باز خداوند به جبرئیل فرمود: برای محمد صلی الله علیه و آله فرزندی متولد شده است. برو به زمین از قول من به وی سلام برسان و تبریک بگو و بعد هم بگو خداوند می فرماید: علی نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی، فرزند او را به نام فرزند هارون بنام. جبرئیل به نزد پیامبر آمد، فرمان الهی را ابلاغ نمود. حضرت پرسید: نام دوم فرزند هارون چه بوده است؟ جبرئیل گفت: شبیر. حضرت فرمود: در زبان عربی چیست؟ جبرئیل گفت: حسین
به مناسبت میلاد با سعادت آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام، استاد سید باقر میر عباسی رودبارکی از اساتید حوزه علمیه، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان فضایل آن حضرت پرداخت.
وی ضمن تبریک میلاد مسعود حضرت سید الشهداء خامس آل عبا و سایر اعیاد شریفه در این ماه مقدس، به روایتی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اشاره کرد که فرمود: « ....فَإِنَّهُ لَمَكْتُوبٌ عَنْ يَمِينِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِينَةُ نَجَاةٍ وَ إِمَامٌ غَيْرُ وَهْنٍ وَ عِزٌّ وَ فَخْرٌ وَ بَحْرُ عِلْمٍ وَ ذُخْر...».
وی در ادامه به ماجرای ولادت حضرت اشاره کرد و گفت: حضرت در سوم شعبان، سنه چهارم هجرت به دنیا آمد و در دامان پاک صدیقه طاهره سلام الله علیها و امیرالمومنین علیه السلام رشد یافت. درباره نامگذاری امامین حسنین علیهما السلام نوشته اند: «هنگامی که امام حسن علیه السلام به دنیا آمد، خانم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: برایش نامی بگذار. علی علیه السلام فرمود: من نمی توانم قبل از رسول خدا برایش نام بگذارم. در آن هنگام رسول خدا وارد شد ازعلی علیه السلام پرسید: برای این مولود نام تعیین کرده ای؟ علی عرض کرد: من نمیتوانم بر شما سبقت بگیرم. حضرت فرمود: من هم قبل از خدا نمی توانم برایش نام بگذارم، خداوند به جبرئیل وحی کرد که برای محمد صلی الله علیه و آله فرزندی زاده شده است؛ به زمین نازل شو و از قول من به محمد سلام برسان و به وی ولادت مولود را تهنیت بگو و بعد هم بگو که خدا می فرماید: علی نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی پس نام فرزند او را به نام فرزند هارون کن. جبرئیل به زمین هبوط کرد به حضرت رسول تهنیت گفت و بعد هم گفت: خداوند امر کرده تو او را به نام فرزند هارون بنامی. حضرت از جبرئیل پرسید: نام فرزند هارون چه بوده است؟ جبرئیل گفت: شبر. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: زبان من عربی است در این زبان نام شبر چیست؟ جبرئیل گفت: حسن. پس نام او را حسن بگذار.
وی افزود: وقتی که امام حسین علیه السلام هم متولد شد، باز خداوند به جبرئیل فرمود: برای محمد صلی الله علیه و آله فرزندی متولد شده است. برو به زمین از قول من به وی سلام برسان و تبریک بگو و بعد هم بگو خداوند می فرماید: علی نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی، فرزند او را به نام فرزند هارون بنام. جبرئیل به نزد پیامبر آمد، فرمان الهی را ابلاغ نمود. حضرت پرسید: نام دوم فرزند هارون چه بوده است؟ جبرئیل گفت: شبیر. حضرت فرمود: در زبان عربی چیست؟ جبرئیل گفت: حسین».
وی ادامه داد روز هفتم سر مقدس حسین بن علی علیهما السلام را تراشیدند و به وزن آن موها، نقره صدقه دادند. همچنین در این روز گوسفندی را عقیقه کرده به فقرا دادند.
این استاد حوزه علمیه در زمینه مقام و جایگاه منیع حضرت سید الشهدا صلوات الله علیه گفت: بسیاری از علمای اهل سنت به فضایل اهل بیت علیهم السلام و مخصوصا اهل کساء اشاره داشتند؛ از جمله احمد بن حنبل و قندوزی، صاحب کتاب «ینابیع المودة»؛
وی به چند روایت که از کتاب های علمای اهل سنت نیز می باشد، اشاره کرد و گفت: آن قدر مقام امام حسین ارجمند است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «حسین منی و أنا من حسین» و «أحبّ الله من أحبّ حسینا»؛ «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة».
وی افزود: خبر شهادت امام حسین علیه السلام را خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله بیان کرده بودند. اصحاب دیدند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گریه می کنند. علت را جویا شدند. ایشان فرمودند: همین الآن جبرئیل مقداری خاک به من داد و گفت: فرزندم حسین در این خاک به شهادت می رسد. این خاک همان خاک کربلاست.
