وقتی که به پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خبر ارتحال ایشان رسید، حالت حزن بر ایشان مستولی شده، فرمود: «ای عمو صله رحم کردی، مهربانی کردی، جزای خیر دیدی؛ ای عمو! تو در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت و حمایت کردی» این مطلب نشان دهنده مقام جناب ابوطالب پیش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
به مناسبت سالروز وفات حضرت ابی طالب علیه السلام، استاد اسماعیل نوری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان فقراتی از زندگی، مناقب، خدمات و شخصیت این بزرگوار پرداخت.
وی گفت: حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب، معروف به «سید بطحاء»، پدر بزرگوار علی بن ابی طالب علیه السلام است. بنا بر قولی اسم اصلی ایشان «عمران»، و بنا بر قولی دیگر «عبد مناف» است که با حضرت عبدالله و زبیر، از یک مادر، به نام فاطمه بنت عمرو بن عائد می باشند.
وی خاطر نشان کرد: پس از وفات حضرت عبدالمطلب در هشت سالگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ابوطالب عموی پیامبر اسلام، به عنوان سرپرست آن حضرت، تعیین شد و ایشان نیز بیش از چهل سال این مسئولیت را به نحو احسن بر عهده گرفت.
این استاد حوزه علمیه درباره اقوال در زمینه سالروز وفات ایشان گفت: در این باره، قول معروف، 26 رجب است که البته 29 رجب، 18 رمضان، 10 ذی القعده یا اول ذی القعده هم گفته شده است.
واکنش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به وفات حضرت ابوطالب
وی افزود: وقتی که به پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خبر ارتحال ایشان رسید، حالت حزن بر ایشان مستولی شده، فرمود: «ای عمو صله رحم کردی، مهربانی کردی، جزای خیر دیدی؛ ای عمو! تو در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت و حمایت کردی» این مطلب نشان دهنده مقام جناب ابوطالب پیش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
استاد نوری خاطر نشان کرد که این مطلب در کتب مختلف، از جمله بحارالانوار، امالی شیخ صدوق، ابوطالب حامی الرسول و جلد هفتم کتاب الغدیر بیان شده است.
تهمت به ابوطالب
این استاد حوزه علمیه با اشاره به تهمت هایی که از سوی برخی از علمای عامه به حضرت ابیطالب روا داشته شده است، گفت: در روایات امامیه با این مسأله شدیدا برخورد و نفی شده است؛ بلکه حضرت ابوطالب مؤمن به تمام معنا بوده است.
وی افزود: روایتی در جلد سی و پنجم بحار الانوار است و البته در جلد هفتم الغدیر نیز این روایت موجود است که امام باقر علیه السلام فرمود: «اگر ایمان ابوطالب در یک کفه ترازو قرار بگیرد و ایمان سایر مردم [غیر معصومین علیهم السلام] در کفه دیگر، حتما ایمان ابوطالب سنگین تر است.»
