مسأله «عذاب الهی» اعم از عذاب های دنیوی و اخروی، از اعتقادات مسلم اسلامی است. در قرآن کریم و روایات اسلامی به صراحت از «عذاب الهی» به عنوان یکی از سنت های الهی نام برده شده است. اگرچه در قرآن کریم وعید الهی بیشتر به «زبان تهدید و عذاب های اخروی» است لیکن در آیات بسیاری نیز از سرنوشت گروه ها و اقوام مختلفی سخن گفته میشود که به علل مختلف در جامعه، مانند: اعتقادات مشرکانه و کفرآمیز و رفتارهای گناه آلود که سبب گرفتاری به عذاب های مختلف دنیایی می شود.
استاد عبد الرضا محمودی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «عذاب الهی» پرداخت.
وی در ابتدا خاطرنشان کرد: عذاب یا پاداش، حاصل اعمال خود آدمی است؛ اعمالی که انسان در حق خود انجام می دهد که اگر خوب باشد؛ به خیر می رسد و اگر بد باشد، شر نصیب او می گردد؛ به عبارت دیگر باید گفت: اعمال ما در زندگی؛ تأثیر دارد؛ مانند آینه ای که در جلوی ما قرار گرفته است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: یکی از سنت های الهی و قوانین جهان هستی نسبت به بشریت، عذاب الهی است که در اثر گناه و طغیان بشر دامنگیر او می شود.
استاد محمودی در ادامه به این سؤال پرداخت: آیا در دنیای امروزی هم با این همه فساد و تباهی عذاب الهی واقع می شود یا نه؟
وی در مقام پاسخ اینچنین گفت: از آیات متعدد قرآن کریم استفاده می شود که یکی از علل وقوع عذاب الهی ظلم و جور است. با توجه به اینکه در قرآن کریم واژه «ظلم» هم بر ظلم افراد نسبت به خودشان اطلاق شده؛ مانند کفّ و انجام برخی از معاصی و هم بر ظلم افراد نسبت به دیگران؛ اطلاق «ظلم» شامل هر دو قسم می شود؛ بنابراین ظلم بر خویشتن و ظلم بر دیگران میتواند عامل نزول عذاب و انتقام الهی نسبت به گروه یا افراد شود.
این استاد حوزه علمیه قم در نکته ای دقیق خاطرنشان کرد: البته نزول عذاب الهی در اثر ظلم انسان ها، بلافاصله صورت نمی گیرد بلکه بعد از طی دو مرحله دیگر است:
وی مرحله نخست را «اتمام حجت خداوند متعال» برشمرد و گفت: پس از آنکه پروردگار عالم، پیامبران و مبلغان دین خود را به سوی گروه و امتی گسیل داشت و برای آنان ثابت گردید که پیامبران و مبلغان، رسالت الهی دارند و برای هدایت آنها از جانب خدا آمده اند؛ اگر بعد از این مرحله، آن قوم باز ظلم را در پیش گرفته باشند، یک گام به سوی عذاب الهی نزدیک شده است.
این استاد حوزه علمیه قم مرحله دوم را «امهال و استدراج» عنوان کرد و در این باره گفت: خداوند در مرحله اول مصائب و گرفتاریهایی چون زلزله و بیماری ویروس کرونا را پدید می آورد تا انسان ها از خواب غفلت بیدار شوند و به خدا نزدیک گردد و اگر این تنبیه ها کارگر نشد، به یکباره نعمت های مادی افزایش می یابد؛ آسایش و رفاه دامن انسان را فرا می گیرد، تا آنکه غفلت بر او چیره گردد و بیش از پیش از خداوند خود فاصله گیرد؛ آنگاه عذاب الهی بر آنان نازل می گردد.
وی در این باره به آیات ۴۲ تا ۴۴ سوره انعام اشاره کرد؛ آنجا که خداوند متعال می فرماید: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُون ؛ فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُون؛ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ»؛
(و بىترديد ما به سوى امتهايى كه پيش از تو بودند [پيامبرانى] فرستاديم پس آنان را [هنگامى كه با پيامبران به مخالفت و دشمنى برخاستند] به تهيدستى و سختى و رنج و بيمارى دچار كرديم، باشد كه [در پيشگاه ما] فروتنى و زارى كنند؛ پس چرا هنگامى كه عذاب ما به آنان رسيد، فروتنى و زارى نكردند؟ بلكه دلهايشان سخت شد و شيطان، اعمال ناپسندى كه همواره مرتكب مىشدند در نظرشان آراست؛ پس چون حقايقى را كه [براى عبرت گرفتنشان] به آن يادآورى شده بودند، فراموش كردند، درهاى همه نعمت ها را به روى آنان گشوديم، تا هنگامى كه به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند، به ناگاه آنان را [به عذاب] گرفتيم، پس يكباره [از نجات خود] درمانده و نوميد شدند (42-44)
انواع عذاب
استاد عبد الرضا محمودی در بخش دیگر از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان دو نوع از انواع عذاب پرداخت.
