استاد علوی بروجردی:

اگر موانع تابش آفتاب ظهور را از سر راه برداریم، آفتاب ظهور می ­تابد

آیت الله علوی بروجردی گفت: اصل فرج، گشایش مطلق برای همه است؛ فرجی که ما انتظار داریم، فقط فرج امام زمان(عج) نیست، بلکه برای خود ما و همه مردم هم فرج و گشایش خواهد بود.

به گزارش شفقنا، متن سخنان استاد برجسته حوزه علمیه قم به شرح زیر است:

از حضرت صاحب‌الامر ـ‌صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه و عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ این روایت نقل شده است که وأکثروا الدعاء بتعجیل الفرج؛ فان فی ذلک فرجکم. در تعجیل فرج زیاد دعا کنید که تعجیل فرج، گشایش کار خود شما است. درباره مشارٌالیه «ذلک»، دو احتمال وجود دارد: یکی اینکه منظور همان فرج است؛ یعنی برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید؛ زیرا در فرج آن حضرت، فرج شماست. این امر روشنی است و نیاز به ذکر ندارد که فرج ما، در ظهور و فرج آن حضرت است.

احتمال دیگر این است که منظور، همان دعاست؛ یعنی برای فرج، بسیار دعا کنید که فرج و گشایش شما در این دعاهاست. البته اصل فرج، گشایش مطلق برای همه است؛ فرجی که ما انتظار داریم، فقط فرج امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ نیست، بلکه برای خود ما و همه مردم هم فرج و گشایش خواهد بود؛ اما آنچه در این حدیث بدان عنایت شده و مشارٌالیه «ذلک»‌است، دعا برای فرج آن حضرت است.

در دوران غیبت، دست ما از اولیای بزرگ دین کوتاه است؛ یعنی ما نتوانستیم خدمت رسول اکرم صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه برسیم یا ائمه طاهرین را درک کنیم؛ بلکه در دوران غیبت واقع شدیم. در این دوران، مشکلات و گرفتاری­های زیادی است که در روایات هم با عبارت سیأتی زمان علی امتی…به آن اشاره شده است. در این روایات، ویژگی‌ها و رویدادهای آخرالزمان به طور مفصل بیان شده است که بیشتر به دوران غیبت تطبیق داده شده است. در چنین شرایطی است که گفته شده است، برای اینکه انسان استقامت داشته باشد و بتواند خودش را حفظ کند، باید برای تعجیل در فرج بسیار دعا کند. «تعجیل»، به معنای  عجله کردن و جلو انداختن است؛ یعنی اگر زمان مقرری تعیین شده باشد، این زمان جلو بیافتد.

ویژگی های دعا

دعا امری است که با قصد و اراده از انسان صادر می­شود؛ یعنی وقتی انسان خواسته‌ای دارد و می­خواهد دعا کند، هیچ­گاه دربارۀ امر هزل و بیهوده‌ای دعا نمی‌کند. در واقع، هنگام دعا نه‌تنها قصد داریم، بلکه تمرکز خاصی در تمام وجود ما پیدا می‌شود. دعا به معنای واقعی این است که وقتی ما قدرت انجام کاری را در خود نمی­بینیم، به نیروی بزرگ‌تری روی می‌آوریم و خودمان را تخلیه می­کنیم؛ به این معنا که تمام همتمان را در این قرار می­دهیم که درخواست خود را نزد آن قدرت بزرگ‌تر مطرح کنیم و از او بخواهیم که آن کار را انجام دهد. بنابراین، دعا کاری است که نه‌تنها از روی قصد و اراده است، بلکه با تمام خلوص و با همۀ وجود همراه است. دعا باید چنین باشد؛ نه اینکه صرفاً لق­لقه زبان باشد.

دعا مقدمه اولیه برای آمادگی ما برای آن چیزی است که حضرت می­خواهد برای آن ظهور کند؛ یعنی وقتی ما با تمام وجود دعا می­کنیم که خدایا در فرج امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ تعجیل کن، به این نتیجه رسیده‌ایم، این گشایش و فرج جز بر اثر فرج و ظهور آن حضرت حاصل نخواهد شد و کسی جز خدا بر این کار قدرت ندارد.

امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ می­فرماید: زیاد دعا کنید و از خدا بخواهید که در ظهور من تعجیل شود؛ خود این دعا سازنده دلهای شماست. این دعاها و فریاد یا صاحب‌الزمان و… سازنده‌اند.

