حوزه کاملا قطع می شود یعنی درس دادن در حوزه را به نگاه رزومه کاری می نگرند.
استاد معروفی اظهار داشت: در زمان ما رسائل را نزد کسانی می خواندیم که بعضا دوره بیست و هشتمی بود که رسائل می گفتند و این گونه نبود که فکر کنند رسائل گفتن پایین تر از کفایه گفتن یا بالاتر از لمعه گفتن است. اصول مرحوم مظفر را نزد استادی می خواندیم که دوره پانزدهمی بود که اصول ایشان را بیان می فرمود اما اکنون این گونه اساتید به ندرت یافت می شوند. در حال حاضر کمتر استادی پیدا می شود که پنج یا شش سال یک پایه را گفته باشد چه رسد به این که بیست و هشت بار یک درس را گفته باشد.
وی افزود: یک زمانی اساتید مدارس یک تا شش همه مسن بودند بعد میانسال شدند الان اساتید مدارس همه نوجوان و جوان شدند و در اساتید مدارس فرد میانسال هم پیدا نمی کنید. در اساتید سطوح عالی تا چند سال پیش پیرمردهای با سن و سال بالا حضور داشتند اما اکنون اساتید سطوح عالی اکثرا زیر چهل سال دارند و اگر بالای چهل سال داشته باشند خارج تدریس می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: هر کسی که درس می دهد باید به آن درس معتقد باشد. ما همه مشکل ضعف درسی طلاب را به گردن طلبه ها می اندازیم اما اگر طلبه ها این گونه شدند به جهت این است که برخی از اساتید به درسی که می دهند اعتقادی ندارند.
وی افزود: پس یکی از علت های ضعف طلبه ها اساتید هستند و چون برخی از اساتید معتقد به این درس ها نیستند و این تدریس را سکوی پرتابی برای رسیدن به مقاطع بالاتر می دانند در حالی که در گذشته تدریس این کتب غایت شمرده می شد. نکته دیگر این است که بعضا خود اساتید کتب درسی را در اذهان طلبه ها تضعیف می کنند یعنی اشکالاتی که طلبه ها به کتب می گیرند اشکالاتی است که اساتید به کتب گرفته اند در حالی که ما باید بدانیم که اگر اشکالی در این کتاب ها وجود دارد این اشکالات را باید در حضور کسی مطرح کنیم که مؤثر باشد مثلا کسی باشد که بتواند کتاب ها را تغییر دهد اما این که در مواجهه با نوجوانی که تازه دارد این کتاب را می آموزد؛ شروع کنیم نقاط ضعف این کتاب برشمریم سبب تضعیف کتاب در ذهن طلبه ها می شویم.
استاد معروفی اظهار داشت: ما از اساتیدمان حتی یک بار علیه شیخ انصاری و مرحوم آخوند چیزی نمی شنیدیم بلکه هر چیزی که آنها بیان می کردند؛ تعریف و تمجید بود یعنی به اندازه یک اسطوره این آقایان در ذهن ما بزرگ می شدند ولی در حال حاضر این گونه نیست و سخن هایی می گویند که اینها را تضعیف می کنند.
