استاد محامد:

بررسی صفات برجسته حضرت خدیجه

بانوی گرانقدر اسلام، ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها از دوران جوانی، زنی با فضیلت و از جمله ثروتمندان قریش بوده است. وی زنی پاکدامن بوده است که تباهی ها و رنگ های جاهلی نتوانست دامن حضرتش را فرا گیرد.

 

 

استاد علی محامد در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به رحلت خانم حضرت خدیجه کبری ام المومنین سلام الله علیها، در دهم رمضان المبارک، به بیان فضایل ایشان پرداخت.

 

وی کلام خود را با روایتی نبوی آغاز کرد که می فرماید: «من الرجال کثیر و لم یکن من النساء الا اربعه، آسیه بنت مزاحم، و مریم بنت عمران و خدیجة بنت خویلد و فاطمه بنت محمد علیهم السلام».

 

این استاد حوزه های علمیه بیان داشت: نام کامل این بانوی گرانقدر، خدیجه بنت خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب به فهر بن مالک بن نضر بن کنانه و نام مادرش: فاطمه بنت زایده بن الأصم بن الهرم بن رواحه بن حجر بن عبد بن معیص بن عامر بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک می باشد.

 

استاد علی محامد افزود: خدیجه کبری سلام الله علیها از زنان با فضیلت اسلام است؛ ایشان در سال ۶۸ قبل از هجرت و به عبارت دیگر 15 سال قبل از عام الفیل و در مکه به دنیا آمده بودند.

 

وی خاطرنشان کرد: لازم به ذکر است که چون اعراب جاهلی تاریخ مدوّنی نداشتند، سال حمله اصحاب فیل به عنوان مبدأ تاریخ آنها لحاظ می گردید.

 

این استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: بانوی گرانقدر اسلام، ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها از دوران جوانی، زنی با فضیلت و از جمله ثروتمندان قریش بوده است. وی زنی پاکدامن بوده است که تباهی ها و رنگ های جاهلی نتوانست دامن حضرتش را فرا گیرد.

 

استاد محامد در ادامه به نکته ای زیبا اشاره کرد و آن اینکه بانوی بزرگ اسلام، خدیجه سلام الله علیها در میان قبیله خود جایگاه والایی پیدا کرده بود، آن چنان که به «طاهره» معروف گردیدند. در کتاب «کشف الغمة» آمده است: «كانت خديجة [سلام الله علیها] امرأة حازمة لبيبة شريفة ومن أوسط قريش نسباً، وأعظمهم شرفاً و أكثرهم مالاً»؛ خدیجه زنی بود دور اندیش، با احتیاط، در میان قوم و قبیله خویش عاقله بود و علاوه بر اینکه خداوند به او شرافتی عنایت کرده بود؛ زنی بسیار با شخصیت بوده است که در میان قریش از حیث نسب و شرافت و از نظر مال و ثروت برتری داشت.

 

وی تاکید کرد: این موارد، از اموری است که شیعه و سنی  بر آن اتفاق دارند.

 

ویژگی های حضرت خدیجه سلام الله علیها

استاد علی محامد، از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دوم از این گفتگوی صمیمانه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بخشی از ویژگی های خانم ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها را بر شمرد:

1)احترام به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم:

این استاد حوزه علمیه قم اولین ویژگی خانم حضرت خدیجه سلام الله علیها را «احترام ایشان به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم» دانست و در مقام توضیح این ویژگی بیان داشت: گر چه در حجاز موقعیت خدیجه سلام الله علیها بسیار بالا بود اما در برخورد با پیامبر احترامی فوق آنچه تصور می شود، لحاظ می کرد؛

 

وی به عنوان شاهد این گفتار بیان داشت: وقتی مراسم عقد با پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم پایان یافت، حضرت خواستند تا به منزل عموی خویش ابوطالب بازگردند. خدیجه به حضرت چنین خطاب کردند: بیا به خانه خودت که خانه من خانه تو است و من کنیز توام. «فَلَمَّا قَامَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله و سلم لِيَذْهَبَ مَعَ أَبِي طَالِبٍ قَالَتْ خَدِيجَةُ إِلَى بَيْتِكَ فَبَيْتِي بَيْتُكَ وَ أَنَا جَارِيَتُك‏» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏16، ص: 4)