دعا زمینه‌ای برای آمادگی

در حکایت سید حمیری آمده است که وقتی ایشان به حضرت گله کردند که چرا نمی آیید، آن حضرت فرمودند: من تابع امر خدا هستم؛ اختیار من دست خودم نیست. ازاین‌رو در این حدیث شریف فرموده‌اند: بسیار دعا کنید و از خدا تعجیل در فرج را بخواهید. این دعا و تضرع ما برای تعجیل در فرج، دست‌کم نوعی اعلام آمادگی ما برای این امر است؛ یعنی خضوع در برابر خدا و ولیّ خدایی که ما منتظر فرجش هستیم. خضوع در برابر او بدین معناست که اگر بیایی، ما با تمام وجود در خدمت تو هستیم. این دعا ـ‌چنان‌که گفتیم‌ـ باید با خلوص و از روی قصد و اراده باشد. برای دعا کردن، واقعاً باید تمام همت خود را بسیج کنیم برای اینکه این کار انجام بشود.

حال ممکن است این دعا همین الآن مستجاب شود؛ آیا آمادگی آن را داریم؟ امام امر به دعای بسیار برای ظهور فرموده‌اند؛ ما هم دعا می‌کنیم که خدا ظهور و فرج آن حضرت را جلو بیاندازد؛ حال اگر خدا دعای ما را مستجاب کرد و ظهور را جلو انداخت، آیا ما مرد میدان هستیم؟ در روایتی از حضرت صادق علیه‌السلام آمده است: من آمن بنا وصدّق حدیثنا وانتظر امرنا کان کمن قتل تحت رایه القائم. امام صادق علیه السلام میفرماید :آن که به ما ایمان آورَد و سخن ما را تصدیق کند و منتظر امر [فرج] ما باشد ، همچون کسى است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد . انتظارِ ظهور، امر بزرگی است. آیا واقعاً برای ظهور منجی، حضرت حجت‌بن‌الحسن ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ گذشته از اجتماع، در دل خودمان آمادگی نمی‌خواهد؟ آیا ما این انتظار و آمادگی را داریم؟ شبیه این روایت درباره اهمیت انتظار، زیاد هست؛ مانند: أفضل أعمال أمتی(شیعتنا) انتظار الفرج. در کتاب غیبت شیخ صدوق روایات متعددی در این زمینه آمده است.

انتظار و خودسازی

به‌جای صحبت کردن دربارۀ انتظار، و اینکه اگر واقعاً حضرت حجت ـ‌صلواتاللهوسلامهعلیه­ـ تشریف بیاورند، مردم چه می­کنند، دل خودمان را ارزیابی کنیم؛ ببینیم حضرت حجت در قلب ما چه جایگاهی دارد؟ آیا مقام حجت ـ‌صلواتاللهوسلامهعلیه‌ـ بر همه اعمال و افعال ما سیطره دارد؟ یعنی اگر امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ الآن تشریف بیاورند و ما هم توفیق پیدا کنیم که جزو آن ۳۱۳ نفر یاران خاص ایشان باشیم و ایشان برخلاف میل ما امر کند، چه می‌کنیم؟ همان گونه که می‌دانید، حضرت در زمان ظهور مأمور به واقع‌اند و دیگر مأمور به ظاهر نیستند؛ در نتیجه، در روایات آمده است که بسیاری از زمین‌ها و خانه‌هایی که در اختیار افراد است، حتی لباسی که بر تن افراد است، کشف می‌شود که مال یتیم یا صغیر و یا غیر بوده است و آنها را به صاحبانش باز می‌گرداند و اوضاع و احوال به‌شدت به‌هم می‌ریزد. حال در چنان شرایطی اگر ما یکی از آن افراد بودیم و حضرت امر می­کردند که از اموال خود بگذریم، چه می‌کردیم؟ آیا کاملاً اطاعت می­کردیم؟ وجودمان در برابر حضرت حجت ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ خاضع می‌بود؟ دراین صورت است که مشخص می شود آیا صلاحیت داریم که جزو یاران حضرت باشیم یا نه. الآن باید به دل خود نگاه کنیم و ببینیم آیا خواست و رضای حضرت حجت ـ‌صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه‌­ـ مقدم است یا خواست و رضای خودمان؟ ما ‌فی‌الجمله‌ می­توانیم خواست و رضای حضرت حجت را در امور تشخیص بدهیم. غیر از موارد شبهه، در حد شناخت خودمان تشخیص می­دهیم که حضرت حجت ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ مسلماً راضی به این کار نیست؛ اما وقتی به نفس خود مراجعه می‌کنیم، می­بینیم که راضی و شایق به آن کار هستیم. آیا رضای حضرت حجت مقدم است یا علایقی که در نفس ماست؟ این آیینه­ای است که نشان می­دهد ما در انتظارمان و در دعا برای ظهور حضرت حجت ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ چقدر جدی هستیم؟

