استاد عالی:

یکی از فلسفه‌های بلاها شکستن و خاضع کردن انسان در خانه‌ خدا است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد مسعود عالی با توجه به ضرورت دعا و توسل در ایام اخیر بیان داشت: واقعیت این است که ارتباط‌ ما با خدا به‌صورت دعا و توسل به اولیاء خدا و مناجات با خداوند باید دائمی باشد. منتها گاهی مواقع بلاها یک تلنگر و یک تازیانه‌ای هستند که توفیق اجباری را برای انسان مهیا می‌کنند. انصافاً دعاهای اهل‌بیت گنجینه‌ای در اختیار ما است. تا ادعیه‌ مکاتب و مذاهب دیگر را با حجم ادعیه‌ای که از اهل‌بیت علیهم‌السلام به ما رسیده چه از نظر کمیت و کیفیت مقایسه نکنیم، قدر این گنجینه را نمی‌دانیم. خدا رحمت کند آقای بهجت را، ایشان می‌گفت مفاتیح داروخانه است. یعنی این ادعیه هر کدام ویتامین‌ها و خاصیت‌های مختلفی برای جایگاه‌های مختلف دارند. از جمله همین دعای هفتم صحیفه‌ سجادیه که امام هادی علیه‌السلام فرمودند ما در گرفتاری‌ها و شدائد دعای «یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکارِه...» را می‌خوانیم. البته فقط منحصر به این دعا هم نیست و ما موارد دیگری هم داریم اما عرض من این است که به‌طور کلی ارتباط داشتن با ادعیه خیلی ارزشمند است. واقعاً آغوش خدا به روی کسانی که اهل دعا و توسل و استغفار و ذکر هستند باز است و بهترین وقت برای آرامش و دفع بلا همین موقع دعا است.

 

وی افزود: دعا، توسل، استغفار، ذکر و نماز جزو اسباب معنوی است اما اسباب معنوی و اسباب مادی جای یکدیگر را نمی‌گیرند. حتی انبیاء الهی هم محتاج مداوا بودند و به سراغ اسباب عادی می‌رفتند، اسباب عادی را نباید کنار زد. ما در روایت داریم که «ان نبی من الانبیا مرض». یکی از انبیا مریض شد، گفت من خودم را مداوا نمی‌کنم مگر اینکه خدا من را شفا بدهد. وقتی شفا نرسید بعد از یک مدت که گذشت گفت خدایا چه شد. خداوند متعال فرمود که من این اسباب را حکیمانه گذاشتم. این‌چنین نیست که ما فکر بکنیم حوزه‌ مادی و حوزه‌ معنویت هر کدام برای خودشان یک خدایی داشته باشند، بلکه خدا همه جا وجود دارد و همه کاره است. بنابراین در عین حالی که شما از اسباب مادی استفاده می‌کنید اما جای اسباب معنوی را نمی‌گیرد. اسباب مادی گاهی مواقع آرامشی برای انسان نمی‌آورد، ولی اسباب معنوی آرامش می‌آورد. اسباب مادی کاربردش تا یک حدی است. چون علم بشر محدود است. اما اسباب معنوی بن‌بستی ندارد و بی‌نهایت است.

 

این استاد حوزه علمیه بیان داشت: این دعای هفتم صحیفه‌ سجادیه را هم که رهبر معظّم انقلاب به آن اشاره کردند واقعاً مضامین توحیدی دارد و اگر کسی مداومت به خواندن آن داشته باشد، به نتایج خوبی می‌رسد. ببینید ما باید سعی کنیم که اهل دعا بشویم. اینکه صرفاً‌ بخواهیم یک کلمه بگوییم تا کن فیکون بشود، درست نیست و نباید این‌چنین برخورد کرد. اگر کسی اهل دعا بشود، مضامین آن در جانش می‌نشیند و جزو منطقش می‌شود. آن‌ وقت در هیچ‌ جا دیگر بن‌بستی نخواهد داشت. چون اگر در جایی سبب ظاهری از کار افتاد مسبب‌الاسباب که از کار نیفتاده است. همچنین ما علاوه‌بر دعای هفتم صحیفه‌ سجادیه روایتی از امام رضا علیه‌السلام داریم که می‌فرمایند: «رَأَیْتُ أَبِی فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»؛ یعنی من پدرم موسی‌بن‌جعفر را در خواب دیدم که به من گفت که فرزندم در شدائد و بلاها زیاد یا رئوف یا رحیم را بگو. این ذکر امام کاظم علیه‌السلام خیلی ارزشمند که گفته بشود. خدا رحمت کند آیت‌اللّه آسید احمد آقای خوانساری را که می‌گفت روزی پنج مرتبه آیت‌الکرسی را بخوانید. در روایت داریم که اگر کسی یکبار آیت‌الکرسی را بخواند یک صف از ملائکه محافظ او هستند و اگر دو بار بخواند دو صف، و سه بار بخواند سه صف، و چهار بار بخواند چهار صف، اما در پنجمین بار خداوند متعال به ملائکه‌اش می‌فرماید که دعوه، شما رهایش کنید، من محافظش هستم، لذا آیت‌اللّه آسید احمد آقای خوانساری می‌گفت که اگر پنج مرتبه آیت‌الکرسی را در روز بخوانید خود خدا محافظتان خواهد شد.

