استاد طهوری نوروزی؛

اخلاق محوری در فقه اسلامی

همه ادیان به اخلاق توجه داشتند اما در اسلام، اخلاق، به کمال و نهایت رسانده شده است و این نکته مهمی است که باید برای مبعث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به همه جهان این نکته را اعلام کنیم.

 

استاد صادق طهوری نوروزی در گفتگو با خبرنگار پایگاه نشست دوره ای اساتید، به بیان نکاتی در زمینه مبعث پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پرداخت. وی ضمن اشاره به وجود حیطه های گوناگون عید مبعث، آن را بزرگترین عیدی خداوند به بشریت عنوان کرد و افزود،  قرآن می فرماید:

 

«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً» (يقيناً براى شما در [روش و رفتار] پيامبر خدا الگوى نيكويى است براى كسى كه همواره به خدا و روز قيامت اميد دارد و خدا را بسيار ياد مى‏كند. (سوره مبارکه احزاب،21)

 

همین طور در جلد 16، 67 و 68 از بحارالانوار این حدیث شریف نبوی ذکر شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق»؛ وقتی توجه کنیم که پیامبر اسوه و الگو برای همه مسلمانان و همه بشریت و معتقدین به سایر پیامبران هستند پس برای همه بشریت می تواند الگو باشد؛ چه اینکه در قرآن 21 بار «یا ایها الناس...» مطرح شده است.

 

وی در ادامه افزود: همه ادیان به اخلاق توجه داشتند اما در اسلام، اخلاق، به کمال و نهایت رسانده شده است و این نکته مهمی است که باید برای مبعث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به همه جهان این نکته را اعلام کنیم.

 

استاد ضمن اشاره به سنت بودن قول، فعل و حتی تقریر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان «سنت»، به ماجرای خالد بن ولید و بنی جذیمه اشاره کرد و افزود: عملکرد پیامبر در این ماجرا نشان دهنده این نکته است که ایشان آیین خود را بر اساس اخلاق و آن هم اخلاقی که مورد قبول همه ادیان باشد، قرار داده اند.

 

وی در ادامه به بیان این ماجرا پرداخت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس از فتح مکه برای فراخوانی قبایل بیابان نشین اطراف مکه دسته‌هایی را برای دعوت گسیل داشت. یکی از این قبایل بنو جذیمه بود که خالد بن ولید مأمور فراخوانی آنان شد. هنگامی که خالد نزد آنان رسید، آنان که با سلاح بیرون آمده بودند، اعلام کردند اسلام را پیش از این پذیرفته، مساجد بنا کرده و اذان می‌گویند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بنی‌جذیمه پس از اطمینان از آنکه خالد با آنان به خشونت رفتار نخواهد کرد، سلاح ها را بر زمین نهاده، تسلیم شدند اما خالد به رغم اعتراض برخی از لشکریان مانند ابن عمر و سالم مولی حذیفه تنها به سبب کینه‌های دوران جاهلی (و‌ احتمالاً وصیت پدرش) حدود 30 نفر از آنان را کشت. در برابر دستور خالد مبنی بر قتل بنی جذیمه، مهاجران و انصار حاضر در لشکر، فرمان وی را گردن ننهادند و به قتل عام بنی جذیمه نپرداختند. تنها بنوسلیم که همراه لشکر خالد بودند و از بنی جذیمه کینه و دشمنی دیرینه به دل داشتند؛ از دستور وی در کشتن اسیران اطاعت کردند. در بسیاری از کتاب های عامه و خاصه به این اتفاق اشاره شده است که ادامه آن را از خصال شیخ صدوق بیان می کنیم:  [حضرت امیر علیه السلام] فرمود شما را بخدا قسم مي دهم، آيا مي دانيد كه رسول خدا خالد بن وليد را ميان قبيله بنى جذيمه فرستاد پس با آنان كرد آنچه كرد پس رسول خدا بر فراز منبر رفت و سه بار فرمود: «بار الها من از آنچه خالد كرده است بسوى تو بيزارى مى‏جويم» سپس فرمود: «يا على! تو برو»؛  من رفتم و ديه آنان را پرداخت نمودم سپس آنان را بخدا قسم دادم كه آيا چيزى باقى مانده است؟ گفتند چون ما را بخدا قسم دادى كاسه‏هاى سگان ما و زانو بند شترانمان باقى مانده است؛ من بهاى آن را نيز پرداخت كردم باز طلاى‏ بسيارى با من باقى ماند كه همه را به آنان دادم و گفتم: «اين بخاطر آن مي دهم كه ذمه رسول خدا برى گردد و بخاطر آنچه كه مي دانيد و آنچه نمي دانيد و بخاطر ترسى كه زنان و كودكان را فرا گرفته است» سپس آمدم بخدمت رسول خدا و كار خود را گزارش دادم و آن حضرت فرمود: «بخدا قسم اى على اگر بعوض اين كارى كه كردى شتران سرخ مو نصيب من مي شد من اين چنين شادمان نمي شدم‏»‏ (الخصال / ترجمه فهرى ؛ ج‏2 ؛ ص671)