استاد محامد تاکید کرد: ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها آن قدر برای پیامبر احترام قائل بود که همه مورخین اسلامی ذکر کردند وقتی می خواست با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج کند، چقدر جالب با پیغمبر صحبت کرد؛ «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ؛ ای پسر عمو! به خاطر خویشاوندیت با من و شرف و امانتداریت در میان قوم خود و به جهت اخلاق نیک و راستگویی تو، به تو تمایل پیدا کردم.» (سیره نبوی، ابن هشام، ج1، ص201؛ تاریخ طبری، ج1، ص521)

 

2)محبت به شوهر:

وی در ادامه به دومین ویژگی حضرت سلام الله علیها یعنی «محبت به شوهر» اشاره کرد و گفت: روشن است که اگر زن به شوهر محبت کند، شوهرش هم به زندگی علاقمند می شود و در همه کارها موفق خواهد شد اما اگر شوهر بداند که محبوب زنش نیست، احساس قربت و تنهایی می کند و همیشه ناراحت و مضطرب می باشد؛ متقابلا اگر زنان هم بفهمند که مورد محبت شوهرشان نیستند احساس غربت می کنند.

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت خدیجه سلام الله علیها نماد عشق و علاقه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می باشند؛ چنان که لبخندها و مهربانی ها و محبت های ایشان بود که در دوران نبوت، غبار از چهره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می زدود. او بود که خاک و خاکستر را از چهره مبارک حضرت صلی الله علیه و آله و سلم پاک می کرد و به او قوت قلب می داد.

 

این استاد حوزه های علمیه در ادامه به واقعه زیبایی اشاره کرد که بیان می گردد: در سال ششم یا پنجم بعثت آیه 94 و 95 سوره حجر در مورد آشکار نمودن اسلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل گردید: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِين - إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِين» (پس آنچه را به آن مأمورى اظهار كن و از مشركان روى بگردان كه ما [شرّ] استهزا كنندگان را از تو بازداشته‏ايم.

 

وی افزود: با نازل شدن این آیات، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در موسم حج بر بالای کوه صفا آمد. با ندای بلند سه بار فرمود: «یا ایها الناس انی رسول الله رب العالمین»؛ (ای مردم! من رسول خداوند پروردگار جهانیان هستم.) مردم به سوی آن حضرت چشم دوختند سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر بالای کوه مروه آمد و دستش را بر گوشش نهاد و سه بار با صدای بلند فرمود: «یا ایها الناس انی رسول الله»؛ (ای مردم! من رسول خدا هستم.)

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در این هنگام بت پرستان با چهره خشم آلود، به او چشم دوختند، ابوجهل آن چنان سنگ به سوی آن حضرت انداخت که بین دو چشمانش شکافته شد، سایر مشرکان نیز به دنبال ابوجهل، آن حضرت را سنگباران نمودند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به سرعت به طرف کوه شتافت و بر فراز آن رفت و در آنجا به سنگی تکیه کرد، مشرکان همچنان در جستجوی آن حضرت، به هر سو می‌دویدند. در این هنگام مردی نزد حضرت علی علیه السلام که در آن هنگام حدود سیزده سال داشت آمد و گفت: «محمد صلی الله علیه و آله کشته شد.»

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت علی علیه السلام سراسیمه به سوی خانه خدیجه سلام الله علیها دوید و در را کوبید، خدیجه سلام الله علیها پشت در آمد و فرمود: کیست؟

علی علیه السلام فرمود: من هستم.