ما بسیاری از اوقات، در دعاهایمان و در توسلاتمان رفتار واقعی نداریم. کسی که خواسته‌ای دارد، ولی توان دستیابی به آن را ندارد، نزد بزرگی می رود که آن توان را دارد و خواسته‌اش را از می‌خواهد. ما هنگام دعا، در برابر قادر مطلق قرار می­گیریم؛ قادر مطلق ـچنان‌که در فلسفه و کلام اثبات می‌شودـ یعنی قدرتی که هیچ حد و انتهایی ندارد؛ قدرت مطلق و بی­نهایت است. ما خواسته خود را در برابر چنین قدرتی عرضه می‌کنیم و از او درخواست می‌کنیم که ای قادر مطلق! ظهور ولیّ خودت را نزدیک فرما و در این امر تسریع کن. این دعا کردن، کار مشکلی نیست و امر شده است که بسیار دعا کنیم؛ اما این دعا باید واقعی باشد، اگر واقعاً از خدا چنین درخواستی داریم، باید اثر آن را در وجود خودمان ببینیم و آن اینکه ارزش و جایگاه حضرت حجت ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ در قلب ما چقدر است. روزها و هفته ­ها و ماه‌ها می­گذرد، ولی کوچک‌ترین توجهی به امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ نداریم؛ حتی یک بار هم نمی‌شود که زیارت امام زمان را بخوانم؛ دو رکعت نماز امام زمان بخوانیم؛ یا توجه خاصی به آن حضرت داشته باشیم. به قول شاعر:

              عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را                       دزد دانا می­کُـشد اول چراغ خانه را

              آنچه ما کردیم با خود، هیچ نابینا نکرد                     در میان خانه گم کردیم صاحب‌خانه را

ما بر سر سفره­ای نشسته‌ایم که صاحب سفره را نمی­شناسیم؛ در خانه­ای زندگی می­کنیم که به صاحب­خانه کاملاً بی­توجهیم. فریاد زدن و داد زدن خوب است؛ اما زمانی که از عمق دل سرچشمه بگیرد؛ از دل تراوش کرده باشد. باید همراه با عشق و محبت باشد؛ اگر اینها نباشد، ناله و فریاد چه ارزشی و چه ثمری دارد؟ ما صاحب‌کاری داریم که حقوق‌بگیر او هستیم؟ آیا حقوق‌بگیر دست دهنده را نمی­شناسد؟ دست دهنده را باید شناخت.

روحانیت و انتظار فرج

ما (طلبه‌ها) سر سفره ای قرار گرفته‌ایم که در قبال آن وظایفی هم بر عهده ما محول شده است. حال، آیا ما این وظایف را به‌خوبی انجام می­دهیم؟ آیا اصلاً در کارمان خلوصی داریم؟ وقتی که درس می‌خوانیم، منبر می­رویم، مسئله می‌گوییم، یا وقتی که جوانی سؤالی از ما می‌پرسد و یا در برخوردهایی که با دیگران داریم، آیا در همۀ اینها رضای امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ را در نظر می‌گیریم؟ آیا مصلحت‌ها، موقعیت‌ها و حساب‌های شخصی خود را کنار می‌گذاریم وآن گونه که امام زمان ـصلوات‌الله‌وسلامه‌علیه‌ـ‌ می‌خواهد هستیم؟ هر یک از ما تعلقات و وابستگی‌هایی مثل حفظ مال و مقام داریم که شیطان هم دقیقاً روی آنها دست می­گذارد. حال، آیا این­ تعلقات مانع ما نمی­شود؟ آیا دلمان را برای امام زمان صاف و خالص کرده‌ایم؟ آیا این صلاحیت را داریم که از آقا بخواهیم تشریف بیاورند؟ کسی که دعوت می­کند، آماد­گی ای دارد؛ انسان عاقل، وقتی که هیچ آذوقه‌ای ندارد و آمادگی پذیرایی هم ندارد، مهمان دعوت نمیکند. ما پیوسته از امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ می‌خواهیم که بیاید؛ حال آیا این آمادگی را داریم. در رادیو و تلویزیون، در مساجد و اجتماعاتمان، همه جا پر است از درخواست ظهور. البته اینها بسیار خوب است و بدی ندارد؛ اما اینها چقدر واقعی‌اند؟