وی نوع اول را «عذاب استیصال» دانست و افزود: این نوع از عذاب، عذابی است که در آن تمامی افراد یک گروه نابود می گردند؛ نظیر آنچه که در داستان های امت های پیشین اتفاق افتاد؛ خداوند متعال، پیامبر خود، صالح علیه السلام را برای هدایت قوم ثمود فرستاد که معجزه اش بیرون آوردن شتر از کوه بود ولی وقتی شتر را کشتند، عذاب الهی بر همه قوم نازل شد؛
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به نوع دوم از عذاب ها، یعنی «عذاب غیر استیصال» اشاره کرد؛ عذابی که به هلاکت تمامی افراد یک امت منجر نمی شود؛ مثل وقوع اختلاف و جنگ و درگیری؛
وی در ادامه به کلام استاد مصباح یزدی اشاره کرد که تصریح میکند: از آیات قرآن به دست میآید عذاب استیصال، اختصاص به کافران دارد اما عذاب های تنبیهی ممکن است هم بر جامعه کافران و هم مؤمنان نازل شود؛ (مصباح یزدی محمد تقی راهنماشناسی صفحه ۱۴۳)
اشاره به عذاب الهی در دعا
استاد عبد الرضا محمودی خاطرنشان کرد: در دعاها نیز به موضوع عذاب الهی اشاره شده است، وی در این زمینه به دعای کمیل اشاره کرد که در آن آمده است: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلَاء» (خداوندا اگر گناهانی که باعث نزول بلا می شوند بر من ببخشید) این مطلب نشان از آن دارد که بسیاری از گناهان می توانند سرچشمه نزول بلا شوند.
سنت های الهی قوانین تغییر ناپذیر هستند
استاد عبد الرضا محمودی خاطرنشان کرد: مسأله «عذاب الهی» اعم از عذاب های دنیوی و اخروی، از اعتقادات مسلم اسلامی است. در قرآن کریم و روایات اسلامی به صراحت از «عذاب الهی» به عنوان یکی از سنت های الهی نام برده شده است.
وی افزود: اگرچه در قرآن کریم وعید الهی بیشتر به «زبان تهدید و عذاب های اخروی» است لیکن در آیات بسیاری نیز از سرنوشت گروه ها و اقوام مختلفی سخن گفته میشود که به علل مختلف در جامعه، مانند: اعتقادات مشرکانه و کفرآمیز و رفتارهای گناه آلود که سبب گرفتاری به عذاب های مختلف دنیایی می شود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از آیات قرآن فهمیده می شود که بیشترین عذاب ها جنبه مادی و جسمانی داشتند؛ مثل سیل و طوفان و زلزله و همینطور اگر دقت شود، میتوان دید که برخی عذاب ها جنبه معنوی داشته است،مثل تفرقه پراکنی و سرگردانی.
استاد محمودی افزود: از آنجا که قرآن کتاب هدایت است، حکمتِ ذکر و بیان عذاب ها نیز در امرِ هدایت مخاطب قرآن نهفته است. سرگذشت عذاب شوندگان در جهنم یا در میان سلف های پیشین این هشدار را به ما میدهد که عذاب های الهی همیشه در کمین گناه کاران خواهند بود و در این زمینه فرق اساسی میان گذشتگان و آیندگان نیست؛ زیرا قانون عذاب مجرمین از سنتهای تغییرناپذیر الهی است.
وی خاطرنشان کرد: در عصر ما نیز همچون روزگاران گذشته، هر روز حوادث و اتفاقات ریز و درشت بسیاری رخ میدهد که بسیاری از آنها برای انسان ها خوشایند نبوده، بلکه سبب رنج های جانکاه نیز می شود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امروزه به راحتی نمیتوان ادعا کرد که این حوادث نیز جزء عذاب های الهی مطرح شده در متون دینی هستند یا خیر اما آنچه مسلم است این که اعمال و رفتارهای انسان ها در سرنوشت آنها مؤثر است؛ تشخیص عذاب یا عذاب نبودن حوادث می تواند تحول و برکت را در نگرش و رفتار انسان بوجود آورد.
استاد محمودی خاطرنشان کرد: بلاها و بیماری های جدید به گناهان جدید انسان مربوط می شود؛ اعمال انسان نیز در عالم و حوادث آن مؤثر است؛
وی در این زمینه به حدیثی از اصول کافی اشاره کرد؛ آنجا که امام رضا علیه السلام می فرماید: «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِيِّ مَوْلًى لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ.» ( الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج2 ؛ ص275)
عذاب های اقوام پیشین
استاد عبدالرضا محمودی در بخش پایانی این گفتگوی صمیمانه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان برخی از عذاب های الهی که بر اقوام پیشین نازل شده است، پرداخت.