خدیجه سلام الله علیها فرمود: محمد صلی الله علیه و آله کجاست؟

علی علیه السلام: خبر ندارم، ولی اطلاع یافتم که مشرکان او را سنگباران کردند. اینک نمی دانم که او زنده است یا کشته شده است؟ مقداری آب و غذای «حیس» (که یک نوع حلوا بود و از خرما و روغن و آرد درست می شد) به من بده و با من بیا تا به جستجوی او بپردازیم که اکنون او تشنه و گرسنه است.

 

خدیجه سلام الله علیها با برداشتن غذا و آب، از خانه بیرون آمد و همراه علی علیه السلام به طرف کوه حرکت نمود تا به کوه رسیدند، حضرت علی علیه السلام به خدیجه سلام الله علیها فرمود: تو به طرف دره کوه برو، و من به بالای کوه می روم.

 

علی علیه السلام فریاد می زد: «ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم! جانم به فدایت کجا هستی؟ و در کدام گوشه افتاده ای؟»

 

حضرت خدیجه سلام الله علیها با آهی جانکاه گفت: «من احس لی النبی المصطفی؟ من احس لی الربیع المرتضی؟ من احس لی المطرود فی الله؟ من احس لی اباالقاسم؛» (چه کسی از پیامبر برگزیده برای من خبر می آورد؟ چه کسی از بهار پسندیده به من اطلاع می دهد؟ چه کسی از آن شخص که در راه خدا رانده شده مرا آگاه می کند؟ چه کسی از ابوالقاسم مرا با خبر می نماید؟!)

 

در این هنگام جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد وقتی که پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید، اشک در چشمانش سرازیر شد و فرمود: «می بینی که قوم من با من چه کردند؟ مرا تکذیب کردند و از جامعه راندند، به من حمله نمودند.»

 

جبرئیل عرض کرد: «ای محمد! دستت را به من بده.» آنگاه جبرئیل دست آن حضرت را گرفت و او را بر بالای کوه نشاند و فرش مخملی بهشتی از زیر پرش بیرون آورد و آن را بر زمین کوه گسترانید و پیامبر صلی الله علیه و آله را روی آن نشانید و آنگاه فرشتگان مقرب هر کدام پس از دیگری به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و از او اجازه خواستند تا مشرکان را نابود و هلاک کنند ولی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من به عنوان عذاب رسان مبعوث نشده ام بلکه به عنوان رحمت برای جهانیان برانگیخته شده ام:

«دعونی و قومی فانه لا یعلمون»؛ (من و قومم را به خود واگذارید، آنها ناآگاه هستند.)

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در این هنگام جبرئیل به حضرت خدیجه سلام الله علیها نگاه کرد که در وادی کوه در جستجوی گمشده خود بود، به رسول خدا عرض کرد: «آیا به خدیجه سلام الله علیها نمی نگری که فرشتگان آسمان از گریه او گریستند، او را به سوی خود بخوان و سلام مرا به او برسان، و به او بگو خداوند به تو سلام می رساند و او را مژده بده که در بهشت دارای خانه ای که از یک قطعه بلورین ساخته شده و آراسته به طلا است، می باشد، که در آن هیچگونه رنج و نگرانی نیست.

 

وی افزود: آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چشمش به خدیجه سلام الله علیها افتاد و او را فراخواند در حالی که از صورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قطره های خون (بر اثر شکاف بین دو چشمش که از ناحیه سنگ زدن ابوجهل پیدا شده بود) به سوی زمین سرازیر بود و او آن خون ها را پاک می کرد. خدیجه سلام الله علیها وقتی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک شد و چهره خونین او را دید، با آهی جانکاه گفت: «پدر و مادرم به فدایت بگذار قطرات خون چهره ات بر زمین بریزد.» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «می ترسم پروردگار زمین بر اهل زمین غضب کند.»