 

وی خاطرنشان کرد: یکی از مصادیق زرنگی مؤمن این است که تهدیدها را به فرصت تبدیل بکند. بلا و نعمت در فرهنگ دینی ما مطلق نیست؛ یعنی این‌چنین نیست که یک چیزی برای همه بلا و یا نعمت باشد. بلکه گاهی اوقات نعمت برای کسی که کفران بکند و یا از نعمت به‌خوبی استفاده نکند، نقمت می‌شود. برعکس آن هم، این‌چنین نیست که بلا و مصیبت همیشه برای همه بلا و مصیبت باشد. بلکه اگر کسی از بلا درست استفاده کند این بلا برایش نردبام صعود و نعمت می‌شود. عاشورا و حادثه‌ کربلا برای امام حسین علیه‌السلام یک بلا و مصیبت بزرگی بود اما این بلا و مصیبت بالاترین قرب برای اباعبداللّه شد و نه فقط برای امام حسین علیه‌السلام، بلکه اباعبداللّه کاری کرد که این حادثه ابزاری برای قرب انسان‌ها تا زمان ظهور و قیامت بشود، با بلاها می‌شود این‌چنین هم رفتار کرد. ظاهر بلا درد و مصیبت است اما باطن بلا می‌تواند یک ضیافت و مهمانی باشد اگر آدمی از آن به‌خوبی استفاده کند. در روایات ما آمده است که حکمت بلاها همین است.

 

استاد عالی در انتهای سخنانش بیان داشت: یکی از فلسفه‌های بلاها شکستن و خاضع کردن انسان در خانه‌ خدا است و منیّت و بت شکسته بشود. پیغمبر اکرم در این‌باره می‌فرمایند: «لَوْ لَا ثَلَاثَةٌ فِی ابْنِ آدَمَ مَا طَأْطَأَ رَأْسَهُ شَیْ‌ءٌ الْمَرَضُ وَ الْمَوْتُ وَ الْفَقْرُ وَ کُلُّهُنَّ فِیهِ وَ إِنَّهُ لَمَعَهُنَّ لَوَثَّابٌ» اگر مرض، موت و فقر در این عالم دنیا نبود هیچ انسانی سرش را جلوی خدا خم نمی‌کرد و جلوی خدا خضوع نمی‌کرد. فرض کنید اگر در این عالم نه فقری و نه مریضی و نه مرگ بود. و همه مُرفّه و جاودانه و سالم بودند، دیگر چه کسی جلوی خدا سر خم می‌کرد اما خدا گاهی اوقات عجز انسان‌ها را این‌چنین به آنها می‌فهماند. اگر کسی در این بلاها به‌جای اینکه مضطرب بشود به در خانه‌ خدا برود، این بلا را به یک نعمت تبدیل کرده است. ممکن است که بعضی‌ها بر اثر این بلاها هم از دنیا بروند اما در بعضی از بلاها مثل بیماری‌ واگیردار طاعون اگر کسی از دنیا برود شهید است. چون بیماری‌ نبوده است که ناپرهیزی کرده و دست خودش بوده باشد. کمااینکه اگر کسی بر اثر زلزله از دنیا برود شهید است اما آنهایی که زنده می‌مانند می‌توانند این تهدید را به یک فرصت تبدیل کنند، رشد کنند و خودشان را ضدضربه کنند. ما در جنگ هیچ امکاناتی نداشتیم اما همین باعث شد که در مسائل نظامی رشد کنیم. در اینجا هم می‌تواند یک فرصت باشد./260/12/

ش, 12/17/1398 - 17:40