به نظر می رسد بهترین راه برای کسب معرفت استفاده از کتاب، سنت و عقل است و مجموعه اینها هست که به ما معرفت می دهد و هر یک از قرآن، روایات و برهان محکماتی دارند و متشابهاتی و ما بر اساس آموزه های دینی موظف هستیم که محکمات هر کدام از سه مورد را به عنوان پایه قرار دهیم و متشابهات را بر محکمات عرضه داریم یا به تعبیری متشابهات را به وسیله محکمات تأویل کنیم.
استاد علی قافی از اساتید دانشگاه و حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بررسی روش های کسب معرفت پرداخت.
وی ضمن اشاره به اینکه بعد از اسلام، چند نوع نگاه به کسب معرفت وجود داشته است، بیان کرد: گروهی بر آن بودند که معرفت تنها از طریق «قرآن کریم» به دست می آید و معرفت غیر قرآنی فاقد اعتبار است؛ هر معرفتی باشد، اگر از قرآن بهره نبرده باشد، باید کنار گذاشته شود، به تعبیر دیگر جایگاه بکار بردن عبارت «حسبنا کتاب الله» در همین جا است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: از دل این نوع نگاه، یک سری انحرافات ایجاد شده است؛ عده ای عقل و روایات اهل بیت علیهم السلام را از دایره معرفت کنار گذاشتند و صرفا خواستند تا با یک دید بسیط به قرآن نگاه کنند، از این رو به یک سری خطاها و اشتباهات گسترده ای دچار گردیدند؛ مانند اینکه قائل به «جبر» شدند و یا دیگر انحرافات و اشتباهاتی که ناشی از اولین اشتباه بود. در کلام دقیق باید گفت: این گروه ظاهر آیات را می دیدند.
وی در ادامه به گروه دیگر اشاره کرد که معتقد بودند: معرفت یعنی آنچه که از روایات به دست بیاید؛ و لا غیر! حتی قرآن را هم در کسب معرفت کنار گذاشتند و مدعی شدند که مخاطب قرآن تنها معصوم علیه السلام است و غیر از معصوم علیه السلام کسی متوجه کلام قرآن نمی شود؛ این گروه راه کسب معرفت از آیات قرآن را بر عموم مردم بستند و از طرفی به عقل هم اهمیتی ندادند و جمود خاصی نسبت به روایات پیدا کردند و تنها ظاهر روایات را می دیدند و به آیات و عقل توجه نمی کردند. از دل این گروه اخباری گری و کسانی که جمود بر ظاهر روایات داشتند بیرون آمدند.
استاد علی قافی در ادامه به گروه سوم اشاره کرد، کسانی که تنها به عقل تکیه می کردند، اعم از عقل برهانی، فلسفی، تجربی و منطقی. آنچه که بتواند برهانی شود، آن معرفت درست است و الا اگر قابل اقامه برهان نباشد، معرفت آفرین نیست ولو آیات و روایات باشد.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: نگاه دیگر که البته در دنیا هم مطرح هست؛ این است که می گوید: هیچ کدام از این راه ها نمی تواند وسیله کسب معرفت باشد؛ به این علت که اولا معرفت جزمی نیست و نمی توان معرفت را به صورت جزمی کسب کرد؛ ثانیا اگر بشود معرفت را کسب کرد، کمترین ابزار آن، تجربه و عقل تجربی است؛ به تعبیر دیگر آنچه را که بتوان در آزمایشگاه یا با حواس تجربه کرد، می توان به آن، معرفت نسبی گفت. البته جزم گرا نمی توان باشیم. مثلا امروز می گوییم: فعلا می توان گفت: فلان دارو مفید است؛ شاید فردا چیز دیگر بگوییم. اما آنچه را که از آیات، روایات و وحی به دست بیاید را غیر علمی معرفی می کنند.
وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم به صورت جامع نگاه کنیم و بخواهیم که منابع صحیح را به دست بیاوریم، به نظر می آید که اگر پذیرفتیم که خداوند متعال کتابی را فرستاده است و کتاب قرآن از جانب خودِ خداوند است، نمی توانیم آموزه های آن را غیرعلمی معرفی کنیم و اگر پذیرفتیم که ائمه علیهم السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم و حجت خدا هستند، نمی توانیم ادعا کنیم که فرمایشات آنها علم آور نخواهد بود و همچنین اگر ادلّه عقلی، تجربی و برهانی را به عنوان ابزار معرفت قبول داشته باشیم، نمی توانیم بگوییم که ما نمی فهمیم و عقل تعطیل بشود و تنها به قرآن و روایات تکیه شود.
