استاد موسوی کوشکی:

ویژگی هایی که علت رسیدن حضرت عباس به این مقام شامخ است

عباس شخصیتی است که امام صادق علیه السلام در مورد ایشان فرمود: «همه شهدا از اولین و آخرین به مقام او غبطه می خوردند.» از طرفی در  زیارتنامه حضرت می خوانیم: «و رفع ذکرک فی العالین»، گاه درک مقام حضرت بسیار مشکل می شود، چه اینکه در روایت داریم: «ان امرنا صعب مستصعب لا یتحمله احد الا ملک مقرب او نبی مرسل او مومن امتحنه الله قلبه للایمان».

 

به مناسبت اعیاد شریفه ماه مبارک شعبان، و میلاد پر نور قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، استاد سید ابوالفضل موسوی کوشکی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان فضایل این وجود مطهر پرداخت.

 

وی کلام را اینگونه آغاز کرد که در عظمت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام همین بس که وجود مبارک امام صادق علیه السلام ایشان را مورد غبطه همه شهدا می دانند؛ در خصال صدوق آمده است: «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ ثَابِتِ بْنِ أَبِي صَفِيَّةَ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ يَعْنِي ابْنَ عَلِيٍّ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.» (الخصال، ج‏1، ص: 69)

 

استاد در ادامه به بیان فقراتی از زیارتنامه حضرت پرداخت: «أَشْهَدُ وَ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِيُّونَ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِي جِهَادِ أَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِي نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ فَجَزَاكَ اللَّهُ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ وَ أَكْثَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَى جَزَاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفَى بِبَيْعَتِهِ وَ اسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَ أَطَاعَ وُلَاةَ أَمْرِهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِي النَّصِيحَةِ وَ أَعْطَيْتَ غَايَةَ الْمَجْهُودِ فَبَعَثَكَ اللَّهُ فِي الشُّهَدَاءِ وَ جَعَلَ رُوحَكَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلًا وَ أَفْضَلَهَا غُرَفاً وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِي عِلِّيِّينَ وَ حَشَرَكَ مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ وَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِيِّينَ فَجَمَعَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ فِي مَنَازِلِ الْمُخْبِتِينَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.»

 

وی با توجه به این زیارتنامه گفت: اگر هیچ از حضرت نمی داشتیم، الا این فقرات نیز، برای فضیلت قمر بنی هاشم علیه السلام کفایت می کرد. آنجا که امام صادق علیه السلام خطاب به عموی بزرگوارشان اباالفضل العباس می فرماید:«...و رفع ذکرک فی علیین و حشرک مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین....» ای عباس! تو آنچنان مقامی داری که خدای متعال تو را تا «مقام علیین» بالا برده است. در روایت دیگر داریم: «رفع ذکرک فی العالین»

 

وی در راستای تبیین «مقام علیین» گفت: علیین آن مقام والایی را می گویند که ملائکة الله المقربین و انبیای الهی در آن رتبه و مقام قرار گرفته اند. لذا می بینیم قرآن کریم در سوره مبارکه ص آیه 75 خطاب پروردگار عالم را به ابلیس بیان می دارد: «قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِين» ([خدا] فرمود: اى ابليس! تو را چه چيزى از سجده كردن بر آنچه كه با دستان قدرت خود آفريدم، بازداشت؟ آيا تكبّر كردى يا از بلند مرتبگانی؟)

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: همه ملائک بر حضرت آدم سجده کردند، الا ابلیس که مورد توبیخ خداوند قرار گرفت. از طرفی «عالین» کسانی بودند که از سجده به آدم استثنا شدند. می دانیم که ملائکة الله بر ائمه علیهم السلام سجده کردند و ائمه مسجود ملائکه بودند و منظور از «عالین»، ائمه معصومین علیهم السلام می باشند. لذا در مقامی که مقام ائمه طاهرین علیهم السلام است، نام قمر منیر بنی هاشم نیز ذکر می گردد که حکایت از عظمت وجودی این نور مقدس را دارد.

 

این استاد حوزه علمیه در ادامه بیان فضایل قمر منیر بنی هاشم علیه السلام گفت: عباس شخصیتی است که امام صادق علیه السلام در مورد ایشان فرمود: «همه شهدا از اولین و آخرین به مقام او غبطه می خوردند.» از طرفی در  زیارتنامه حضرت می خوانیم: «و رفع ذکرک فی العالین»، گاه درک مقام حضرت بسیار مشکل می شود، چه اینکه در روایت داریم: «ان امرنا صعب مستصعب لا یتحمله احد الا ملک مقرب او نبی مرسل او مومن امتحنه الله قلبه للایمان». بنابر این روایت حقیقت دین خیلی سخت بپذیرفته می شود.