استاد اسماعیل نوری به روایتی دیگر اشاره کرد: در کمال الدین و در بحار الانوار، جلد سی و پنجم، صفحه 110 و 111، حدیث چهل و یکم آمده است: حضرت عبدالعظیم در نامه ای به امام رضا علیه السلام، از ایشان درباره ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام می پرسد و امام رضا علیه السلام پاسخ می دهند: «اگر کسی مانند تو _عبدالعظیم_ درباره جایگاه ابوطالب شک بکند، جایگاه او در آتش خواهد بود.» «وَ أَخْبَرَنِي عَبْدُ الْحَمِيدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ بِإِسْنَادٍ لَهُ أَنَّ عَبْدَ الْعَظِيمِ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيَّ كَانَ مَرِيضاً فَكَتَبَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَرِّفْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَنِ الْخَبَرِ الْمَرْوِيِّ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ فِي ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ «1» يَغْلِي مِنْهُ دِمَاغُهُ فَكَتَبَ إِلَيْهِ الرِّضَا ع بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّكَ إِنْ شَكَكْتَ فِي إِيمَانِ أَبِي طَالِبِ كَانَ مَصِيرُكَ إِلَى النَّارِ»
وی افزود: در روایتی دیگر در بحارالانوار، جلد سی و پنجم، صفحه 111 و 112، حدیث چهل و سوم:
کسی درباره ایمان ابوطالب از امام صادق علیه السلام سؤال کرد و ایشان پاسخ دادند؛ در ادامه اصل حدیث بیان می شود: «وَ أَخْبَرَنِي الشَّيْخُ أَبُو الْفَضْلِ بْنُ الْحُسَيْنِ الْحِلِّيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَعْفَرِيَّةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ شَهْرِيَارَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِكِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَمِّهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ فِي ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ فَقَالَ كَذَبُوا مَا بِهَذَا نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى النَّبِيِّ ص قُلْتُ وَ بِمَا نَزَلَ قَالَ أَتَى جَبْرَئِيلُ فِي بَعْضِ مَا كَانَ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ إِنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ أَسَرُّوا الْإِيمَانَ وَ أَظْهَرُوا الشِّرْكَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ وَ إِنَّ أَبَا طَالِبٍ أَسَرَّ الْإِيمَانَ وَ أَظْهَرَ الشِّرْكَ فَآتَاهُ اللَّهُ أَجْرَهُ مَرَّتَيْنِ وَ مَا خَرَجَ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّىأَتَتْهُ الْبِشَارَةُ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى بِالْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَ علیه السلام كَيْفَ يَصِفُونَهُ بِهَذَا وَ قَدْ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ لَيْلَةَ مَاتَ أَبُو طَالِبٍ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اخْرُجْ عَنْ مَكَّةَ فَمَا لَكَ بِهَا نَاصِرٌ بَعْدَ أَبِي طَالِب»
استاد نوری در این زمینه خاطرنشان کرد: اگر ابوطالب اظهار ایمان می کرد، با توجه به اینکه بعد از ابوطالب فرزند ارشد ابولهب بوده است، ریاست بنی هاشم به او می رسید و با توجه به کینه ابولهب از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، روزگار در شعب ابیطالب بر پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران اندکش سخت تر می گذشت.
وی افزود: با فوت جناب ابوطالب، شرایط بر پیامبر صلی الله علیه و آله دشوار گردید، به گونه ای که جبرئیل آمد و پیغام داد که باید از مکه خارج شوید، به این علت که دیگر بعد از ابوطالب حامی ای ندارید. لذا سالی که ابوطالب و به فاصله کوتاهی حضرت خدیجه از دنیا رفتند، به عام الحزن معروف شده است.
این استاد حوزه علمیه در ادامه به حدیثی دیگر از امیرالمومنین علیه السلام پرداخت: این حدیث درباره ایمان حضرت ابوطالب می باشد. این حدیث در کمال الدین، جلد اول، صفحه 174 و 175آمده است؛ روایت اینچنین است: «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّائِغُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَيُّوبَ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ص يَقُولُ وَ اللَّهِ مَا عَبَدَ أَبِي وَ لَا جَدِّي عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَ لَا هَاشِمٌ وَ لَا عَبْدُ مَنَافٍ صَنَماً قَطُّ قِيلَ لَهُ فَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ قَالَ كَانُوا يُصَلُّونَ إِلَى الْبَيْتِ عَلَى دِينِ إِبْرَاهِيمَ ع مُتَمَسِّكِينَ بِهِ.»
استاد نوری در زمینه علت تهمت های ناروایی که به ابوطالب می زنند، گفت: یکی از علت های این تهمت ها وجود شبهه ای است که به علت پنهان کاری ابوطالب در زمینه ایمان خویش اتفاق افتاده است. در این رابطه حدیثی در وسایل الشیعه موجود است که در اوایل بعثت، جناب ابوطالب با جعفر طیار در راه بودند که دیدند پیامبر صلی الله علیه وآله و آقا علی بن ابی طالب علیه السلام مشغول به نماز هستند؛ جناب ابوطالب به جعفر می گوید: کنار پسر عمویت نماز بگزار! او نیز چنین کرد که موجب خوشحالی حضرت امیر شد؛ اما آورده اند که خودِ ابوطالب برای نماز نیامد.