استاد در ادامه به «حدیث قاروره» اشاره کرد و در توضیح آن گفت: ام سلمه، از طریق رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشاپیش از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام خبر داشت. پیامبر، مقداری از خاک کربلا را به ام سلمه داده بود که در شیشه ای نگهداری می شد. حضرت فرموده بود: هر گاه دیدی که این خاک، به خون تبدیل شد، بدان که فرزندم حسین علیه السلام کشته شده است. روزی ام سلمه در خواب، رسول خدا صلی الله علیه و آله را با چهره ای غمگین و لباسی خاک آلود دید، که حضرت به او فرمود: از کربلا و از دفن شهدا می آیم. ناگهان از خواب برخاست، نگاه به آن شیشه کرد، خاک را خونین یافت، دانست که حسین علیه السلام شهید شده است و صدایش به صیحه و شیون بلند شد و همسایگان آمدند و ماجرا را خبر داد. آن روز را به یاد سپردند که دهم عاشورا بود، بعد از بازگشت اهل بیت به مدینه، روز خواب را با روز شهادت امام، مطابق یافتند. این ماجرا در روایات، به «حدیث قاروره» معروف است.
استاد سید باقر میرعباسی اشکوری در ادامه گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، گفت: در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام صلاح بر قیام نبود و ایشان نیز تابع امام خود بودند. زیرا معاویه نفاق داشت و علنا مرتکب گناه نمی شد و ظاهر را حفظ می کرد و لذا برای مردم حق و باطل معلوم نبود.
وی افزود: از جابر حدیثی را روایت کرده که لوحی وجود دارد که بر اساس آن لوح هر یک از ائمه اطهار علیهم السلام به وظایفشان واقف شده، به آن عمل می کنند. امام صادق علیه السلام قیام نکردند چون شرایط مهیا نبود. امام حسین علیه السلام نیز در مکه قیام نکرد، زیرا هم هتک حرمت حرم بود و ثانیا با قیام در این سرزمین به هدفشان نمی رسیدند.
وی در ادامه افزود: امام حسین علیه السلام قیام کرد زیرا طبق معاهده معاویه با آقا امام مجتبی علیه السلام، نباید یزید جانشین و حاکم مسلمین می شد؛ علاوه بر اینکه یزید نفاق پدر را نداشته، علنا گناه می کرد و مرتکب فسق می شد بلکه کفر او علنی بود و سرانجام هم گفت: «لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل»
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت به والى مدینه فرمود: «إِنَّا أَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلِفُ الْمَلائِکَةِ... وَ یَزیدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ، قاتِلُ النَّفْسِ المُحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ، وَ مِثْلِی لا یُبایِعُ لِمِثْلِهِ»؛ (ما از خاندان نبوّت و معدن رسالت و جایگاه رفیع رفت و آمد فرشتگانیم ... در حالى که یزید مردى است، فاسق، مى گسار، قاتل بى گناهان; او کسى است که آشکارا مرتکب فسق و فجور مى شود. بنابراین، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بیعت نخواهد کرد.)
وی افزود: همچنین امام علیه السلام در پى اصرار «مروان بن حکم» براى بیعت با یزید، با قاطعیّت فرمود: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ، وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللهِ صلى الله علیه وآله یَقُولُ: اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أَبِی سُفْیانَ»؛ (هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزید گرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنیدم که مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است!) در واقع امام علیه السلام با این جمله، عمق فاجعه زمامدارى یزید را بیان مى کند و با استشهاد به کلام رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم تصدّى خلافت توسّط فرزندان ابوسفیان را حرام مى شمارد.
وی بخش پایانی این گفتگو را به بررسی تشکیل حکومت، به عنوان یکی از اهداف انبیا و معصومین علیهم السلام پرداخت و گفت: اصولا هدف انبیا حاکمیت دین و دعوت مردم به مبدا و معاد بود و حکومت هدف نبود بلکه اصل حاکمیت دین و وحی و اسلام ملاک بود.
وی افزود: در نظام کنونی نیز هدف، حاکمیت قرآن و دین است و البته بر اساس یکی از احکام دین است که باید حاکمی وجود داشته باشد. طبابت بدون طبیب نمی شود.
وی خاطرنشان کرد: امام حسین هدفش را بیان کرد:«إنی لم اخرج عشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما بل انما خرجت لصلب الاصلاح فی امة جدّی.....»
این استاد حوزه علمیه گفت: ولایت فقیه هم برخاسته از کلام خود معصومین و به عبارتی دین است. در قانون اساسی نیز آمده است، اصل در جمهوری اسلامی قرآن و سنت است و ولایت فقیه هم ادامه ولایت معصومین است. در اسلام به بحث حاکمیت و انتخاب حاکم تصریح شده است./270/260/21/