رفع موانع ظهور

وقتی ما خودمان را پشت دیوار پنهان کنیم، نور آفتاب به ما نمی­تابد. این دیوار، مانعی برای تابش نور آفتاب است. باید این مانع را برداریم تا نور خورشید به ما بتابد. من در دل خودم، مانعی در برابر تابش آفتاب و ادراک خورشید وجود حضرت حجت ـ‌صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه‌ـ دارم، همین الآن نمی­توانم تحقق عدالت ایشان را درک و تحمل کنم؛ فردا می­خواهم چه کنم؟

هر وقت ارادۀ خداوند بر ظهور حضرت حجت ـصلوات‌الله‌وسلامه‌علیه‌ـ تعلق بگیرد، ظهور اتفاق می‌افتد؛ اما ارادۀ خداوند، مثل احکام شرعیه، از مصالح و مفاسد نفس‌الأمریه سرچشمه می­گیرد؛ به قول خواجه: «وجوده لطف وتصرفه لطف آخر وعدمه منا»؛ این غیبت، از ماست؛ یعنی اگر ما این همدلی را داشتیم، نیازی به غیبت نبود. چرا غیبت پیدا شد و چرا ادامه پیدا می­کند؟ به دلیل عدم همدلی، و غباری که در دل ماست و سایه‌ای که در دل افتاده و مانع تابش آن انوار است؛ «عدمه منا». با این حال، گاهی ما با این غبار و تیرگی، چهل شب چهارشنبه مسجد سهله می‌رویم یا چهل شب جمعه مسجد کوفه می‌رویم، تا صبح نمی‌خوابیم و ریاضت می‌کشیم؛ صورتی هم به ما نشان می دهند. وقتی غبار در این دل هست، آن حضرت را می­بینیم و نمی­شناسیم؛ بعد که تمام شد، می­فهمیم آقا بوده است؛ یا شاید ده تا چله هم برویم و اصلاً نبینیم. اما خود آقا می­فرمایند که نمی­خواهد برای دیدن ما خیلی زحمت بکشید. شما خودتان را صاف بکنید، ما خودمان سراغ شما می­آ­ییم. شما موانع تابش آفتاب را از سر راه بردارید، آفتاب خودش می­تابد. اگر دل را صاف کنید و موانع را برداریم، وجود امام را کاملاً ادراک می­کنیم. به خودمان بیاییم و مقداری از این غبارها آلودگی­ها را کم کنیم.

همسویی روحانیت با امام زمان

شما (روحانیون) زندگی هدفمندی دارید. زندگی شما در لباس روحانیت، یک زندگی هدفمند است که پیامی به دنبال خود دارد. ما در این حوزه قرار گرفته‌ایم و در این راه تلاش می­کنیم. ما در هدفمان، با امام زمان ‌­ـ‌صلوات الله‌وسلامه‌علیه‌­ـ همسویی داریم. اگر یک فرد عامی با حضرت حجت بیگانه باشد، ما نمی­توانیم بیگانه بمانیم؛ اگر او منتظر نباشد و با امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ کاری نداشته باشد، ما نمی­توانیم کار نداشته باشیم. زندگی ما با امام زمان و هدف ایشان گره خورده است؛ رسالتی برای خودمان قایلیم و به آن ارزش می‌دهیم، باید قدری با امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ همسویی پیدا کنیم.

ما می­توانیم از وجود اقدس امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ استفاده کنیم؛ پس فرصت را از دست ندهیم. هدف، فقط دیدن ایشان نیست؛ متأسفانه باب شده است که ما یک بار در عمرمان آقا را ببینیم و بمیریم! حال ما خیلی مقدس بشویم و یک بار امام زمان را ببینیم؛ عبدالله­ بن­ عمر، امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب ـ‌علیه‌السلام‌ـ را صدها بار دید و مُرد؛ چه امتیازی برای او بود؟ در حالی که اویس قرنی پیامبر ـ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ـ را ندید و مُرد؛ اما پیامبر می­گفت: بوی بهشت را از طرف یمن می­شنوم. ببینیم در دلمان چه می­گذرد؛ دلمان را خالص کنیم و آن را از غبارها و زنگارها بزُداییم؛ وجودمان را با وجود مقدس حضرت حجت ـ‌صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه‌ـ یکدل کنیم.

اگر توان ما برای این صرف شود که فاصله­ ها را برداریم، کدورت­ها و غبارها را مقداری کم کنیم، اندکی صفای دل را بیشتر کنیم، در زندگی­مان جایگاهی هم برای امام زمان قایل شویم، و هدف زندگی‌مان را بیشتر با اهداف امام زمان ـ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف‌ـ و رضای ایشان تطبیق بدهیم، خواهیم دید که چه خواهد شد و چه چیزهایی به دست خواهیم آورد./260/12/

پ, 01/21/1399 - 15:17