مولا امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «أولى الأشياء أن يتعلمها الأحداث الأشياء التي إذا صاروا رجالا احتاجوا إليها.» (سزاوارترین چیزهایی که نوجوانان باید یاد بگیرند، آنهایی است که وقتی مَرد شدند، به آن احتیاج داشته باشند.) این مطلب می تواند پیام خوبی برای نوجوانان داشته باشد که به دنبال مهارت های زندگی و فنونی که در آینده خود به آن احتیاج دارند، بپردازند.
استاد عزیز الله مهریزی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن تبریک به مناسبت اعیاد مبارکه شعبانیه، به بیان برخی از ویژگی های جوان مسلمان پرداخت.
وی گفت: اولین ویژگی جوان مسلمان را می توانیم معرفت و شناخت قرار بدهیم؛ البته معرفت هم خود به چند دسته تقسیم می شود: گاه معرفت افزایی در ضمن فرصت های کاری و علمی میسر می شود.
وی در همین رابطه به روایتی از امام امیرالمومنین علیه السلام اشاره کرد که ابن ابی الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه آن را ذکر کرده است. در جلد بیستم از این کتاب و در صفحه 333 آمده است که مولا امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «أولى الأشياء أن يتعلمها الأحداث الأشياء التي إذا صاروا رجالا احتاجوا إليها.» (سزاوارترین چیزهایی که نوجوانان باید یاد بگیرند، آنهایی است که وقتی مَرد شدند، به آن احتیاج داشته باشند.) این مطلب می تواند پیام خوبی برای نوجوانان داشته باشد که به دنبال مهارت های زندگی و فنونی که در آینده خود به آن احتیاج دارند، بپردازند.
وی خاطرنشان کرد: گاه یک محصل صرفا به دنبال درس خواندن و گرفتنِ مدرک است و این اشتباه است؛ زیرا ممکن است مدرک جواب ندهد. اما مهارت های کسب شده در ایام جوانی اش قطعا برای او کاربرد دارد.
استاد عزیز الله مهریزی بعد از بیان بخش اول از معرفت مورد نیاز جوان، یعنی «معرفت به امور علمی و مهارتی»، به بخش دیگری از نیاز جوان به معرفت، یعنی «معرفت به خودش» اشاره کرد و افزود: ما در روایتی از امیر المومنین علی علیه السلام داریم که فرمود: «من عرف قدر نفسه لم يهنها بالفانيات.» (هر كه بشناسد قدر نفس خود را خوار نگرداند آن را به مطالب فانى شونده.) (شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج5، ص: 335، ح 8628)
وی افزود: یک جوان مسلمان اگر ارزش خود را بشناسد، دل، نفس، وقت و سرمایه جوانی اش را صرف موارد فانی نمی کند. شما از فضاهای حقیقی تا فضاهای مجازی را حساب کنید، یک جوان می تواند به گونه ای برنامه ریزی کند که در این فضاها شأن خود را بیابد. اگر جوانی شأن خود را پیدا کرد، هیچ وقت خود را به شادی های حیوانی سرگرم نمی کند. چه اینکه این شادی ها را فانی می داند، شادی هایی که نه دنیای انسان و نه آخرت انسان را تأمین نمی کند و چیزی جز فقر نفسانی برای انسان باقی نمی گذارد.