 

استاد محامد بیان داشت: آن روز به شب رسید، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از تاریکی شب استفاده کرده و همراه علی علیه السلام و خدیجه سلام الله علیها به خانه بازگشتند. خدیجه سلام الله علیها آن حضرت را در حجره ای که دیوارهایش با سنگ ساخته شده بود، جای داد، و سقف آن را با تخته سنگهایی پوشانید و در روبروی آن حضرت ایستاد و او را به وسیله جامه اش پنهان کرد، مشرکان آمدند و به سوی جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ می انداختند و از هر سو سنگ می بارید، دیوارها و سقف سنگی جایگاه، همچون سپر، از نفوذ سنگها جلوگیری می نمودند، و آن سنگ هایی که از طرف روبرو افکنده می شد به خدیجه سلام الله علیها برخورد می کرد و این بانوی کریمه خود را سپر آن سنگ ها قرار می داد تا به بدن نازنین پیامبر صلی الله علیه و آله اصابت نکنند و در این هنگام خدیجه سلام الله علیها فریاد می زد: «ای گروه قریش! آیا زن آزاد را در خانه خود سنگباران می کنید؟» وقتی که مشرکان این ندا را شنیدند، منصرف شدند و از آنجا رفتند. بامداد روز بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه خارج شد و کنار کعبه رفت و در آنجا به نماز ایستاد و به راز و نیاز با خدا پرداخت.

 

3)سبقت در ایمان آوردن:

این استاد حوزه های علمیه در ادامه خاطرنشان کرد: یکی دیگر ازویژگی های حضرت خدیجه سلام الله علیها «سبقت در ایمان آوردن به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم» است.

 

وی افزود: وقتی همه مردم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تنها گذاشتند و حتی تکذیبش کردند، عده ای کمر به قتل پیامبر اسلام بستن، خدیجه ایمان آورد و تا پای جان بر این ایمان ماند و در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  ایستادگی کرد؛ پیامبر اسلام نیز در وصف ایشان فرمود: «أین مثل خدیجة».

 

استاد محامد در مقام بیان شاهد این کلام خاطرنشان کرد: روزی هاله خواهر خدیجه سلام الله علیها برای زیارت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله با دیدار او به یاد از دست رفتن خدیجه سلام الله علیها افتاد، از شدت اندوه بر خود لرزید، وقتی که هاله رفت، عایشه عرض کرد: «چقدر از پیرزن قریش که سالخوردگی، صورتش را چروکین و سرخ کرده بود یاد می‌کنی؟! در صورتی که اکنون روزگار او را نابود کرده و خدا همسری بهتر از او به شما عطا فرموده است؟» رنگ رخسار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این سخن ناروا برافروخته شد و با رنجیدگی خاطر به او فرمود: «نه نه! سوگند به خدا که هیچگاه بهتر از خدیجه سلام الله علیها نصیبم نشد، او هنگامی‌ به من ایمان آورد که مردم مرا تکذیب می کردند، و هنگامی با ثروت و تمام وجودش به یاری من شتافت که دیگران مرا محروم ساختند.» (قاموس الرجال، ج 10 ص 432.)

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت بسیار از خدیجه سلام الله علیها یاد می کرد حتی اگر گوسفندی را قربانی می کرد، سهمی را برای رفقای خدیجه قرار می داد. این چنین معلوم می شود که چقدر این زن و شوهر به هم علاقمند بودند.

 

4)پاکدامنی

این استاد حوزه های علمیه افزود: یکی دیگر از ویژگی های حضرت خدیجه سلام الله علیها «پاکدامنی» ایشان است، پاکدامنی یکی از عوامل موفقیت می باشد؛ اسلام دستور می دهد در انتخاب همسر، تنها جمال و مال را در نظر نگیرند، بلکه دیانت و تعهد را بیشتر مورد توجه قرار دهند.

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت خدیجه سلام الله علیها از زنان عفیفه بوده است که چون خود را به امواج سهمگین جاهلیت نسپرد، در نزد قریش جایگاه رفیع پیدا کرده بود و به درجه ای از کمال رسیده بود؛ در تاریخ حلبی، ج1، ص99 آمده است که به ایشان لقب «طاهره» داده بودند.

