استاد مسعودی هروان؛

بررسی تحلیلی روش و منش خوارج

جریان خوارج یک جریانی بوده است که از فهم غلط در دین ناشی شده بود چون آنها دین را درست یاد نگرفته بودند و منشأ نگرش آنها به دین فهم غلط بوده است، افکار خاصی پیدا کردند و تا آنجا پیش رفتند که در مقابل حجت الهی قرار گرفتند.

 

استاد محمد مسعودی هروان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به ایام شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام، به تبیین جریان خوارج و تفکرات آنها پرداخت.

 

وی ابتدای کلام را اینگونه آغاز کرد: جریان خوارج یک جریانی بوده است که از فهم غلط در دین ناشی شده بود چون آنها دین را درست یاد نگرفته بودند و منشأ نگرش آنها به دین فهم غلط بوده است، افکار خاصی پیدا کردند و تا آنجا پیش رفتند که در مقابل حجت الهی قرار گرفتند.

 

این استاد بزرگوار خاطرنشان کرد: در اسلام دو دسته هستند که به دین خیلی ضربه می زنند؛ یک دسته کسانی هستند که دین را «ناقص» یاد گرفتند و در کرسی تدریس دین نشستند؛ ضربه آنها به دین بسیار زیاد است چون نمی توانند تحلیل درستی داشته باشند؛ دسته دوم کسانی هستند که دین را «غلط» یاد گرفتند؛ فهم غلط از دین دارند و این دسته نیز به دین ضربه می زنند.

 

وی به عنوان شاهد بر گفتار خود، به بیانی از قرآن تمسک کرد و گفت: وقتی حضرت موسی علیه السلام با اصحاب خود به رود نیل رسیدند، می دانیم که لشکریان فرعون به آنها رسیدند و در این هنگام، به اعجاز موسی علیه السلام، آب شکافت و موسی علیه السلام و قومش نجات یافتند و فرعونیان غرق گشتند؛ در ادامه مسیر، بنی اسرائیل به قومی رسیدند که بت می پرستیدند؛ به موسی علیه السلام گفتند: خدایی مانند این خدا برای ما بیاور در این جا است که خداوند به این قوم لقب «جاهل» می دهد.

 

«وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ:» (و بنى‏اسرائيل را از دريا [يى كه فرعونيان را در آن غرق كرديم‏] عبور داديم پس به گروهى گذر كردند كه همواره بر پرستش بت‏هاى خود ملازمت داشتند، گفتند: اى موسى! همان گونه كه براى آنان معبودانى است، تو هم براى ما معبودى قرار بده!! موسى گفت: قطعاً شما گروهى هستيد كه جهالت و نادانى مى‏ورزيد.) (سوره مبارکه اعراف، 138)

 

استاد محمد مسعودی هروان در ادامه بر این نکته تأکید کرد: فهم غلط از دین خیلی به دین لطمه می زند، مخصوصا آنجا که عده ای دین را بد و غلط بفهمند و بر کرسی تکیه زنند و از قبال دین صحبت کنند و حکم برانند. از این رو خوارج از این دسته بودند که در کلام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به خوبی معرفی شده اند؛ در کتاب شریف کافی آمده است: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ مَنْ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم:‏ إِذَا رَأَيْتُمُ الرَّجُلَ كَثِيرَ الصَّلَاةِ كَثِيرَ الصِّيَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتَّى‏ تَنْظُرُوا كَيْفَ‏ عَقْلُهُ‏. (الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص26- تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.) 

امام صادق علیه السلام روایتی را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیان می دارد که حضرت فرمود: «اگر دیدید مردی زیاد نماز می خواند و زیاد روزه می  گیرد، به او مباهات نکنید بلکه ببینید که عقل او در چه کیفیتی هست! آیا می تواند حقّ و باطل را از هم تشخیص دهد!

 

وی خاطرنشان کرد: خوارج از این دسته بودند؛ گروهی بودند که بسیار عبادت می کردند؛ در آن جریان هست که ابن عباس زمانی که از سوی مولا مأمور شد تا با آنها صحبت کند، خیلی تعجب کرد؛ گفت: پیشانی هایی دیدم که از کثرت عبادت پینه بسته، کف دستها مثل زانوی شتر است، پیراهن های کهنه زاهد مآبانه و قیافه های بسیار جدی و مصمم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه تأکید کرد: اگر کسی اطلاع از فهم غلط آنها نداشته باشد، سریع فریب می خورد آنها شبیه بادامی هستند که از درون پوسیده است اما ظاهری زیبا دارد.

 

وی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان افکار خاصّ آنها پرداخت و گفت: خوارج افکار خاصی برای خود داشتند که در این رابطه به دو نکته اشاره می شود؛

 

استاد مسعودی ابتدا به جنبه عقیده ای آنها اشاره کرد و در این راستا بیان داشت: خوارج عقاید عجیبی پیدا کرده بودند؛ این افراد می گفتند: امر به معروف و نهی از منکر واجب است؛ این مطلبی است که همه مسلمانان معتقدند؛ اما با ذکر شرایط آن، یعنی امر به معروف و نهی از منکر باید در آنجا صورت بگیرد که زمینه اش وجود داشته باشد اما آنها می گفتند: امر به معروف و نهی از منکر هیچ قید و شرطی ندارد.

