کنیه اباعبدالله از زمان طفولیت و بدو ولادت اباعبدالله علیه السلام از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که طبیعتا به امر الهی بوده است و همچنین پس از آن توسط امیرالمومنین علیه السلام بر حضرت اطلاق شده است.
استاد سید محمد حسن مومنی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و مخصوصا میلاد آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام به علما، شیعیان و آزادگان جهان، به بیان بخشی از فضایل آن حضرت پرداخت.
وی ضمن اشاره به گره خوردن نام ابی عبدالله علیه السلام با عاشورا و زیارت عاشورا، به شروح و تفاسیر فراوانی اشاره کرد که از دیرباز تاکنون، علما و بزرگان اسلام، بر زیارت عاشورا نگاشته اند؛
وی در همین راستا گفت: یکی از بهترین و جامع ترین آثاری که در این مقام تحریر شده است، اثر ماندگار مرحوم علامه میرزا ابوالفضل طهرانی (م 1316ق) به نام «شفاء الصدور» است که مضامین و محتوای بسیار عالی این زیارت شریف را نشان می دهد؛ اما از جهت بررسی رجالی و سندی زیارت عاشورا که گاه پاره ای از شبهات را موجب شده است، شاید بشود گفت کتاب «از این صبح روشن» از این جهت جامعیت خوبی دارد؛ این کتاب مخصوصا زیارت عاشورای روایت شده توسط شیخ طوسی در مصباح المتهجد را که شیخ عباس قمی رحمت الله علیه در مفاتیح الجنان نیز آورده است، مورد ارزیابی قرار داده است. این کتاب صحت سند زیارت عاشورا را چه بر مبنای متقدمین و چه بر مبنای مشهور و بر مبنای تحقیق، اثبات کرده است.
وی خاطر نشان کرد: البته به مناسبت، مواطن دیگری هم برای تحقیق وجود دارد؛ از جمله کلمات مرحوم علامه مجلسی رحمت الله علیه در «مزار»، یا در برخی موضوعات، «مشکلات العلوم» مرحوم محقق نراقی که اساتید و بزرگواران می توانند به مناسبت به این مصادر مراجعه کنند.
استاد سید محمد حسن مومنی در بخشی دیگر از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در مقام بیان فضایل ابی عبدالله علیه السلام به بررسی همین کنیه حضرت، یعنی «اباعبدالله» پرداخت و در ابتدا گفت: همه می دانیم که عرب به جهت احترام، در مقام خطاب افراد را با کنیه صدا می زند. به قول آن شاعر: «اکنیّه حین انادیه لاکرمه. ولاالقبه و السوأة اللقب.» «هنگامی که او را می خوانم با کنیه او را صدا می زنم و به او لقب نمی دهم، زیرا لقب دادن، سبک شمردن است.»
وی افزود: کنیه اباعبدالله از زمان طفولیت و بدو ولادت اباعبدالله علیه السلام از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که طبیعتا به امر الهی بوده است و همچنین پس از آن توسط امیرالمومنین علیه السلام بر حضرت اطلاق شده است.