استاد قافی افزود: به نظر می رسد بهترین راه برای کسب معرفت استفاده از کتاب، سنت و عقل است و مجموعه اینها هست که به ما معرفت می دهد و هر یک از قرآن، روایات و برهان محکماتی دارند و متشابهاتی و ما بر اساس آموزه های دینی موظف هستیم که محکمات هر کدام از سه مورد را به عنوان پایه قرار دهیم و متشابهات را بر محکمات عرضه داریم یا به تعبیری متشابهات را به وسیله محکمات تأویل کنیم.
این استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: همانطور که قرآن محکمات و متشابهاتی دارد، در روایات و ادله عقلی و تجربی هم باید گفت: دارای محکمات و متشابهاتی است که برخی از امور آن، بدیهی است و برخی از امور آن می تواند محل شبهه باشد؛
وی در همین زمینه خاطرنشان کرد: ما وظیفه داریم برای کسب معرفت، به محکمات تمسک کنیم و متشابهات را بر اساس محکمات تأویل کنیم مثلا اگر محکمات عقلی حکم می کند بر اینکه «خداوند نمی تواند جسم باشد» و یا محکمات روایتی نیز این مطلب را تصدیق کند، در این حالت باید «الرحمن علی العرش استوی» و یا «ید الله فوق ایدیهم» را که متشابهات قرآن است را به تأویل ببریم و معنا می کنیم که اگر مثلا خداوند دست دارد، منظور «دست علم و قدرت الهی» است، نه اینکه خداوند دارای دست و یا پا باشد.
استاد قافی در ادامه افزود: گاهی محکمات عقلی زمینه می شود برای تفسیر و تأویل محکمات، متشابهات روایی یا متشابهات قرآنی؛ بر عکس آن هم هست که محکمات قرآنی، متشابهات عقلی یا متشابهات روایی را اصلاح می کند. به عنوان مثال در زمینه «معاد جسمانی» ابن سینا بیان می دارد که اگر چه نتوانسته است بر آن برهان اقامه کند، اما چون قول صادق مصدَّق است، می پذیرد.
وی گفت: بنابراین اگر بخواهیم معرفت قوی و جامع و به دور از افراط، تفریط و جهالت داشته باشیم، در مورد هر موضوعی، معرفت باید مبتنی بر چند منبع قرآنی، برهانی و روایی باشد و باید نسبت به برآیند این سه به عنوان روش کسب معرفت اعتماد کنیم.
استاد قافی در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم صرفا به یکی از این سه منبع، تمسک کنیم و آن دو دیگر را ترک کنیم، به گمراهی می رسیم.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اگر صرفا آیات قرآن را بچسبیم، ظاهر گرایی و خوارج مسلکی را در پیش گرفته ایم؛ اگر صرفا به روایات تمسک کنیم و قرآن و عقل را کنار بگذاریم، به نوعی دیگر از ظاهرگرایی دچار می شویم، در حالی که روایاتی وجود دارد که در آن روایات، معصوم علیه السلام به ما می فرماید: روایات ما را به قرآن عرضه کنید؛ اگر روایات ما را مخالف قرآن یافتید، به دیوار بزنید.
وی در همین زمینه به روایتی از آقا امام رضا علیه السلام اشاره کرد: حضرت رضا علیه السلام در دعای خود می فرماید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا فِينَا مَا لَمْ نَقُلْهُ فِي أَنْفُسِنَا» (إعتقادات الإمامية (للصدوق)؛ ص99)
استاد قافی افزود: اگر هم تنها به عقل، تمسک کنیم و آنچه در آیات قرآن کریم و روایات شریفه ائمه معصومین علیهم السلام هست را کنار گذاریم، شاهد شکست تجربه خواهیم بود؛ چرا که عقل تجربی توان آن را ندارد که بی کمک وحی_در قالب آیات و روایات_همه مشکلات پیش روی خویش را حل کند. بنابراین دچار معرفت ناقص می گردد که با آن، نمی توان به هدف اصلی دست یافت.
استاد علی قافی در تشبیهی، سه گانه قرآن، برهان و روایات را به سه رنگ اصلی «زرد، آبی و قرمز» تشبیه کرد که از ترکیب این سه رنگ، رنگ های مختلف و زیبا به وجود می ِآیند که شاید به هزاران رنگ برسد. معرفت هم به همین ترتیب است که هزاران موضوع معرفت، از همین سه راه کسب می شود، می توان به معرفت موضوعاتی مانند انسان شناسی، طبیعت شناسی، واجب شناسی، حرام شناسی، خدا شناسی و ... از راه قرآن، روایات و عقل دست یافت.
