استاد حمیدی مطرح کرد؛

منزلت امام حسین نزد پیامبر اکرم

روزی امام حسین علیه السلام در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و پیامبر او را نوازش می فرمود و می خنداند؛ عایشه از همسران پیامبر عرض کرد: ای رسول خدا، چرا اینقدر این کودک را دوست دارید، با دیدارش شاد می شوید؟ حضرت فرمود: چرا دوست نداشته باشم و شاد نشوم، در حالی که او میوه دل من و نور چشمم می باشد.

 

استاد نصرالله حمیدی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در موضوع امام حسین علیه السلام تحت چند عنوان بطور مختصر و کوتاه سخن می گویم. امام حسین علیه السلام دومین ثمره پیوند آسمانی حضرت علی و فاطمه است. این امام همام در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد شد. روزی جبرییل نزد پیامبر آمد و مژده داد که از حضرت زهرا نوزادی متولد می شود. سپس فرمود امت تو او را می کشند. پیامبر نگران شد؛ دوباره جبرییل آمد و همین خبر را داد؛ باز هم پیامبر نگران شد. بار سوم جبرییل آمد و گفت ای محمد پروردگارت سلام می رساند و می فرماید مقام امامت و ولایت را در ذریه حسین قرار دادم. پیامبر از نگرانی درآمد و فرمود راضی شدم سپس پیامبر همین خبر را به حضرت زهرا سلام الله علیه داد و او هم نگران شد اما وقتی این خبر را شنید که مقام امامت و ولایت در ذریه  حسین علیه السلام قرار داده شده است؛ خوشحال گشت و گفت راضی شدم. حضرت بیش از بیست کنیه دارد که مشهور ترین این کنیه ها ابی عبدالله و سیدالشهدا است.

 

وی افزود: فطرس ملک که از حاملین عرش بود در اثر کوتاهی در امر حق مورد غضب خداوند قرار گرفت. روزی فطرس دید جبرئیل با عده زیادی از ملائکه به زمین می آیند پرسید چه خبر است و کجا می روید؟ جبرییل گفت: خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای عرض تبریک می رویم. فطرس تقاضای همراهی کرد. وقتی به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله  و سلم رسیدند؛ جبرییل ماجرای فطرس را بیان کرد. حضرت فرمود: خودت را نزدیک قنداقه نوزادم بگردان و خود را به آن بمال. این شد که فطرس ملک مورد عفو رحمت پروردگار قرار گرفت. در این هنگام فطرس ملک گفت: مثل من کیست که آزاد شده حسین و فاطمه و پیامبر باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است؛ هنگامی که خداوند آدم را آفرید در سمت راست عرش پنج، شبح را در نور دید که در سجده و رکوع هستند. خطاب رسید اینان پنج تن از فرزندان تو هستند که در این ها پنج اسم از اسما خود را انتخاب کردم؛ بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان، زمین، فرشتگان، آدمیان و جنیان را به خاطر این ها آفریدم پس اسم من محمود است و این محمد است و من آیه ای هستم و این علی است و من فاطرم و این فاطمه است و من احسانم و این حسن است و من محسنم و این حسین است. در این هنگام خداوند تبارک و تعالی فرمود: به عظمتم سوگند هر کس ذره ای کینه در دل داشته باشد؛ او را داخل جهنم می کنم سپس به آدم خطاب کرد: اگر حاجتی داری به این پنج تن متوسل شو.

 

وی در مورد منزلت امام حسین علیه السلام نزد پیامبر اکرم بیان داشت: حضرت ختمی مرتبت می فرماید: «حسین منی و أنا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من اسباطی» فرمود حسین از من است و من از حسینم خداوند دوست دارد کسی که حسین را دوست داشته باشد و حسین  سبطی از اسباط من است. باز از پیامبر نقل شده است: «من احب الحسن و الحسین فقد احبنی و من ابغضهما و فقد ابغضنی» کسی که حسن و حسین را دوست داشته باشد؛ مرا دوست داشته و کسی که بغض و کینه آنها را در دل داشته باشد با من بغض و کینه دارد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواستند با اظهار علاقه به این بزرگواران به امت اسلامی الگو بدهند تا آنها از اینان درس بیاموزند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: روزی امام حسین علیه السلام در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و پیامبر او را نوازش می فرمود و می خنداند؛ عایشه از همسران پیامبر عرض کرد: ای رسول خدا، چرا اینقدر این کودک را دوست دارید، با دیدارش شاد می شوید؟ حضرت فرمود: چرا دوست نداشته باشم و شاد نشوم، در حالی که او میوه دل من و نور چشمم می باشد و عده ای از امتم او را خواهند کشت؛ هر کسی بعد از شهادتش او را زیارت کند؛ خداوند ثواب یک حج از حج های من را در نامه اعمالش می نویسد. عایشه از روی تعجب پرسید: ثواب یک حج از حج های شما؟ حضرت فرمود: ثواب دو حج. باز عایشه تعجب کرد پرسید: ثواب دو حج؟ پیامبر فرمود: ثواب سه حج ازحج های من. این سوال و جواب همچنان تکرار شد تا این که پیامبرفرمود: ثواب نود حج من را با عمره های آن به زیارت کننده مرقد فرزندم حسین خواهد داد.