 

وی ادامه داد: آنها همه مسلمانان را کافر می شمردند؛ نه از آنها دختر می گرفتند؛ نه به آنها دختر می دادند؛ می گفتند: هیچ کس مسلمان واقعی نیست؛ از این رو همه را کافر می دانستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امیر المومنین علیه السلام با این جماعت درگیر شد؛ کسانی بودند که بسیار اهل عبادت بودند، اما فهم غلطی داشتند؛

 

استاد مسعودی در ادامه افزود: خوارج معتقد بودند که اگر کسی مرتکب گناه کبیره شد، کافر به حساب می آید. در حالی که مولا علی علیه السلام به آنها گوشزد کرد: ما می دیدیم که صحابه زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرتکب گناه می شدند، حضرت حدّ خدا را بر آنها جاری کرد؛ اگر حدّشان قتل بود، آنها را می کشت اما بعد از کشتن بر آنها نماز میت می خواند و آنها را تشییع و دفن می کرد. اگر حدّش قتل نبود بلکه شلاق بود، شلاق می زدند؛ اما در عین حال از بیت المال به آنها سهمی می دادند؛

 

وی افزود: از این رو شاهد هستیم که خوارج از دین برداشت غلطی داشتند و به آن عقاید غلط دچار گردیدند چنانچه مولا علی علیه السلام درباره آنها می فرماید: «وَ لَكِنَّا إِنَّمَا أَصْبَحْنَا نُقَاتِلُ‏ إِخْوَانَنَا فِي‏ الْإِسْلَامِ‏ عَلَى مَا دَخَلَ فِيهِ مِنَ الزَّيْغِ وَ الِاعْوِجَاجِ وَ الشُّبْهَةِ وَ التَّأْوِيلِ فَإِذَا طَمِعْنَا فِي خَصْلَةٍإ  يَلُمُّ اللَّهُ بِهَا شَعَثَنَاإ وَ نَتَدَانَى بِهَاإ إِلَى الْبَقِيَّةِ فِيمَا بَيْنَنَا رَغِبْنَا فِيهَا وَ أَمْسَكْنَا عَمَّا سِوَاهَا» (مولا در نهج البلاغه : « نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص179)

 

وی به جنبه دیگری از خوارج، یعنی رفتارهای غلط آنها اشاره کرد و گفت: ما با کسانی روبرو هستیم که اعوجاج در فکر دارند و نمی توانند درست تجزیه و تحلیل کنند و این نکته در رفتار عملی آنها هم هویدا می شود؛

 

استاد محمد مسعودی در این بخش از گفتگو به ماجرای عبدالله بن خبّاب پرداخت و گفت: عبدالله بن خَبّاب بن اَرَتّ از یاران امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام بوده است، وی در جنگ جمل و صفین در رکاب حضرت علی علیه السلام جنگید و پیش از جنگ نهروان به همراه همسرش و به دست خوارج به شهادت رسید. در تاریخ شهادت آنان را علت وقوع جنگ نهروان دانسته ‌اند. خوارج عبدالله و همسرش را که در مسیر بصره به کوفه بودند و قرآنی هم به گردنشان آویخته بودند؛ دستگیر کردند  و گفتند: «با همین قرآنی که بر گردن آویزان کردی، بر تو حکم می کنیم و تو را می  کشیم.»

 

عبدالله بن خباب گفت: «بیایید رجوع به قرآن کنید، قرآن هر که را زنده می کند، زنده بدارید و هر که را می کشد، بکشید.» می بینیم که چه حرف حکیمانه ای زد. بین آنها بحث طولانی ای در گرفت؛ در این جا نظر وی درباره را حضرت علی علیه السلام قبل از حکمیت و پس از آن را جویا شدند و وی را از شیفتگان حضرت علی علیه السلام یافتند. خوارج ابتدا به عبدالله امان داده و از او خواستند حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کند، عبدالله گفت: پدرم از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است: «بعد از من فتنه ‌ای پیش می‌آید که قلب مرد در آن می‌ میرد، همچنان که بدنش می‌ میرد، شب مؤمن است و روز کافر»

 

این حدیث به مذاق آنان خوش نیامد و گفتند: «به خدا سوگند، تو را طوری خواهیم کشت که قبل از تو کسی آن طور کشته نشده باشد.» آن گاه وی را گرفته و دست هایش را بستند. وی را همراه همسرش که حامله بود به زیر درخت خرمایی آوردند. در این هنگام خرمایی از آن درخت بر زمین افتاد، یکی از خوارج آن خرما را خورده و مورد اعتراض دوستانش قرار گرفت که آیا بدون اجازه خرمای دیگری را می‌خوری. مرد خرما را از دهان بیرون انداخت.

