در بیان دیگری از آن بزرگوار آمده که فرمودند: «هرکه امام زمانش را شناخته باشد گرچه قبل از قیام صاحب الامر از دنیا رود مانند کسی است که در سپاه آن حضرت باشد، بلکه مانند کسی است که زیر پرچم آن حضرت نشسته باشد.» هنگامی که فضیل بن یسار از حضرتش پیرامون این سخن الهی پرسید که فرموده: «یومَ نَدعوا کلَّ اُناس بامامِهم»(اسراء آیهی۷۱) به او فرمودند:«ای فضیل، امام خود را بشناس زیرا هرگاه امامَت را شناختی تقدّم یا تاخّر این امر به تو آسیب و زیانی نرساند» یعنی هر که امام زمانش را بشناسد و به حجت خدا معرفت پیدا کند چه قیام و حکومت جهانیش زود فرارسد و حضرتش را ببیند یا به تاخیر افتد و دیر ظاهر شوند و امامش را نبیند برایش یکسان است و خسران و زیانی ندارد. پس خسران و بدبختی برای کسی است که امام زمانش را نشناسد.
استاد سید محمد مهدی موسوی حجازی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: ابوبصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم. چه وقت گشایش فرا رسد (و غم و اندوه ما با ظهور دولت آل محمد علیهم السلام پایان پذیرد)؟ حضرت فرمودند: مگر تو نیز در زمره دنیاخواهان هستی؟ کسی که این امر را بشناسد (و به امام خود معرفت پیداکند) به خاطر انتظارش (که پیوسته منتظر قیام قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است از بدبختی و اندوه اخروی نجات یابد) و در گشایش باشد.
وی افزود: در بیان دیگری از آن بزرگوار آمده که فرمودند: «هرکه امام زمانش را شناخته باشد گرچه قبل از قیام صاحب الامر از دنیا رود مانند کسی است که در سپاه آن حضرت باشد، بلکه مانند کسی است که زیر پرچم آن حضرت نشسته باشد.» هنگامی که فضیل بن یسار از حضرتش پیرامون این سخن الهی پرسید که فرموده: «یومَ نَدعوا کلَّ اُناس بامامِهم»(اسراء آیهی۷۱) به او فرمودند:«ای فضیل، امام خود را بشناس زیرا هرگاه امامَت را شناختی تقدّم یا تاخّر این امر به تو آسیب و زیانی نرسانَد» یعنی هر که امام زمانش را بشناسد و به حجت خدا معرفت پیدا کند چه قیام و حکومت جهانیش زود فرارسد و حضرتش را ببیند یا به تاخیر افتد و دیر ظاهر شوند و امامش را نبیند برایش یکسان است و خسران و زیانی ندارد. پس خسران و بدبختی برای کسی است که امام زمانش را نشناسد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در خبر دیگری که علامه مجلسی آن را حدیث صحیح دانسته اند و در کتاب «مرآت العقول» آورده اند، حضرت صادق علیه السلام به زراره فرمودند: «امام خویش را بشناس که هرگاه به امام زمانت معرفت داشته باشی چه این امر (یعنی ظهور دولت حق) پیش افتد و فرارسد یا تاخیر یابد برای تو ضرر نخواهد داشت.»
وی اضافه کرد: به حکم عقل و بر اساس قرآن و احادیث فراوان، حیات معنوی و سعادت ابدی انسان، بر شناخت امام که حجت الهی است استوار می باشد. زیرا معارف وحیانی و حقایق آسمانی نزد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است و هرکس با این بزرگواران بیگانه و ناآشنا باشد از معارف ربّانی بی بهره است حتی در توحید و خداشناسی نیز به باطل رفته و گمراه می شود. بنابراین کلید اصلی رستگاری دو جهان در گرو معرفت به امام عصر علیه السلام و کسب نور از علوم آل محمد علیهم السلام است.
استاد موسوی حجازی اظهار داشت: سلیم بن قیس گوید: از حضرت علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: کمترین چیزی که شخص بواسطه آن گمراه می شود این است که حجت و شاهد خدا بر بندگانش را نشناسد. همان حجت الهی که خداوند به اطاعت و فرمانبرداری از وی دستور داده و ولایتش را واجب نموده است.
وی اضافه کرد: در خبر دیگری که حدیث نگار بزرگ شیعه، جناب ثقة الاسلام کلینی نقل نموده چنین آمده است: «لايكونُ العبدُ مؤمناً حتّى يعرفَ اللهَ و رسولَه و الائمة كلّهم و امامَ زمانِه و يرُدّ اليه و يسلمَ له.» در این حدیث از شرایط اساسی ایمان، این سه اصل شمرده شده است: 1) شناخت امام زمان علیه السلام. 2) رجوع نمودن به امام زمان علیه السلام در تمام امور زندگی3) تسلیم بودن در برابر ایشان یعنی بدون این سه اصل، ایمان به خدا و پیامبر و سایر امامان نیز محقق نمی گردد البته بدیهی است که معرفت باید همراه اطاعت و عمل باشد یعنی انسان باید در پی شناخت امام عصر علیه السلام و ولایت و معرفت اهل بیت علیهم السلام در برابر اوامر آنان تسلیم باشد و دستوراتشان را به کار برد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت باقرالعلوم علیه السلام درباره وظیفه مردم نسبت به امامان فرمودند: «مردم سه تکلیف دارند: شناخت ائمه و تسلیم بودن در برابر آنان و رجوع به ایشان در مواردی که اختلاف دارند.» پاداش بزرگ الهی و نیل به ثواب ابدی، درگروی آن است که انسان نخست امام زمانش را بشناسد و سپس در مسیر رضای او گام نهد چون عارف راستین کسی است که از خواسته و فرمان مولایش سرپیچی نکند و آنچه امامش نمی پسندد را مرتکب نشود.