وی خاطرنشان کرد: ما باید در مورد هر یک از موضوعات خاص، بسته به ظرفیت موضوع، رنگ خاصی را در نظر بگیریم.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: گاه در موضوعی فقط باید معرفت قرآنی داشته باشیم و در آن روایات و عقل مطرح نشود؛ مثال آن اوصاف قبر، بهشتیان و مکالمات بین خداوند و عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام است؛ آنجا که در سوره مبارکه مائده می فرماید: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ» (و [عرصه هولانگيز قيامت را ياد كنيد] هنگامى كه خدا به عيسى بن مريم مىفرمايد: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جاى خدا انتخاب كنيد؟! مىگويد: منزّه و پاكى، مرا چنين قدرتى نمىباشد كه آنچه را حقّ من نيست بگويم، اگر آن را گفته باشم يقيناً تو آن را مىدانى، تو از آنچه در جان و روح من است، آگاهى و من از آنچه در ذات توست نمىدانم زيرا تو بر نهانها بسيار دانايى.) (سوره مبارکه مائده، 116) حکایت بین خداوند و عیسی علیه السلام در روایات هم بیان نشده است و فقط قرآنی محض است؛
وی خاطرنشان کرد: برخی موضوعات معرفتی هم شاید فقط روایتی باشد؛ مانند نحوه اقامه نماز؛ این در حالی است که در قرآن تنها دستور به «اقامه نماز» است و به عنوان نمونه می فرماید: «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
استاد قافی در ادامه افزود: برخی از بحث ها عقلی محض هستند، مانند: «استحاله اجتماع نقیضین و استحاله ارتفاع نقیضین»، «حسن عدل و قبح ظلم».
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی از امور، تجربی محض می شوند؛ مثلا برای این مطلب که قرص «آسپرین» برای قلب مفید است یا مضر؛ نمی توان در قرآن و روایات چیزی یافت.
وی در ادامه این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بیان کرد: برخی از موضوعات است که برای بدست آوردن معرفت در آن از هر سه منبع عقل، روایات و آیات قرآنی می توان بهره گرفت؛
استاد علی قافی به عنوان نمونه به موضوع «مورچه شناسی» پرداخت و آن را از دیدِ قرآن، روایات و عقل بررسی کرد:
وی در بررسی جنبه قرآنی به آیاتی از سوره «نمل» اشاره کرد: «وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ (15) وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ (16) وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ (17) حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ (18) فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ (19)»
(و يقيناً ما به داود و سليمان، دانش [ويژه] داديم، و آن دو گفتند: همه ستايشها ويژه خداست، همان كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى عطا كرده است، (15) و سليمان وارث داود شد و گفت: اى مردم! [معرفت و آگاهى به] زبان و منطق پرندگان را به ما آموختهاند، و از هر چيزى [كه به پيامبران و پادشاهان دادهاند] به ما عطا كردهاند، يقيناً اين امتياز و برترى آشكارى است. (16) و براى سليمان، سپاهيانش از پريان و آدميان و پرندگان گردآورى شدند، [و آنان را از حركت باز مىداشتند] تا گروههاى ديگر به آنان ملحق شوند (17) [پس حركت كردند] تا به وادى مورچگان درآمدند. مورچهاى گفت: اى مورچگان! به خانههايتان درآييد تا سليمان و سپاهيانش ناآگاهانه شما را پايمال نكنند. (18) پس سليمان از گفتهاش با تبسم حالت خنده به خود گرفت، و [به سبب نعمت فهم گفتار حيوانات] گفت: پروردگارا! به من الهام كن تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم عطا كردهاى به جاى آورم، و اينكه كار شايستهاى كه آن را بپسندى انجام دهم، و مرا به رحمتت در ميان بندگان شايستهات درآور. (19))
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: بر اساس این آیات، مورچه موجودی است که دارای ادراک است، فاصله ها را درک می کند، توان انتقال پیام به سایر مورچه ها را دارد و ده ها معرفت دیگر که ممکن است در آزمایشگاه به سختی بر آن دست یافت. برای ما در این زمینه قرآن به همان اندازه سبب معرفت می شود که آزمایشگاه و علوم تجربی می تواند به معرفت دست یابد.
وی به همین موضوع از زاویه «روایات» پرداخت و در این زمینه به خطبه 185 نهج البلاغه امیر المؤمنین علیه السلام اشاره نمود و یا این بخش از دعا که از معصوم علیه السلام نقل شده است: «ای کسی که جای پای مورچه را بر روی سنگ سیاه را هم در شب تاریک می بینی.» این مطلب نشان می دهد که بر اساس روایات، مورچه رد پا هم دارد.
استاد علی قافی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بیان کرد: معرفت اگر بخواهد معرفت واقعی باشد، باید حاصل برآیندی از قرآن، سنت و عقل و البته قابل اعتماد و قابل انتقال به غیر هم باشد.
وی در همین مورد، به معرفت شهودی و معرفت عرفانی اشاره کرد و بیان داشت: این موارد قابل انتقال به غیر نیست. اگر کسی مکاشفه ای داشته باشد، کسی نمی تواند به مکاشفه ایشان دست یابد و این مکاشفه برای دیگری نمی تواند حجت باشد علاوه بر اینکه اینگونه معارف به سختی به دست می آید./270/260/43/