 

عباس شخصیتی است که در سلامِ نماز به ایشان سلام می دهیم. «السلام علینا و علی عبادالله الصالحین» امام صادق علیه السلام در زیارتنامه حضرت مصداق بارز «عبد صالح خداوند متعال» را عباس معرفی کردند. «السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله».

 

وی افزود: عباس از عظمت و مقامی برخوردار است که امام زمانش، وجود مبارک سید الشهداء اباعبدالله الحسین علیه السلام خطاب به ایشان می فرماید: «ارکب بنفسی انت»؛ این مطلب بسیار سنگین است. امام حسینی که از نور مستقیم خداوند متعال خلق شده است و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در وصف ایشان می فرماید: «ان الله خلق الحسین و خلق من نور الحسین الجنة و حور العین» این سخن را بر زبان می آورند.

 

وی در ادامه بیان مناقب سقای کربلا، گفت: عباس مقامی دارد که در زیارتنامه اش می خوانیم؛ عباس تو کسی هستی که اگر کسی حرمت تو را نگه نداشت، حرمت دین را نگاه نداشت. یعنی شکستن حرمت عباس، مساوی با شکستن حرمت دین می باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: عباس عظمتی دارد که آن عالم می گوید وقتی بحث می کردیم در مقایسه مقام عباس علیه السلام و جناب سلمان، مکاشفه ای شد که در آن امام صادق علیه السلام را مشاهده کردم؛ حضرت فرمودند: «شما عباس را با سلمان مقایسه می کنید؟ عباس مقام و عظمتی دارد که یک نفس او می تواند هزاران سلمان به وجود بیاورد.»

 

استاد سید ابوالفضل موسوی کوشکی در بخش دوم از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به این سوال پرداخت که چرا عباس اینچنین عظمتی دارد؟ چه ویژگی هایی در عباس بود که به این مقام دست یافت؟

 

وی در مقام پاسخ گفت: این شخصیت پر فروغ چهار ویژگی داشت که هر کس این ویژگی ها را در خودش ایجاد کند، خداوند او را بالا می برد.

 

وی افزود: در زیارتنامه ایشان می خوانیم :«اشهد لک فی التسلیم و التصدیق و الوفاء و النصیحة لخلف النبی صلی الله عیله و آله و سلم»

 

وی در تبیین اولین ویژگی حضرت گفت: او تسلیم در مقابل امام زمان خودش بود. اگر به جایی برسیم که در مقابل امام زمانمان تسلیم محض باشیم و از خود حرفی نداشته باشیم، در مقابل نظر امام زمان سلیقه و نظر خود را بیان نکنیم، عباس گونه عمل کرده ایم. عباس کسی بود که یک حرف از خودش در مقابل حرف امام زمان نداشت و تسلیم محض بود و سلیقه و فکر امام زمان خود را بر سلیقه و فکر خود مقدم می داشت.

 

این استاد حوزه علمیه در جهت توضیح دقیق تر و بیان مصداقی دیگر از ستارگانی که به مانند قمر بنی هاشم علیه السلام به گرد خورشید معصومین علیهم السلام می گردیدند، به بیان  ولایت مداری شخصیت عبدالله بن ابی یعفور پرداخت؛ عبدالله بن ابی یعفور با آن عظمت علمی، فرهنگی و شخصیت نافذی که در شهر و دیار خود داشت، در برابر فرمان امام معصوم علیه السلام تسلیم محض بود. در این زمینه کلام مشهوری از وی نقل شده است که نهایت اخلاص و ولایت پذیری اش را نشان می دهد. وی روزی در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بود و از وجود مقدس آن حضرت بهره مند می شد.

 

وی افزود: عبدالله بن ابی یعفور در ضمن سخنانش کلامی را بیان کرد که مورد توجه امام علیه السلام قرار گرفت؛ سخنی که از منتهای اخلاص وی ریشه گرفته بود و از اعماق جانش برمی خواست. او به پیشوای ششم عرضه داشت: «ای مولای من! قسم به خدا! اگر اناری را دو نصف کنی و بفرمایی که نصف آن حلال و نصف دیگرش حرام است، مطمئنا شهادت خواهم داد که آن چه را گفتی حلال، حلال است؛ و آنچه را که فرمودی حرام، حرام است؛ و هیچ گونه چون و چرا نخواهم کرد.» امام صادق(ع) فرمود: «خدا تو را رحمت کند، خدا تو را رحمت کند.»

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بنابر این سخن اولین ویژگی حضرت عباس تسلیم و سلم مقابل امام زمانش بود. خیلی ها به امام حسین علیه السلام پیشنهاد کردند که به یمن بروند... اما قمر بنی هاشم علیه السلام یک کلام اظهار نظر نکرد، چون می داند که امام محور هستی می باشد و حرفی را نمی زند مگر به فرمان خداوند متعال.