 

یکی از خوارج شمشیر کشید و خوکی از اهل ذمه را کشت. بعضی از همراهان معترض شدند. مردی که خوک را کشته بود، نزد صاحب آن رفته و صاحب آن را راضی کرد. ابن خباب وقتی کارهای آنان را دید گفت: «اگر شما در آنچه انجام می‌دهید، صادق باشید، آسیبی از شما به من نخواهد رسید. به خدا سوگند من در اسلام کاری انجام نداده‌ام که موجب بیرون رفتن من از اسلام گردد. من مؤمن هستم شما به من امان دادید». خوارج گفتند: «کشتن تو و این خوک برای ما یکسان است» و وی را به شهادت رسانده و خونش در آب جاری شد.

 

سپس به سراغ همسر عبدالله رفتند، وی گفت: من زنم؛ آیا از خدا نمی‌ترسید؟ اما آنان شکشمش را پاره کردند و جنین او را نیز سر بریدند. قاتل وی مسعر بن فدکی تمیمی بود. ابن خباب را اولین شهیدی می دانند که توسط خوارج کشته شد.

 

استاد مسعودی هروان به تناقضات رفتاری خوارج اشاره کرد و گفت: آنها از یک سو با دانه خرما آن رفتار را می کنند و با عبدالله بن خباب و همسر و جنین در رحم او چه رفتار می کنند. این اعمال ناشی از فهم غلط از دین است که سه بی گناه را می کشند؛ این افراد برای کشتن یک خوک، همدیگر را توبیخ می کنند یا برای خوردن یک دانه خرما حساسیت به خرج می دهند و تا مفسد فی الارض خواندن یکدیگر پیش می روند.

 

وی تأکید کرد: این جماعت که ظاهری آراسته نیز داشتند که بسیار غلط انداز بودند؛ از این رو است که در خطبه 93 از نهج البلاغه شریف، از کلام مولا امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه افضل صلوات المصلّین می خوانیم که ایشان تعبیر سنگینی در مورد این افراد دارند: «امَّا بَعْدَ حَمْدِ اللَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ أَيُّهَا النَّاسُ فَإِنِّي فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ وَ لَمْ يَکنْ لِيَجْتَرِئَ عَلَيْهَا أَحَدٌ غَيْرِي بَعْدَ أَنْ مَاجَ غَيْهَبُهَا وَ اشْتَدَّ کلَبُهَا...»

(پس از حمد و ثناي خداوندي، اي مردم، من چشم فتنه را کندم، پس از آن که ظلمت آن فتنه به نوسان و اضطراب افتاد و شر بيماري (کلب) آن شدت پيدا کرد. هيچ کس غير از من جرات نزديک شدن به آن فتنه را نداشت....)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از اول اسلام تاکنون بیشترین ضربه هایی که به دین وارد شده است از ناحیه چنین افرادی بوده است که فهم غلطی از دین داشتند و با این حال بر کرسی دین نشستند و حکم راندند. خوارج هم از آنها بودند که در مقابل امام زمان خودشان ایستادند و با امام زمانشان جنگیدند و حتی در این راه کشته دادند. 

 

 

استاد محمد مسعودی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بررسی معیاری برای تشخیص فهم صحیح دین اشاره کرد و گفت: اول اینکه همیشه افرادی هستند که دین را غلط می فهمند و تا آنجا پیش می روند که در مقابل دین می ایستند؛ در تاریخ هم داشتیم که اخباری ها برداشت غلط از دین داشتند و در مقابل علما ایستاده بودند؛

 

وی تاکید کرد: نکته در اینجاست که آنها که تبیین کننده دین هستند، باید خصوصیاتی را داشته باشند؛ خصوصیاتی که آقا امام حسن عسکری علیه السلام در کلام خود به آن اشاره کرده است: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُم‏»؛ (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)؛ ج‏2؛ ص458)

 

وی در ادامه یادآور شد: شناخت این افراد خیلی هم راحت نیست و باید با توجه به کلام بزرگان به شناخت این افراد پی ببریم. نکته اساسی در این قضیه این است که هر کسی نمی تواند به تشخیص درست و شناخت این افراد پی ببرد، از این رو امیرالمومنین علیه السلام بیان می دارد: من چشم فتنه را در آوردم اگر من نبودم  کسی جرأت نمی کرد با آنها جنگ کند، چون نمی توانستند تشخیص بدهند که اینها منحرفند_اینهایی که عبادات آنچنانی داشتند_تشخیص این انحراف با علمای بزرگ است.

 

استاد مسعودی خاطرنشان کرد: نکته دیگر آنکه گاه اختلاف در برخی از احکام فقهی فردی و جزئی است، مانند نجاست لکه خون در زرده تخم مرغ، هر دو نظر برای ما محترم است اما گاه مربوط به افکار و اعوجاجات و جریانات سیاسی است. افرادی که تشخیص درست ندارند در این موارد باید چشم به دهان بزرگان بدوزند و به تشخیص آنها در صحت عمل جریان ها توجه نمایند..270/260/43/

س, 02/23/1399 - 11:49