وی افزود: تعداد قابل توجهی از طلبه ها حتی مقدمات را به خوبی نمی خوانند در قدیم به طلبه ها می گفتند که پایه ها را محکم کن و بالا بیا اما الان خود اساتید سبب می شوند که طلبه ها پایه ها را محکم نخوانند مثلا در مورد علم منطق توجه به این نکته حائز اهمیت است که این علم لازمه همه علوم است، هر کسی در هر رشته ای مثل ریاضی و هندسه می خواهد تحصیل کند باید منطق را بلد باشد. هر علمی که برهان و استدلال دارد به منطق نیاز دارد. انسان باید قبل از ورود به علوم برهانی و استدلالی بداند که برهان و استدلالش صحیح است یا سقیم.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اکنون طلبه ها می گویند که منطق نیاز نیست چون اساتید به آنها می گویند که منطق برای کسی است که بخواهد فلسفه بخواند اما سراسر فقه مملو از قیاس است یا قیاس اقترانی است و یا قیاس استثنایی حتی برخلاف برخی از اساتید که بیان می کنند که منطق به صورت کمک می کند. بنده می گویم که منطق به ماده هم کمک می کند؛ صناعات خمس همه اش بحث ماده است الان منطقی که برای طلبه ها تدریس می کنند برای برخی از اساتید جانیفتاده است یا این که برخی از اساتید بلاغت را تدریس می کنند اما نسبت به آن وارد نیستند. این طلبه ها چگونه می خواهند بفهمند که ابزار تنکیر چه چیزهایی است یا ابزار تقدم و تأخر چیست؟ متأسفانه شاهد هستیم که استادی که مغنی تدریس می کند نمی تواند معناهای باء جر را بشمارد حال چگونه این انتظار از طلبه ها وجود دارد که این معناها را یاد بگیرند.
وی اضافه کرد: این که طلبه ها انگیزه ندارند علتش این است که اساتید به آنها انگیزه نمی دهند. انگیزه را سابقا اساتید می دادند در حالی که امروزه طلبه ها مشاهده می کنند که اساتیدشان به دنبال سکوهای دیگری هستند. وقتی استاد این گونه باشد شاگردش هم همین طور می شود.
استاد معروفی اظهار داشت: با همین کتاب های رسایل، مکاسب و کفایه خیلی از آقایان مجتهد شدند. این کتاب ها قابلیت مجتهد کردن را دارند، اگر دنبال این هستیم که بهتر و سریع تر مجتهد شویم یک حرف است اما همین کتاب ها خیلی از افراد را مجتهد کرده اند اما چرا در زمان حاضر این اتفاق نمی افتد چون طلبه ها در ذهنشان این مطلب نقش بسته است که این کتاب ها به درد نمی خورند.
وی خاطرنشان کرد: طلبه ها در حالی که سنی ندارند از شهر و روستای خودشان یا از مدارس راهنمایی و دبیرستان به حوزه می آیند و همه چیزهایی که می آموزند از اساتید خودشان است فلذا از همان ابتدا استاد نباید مسیر درس را در مقابل طلبه ها کوچک بشمارد. اساتید سابق ما بزرگترین مطلب زندگیشان را همین تدریس در حوزه می شمردند و بزرگترین مرام زندگیشان را فهمیدن این کتاب ها قرار می دادند، گرسنه می ماندند، تشنه می ماندند شاید زیاد حواسشان به زن و بچه شان هم نبود ولی ارزششان به این بود که خوب تدریس می کردند اما اکنون می بینیم که برخی از اساتید می خواهند بیان کنند که ما این کتاب ها را بلد هستیم با این وجود به هیچ دردمان نمی خورد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اگر بتوانیم یک مقدار انگیزه به اساتید بدهیم مثلا همین نشست اساتید طی نشست ها و مقالاتی اساتید را جهت دهی کند که این نکات منفی را در کلاس نگویند و به جای این نکات سخنان دیگری را بیان کنند شرایط بهتر می شود، بنده احساس می کنم که نسبت به این مطلب غفلت شده است برای همین هم سطوح عالی جلوه مطلوبی ندارد. در حال حاضر برخی چنین القا می کنند که هر کس درس خارج می گوید با سواد است و هر کس رسائل، مکاسب و کفایه می گوید سواد ندارد در حالی که بین اساتید اصل مسلمی است و همه این مطلب را قبول دارند که گفتن کفایه از درس خارج گفتن سخت تر است. چه بخواهیم و چه نخواهیم اکنون دنیا، دنیای مقایسه شده است. طلبه ها قبلا خودشان و اطرافیانشان را می دیدند اما اکنون شرایط تحصیلی و دیگر مسائلشان را با آمریکا و اروپا و استرالیا مقایسه می کند؛ باید بتوانیم در این حد هم طلبه ها را راضی نگه داریم./260/20/