پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم با بينش جهانى و پيش بينى وسيعى كه داشت، در شأن امام حسن بن علی علیهما السلام فرمود: «لو كان العقل رجلا لكان الحسن» (اگر عقل، خود را به صورت مردى نشان دهد، آن مرد، حسن علیه السلام می باشد.)
استاد عبد الرضا محمودی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگویی صمیمانه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان برخی از فضایل امام حسن مجتبی علیه السلام پرداخت.
وی در ابتدای کلام یادآور شد: زندگی مردان بزرگ خدا همیشه پرحادثه است، حیات درخشان امام حسن مجتبی علیه السلام از پرحادثه ترین زندگی رادمردان تاریخ است با این که بیش از 48 سال عمر نکردند و بر اثر زهری که مزدوران معاویه به ایشان خوراندند به شهادت رسیدند ولی در همین دوران کوتاه، همواره با باطل گرایان حق ستیز در حال نبرد بودند؛
این استاد حوزه های علمیه افزود: امام حسن علیه السلام در عصر پدر بزرگوارشان، دوشادوش ایشان با منافقان و منحرفان ستیز کردند؛ در جنگ های بزرگ جمل، صفین و نهروان، قهرمانی بی بدیل بود و به طور کلی نام ایشان در پیشانی قاموس رنج ها می درخشید.
استاد عبد الرضا محمودی خاطرنشان کرد: آقا امام مجتبی علیه السلام در سخت ترین و تلخ ترین رخدادها پرچم نهی از منکر، مبارزه با نامردمی ها و طاغوت زدایی را برافراشت و برای تثبیت حکومت حق، ایثارها و جانفشانی ها کرد .
وی افزود: آنچه بیش از دیگر ویژگی های امام حسن مجتبی علیه السلام -در زمان حیات و پس از شهادت ایشان- از برجستگی بیشتری برخوردار است؛ صبوری و حلم آن حضرت بود که تأثیر بسزایی در زندگی ایشان و پیروان آن حضرت داشت. امام حسن علیه السلام آن گونه صبور بود که صبوری وی زبانزد عام و خاص شد و ضرب المثل «حلم الحسنیة» درباره ایشان رواج یافت .
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: «حلم» از ارزش های مهم اخلاقی و اسلامی است و انسان های برجسته، مانند پیامبران چنین صفتی دارند و انسان هایی که صفت حلم را به طور کامل دارند، مظهر یکی از صفات الهی هستند .
وی افزود: در فرهنگ روایی، روایات بی شماری در تمجید خصلت ارزشمند حلم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام به ما رسیده است که به چند مورد از آنها اشاره می کنیم.
استاد محمودی در این بخش از گفتگو به روایتی از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام اشاره کرد: در میزان الحکمه آمده است که حضرت فرمودند: «کمال العلم الحلم» (میزان الحکمة، ج 2، ص 515 – 516) همچنین در همان کتاب از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است:«آن کس که عقل سرشار دارد، دارای حلم سرشار خواهد شد».
وی در این باره به کلامی از آقا امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام اشاره کرد که درباره حلم و بردباری می فرماید: «الحلم سراج الله»، (حلم، چراغ تابان خداوند است)، (بحار، ج 71، ص 422 .(
این استاد حوزه های علمیه به روایتی دیگر از وجود مبارک آقا امام حسن مجتبی علیه السلام پرداخت، آنجا که از امام مجتبى علیه السلام پرسيدند: حلم و بردبارى چيست؟ حضرت فرمود: «كَظْمُ الْغَيْظ وَمِلْكُ الْنَفْس مَعَ الْقُدْرَة»ِ (بردباري يعنى فرو بردن خشم و خوددارى از تصميم عجولانه در موقع قدرتمندى.)) بحارالانوار: 102/72، ح 2، به نقل از تحف العقول. البتّه اين حديث در مشكاة الانوار، ص 379، از امام حسين علیه السلام هم نقل شده است.)
استاد محمودی خاطرنشان کرد: چنانچه مشاهده مي شود، امام مجتبي علیه السلام بردباري را به فرو بردن خشم و تملک نفس در مقام قدرت و توانايي براي مقابله و انتقام گرفتن معرفي مي کند يعني انسان در موقعي که بتواند انتقام بگيرد و يا با خشم برخورد نمايد ولي کظم غيظ نموده و خود را کنترل نمايد و هيچ برخوردي ننمايد. در این صورت است که این انسان بردباري نموده و شکيبايي به خرج داده است و هرگاه آدمي با اين شيوه مسايل اجتماعي خود را حل نمايد؛ اميد به موفقيت در او بيشتر خواهد بود.
وی در ادامه افزود: از اين رو بردبارى و حلم يكى از مهمترين عوامل موفّقيّت در مسايل اجتماعى به شمار مىآيد و آدمى مىتواند در پرتو اين مسأله به نهايت بسيارى از آمال و آرزوهاى معقول خويش دست يازد و می بینیم که در نگاه معرفت دينى به طور مكرر به بردباري و شکيبايي، توصيه و سفارش شده است.
نمونه هایی ازحلم امام مجتبی علیه السلام
استاد عبدالرضا محمودی بخش پایانی این گفتگوی صمیمانه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید را به بیان نمونه هایی از حلم و بردباری امام مجتبی علیه السلام اختصاص داد و در این باره گفت: حلم امام حسن مجتبی علیه السلام از آيات قرآن نشأت گرفته بود، از جمله از اين آيه كه خداوند مىفرمايد:«ادفع بالتي هى احسن فاذا الذى بينك و بينه عداوة كانه ولى حميم»؛ (ناپسندى را با نيكى دفع كن، كه ناگاه خواهى ديد همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است.) (سوره مبارکه فصلت، 34).