 

استاد طهوری ضمن اشاره به وثاقت این ماجرا نزد علمای عامه و خاصه به بیان پاره ای از منابع در این زمینه پرداخت: مغازی واقدی، ج 3 ص 1966، سیره ابن هشام ج4، ص 70 تا 74، مستدرک الوسائل 18،ص 367، علل الشرایع ص 474

 

وی در بیان نکاتی از این ماجرا، به تبری جستن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از عملکرد خالد بن ولید اشاره کرد که فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ».

 

وی در ادامه عملکرد امیرالمومنین علیه السلام اشاره می کند که ادای دِین توسط ایشان به دقت و با ریزه کاری انجام گرفت و ایشان این گونه به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم گزارش می دهد که: «يَا رَسُولَ اللَّهِ عَمَدْتُ فَأَعْطَيْتُ لِكُلِّ دَمٍ دِيَةً وَ لِكُلِّ جَنِينٍ غُرَّةً وَ لِكُلِّ مَالٍ مَالًا وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِمِيلَغَةِ كِلَابِهِمْ وَ حِيلَةِ رُعَاتِهِمْ وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِرَوْعَةِ نِسَائِهِمْ وَ فَزَعِ صِبْيَانِهِمْ وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ‏ لِمَا يَعْلَمُونَ وَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِيَرْضَوْا عَنْكَ يَا رَسُولَ اللَّه»

این استاد حوزه علمیه، به این فقره از حدیث اشاره کرد که امیر المؤمنین علیه السلام راضی شدن خسارت دیدگان از رسول خدا را هدف نهایی خود برشمرد.

 

وی افزود: یکی از زمان هایی که حدیث منزلت نازل شده است، در همین جا بوده است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: «يَا عَلِيُّ أَعْطَيْتَهُمْ لِيَرْضَوْا عَنِّي رَضِيَ اللَّهُ عَنْكَ يَا عَلِيُّ إِنَّمَا أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي.» (الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 173 و 174)‏

 

وی در نکته ای ظریف بیان داشت که این عملکرد و کلام پیامبر صلی الله علیه و آله نشان دهنده میزان حق شناسی و مراعات حقوق انسان است که مکاتب اومانیسم غربی باید برای تعلم چنین اصولی در این خانه زانو بزنند.

 

استاد طهوری نورزی درباره رابطه مکارم الااخلاق و فقه الجهاد و وجه رحمانیت اسلام گفت: این یک پروژه است که فقه اسلام ولو فقه الجزا و فقه الجهاد و فقه خصوصی و روابط مسلمانان با یکدیگر و روابط بین الملل و حتی با حیوانات بر اساس اخلاق بنا شده است. اما نکته در این است که حدود و ثغور آن و مبنای آن توسط خود معصومین علیهم السلام توضیح داده شده است، در این راستا بیان شده است که اگر شمشیر کشیده شده است، لازم بوده است؛

 

وی تاکید کرد:مسأله مسأله حق است و چارچوب اسلام بر اخلاق مداری و رعایت حقوق انسان ها است، چه در صلح و چه در جهاد پایه گذاری شده است لذا گاه لازم است افرادی که مانع رسیدن انسان ها به کمال الهی هستند، برداشته شوند که خداوند فرمود: «أشدّاءُ علی الکفّار».

 

 وی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره اساتید، به مکمل بودن دین اسلام نسبت به ادیان گذشته پرداخت و گفت: شخصیت حضرت موسی و حضرت عیسی علیهما السلام تحریف شده است و ویژگی های آن بزرگواران را از دریچه پیامبر اسلام و قرآن باید شناخت. اگر حضرت موسی و حضرت عیسی در زمان پیامبر اسلام زنده بودند، به ایشان می گرویدند.

 

وی در جمله ای تأمل برانگیز گفت: مسیحیت در دام یهودیت گرفتار شده، زیرا تورات را تماما پذیرفته است، ولی مسلمانان تورات واقعی را قبول دارند و در مورد انجیل، نسبت به فقراتی از انجیل برنابا پذیرش دارند. ما به مسیحیان می گوییم که علمایشان به آنها درست نمی گویند و دروغ می گویند و برای شناخت پیامبر خود، باید از دریچه پیامبر بعد از ایشان نگریسته شود./270/260/21/

 

پ, 12/29/1398 - 10:26