تندباد
«إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِر، تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِر؛ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُر»؛ (ما بر آنان در روزى شوم كه شومىاش استمرار داشت، تندبادى سخت و بسيار سرد [به عنوان عذاب] فرستاديم، كه مردم را [از زمين] برمىكند [و بعد از آن عذاب] گويى تنههاى نخلى بودند كه ريشه كن شدهاند. پس عذاب و هشدارهايم چگونه بود؟) (سوره مبارکه قمر آیه ۱۹ تا 21)
سیل و غرق شدن قوم نوح آیه ۶۴
«لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (59) قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (60) قالَ يا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ (61) أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (62) أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (63) فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً عَمِينَ (64)»
(به يقين، نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس به آنان گفت: اى قوم من! خدا را بپرستيد، كه شما را جز او معبودى نيست، من قطعاً از عذاب روزى بزرگ بر شما مىترسم. (59) اشراف و سران قومش گفتند: مسلماً ما تو را در گمراهى آشكار مىبينيم! (60) گفت: اى قوم من! هيچ گمراهى و انحرافى در من نيست، بلكه من فرستادهاى از سوى پروردگار جهانيانم. (61) پيامهاى پروردگارم را به شما مىرسانم، و براى شما خيرخواهى مىكنم و از سوى خدا حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد. (62) آيا تعجب كرديد كه بر مردى از جنس خودتان معارفى از سوى پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنيا و آخرت] بيم دهد، و تا شما پرهيزكارى كنيد و براى اينكه مورد رحمت قرار گيريد؟! (63) پس او را تكذيب كردند، ما هم او و كسانى كه در كشتى همراهش بودند، نجات داديم و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، غرق نموديم زيرا آنان گروهى كوردل بودند). (64) (سوره مبارکه اعراف)
سیل قوم سبا
«فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ (16) ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلاَّ الْكَفُورَ (17)»
(ولى [آنان از سپاس گزارى در برابر نعمت، و از فرمانها او و دعوت پيامبرشان] روى گرداندند، در نتيجه سيل [ويرانگر] «عرم» را بر ضد آنان جارى كرديم [كه دو باغ آباد راست و چپ منطقه را نابود كرد]، و ما آن دو باغ پر حاصلشتان را به دو باغستانى تبديل كرديم كه داراى ميوههايى تلخ و درخت شوره گز و چيزى اندك از درخت سدر بودند!! (16) اين [سيل ويران گر] را در برابر كفرشان به آنان كيفر داديم. آيا جز كفران كننده را كيفر مىدهيم؟ (17) (سوره مبارکه سبأ )
زمین لرزه قوم ثمود
«قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ (75) قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ (76) فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ (77) فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ (78)»
(اشراف و سران قومش كه تكبّر و سركشى مىورزيدند به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند، گفتند: آيا شما يقين داريد كه صالح از سوى پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: به طور يقين ما به آيينى كه فرستاده شده مؤمنيم. (75) مستكبران گفتند: ما به آيينى كه شما به آن ايمان آورديد، كافريم! (76) پس آن ماده شتر را پى كردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچى نمودند و به صالح گفتند: اگر از پيامبران هستى عذابى كه همواره به ما وعده مىدهى، بياور. (77) پس زلزلهاى سخت آنان را فرا گرفت، و در خانههايشان [به رو درافتاده] جسمى بىجان شدند! (78) (سوره مبارکه اعراف)
باران سنگ بر سر قوم لوط
«وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ (80) إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (81) وَ ما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ (82) فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ (83) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ (84)»
(و لوط را [به ياد آوريد] هنگامى كه به قومش گفت: آيا آن كار بسيار زشت و قبيح را كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است، مرتكب مىشويد؟! (80) شما [بدون توجه به حقوق همسران و غافل از اينكه نعمت غريزه جنسى براى بقاى نسل است] از روى ميل شديدى كه به آن [كار بسيار زشت] داريد به سوى مردان مىآييد، [نه فقط در اين كار متجاوز از حدود انسانيّت هستيد] بلكه در امور ديگر هم گروهى متجاوز هستيد. (81) وپاسخ قومش جز اين نبود كه به يكديگر گفتند: اينان را از شهرتان بيرون كنيد زيرا مردمانىاند كه همواره خود را پاك نشان مىدهند. (82) پس او و اهلش را نجات داديم مگر همسرش كه از باقىماندگان [در ميان كافران] بود. (83) و بر آنان بارشى [بىنظير از سنگهاى آتشين] بارانديم، پس با تأمل بنگر كه سرانجام گنهكاران چگونه بود؟! (84) (سوره مبارکه اعراف)
« وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً (40)»
يقيناً مشركان مكه بر شهرى كه [محل زندگى قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باريده شد، گذر كردهاند، پس آيا آنجا را نديدهاند؟ [چرا! ديدهاند] ولى [عبرت نگرفتهاند، چون] برانگيخته شدن [مردگان] را [براى رسيدن به پاداش اعمال] اميد و انتظار ندارند. (سوره مبارکه فرقان40)
«قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ (167) قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ (168) رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (169) فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (170) إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ (171) ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (172) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (173) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (174) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (175)»
(گفتند: اى لوط! اگر [از تبليغ دين] باز نايستى، حتماً تبعيد خواهى شد. (167) [لوط] گفت: بىترديد من از كار زشت شما به شدت متنفرم. (168) پروردگارا! مرا و خانوادهام را [از آثار، وزر و وبال] آنچه انجام مىدهند، نجات بده (169) پس ما او و خانوادهاش همگى را نجات داديم، (170) مگر پيرزنى در [ميان] باقىماندگان، (171) سپس ديگران را نابود كرديم، (172) و بارانى از سنگ گِل بر سر آنان بارانديم پس بد بود باران بيم دادهشدگان. (173) بىترديد در اين سرگذشت عبرتى بزرگ وجود دارد و قوم لوط بيشترشان مؤمن نبودند، (174) و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكستناپذير و مهربان است. (175) (سوره مبارکه شعراء)
«وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (54) أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (55) فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ (56) فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ (57) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (58)»
(و لوط را [ياد كن] هنگامى كه به قومش گفت: آيا اين عمل بسيار زشت را در حالى كه [وقت انجام دادنش با بىشرمى كامل به هم] نگاه مىكنيد، مرتكب مىشويد؟! (54) آيا شما از روى ميل و شهوت به جاى زنان با مردان آميزش مىكنيد؟ [شما براى اين كار زشت دليل و برهانى نداريد] بلكه شما گروهى نادان هستيد. (55) پس جواب قومش جز اين نبود كه گفتند: خاندان لوط را از شهرتان بيرون كنيد زيرا آنان مردمانىاند كه همواره خواهان پاكىاند. (56) پس او و خانوادهاش را نجاتداديم مگر همسرش را كه مقدر كرده بوديم در باقى ماندگان [در شهر براى هلاكت بماند.] (57) و بارانى از [سنگ گِل] بر آنان بارانديم، پس چه بد بود باران بيم داده شدگان. (58) (سوره مبارکه نمل)
«فَكُلاًّ أَخَذْنا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (40)»
(پس همه را به گناهانشان گرفتيم، بر برخى از آنان توفانى سخت [كه با خود ريگ و سنگ مىآورد] فرستاديم، و بعضى را فرياد مرگبار گرفت، و برخى را به زمين فرو برديم، و بعضى را غرق كرديم و خدا بر آن نبود كه به آنان ستم كند، ولى آنان بودند كه به خودشان ستم كردند. (سوره مبارکه عنکبوت40)
«كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ (33) إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ (34)»
(قوم لوط بيم دهندگان را تكذيب كردند. (33) ما بر آنان توفانى سخت كه با خود ريگ و سنگ مىآورد فرستاديم [در نتيجه همه را هلاك كرد]، مگر خاندان لوط را كه سحرگاهان نجاتشان داديم. (34) (سوره مبارکه قمر)
عذاب قوم ایکه
«إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَ لا تَتَّقُونَ (177) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (178) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (179) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ (180) أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ (181) .... فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (189) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (190) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (191)»
(هنگامى كه شعيب به آنان گفت: آيا [از سرانجام شرك و طغيان كه خشم و عذاب خداست] نمىپرهيزيد؟ (177) بىترديد من براى شما فرستادهاى امينم، (178) بنابراين از خدا پروا كنيد و از من فرمان ببريد، (179) من از شما بر ابلاغ رسالتم هيچ پاداشى نمىخواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانيان است، (180) پيمانه را كامل بدهيد و از كمفروشان نباشيد، (181) .... پس او را تكذيب كردند در نتيجه عذاب روز سايبان [يعنى روزى كه ابرى تيره و صاعقه زا سايه مىاندازد] آنان را فرا گرفت، همانا آن عذاب روزى بزرگ بود، (189) بىترديد در اين سرگذشت، عبرتى بزرگ وجود دارد و قوم شعيب بيشترشان مؤمن نبودند، (190) و يقيناً پروردگارت همان تواناى شكستناپذير و مهربان است. (191) (سوره مبارکه شعراء)/270/260/42/