وی در همین راستا خاطرنشان کرد: مرحوم علامه میرزای طهرانی در کتاب شفاءالصدور در روایت اسماء بنت عمیس نقل می کند که پیامبر وقتی قنداقه حضرت را در آغوش گرفتند، در یک نقلی فرمودند: «یا اباعبدالله عزیز علیّ» و بعد دارد که حضرت به شدت گریستند. یا در نقل دیگری فرمودند:«لا یوم کیومک یا اباعبدالله»
وی در رابطه با این مورد که امیرالمومنین علی علیه السلام نیز سیدالشهدا علیه السلام را به کنیه «ابی عبدالله» خوانده اند، به این روایت از جلد چهل و چهارم بحار الانوار اشاره کرد که در کامل الزیارات و دیگر کتابهای شیعه نیز ذکر گردیده است. این روایت در کتاب بحارالانوار چنین آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ خَالِهِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي وَ جَمَاعَةٌ عَنْ سَعْدٍ وَ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ مَعاً عَنِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ لِلْحُسَيْنِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أُسْوَةٌ أَنْتَ قِدْماً فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَالِي قَالَ عَلِمْتَ مَا جَهِلُوا وَ سَيَنْتَفِعُ عَالِمٌ بِمَا عَلِمَ يَا بُنَيَّ اسْمَعْ وَ أَبْصِرْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكَ فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَيَسْفِكَنَّ بَنُو أُمَيَّةَ دَمَكَ ثُمَّ لَا يُرِيدُونَكَ عَنْ دِينِكَ وَ لَا يُنْسُونَكَ ذِكْرَ رَبِّكَ فَقَالَ الْحُسَيْنُ ع وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ حَسْبِي وَ أَقْرَرْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ أُصَدِّقُ نَبِيَّ اللَّهِ وَ لَا أُكَذِّبُ قَوْلَ أَبِي.»
(محمّد بن جعفر رزّاز از دائى خود محمّد بن حسين بن ابى الخطاب، از نضر بن مزاحم، از عمر بن سعد از على بن حمّاد، از عمرو بن شمر، از جابر، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: حضرت على عليه السّلام به حضرت امام حسين عليه السّلام فرمودند: اى ابا عبد اللَّه از قديم ثابت و مسلّم شده كه تواسوه و مقتداى خلق مىباشى. حسين عليه السّلام عرضه داشت: فدايت شوم حالم چيست؟ حضرت على عليه السّلام فرمودند: مىدانى آنچه را كه خلق نمىدانند و عنقريب عالم به آنچه مىداند منتفع خواهد شد، فرزندم بشنو و ببين پيش از آنكه مبتلا گردى، قسم به كسى كه جانم در دست او است بنو اميه خون تو را خواهند ريخت ولى نمىتوانند تو را از دينت جدا كرده و قادر نيستند ياد پروردگارت را از خاطرت ببرند.
حسين عليه السّلام عرض كرد: قسم به كسى كه جانم در دست او است همين قدر مرا كافى است به آنچه خدا نازل فرموده اقرار داشته و گفتار پيامبر خدا را تصديق داشته و كلام پدرم را تكذيب نمىكنم) (كامل الزيارات، النص، ص: 72؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج44، ص: 262؛ عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج17-الحسينع، ص: 152)
وی افزود: درست است که امام حسین علیه السلام فرزند خردسالی به نام عبدالله رضیع داشتند که در کربلا به تیر کین دشمنان حضرت، لب تشنه به شهادت رسید؛ ولی از زمانی که خود ابی عبدالله علیه السلام خردسال بودند، بلکه از بدو ولادت، حضرت از جانب پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله به کنیه ابی عبدالله مکنّی شدند. پس راز این کنیه فراتر از این حدّی است که گمان شود نوزادی بعدها به به این نام به ایشان عنایت شده است و پس از آن به نام «عبدالله» مکنّی شده اند.
این استاد حوزه در مقام بیان توضیح بیشتر بیان داشت: واقع مسأله این است که گاهی عرب اشخاص را به خاطر صفت بارز و شاخصی که در آنها است، مکنی به کنیه می کند. این قانون را حتی در مورد اشیاء نیز جاری می کنند؛ به عنوان مثال: به شمع چون مونس شب های تار است گفته می شود:«ابومونس»؛ یا به خروس به خاطر سحرخیزی گفته می شود:« ابوالیقظان»؛ یا به سرکه به جهت منافع بسیارش به جهت رفع انسداد شریان ها گفته می شود: «ابونافع». از همین باب در بین معصومین علیهم السلام پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را مکنّی کردند به کنیه «ابوالقاسم»؛ امیرالمومنین علیه السلام مکنّی شدند به کنیه «ابوتراب»؛ و از همین سنخ مکنی شدن ابی عبدالله هم به این کنیه مکنی شدند.