استاد عزیز الله مهریزی به سومین مورد از ویژگی های جوان مسلمان پرداخت که «انس با قرآن» است. وی در این رابطه به روایت چهارم از باب «فضل حامل القرآن» از کتاب شریف کافی اشاره کرد: اصل روایت که البته در کتب دیگر هم نقل شده است، به این شرح می باشد: «ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ مِنْهَالٍ الْقَصَّابِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ كَانَ الْقُرْآنُ حَجِيزاً عَنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَقُولُ يَا رَبِّ إِنَّ كُلَّ عَامِلٍ قَدْ أَصَابَ أَجْرَ عَمَلِهِ غَيْرَ عَامِلِي فَبَلِّغْ بِهِ أَكْرَمَ عَطَايَاكَ قَالَ فَيَكْسُوهُ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ حُلَّتَيْنِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ يُوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْكَرَامَةِ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ أَرْضَيْنَاكَ فِيهِ فَيَقُولُ الْقُرْآنُ يَا رَبِّ قَدْ كُنْتُ أَرْغَبُ لَهُ فِيمَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا فَيُعْطَى الْأَمْنَ بِيَمِينِهِ وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِهِ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَيُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ اصْعَدْ دَرَجَةً ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ بَلَّغْنَا بِهِ وَ أَرْضَيْنَاكَ فَيَقُولُ نَعَمْ قَالَ وَ مَنْ قَرَأَهُ كَثِيراً وَ تَعَاهَدَهُ بِمَشَقَّةٍ مِنْ شِدَّةِ حِفْظِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ هَذَا مَرَّتَيْنِ.» (الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 604)
کسی که قرآن بخواند در حالی که جوان و مومن باشد، قرآن با گوشت و خونش مخلوط می شود. معنایش این است که روح انسان با قرآن مأنوس می شود و انس با قرآن آرامش می آورد و نشاط معنوی که برای جوان لازم است، آن احساس چنگ زدن به عروة الوثقی الهی را در جوان تأمین می کند. به همین خاطر این مطلب از سفارش های قرآنی برای جوانان است.
استاد مهریزی در ادامه به چهارمین صفت جوان مسلمان اشاره کرد که «تفقه در دین» است. وی در این رابطه به روایتی اشاره کرد که احمد بن محمد بن خالد برقی (م 274 یا 280 ق) در کتاب «المحاسن» آورده است: «عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَوْ أُتِيتُ بِشَابٍّ مِنْ شَبَابِ الشِّيعَةِ لَا يَتَفَقَّهُ لَأَدَّبْتُهُ قَالَ وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ تَفَقَّهُوا وَ إِلَّا فَأَنْتُمْ أَعْرَابٌ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ لِابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَوْ أُتِيتُ بِشَابٍّ مِنْ شَبَابِ الشِّيعَةِ لَا يَتَفَقَّهُ فِي الدِّينِ لَأَوْجَعْتُه» اگر جوانی از جوانان شیعه را بیابم که در پی کسب آگاهی دینی نیست، او را سرسختانه می زنم. (المحاسن، ج1، ص: 228، ح 161)
وی افزود: این عبارت نشان دهنده وادار کردن جوانی است که به سمت تفقه در دین نمی رود و می دانیم که معارف دین، شامل اعتقادات، اخلاقیات و احکام می باشد از این رو جوان باید به کسب این سری از معارف اقدام نماید.
این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: در هر عرصه ای باید خبره آن عرصه یادگیری کند، چنانچه قرآن اشاره می کند: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ یعنی جوان در اعتقادات باید به سمت متخصص دین برود و در این راستا کتاب های شهید مطهری از رتبه بالایی برخوردار است؛ در باب اخلاقیات به بزرگان اخلاقی رجوع کند و در باب احکام نیز از مجتهدین و مراجع عظام تبعیت کند. این لازمه بالندگی در معارف دینی است که اگر جوانی از این مسائل محروم بماند، از بسیاری از چیزها محروم مانده است.
این استاد حوزه در ادامه به ششمین ویژگی جوان مسلمان، یعنی «برخورداری از عزم و اراده و خود باوری» پرداخت و در همین راستا به روایتی دیگر از امیر المومنین علیه السلام اشاره کرد: حضرت علی علیه السلام می فرماید: «با تصمیم راسخ گرفتن با سستی نبرد کنید» جوان عزم و تصمیم به تغییر و فرا گرفتن مهارتها و علوم را باید داشته باشد.