 

استاد محامد در توضیح بیشتر این ویژگی خانم ام المومنین خدیجه کبری علیها السلام به کلام عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره کرد؛ آنجا که حضرت ابوطالب به هنگام خواندن خطبه عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و این بانوی گرامی، خدیجه سلام الله علیها را اینچنین توصیف کرد: «و أنت تعلم أن خديجة امرأة كاملة ميمونة فاضلة تخشى العار و تحذر الشنار» همانا خدیجه بانوی کامل، پر میمنت، مبارک، دارای فضل و دانش و برتری است که ساحتش از هر ننگ و عار و بدنامی دور بوده است و باشخصیت و آبرومند زندگی کرده است.

 

این استاد بزرگوار حوزه های علمیه به مسأله حجاب در جامعه اشاره کرد و افزود: متأسفانه امروز این مطلب کم رنگ شده است و حتی حجاب را هم زنان درست رعایت نمی کنند؛ بد نیست که این قضیه را بیان کنم:

 

«مرحوم آیت الله سید باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت الله العظمی سیستانی از علمای مشهد مقدس بودند برای آنکه به محضر امام زمان علیه السلام تشرف بیابند، ختم زیارت عاشورا در 40 جمعه و هر هفته در مسجدی از مساجد شهر شروع کردند؛

 

ایشان فرمودند: در یکی از جمعه های آخر، ناگهان شعاع نوری عظیم مشاهده کرده ام که از خانه ای نزدیک آن مسجد می تابید. بی محابا از جای خود برخاستم و به دنبال آن نور به در آن خانه رفتم. خانه کوچک و حقیرانه ای بود؛ از درون خانه نور عجیبی می تابید، در زدم؛ وقتی که در را باز کردم، مشاهده کردم که حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در یکی از اتاق های خانه تشریف دارند، جنازه ای را دیدم که پارچه سفیدی را به روی او کشیده بودند. وقتی که وارد شدم اشک ریزان سلام کردم؛ حضرت فرمودند: چرا اینگونه به دنبال من می گردی و رنج ها را متحمل می شوی؟ مثل این شخص باشید، من به دنبال شما بیایم و اشاره به تابوت کردند. فرمودند: این بانویی است که در دوران بی حجابی رضاخان 7 سال از خانه بیرون نیامد، تا اینکه از دنیا رفت.»

 

استاد محامد در ادامه تأکید کرد: مسأله حجاب خیلی کم رنگ شده که باید بزرگان و مسئولان فکری به حال این مسأله کنند. در حقیقت باید گفت: حضرت خدیجه سلام الله علیها الگوی به تمام معنا برای زنان در عرصه شوهرداری و خدمت به اسلام بوده اند و در عفت و پاکدامنی، بهترین الگو برای زنان ما هستند.

 

وی خاطرنشان کرد: از همین رو است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خدیجه سلام الله علیها را به عنوان الگو معرفی کرده است؛ خداوند از میان زنان عالم چهار زن را برگزید و انتخاب کرد، یکی مریم مادر عیسی علیه السلام است، آسیه همسر فرعون، خدیجه بیت خویلد و فاطمه بنت محمد سلام الله علیهم اجمعین.

 

 

استاد علی محامد از اساتید حوزه های علمیه ادامه این بخش از گفتگو را به بیان واقعه از دنیا رفتن این بانوی گرانقدر اسلام اختصاص داد؛ وی در این راستا گفت: سر انجام روز دهم ماه مبارک رمضان رسید. حضرت خدیجه بر اثر صدمات و آزارهای جسمی و روحی فراوانی که در شعب ابی طالب دیده بود، بیمار شد و در سن 65 سالگی چشم از جهان فرو بست. در قبرستانی که امروزه به قبرستان ابوطالب معروف است، به خاک سپرده شد. «و روى المازندرانی الحائری فی کتابه (شجرة طوبى 2 / 22) مرسلاً, قال: ولما أشتدّ مرض خدیجة قالت: یا رسول الله, اسمع وصایای: أوّلاً: فإنّی قاصرة فی حقّک فأعفنی یا رسول الله. قال صلّى الله علیه و آله و سلم: «حاشا وکلاّ, ما رأیت منک تقصیراً؛ فقد بلغت جهدک, و تعبت فی داری غایة التعب و لقد بذلت أموالک و صرفت فی سبیل الله جمیع مالک ثمّ قالت یا رسول الله, الوصیة الثانیة: اُوصیک بهذه و أشارت إلى فاطمة علیها السّلام، فإنها غریبة من بعدی، فلا یؤذیها أحد من نساء قریش و أمّا الوصیة الثالثة: فإنی أقولها لابنتی فاطمة و هی تقول لک؛ فإنی مستحیة منک یا رسول الله.