وی اضافه کرد: یکی از اموری که نشان دهنده مقام امامت حضرت ولی عصر علیه السلام است، علم آن جناب به تمام اسرار، همه جریانات، حوادث و نیز خصوصیات فردی مردم است که از علم الهی و دانش آسمانی سرچشمه گرفته است زیرا یکی از نشانههای سفیران حق این است که بدون کسب علم، به اراده و اعطای الهی، اسرار و رازهای نهفته در دو نظام تشریع و تکوین را می دانند. نشانه دیگر، قدرت آسمانی است که به اراده خداوند در آنان نهاده شده و بر اساس آن، پیامبران و امامان علیهم السلام به اذن الهی بر انجام هر کاری قادر هستند، آن علم و این قدرت خدادادی، بینه و نشانه حقّانیت سفیران الهی می باشد و حجتهای راستین را از مدعیان دروغین ممتاز میسازد.
استاد حجازی اظهار داشت: نکتهی مهم این است که هر کسی که از یک امر غیبی خبر داد یا فکر کسی را خواند یا کار خارق العادهای انجام داد، دارای علم و قدرت وهبیِ الهی نیست، بلکه صاحبِ دانش و قدرت خدایی، شخصی است که نص و معرّفیِ آسمانی بر حجیّتش قائم باشد. علامه حلی در کتاب «نهج الحق»، تحت عنوان راه تعیین امام می گوید: «تعیین پیشوا باید به وسیله نص از جانب خداوند یا از سوی پیامبر و یا از طرف امامی باشد که امامتش از راه نص ثابت شده باشد».
وی خاطرنشان کرد: در احادیث هم بر همین طریق برای شناخت حجت خدا تکیه شده و «نص» بر رهبران آسمانی به عنوان شاخص اصلی معرفی گردیده است که آنان باید از جانب خدا یا از سوی حجت الهی (که حجیتش از طریق نص ثابت شده است) منصوب شده باشند زیرا پیامبران و جانشینان آنان باید دارای مقام عصمت باشند و مقام عصمت از امور باطنی است که جز خدای متعال کسی از وجود این گوهر معنوی خبر ندارد لذا همان خالقی که معصوم را آفریده و نور عصمت را در وی قرار داده باید او را منصوب نماید و غیر از خداوند هیچ فرد یا گروهی نیست که امام را انتخاب کند. این نص در مورد اوصیای رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم یعنی دوازده امام قطعی بوده و در مدارک اسلامی چه منابع شیعه یا غیر شیعه به طور فراوان ثبت گردیده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: به هرحال دلیل لزوم نص دو امر است: عصمت که از امور باطنی است و هرکسی راه به شناختش ندارد و دوم سیره خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که امتشان را در سرگردانی رها نمی کردند و تکلیف آنان را معین می فرمودند. نصوص و اخبار فراوانی از خداوند سبحان و پیامبر آخرالزمان و امیرالمومنین و فاطمه زهرا تا امام یازدهم علیهم السلام درباره امام عصر علیهم السلام نقل شده است که تمام مشخصات و ویژگیهایی که برای شناخت آن حضرت لازم است در آن نصوص بیان شده است.
وی تاکید کرد: فهرست برخی از آن احادیث چنین است: سیصد و یازده حدیث درباره جانشینان رسول الله صلی الله علیه و آله است که تعداد آنان دوازده نفر می باشند به تعداد نقیبان بنی اسرائیل، صد و سی و سه حدیث دال بر این است که نخستین امام حضرت علی علیه السلام است مثل احادیثی که در مورد اقتدای حضرت عیسی علیه السلام به ایشان و نیز در باب وقایع هنگام ولادت حضرت و نام مبارک مادرشان و همچنین در خصوص سفرای آن بزرگوار در زمان غیبت کوتاهشان و معجزاتی که از آن حضرت در آن دوران ثبت و ضبط شده است و اینها تنها نمونههایی اندکی از روایات و نصوص فوق حد تواتر درباره حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف است.
استاد موسوی حجازی در انتهای سخنانش اظهار داشت: هزار و چهل و شش حدیث که به ظهور حضرت مهدی علیه السلام بشارت داده اند و ایشان را در زمره اهل بیت علیهم السلام قلمداد کرده اند. چهل و هشت حدیث که فرموده اند؛ نام و کنیه حضرت مهدی علیه السلام نام و کنیه پیامبر می باشد و ایشان شبیهترین مردم به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هستند. چهارصد و شش روایت گویای آن است که حضرت مهدی علیه السلام از فرزندان امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهما می باشند. صد و چهل و هفت سند دلالت دارد که نام پدر حضرت مهدی، حسن علیهماالسلام می باشد و بیست و چهار حدیث می گوید که ایشان ظهور نخواهند کرد مگر بعد از آن که مردم به شدت امتحان شوند و بلاهای بزرگی رخ دهد. «اللّهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه و اجعلنا من أعوانه و أنصاره و ارزقنا دعائه و رأفته و محبّته»./260/20/