استاد عراقچی همدانی گفت: امام از یک قاطعیت و صلابت ذاتی برخوردار بود، حضرت امام از همان جوانی زیر بار حرف زور نمیرفت و بعدها این روحیه با تهذیب و تزکیه آمیخته شد، آنگاه سر از آنجا درآورد که دیدیم شاه و آمریکا را سر جایشان نشاند.
استاد حاج شیخ علی عراقچی همدانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید در مورد ابعاد مختلف شخصیت امام خمینی رحمةالله علیه گفت: ابتدا که به حوزه آمدم امام خمینی را نمیشناختم، کم و بیش که با فضای قم و اساتید قم آشنایی بیشتری پیدا کردم روزی متوجه شدم سیدی بزرگوار و نورانی، آن طرف حیاط با چند نفر مشغول بحث و گفتگو هستند، از شخصی پرسیدم این آقا کیست؟ گفت آن طوری که من تا حالا فهمیدم، ایشان حاج آقا روح الله خمینی، چشم و چراغ حوزه علمیه است.
استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: تا آن موقع من نام حاج آقا روح الله و تعریفشان را فقط در همدان شنیده بودم، ولی از نزدیک ندیده بودم، علت اینکه برای ایشان پسوند خمینی میآوردند این بود که در آن زمان در حوزه علمیه قم دو نفر حاج آقا روح الله بودند و هر دو نفر از اساتید و بزرگان به شمار میآمدند، یکی مرحوم حاج آقا روح الله کمالوند خرم آبادی و دیگری هم حاج آقا روح الله خمینی، قید خمینی را ذکر میکردند تا با ایشان اشتباه نشوند.
استاد عراقچی ادامه داد: امام در درس اخلاق خیلی ساده صحبت میکردند، چنان که تا اواخر عمر شریفشان نیز این ساده گویی را داشتند، در عین حال گاهی مسائل علمی و اخلاقی سطح بالایی هم میفرمودند، اما همین مطالب عمیق و سطح بالا را با بیانی مطرح میکردند که همه طبقات میفهمیدند، آنچه من از محضر ایشان به دست آوردم نهایت خلوص ایشان بود، همیشه این حالت را در حد اعلا داشتند و حفظ میکردند، دایم خدا و فعالیت برای خدا را در نظر داشتند، به همین سبب کلامشان تا عمق جان آدم نفوذ میکرد.
استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه گفت: درباره روش تدریس اخلاق امام باید بگویم که ایشان شیوه خاص خودشان را داشتند، هم از نظر محتوا و هم از نظر طرز بیان و هم از بسیاری جهات دیگر، یک وقت کلاسی به صورت تئوری است و استاد مطلب را میگوید و میرود و یک زمان به صورت کارگاهی و آزمایشگاهی و روشی که در بیمارستانها انجام میشود؛ علاوه بر درس، مطلب را به صورت عملی هم آموزش میدهند، مثلا این مریض چه کسالتی دارد؟ چه دارویی باید مصرف بکند؟ در چه زمانی مصرف کند؟ یا اگر مریض نیست و عقب افتاده ذهنی است چطور باید او را یاری کرد؟ روش تدریس اخلاق امام اینگونه بود، در بعضی نوشتههای شهید مطهری هم دیدم که نظر ایشان نیز در مورد تعلیم و تربیت و تدریس اخلاق حضرت امام قریب به همین معنا است که تماس و رابطه حضرت امام با شاگردانش و مستمعین در درس اخلاق تماس و رابطه طبیب با مریض است، با این حال میتوانم بگویم که حداقل بیست درصد از شاگردان اخلاقی امام تعلیم و تربیت خوبی دیدند و راه خودشان را یافتند، البته منافاتی ندارد که فردی خوب تربیت شود ولی بعدها با افرادی همنشین و هم پیاله گردد یا کسالت دیگری برایش عارض شود که دوباره مسیر زندگی او تغییر یابد و افکار و عقاید دیگری پیدا کند.
استاد اخلاق حوزه علمیه افزود: طریقه تدریس امام در فقه و اصول نیز جالب بود و این موضوع افراد را به شرکت در درس ایشان راغب میکرد، ایشان بحث تقلیدی کمتر میکردند، معمولا هر مسألهای را ـ چه فقهی و چه اصولی ـ خودشان قبلا ریشه یابی میکردند و ادله را بررسی مینمودند بعد سراغ نقل اقوال میرفتند و در نهایت بعد از بررسی تمام جوانب نظر خودشان را ارائه میدادند و اغلب هم آن را ثابت میکردند.
وی گفت: از دیگر ویژگیهای تدریسی حضرت امام این بود که ایشان خیلی وابسته به کتاب نبودند، کتاب زیادی نداشتند و بر خلاف اغلب آقایان، کتابخانهای برای خود نداشتند، کتاب هم به مقدار لزوم و ضرورت تهیه میکردند لذا در تدریسشان هم خیلی دنبال اقوال علماء نبودند؛ یعنی از همان ابتدا به سراغ اقوال نمیرفتند، البته این سبک را مرحوم آقای بروجردی در حوزه جا انداختند، امام هم از ایشان یاد گرفتند و آن را متداول کردند.
مدرس حوزه علمیه بیان داشت: ما اگر بخواهیم به نبوغ و استعداد و مقام علمی امام کاملا آگاه شویم باید تدریس امام در زمان آقای بروجردی و تدریس ایشان در نجف را مورد بحث و بررسی قرار دهیم، الان کتاب مکاسب و بیع ایشان به چاپ رسیده است، اگر این دو اثر را ملاحظه کنیم نحوه تدریس و تحقیق و چگونگی ورود و خروج ایشان در مسائل به خوبی مشاهده میشود، از این مطلب به خوبی استفاده میشود که ایشان شخصیتی پخته، با استعداد و دارای نبوغ بوده است.
استاد اخلاق حوزه خاطرنشان کرد: امام از یک نوع قاطعیت و صلابت ذاتی برخوردار بود، اگر این گونه نبود هرگز نمیتوانست تاج و تخت 2500 ساله شاهنشاهی را سرنگون کند، حضرت امام از همان جوانی زیر بار حرف زور نمیرفت و بعدها این روحیه با تهذیب و تزکیه آمیخته شد، آنگاه سر از آنجا درآورد که دیدیم شاه و آمریکا را سر جایشان نشاند.
استاد عراقچی همدانی ابراز داشت: از دیگر خصوصیات حضرت امام غیرتی بودن ایشان است که انسان را به یاد داستان حضرت موسی علیه السلام میاندازد، وقتی موسی علیه السلام از کوه طور برگشت و دید امتش گوساله را پرستش میکنند از شدت ناراحتی ریش هارون را گرفت و کشید که مفسران آوردهاند چون حضرت غیرتی بود و عِرق دینی داشت وقتی مسأله خدا و دین به میان میآمد، دیگر بین برادر و غیر فرق نمیگذاشت، من این روحیه را در امام نیز مشاهده کردم، اگر مسألهای پیش میآمد که گوشهای به دین بربخورد فوری میخروشید و کتاب کشف اسرار ایشان بهترین شاهد بر این مطلب است، محتوای این کتاب اوج تعصب دینی و غیرتی بودن حضرت امام را نشان میدهد.
استاد اخلاق حوزه در پایان با اشاره به مشکل بیماری خویش ابراز داشت: به علت کسالتی که دارم بیش از این نمیتوانم صحبت کنم و از همه برای عاقبت بخیری اینجانب التماس دعا دارم./210/32/20
دیدگاه جدیدی بگذارید