وی در راستای توضیح مکنّی شدن پیامبر صلی الله علیه و آله به «ابوالقاسم» به این روایت از عیون اخبار الرضا اشاره کرد که البته در کتاب های دیگر از جمله در علل الشرایع و معانی الاخبار نیز نقل گردیده است. در حدیث 29 از باب 45 عیون اخبار الرضا می خوانیم: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ لِمَ كُنِّيَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله بِأَبِي الْقَاسِمِ فَقَالَ لِأَنَّهُ كَانَ لَهُ ابْنٌ يُقَالُ لَهُ قَاسِمٌ فَكُنِّيَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَهَلْ تَرَانِي أَهْلًا لِلزِّيَادَةِ فَقَالَ نَعَمْ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَبٌ لِجَمِيعِ أُمَّتِهِ وَ عَلِيٌّ علیه السلام مِنْهُمْ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ عَلِيّاً علیه السلام قَاسِمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَقِيلَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ لِأَنَّهُ أَبُو قَسِيمِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا مَعْنَى ذَلِكَ قَالَ إِنَّ شَفَقَةَ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله عَلَى أُمَّتِهِ شَفَقَةُ الْآبَاءِ عَلَى الْأَوْلَادِ وَ أَفْضَلُ أُمَّتِهِ عَلِيٌّ علیه السلام وَ مِنْ بَعْدِهِ شَفَقَةُ عَلِيٍّ علیه السلام عَلَيْهِمْ كَشَفَقَتِهِ ص لِأَنَّهُ وَصِيُّهُ وَ خَلِيفَتُهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ فَلِذَلِكَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ صَعِدَ النَّبِيُّ ص الْمِنْبَرَ فَقَالَ مَنْ تَرَكَ دَيْناً أَوْ ضَيَاعاً فَعَلَيَّ وَ إِلَيَّ وَ مَنْ تَرَكَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ فَصَارَ بِذَلِكَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ أَوْلَى بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ كَذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام بَعْدَهُ جَرَى ذَلِكَ لَهُ مِثْلُ مَا جَرَى لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم.»
(حسن بن علی بن فضّال از امام رضا علیه السلام پرسید: چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به «ابوالقاسم» کُنیه یافته است؟ حضرت فرمودند: «چون او پسری به نام قاسم داشت و به این خاطر به ابوالقاسم، کنیه یافته است». به وی گفتم:ای فرزند پیامبر خدا! آیا مرا شایسته آن می دانی که بیشتر برایم بگویی؟ فرمود: «آری. آیا نمی دانی که پیامبر خدا فرموده است:"من و علی، پدران این امّتیم؟"». گفتم:چرا؟ فرمود: «آیا نمی دانی که پیامبر خدا، پدر همه امّت است و علی ، در بین امّت به منزله پیامبر است؟» گفتم:چرا؟ فرمود: «آیا نمی دانی که علی علیه السلام تقسیم کننده بهشت و دوزخ است؟». گفتم:چرا؟ فرمود: «به پیامبر از آن روی ابو القاسم گفتند که او پدر تقسیم کننده (قاسمِ) بهشت و دوزخ است.) (معانی الأخبار/ج۳/ص۵۳ ، علل الشرائع/ج۲/ص۱۲۷، عیون أخبار الرضا/ج۲/ ص۸۵)
وی خاطرنشان کرد این روایت حضرت در کنار آن روایتی قرار می گیرد که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: «پیغمبر صلی الله علیه و آله به من هزار باب علم آموخت که هر بابی هزار باب را به روی من باز کرد.» لذا این روایت جایگاه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به امیرالمومنین علیه السلام را نشان می دهد و از آن جهت امیرالمومنین علیه السلام که قسیم جنت و نار است، پیغمبر مکنی می شوند به «ابوالقاسم».