وی ضمن اشاره به عدم کفایت عزم به تنهایی، به ویژگی دیگر جوان مسلمان اشاره کرد: اگر جوان زحمت نکشد، نه به سعادت اخروی و نه حتی به سعادت دنیوی خواهد رسید. از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم روایت است که فرمود: «تن دادن به سستی و بیکاری چه دور است از دستیابی به خوشبختی»؛
استاد عزیز الله مهریزی به ادامه بیان ویژگی های جوان مسلمان پرداخت و در هشتمین مورد به «علوّ همت و بلند همیتی» اشاره کرد؛ حافظ علیه الرحمه در این باره می گوید: «همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند»
وی خاطرنشان کرد: باید همت را بلند در نظر گرفت؛ یک جوان نباید به کوچک اکتفا کند؛ اگر می تواند کارشناسی را بگیرد، به دیپلم قناعت نکند و اگر کسی می تواند دکترا بگیرد، به کارشناسی قناعت نکند؛ و همینطور در سایر امور، از قبیل: آموزش مهارت ها و کسب معارف اسلامی و ارتقاء ایمان و عرفان و ...
این استاد حوزه علمیه قم در همین مورد به پاره ای از روایات اشاره کرد: «ما رفع امرءا كهمّته و لا وضعه كشهوته (آدمى را چيزى همانند همّت او بالا نبرد و چيزى همانند شهوتش پست نسازد.) «لا مروّة لمن لا همّة» (كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد.) «الشّرف بالهمم العالية لا بالرّمم البالية» ارجمندى به بلند همّتى است نه به استخوانهاى پوسیده. [منظور اجداد و نیاکان است] «أحسن الشّيم شرف الهمم») نيكوترين خصلتها، بلند همّتىها است.) «خير الهمم أعلاها » (بهترين همّتها بلندترين آن است.) «كن بعيد الهمم إذا طلبت كريم الظّفر إذا غلبت»)بلند همّت باش هر گاه چيزى را بجويى و پيروزمند گرامى باش،هرگاه چيره شوى.) «من كبرت همّته كبر اهتمامه» (هر كه همّتش بزرگ شود،كوشش و تلاشش بزرگ گردد.( «من شرفت همّته عظمت قيمته» (هر كه همّتش گرامى گردد،ارزشش بزرگ شود.) «من كبرت همّته عزّ مرامه-» (هر كه همّتش بزرگ شود،رفتارش گرامى گردد.) «ينبغي أن يكون التّفاخر بعليّ الهمم،و الوفاء بالذّمم و المبالغة في الكرم،لا ببوالي الرّمم، و رذائل الشّيم» (شايسته است كه به يكديگر نازيدن در بلند همّتى،و وفا كردن به پيمانها،و فزونى بزرگوارى باشد نه به استخوانهاى پوسيده و خصلتهاى نكوهيده.)«من صغرت همّته بطلت فضيلته-» (هر كه همّتش كوتاه باشد،فزونيش از بين برود.)
استاد عزیز الله مهریزی در نکته ای دقیق گفت: این همت بلند، انسان را وادار به انجام رفتارهایی مانند رفتارهای بزرگان می کند که در نهایت این امر وصول حتمی به مقامات بزرگان را به دنبال خواهد داشت.
این استاد حوزه علمیه در پایان گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به هجوم سهمگین افکار گوناگون از طریق شبکه های اجتماعی به سوی جوانان، وجود مرکزی در این رابطه را در حوزه های علمیه ضروری دانسته و افزود: این کار نیاز به اسباب اجرایی و فرهنگی دارد که بسیاری از طلاب می توانند این کار را انجام دهند البته این امر به مدیریت نیاز است. اگر این شد، ویژگی های ذکر شده در روایات از یک جوان امروزی هم قابل انتظار است چون این ویژگی ها مطابق فطرت است و لذا می تواند مورد پذیرش عمومی باشد./270/260/20/