فقام النبی صلّى الله علیه و آله و خرج من الحجرة، فدعت فاطمة و قالت لها: یا حبیبتی و قرة عینی، قولی لأبیک: إنّ اُمّی تقول: أنا خائفة من القبر، اُرید منک رداءک الذی تلبسه حین نزول الوحی علیک تکفننی فیه. فقالت ذلک لأبیها، فسلّم النبی صلّى الله علیه و آله و سلم الرداء إلى فاطمة و جاءت به إلى اُمّها فاسترت به سروراً عظیماً.

فلمّا توفیت خدیجة أخذ رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلم فی تجهیزها وغسلها، و حنّطها، فلمّا أراد أن یکفّنها هبط علیه الأمین جبرئیل علیه السّلام و قال: یا رسول الله، إنّ الله یقرئک السّلام و یخصّک بالتحیة والإکرام و یقول لک: «إنّ کفن خدیجة من عندنا؛ فإنها بذلت مالها فی سبیلنا».

 

و دفع إلیه کفناً جاء به من الجنة، فکفّنها رسول الله صلّى الله علیه وآله بردائه الشریف أوّلاً و بما جاء به جبرئیل ثانیاً، فکان لها کفنان؛ کفن من الله و کفن من رسول الله صلّى الله علیه وآله و سلم»

 

 

وی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای استاتید، به این روایت برید از امام صادق علیه السلام اختصاص داد که دارای سند بسیار عالی می باشد: «أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ الْقَصَبَانِيِّ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ، عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ يَقُولُ: لَمَّا تُوُفِّيَتْ خَدِيجَةُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا جَعَلَتْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا تَلُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تَدُورُ حَوْلَهُ، وَ تَقُولُ: يَا أَبَتِ، أَيْنَ أُمِّي قَالَ: فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ لَهُ: رَبُّكَ يَأْمُرُكَ أَنْ تُقْرِئَ فَاطِمَةَ السَّلَامَ، وَ تَقُولَ لَهَا: إِنَّ أُمَّكِ فِي بَيْتٍ مِنْ قَصَبٍ، كِعَابُهُ مِنْ ذَهَبٍ، وَ عُمُدُهُ يَاقُوتٌ أَحْمَرُ، بَيْنَ آسِيَةَ وَ مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ، فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ، وَ مِنْهُ السَّلَامُ، وَ إِلَيْهِ السَّلَامُ.»

(امام صادق عليه السّلام فرمود: هنگامى كه حضرت خديجه رحلت نمود فاطمه عليها السّلام كه كودكى بيش نبود دائما خود را به رسول خدا نزديك مى‏كرد و در اطراف او مى‏گشت و مى‏گفت: اى رسول خدا! مادرم كجاست؟ ولى پيامبر به او پاسخى نمى‏داد و فاطمه به دنبال كسى بود كه بتواند پاسخ اين سؤال را از او بگيرد و پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيز در فكر بود كه چه جوابى به او بدهد، در اين حال جبرئيل بر او نازل گرديده و گفت: خداوند مى‏فرمايد: به فاطمه سلام برسان و به او بگو كه مادرت با آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران، در خانه‏اى است كه در بهشت قرار دارد و ديوارهاى آن از طلا و ستون هاى آن از ياقوت سرخ است و فاطمه مى‏گفت: خدا سلام و سلامتى است، و سلام و سلامتى از او و به سوى اوست.) (الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 175)/270/260/42/

 

 

 

 

 

ي, 02/14/1399 - 12:03