 

استاد موسوی کوشکی در تبیین صفت تصدیق حضرت ابالفضل العباس گفت: دومین ویژگی حضرت، از چهار ویژگی ایشان که در زیارتنامه اش ذکر گردید، تصدیق است. تصدیق یعنی یک لحظه از ولی خدا غافل نشود. یعنی یک لحظه هم انسان خود را از دین خدا جدا نکند و شک و ریب در انسان به وجود نیاید. عباس هیچ شبهه و شکی در مورد ولی خدا به ذهنش خطور نکرد لذا امام صادق علیه السلام می فرماید: «كان عمّنا العبّاس نافذ البصيرة، صلب الايمان، جاهد مع أبى عبد اللَّه، و ابلى بلاء حسنا، و مضى شهيدا.» مهم این نکته می باشد. لذا در زیارت ایشان می بینیم: «اشهد أنک مضیت علی بصیرة من أمرک» آن هم بصیرت و تصدیقی که عباس داشت.

 

وی افزود: سومین ویژگی قمر بنی هاشم، وفاداری به امام بوده است. عباس امام زمانش را به امان نامه نفروخت و حاضر نشد امام زمانش را با دنیا و ما فیها عوض کند. اگر به اینجا برسیم که امام فروش نشویم و مانند برادران حضرت یوسف، امام زمانمان را به ثمن بخس نفروشیم، توانسته ایم مانند عباس عمل کنیم. قرآن کریم در آیه 20 از سوره مبارکه یوسف، در مورد برادران یوسف می فرماید: «وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ:» (و او را به بهايى ناچيز، درهمى چند فروختند و نسبت به او بى‏رغبت بودند.)

 

 

استاد موسوی کوشکی بیان داشت: در زیارتنامه قمر منیر بنی هاشم، چهارمین ویژگی عباس: «والنصیحه» بیان شده است. «نصیحة» یعنی ما فوق تکلیف بار را از روی زمین برداشتن. این ویژگی بالاتر از تکلیف است. زیرا گاه می شود که از حضرات تقاضایی داریم؛ اما مهم این است که گاه برویم محضر آن بزرگواران و باری از دوش آنها برداریم. آیا شده است که یک بار به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عرض کنیم که فرمان بدهند تا برایشان کاری را انجام بدهیم. خیلی از مواقع ما سربار امام هستیم، اما ویژگی عباس این بود که تمام همّ و غمّش این بود که باری از روی دوش امام زمانش بتواند بردارد.

 

وی افزود: در این ایام ماه مبارک شعبان خوب است که ما به درگاه آقا امام عصر، بقیة الله الاعظم روحی فداه عرضه بداریم که ما آماده به انجام فرامین ایشان هستیم.

 

وی بعد از تبیین چهار ویژگی حضرت، به این نکته توجه داد: مهم آن است که عباس شناس باشیم و خصال ابالفضل را بشناسیم تا بتوانیم به آن نورانیت دست پیدا کنیم.

 

 

استاد سید ابوالفضل موسوی کوشکی در بخش پایانی گفتگویش با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان نکاتی کاربردی پرداخت تا بوسیله این نکات به بصیرت افزایی خود کمک کنیم.

 

وی به عنوان اولین نکته در این راستا، به معرفت اشاره کرد و گفت: در مورد بصیرت تا انسان معرفت پیدا نکند و نشناسد، نمی تواند به آن مقام بصیرت دست پیدا کند لذا قدم اول آن است که انسان امام شناس بشود؛ اگر این شد، بصیرت در انسان به وجود می آید. اگر من به ارزشمندی چیزی دست یافتم، حاضر نیستم آن را با هیچ چیز دیگر مبادله کنم.

 

وی دومین نکته در راستای بصیرت افزایی را مودت دانست و گفت: اگر انسان به مودت رسید، می تواند در مسیر بصیرت قرار بگیرد. سومین نکته در راستای افزایش بصیرت، مطالعه حالات علما است. یک راه دیگر برای دست یافتن به بصیرت این است که حالات علما، بزرگان و کسانی است که محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مشرف شدند را بخوانیم و با این اعاظم ارتباط برقرار کنیم. بفهمیم که وظیفه ما در این زمانه چیست. گاه می شود وظیفه انسان چیزی حتی بالاتر از افتخار کفشداری صحن مطهر ثامن الائمه علیه السلام می باشد. یاری امام زمان در امروز به چیست؟ آیا شرکت در میادین جنگ وظیفه است یا جواب به شبهات. شناخت وظیفه بسیار مهم است چنانچه امام خمینی رحمت الله علیه در زمان حیات آیت الله بروجردی رحمت الله علیه وظیفه خود را در چیزی می دانستند و پس از ایشان در چیز دیگر.

 

استاد گفتگو را اینگونه به پایان رساند: عمده آن است که بصیرت را خداوند باید عنایت کند. لذا داریم: «اللهم ارنی....» آنها باید لطف کنند. ما تا التماس نکنیم، آنها به ما نمی دهند؛ ارائه از باب إفعال است که طرف مقابل باید آن را لطف کند./270/260/43/

ي, 01/10/1399 - 13:34