 

وی افزود: در زیارت آن حضرت دارد «و لقد عجبت من صبرک مکلائکه السماء» ملائکه آسمان ها از صبر و بردباری تو به شگفت آمدند چون در ظرف چند ساعت فرزندان و اصحابش را قطعه قطعه کردند. نوزاد شش ماهه را بر روی دستان این امام همام بر اثر تیر پرپر شد. دستان برادرش را جدا کردند و بر حرمش هجوم آوردند، بر اثر تشنگی زبانش خشک شد و صدای العطش العطش اطفالش را می شنید در عین حال نه تنها تردیدی به خود راه نداد بلکه در اعتقاد و راهش مصمم تر شد و همواره می گفت: «الهی رضا برضاک صبرا علی بلائک لا معبود سواک اغثنی یا غیاث المستغیثین» خدایا راضی ام به آن چه تو خشنودی و صبر می کنم بر آن چه بر من وارد می شود؛ خدایی جز تو نیست به فریادم برس که فریاد رس فریاد خواهانی.

 

استاد حمیدی اظهار داشت: در این وضعیت اظهار شگفتی ملائکه از دیدن چنین صحنه هایی وجود دارد. آن حضرت هر چقدر به شهادت نزدیک تر می شد؛ برافروخته تر و مصمم تر و به مرگ بی اعتناتر می شد. امام حسین به یارانش می فرمود: « فما الموت إلا قنطرة» مرگ فقط پلی است که شما را به سوی بهشت می برد و شما را از زندان آزاد کرده به سوی کاخ رهنمون می شود. همان طوری که برای دشمنان شما پلی است که آن ها را از کاخ به زندان می برد.

 

وی تاکید کرد: عبدالرحمن سلما به فرزند امام حسین علیه السلام سوره حمد را آموخت وقتی آن کودک نزد حضرت آمد و آن سوره قرائت کرد؛ حضرت معلمش را خواست و دهان آموزگارش را پر از نقل کرد، افرادی که در مجلس حاضر بودند از این همه پاداش تعجب کردند؛ حضرت فرمود: این پاداش با آموزش معلم برابری نمی کند یعنی خدمت آموزش ارزنده تر از این پاداش است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: از امام هفتم نقل شده که در زمان کودکی امام حسن و امام حسین علیهما السلام مردی خشن و بی رحم برای آنان ایجاد مزاحمت کرد. امام علیه السلام به او پرخاش کرد؛ آن مرد دستش را بلند کرد تا به ایشان سیلی بزند به قدرت الهی دست او قفل شد. دست دیگرش را بلند کرد تا بزند آن هم قفل شد سپس آن مرد گفت خواهش می کنم به حق جد و پدرتان از خدا بخواهید دست هایم را به حالت اول برگرداند؛ امام علیه السلام هم او را عفو کرد و دعا نمود تا دست هایش خوب شد و به سان اولش برگشت.

 

وی خاطرنشان کرد: ابن اثیر روایت می کند «کان الحسین فاضلا بینا کثیر الصلاة و الصوم و الحج» یعنی امام حسین علیه السلام انسان با فضیلت و متدینی بود و نماز و روزه و حج او بسیار بود؛ در کتاب ابن الفرید دارد امام سجاد فرمود: پدرم در شبانه روز هزار رکعت نماز به جا می آورد.

 

استاد حمیدی اظهار داشت: روش و منش امام حسین علیه السلام ایشان را به یک شخصیت جهانی و محبوب انسان ها تبدیل کرده است بطوری که کسانی که به اسلام نگرویدند و اعتقادی به قرآن نداشتند؛ آن حضرت را پیشوای خویش قرار دادند. گاندی رهبر هند می گوید: وقتی زندگی نامه امام حسین را خواندم راه آزادی را پیدا کردم و اگر هندوستان بخواهد یک کشور مستقل گردد باید از خط حسین پیروی کند. محمد علی جناح می گوید: هیچ کس در شجاعت و دلاوری به امام حسین علیه السلام نمی رسد؛ باید تمام مسلمین از آن حضرت درس فداکاری و شجاعت بیاموزند.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: دیگری می گوید: فداکاری امام حسین سبک بشریت را ارتقا بخشیده است لذا باید با خاطره اش باقی بماند. مورخ مشهور می گوید: صحنه دلخراش حزن آور شهید کربلا موجب بیداری سخت ترین دل های مردم عالم خواهد شد. امیدوارم که همه ما در پیروی از امام حسین علیه السلام موفق شویم./260/21/.

 

ش, 01/09/1399 - 13:47