استاد سید محمد حسن مومنی در مورد کنیه «اباعبدالله» برای امام حسین علیه السلام به دو جهت اشاره کرد: یک جهت از روایت امام سجاد علیه السلام به دست می آید که ویژگی عبادت و بندگی اباعبدالله در پیشگاه خداوند به قدری بارز بود که از همان آغاز برای اشاره به این ویژگی ایشان را به اباعبدالله مکنی کردند. اما نکته مهمتر این است که از مجموع روایات به دست می آید اگر عاشورا نبود و اگر حماسه خون سید الشهدا صلوات الله علیه نبود، باب عبادت الهی برای همیشه بسته می شد و اگر عبودیت پیشگاه خداوند همچنان در تاریخ بشر زنده و مانا باقی مانده، مرهون و در گرو حماسه خون سید الشهدا در عاشورا است و عبدالله بودن و عبودیت به پیشگاه خدا مرهون حماسه سیدالشهدا علیه السلام است. روی این جهت حضرت مکنی به اباعبدالله شدند.
وی خاطرنشان کرد: در فلسفه شهادت حضرت در زیارت اربعین آمده است: «... فَأعْذَرَ فىِ الدُّعاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ، وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ،» تا اینکه بندگان خدا را از گمراهی و سردرگمی جهل نجات دهد؛ یعنی آن کسی که انسان ها را از ضلالت سرکشی و طغیان بعد از عاشورا نجات داد و به روزنه ربوبیت الهی وارد کرد، ابا عبدالله بود؛ به این مطلب در زیارت عید فطر و عید قربان و زیارت اربعین تصریح شده است «حتی استنقذ...».
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اباعبدالله با خون خود، بندگان را از جهل و سردرگمی گمراهی نجات داد و اینکه همه انسان هایی که دنبال حق و حقیقت هستند و یکتاپرستی حقیقت مطلوبشان است، باید به ریسمان و حبل متین اباعبدالله چنگ بزنند.
وی در انتهای سخنانش به شرح غزلی از حافظ پرداخت: «حافظ از دست مده دولت آن کشتی نوح ورنه طوفان حوادث بکَند بنیادت» اگر کسی این پیوستگی و این وابستگی به دولت کشتی نوح اباعبدالله را درک کند، آن وقت از مرز عقل فراتر می رود و گام در عالم حیات طیبه می گذارد. کسی که در حیات طیبه پای گذاشت، عقلها در پی او دیوانه وار به گرد او حلقه می زنند. «عقل اگر داند که دل در بند دامش چون خوشست عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما» روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد زین سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما» زینب کبری سلام الله علیها چون در مکتب سید الشهدا از حقایق معارف توحیدی بهره مند بود، در مجلس آن ملعون فرمود: «ما رأیت الا جمیلا».
وی در تشریح این سخن حضرت زینب سلام الله به به بیتی از حافظ اشاره کرد: «منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن» کسی که به حریم حیات طیبه وارد بشود و بهره مند از حیات طیبه بشود، طبق آیه قرآن از شراب طهور بهره می برد. هر کسی که از این شراب طهور عشق به اباعبدالله سیراب بشود، در سایه سار «ویبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام» خواهد آرمید که به حق خوش گفت: «هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما» هر کس در دلش نور اباعبدالله را روشن کند، هرگز نمیرد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حافظ می فرماید: «حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما» این گریه هایی که با نام و یاد اباعبدالله بر گونه ها جاری می شود،...«بس که نام خوش تو یا اباعبدالله رایحه غم دارد شب میلاد تو هم بوی محرم دارد» این گریه ها، گریه های غم و افسردگی و دلمردگی نیست؛ این اشکها که با نام و یاد اباعبدالله از چشمها جاری می شود، بهای خرید رضای الهی و ورود به باغ سرور وصال الهی است.
وی این گفتگو را با این دعا به پایان رساند: ان شاء الله خداوند لطف کند تا به برکت انفاس قدسیه اهل بیت علیهم السلام و دعای خیر ولی عصر همه شیعیان و انسان های حق طلب بلکه به همه انسان ها توفیق داده شود تا از شراب عشق ابی عبدالله سیراب بشوند./270/260/43/