وی خاطر نشان کرد: این قضیه موجب ایجاد شبهه شده است که آیا نشان از بی ایمانی این جناب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؟ در صورتی که وی به خاطر جایگاه مهمش در میان مردم قریش، ناچار به پنهان کردن ایمانش داشت؛
وی دومین علت در ابراز تهمت های فراوان به ابوطالب را عداوت با امیرالمومنین علیه السلام عنوان کرد، چه اینکه اجداد این چنین تهمت زنندگان در جنگ های بدر و احد و حنین، با دست های امیرالمومنین به خاک افتادند و به همین جهت خواستند تا انتقام بگیرند.
استاد نوری در انتهای سخنانش بیان داشت: این گفتگو را با این روایت از بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج35، ص: 116 و 117، که در بیان مناقب حضرت ابوطالب علیه السام است، به پایان می بریم:
«وَ أَخْبَرَنِي يَحْيَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي زَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْغَنَائِمِ عَنِ الشَّرِيفِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْبَصْرِيِّ عَنْ يَحْيَى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِيِّ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُعَافَا عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الْبَاقِرِ ع أَنَّهُ قَالَ: مَاتَ أَبُو طَالِبِ بْنُعَبْدِ الْمُطَّلِبِ مُسْلِماً مُؤْمِناً وَ شِعْرُهُ فِي دِيوَانِهِ يَدُلُّ عَلَى إِيمَانِهِ ثُمَّ مَحَبَّتِهِ وَ تَرْبِيَتِهِ وَ نُصْرَتِهِ وَ مُعَادَاةِ أَعْدَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مُوَالاةِ أَوْلِيَائِهِ وَ تَصْدِيقِهِ إِيَّاهُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ رَبِّهِ وَ أَمْرِهِ لِوَلَدَيْهِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرٍ بِأَنْ يُسْلِمَا وَ يُؤْمِنَا بِمَا يَدْعُو إِلَيْهِ وَ أَنَّهُ خَيْرُ الْخَلْقِ وَ أَنَّهُ يَدْعُو إِلَى الْحَقِّ وَ الْمِنْهَاجِ الْمُسْتَقِيمِ وَ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ فَثَبَتَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمَا فَحِينَ دَعَاهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص أَجَابَاهُ فِي الْحَالِ وَ مَا تَلَبَّثَا لِمَا قَدْ قَرَّرَهُ أَبُوهُمَا عِنْدَهُمَا مِنْ أَمْرِهِ وَ كَانَا يَتَأَمَّلَانِ أَفْعَالَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَيَجِدَانِهَا كُلَّهَا حَسَنَةً يَدْعُو إِلَى سَدَادٍ وَ اسْتِنَادٍ فَحَسْبُكَ إِنْ كُنْتَ مُنْصِفاً مِنْهُ هَذَا أَنْ يَسْمَحَ بِمِثْلِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرٍ وَلَدَيْهِ وَ كَانَا مِنْ قَلْبِهِ بِالْمَنْزِلَةِ الْمَعْرُوفَةِ الْمَشْهُورَةِ لِمَا يَأْخُذَانِ بِهِ أَنْفُسَهُمَا مِنَ الطَّاعَةِ لَهُ وَ الشَّجَاعَةِ وَ قِلَّةِ النَّظِيرِ لَهُمَا أَنْ يُطِيعَا رَسُولَ اللَّهِ ص فِيمَا يَدْعُوهُمَا إِلَيْهِ مِنْ دِينٍ وَ جِهَادٍ وَ بَذْلِ أَنْفُسِهِمَا وَ مُعَادَاةِ مَنْ عَادَاهُ وَ مُوَالاةِ مَنْ وَالاهُ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ إِلَيْهِ لَا فِي مَالٍ وَ لَا فِي جَاهٍ وَ لَا غَيْرِهِ لِأَنَّ عَشِيرَتَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ أَمَّا الْمَالُ فَلَيْسَ لَهُ فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا الرَّغْبَةُ فِيمَا جَاءَ بِهِ مِنْ رَبِّه». /270/260/20/