وی خاطرنشان کرد: خصلت حلم امام حسن مجتبی علیه السلام در حدى بود كه مروان يكى از دشمنان پركينه خاندان رسالت كه امام حسن علیه السلام را بسيار رنج داد و آزرد، گفت: اين كارها را با كسى انجام دادم كه حلم و خويشتندارى او با كوهها برابرى مىكند. (منتهى الآمال، ج1، ص171).
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به روایتی درباره حلم و بردباری حضرت مجتبی علیه السلام پرداخت: «وَ مِنْ حِلْمِهِ مَا رَوَى الْمُبَرَّدُ وَ ابْنُ عَائِشَةَ أَنَّ شَامِيّاً رَآهُ رَاكِباً فَجَعَلَ يَلْعَنُهُ وَ الْحَسَنُ لَا يَرُدُّ فَلَمَّا فَرَغَ أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ ضَحِكَ فَقَالَ أَيُّهَا الشَّيْخُ أَظُنُّكَ غَرِيباً وَ لَعَلَّكَ شَبَّهْتَ فَلَوِ اسْتَعْتَبْتَنَا أَعْتَبْنَاكَ وَ لَوْ سَأَلْتَنَا أَعْطَيْنَاكَ وَ لَوِ اسْتَرْشَدْتَنَا أَرْشَدْنَاكَ وَ لَوِ اسْتَحْمَلْتَنَا أَحْمَلْنَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ جَائِعاً أَشْبَعْنَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ عُرْيَاناً كَسَوْنَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحْتَاجاً أَغْنَيْنَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ طَرِيداً آوَيْنَاكَ وَ إِنْ كَانَ لَكَ حَاجَةٌ قَضَيْنَاهَا لَكَ فَلَوْ حَرَّكْتَ رَحْلَكَ إِلَيْنَا وَ كُنْتَ ضَيْفَنَا إِلَى وَقْتِ ارْتِحَالِكَ كَانَ أَعْوَدَ عَلَيْكَ لِأَنَّ لَنَا مَوْضِعاً رَحْباً وَ جَاهاً عَرِيضاً وَ مَالًا كَثِيراً فَلَمَّا سَمِعَ الرَّجُلُ كَلَامَهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ أَشْهَدُ أَنَّكَ خَلِيفَةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ وَ كُنْتَ أَنْتَ وَ أَبُوكَ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ إِلَيَّ وَ الْآنَ أَنْتَ أَحَبُّ خَلْقِ اللَّهِ إِلَيَّ وَ حَوَّلَ رَحْلَهُ إِلَيْهِ وَ كَانَ ضَيْفَهُ إِلَى أَنِ ارْتَحَلَ وَ صَارَ مُعْتَقِداً لِمَحَبَّتِهِمْ.»
(پيرمردى ناآگاه از اهالى شام در مدينه، امام حسن علیه السلام را سوار بر مركب ديد، آنچه توانست از آن حضرت بدگويى كرد، وقتى كه فارغ شد، امام حسن علیه السلام كنار او آمد و به او سلام كرد و در حالى كه لبخندى بر چهره داشت به او فرمود: «اى پيرمرد! ، اگر از ما درخواست رضايت كنى از تو خشنود مىشويم، اگر چيزى از ما بخواهى به تو عطا مىكنيم، اگر از ما راهنمايى بخواهى تو را راهنمايى مىكنيم، اگر كمك براى باربردارى از ما بخواهى، بار تو را برمىداريم، اگر گرسنه باشى تو را سير مىنماييم، اگر برهنه باشى، تو را مىپوشانيم، اگر نيازمند باشى تو را بىنياز مىكنيم، اگر گريخته باشى به تو پناه مىدهيم. اگر حاجتى دارى آن را ادا مىنماييم، اگر مركب خود را به سوى خانه ما روانه سازى و تا هر وقت بخواهى مهمان ما باشى، براى تو بهتر خواهد بود، زيرا ما خانه آماده و وسيع، و امكانات بسيار داريم» .
(هنگامى كه آن پيرناآگاه اين گفتار مهرانگيز نشأت گرفته از حلم و صبر انقلابى امام حسن علیه السلام را شنيد، آن چنان دگرگون شد كه اشك از چشمانش جارى شد و گفت: گواهى مىدهم كه تو خليفه خدا در زمينش هستى، خداوند آگاهتر است كه مقام رسالت خود را در وجود چه كسى قرار دهد، تو و پدرت مبغوضترين افراد در نزد من بوديد، ولى اينك تو محبوبترين انسانها در نزد من هستى! سپس او به خانه امام حسن (ع) وارد شد و مهمان آن بزرگوار گرديد و پس از مدتى در حالى كه قلبش سرشار از محبت خاندان رسالت بود، از محضر امام حسن علیه السلام بيرون رفت.( كشف الغمه، ج2، ص135/ بحار، ج43، ص344؛ ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۶۷.)
این استاد بزرگوار حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش خاطرنشان گردید: شايد بر همين اساس بود كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم با بينش جهانى و پيش بينى وسيعى كه داشت، در شأن امام حسن بن علی علیهما السلام فرمود: «لو كان العقل رجلا لكان الحسن» (اگر عقل، خود را به صورت مردى نشان دهد، آن مرد، حسن علیه السلام می باشد.) (فرائد السمطين، ج2، ص 68)/270/260/21/