براندازی رژیم طاغوت و به تعبیر مقام معظم رهبری، به طوفان درآوردن اقیانوس مردم، کار هر کسی نبود، بلکه کاری توحیدی بود که ریشه در معرفت امام داشت. امام راحل ما بود که توانست حکومت شاهنشاهی را از بین ببرد. این مطلب به خاطر این بود که ایشان جامع بودند؛ جامعیتی که ریشه در توحید و عرفان حضرت امام داشت؛ به همین خاطر بود که امام اسباب عادی را نمی دیدند بلکه رو به مسبب الاسباب داشتند.
به مناسبت رحلت امام راحل رضوان الله تعالی علیه، استاد حسین فصیح نیا با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.
وی در ابتدای کلام در مورد شخصیت والای امام خمینی خاطرنشان کرد: حضرت امام رضوان الله تعالی علیه به معنای واقعی یک فقیه و به معنای واقعی عارف بودند.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: امام راحل ما بود که توانست حکومت شاهنشاهی را از بین ببرد. این مطلب به خاطر این بود که ایشان جامع بودند؛ جامعیتی که ریشه در توحید و عرفان حضرت امام داشت؛ به همین خاطر بود که امام اسباب عادی را نمی دیدند بلکه رو به مسبب الاسباب داشتند.
وی خاطرنشان کرد: براندازی رژیم طاغوت و به تعبیر مقام معظم رهبری، به طوفان درآوردن اقیانوس مردم، کار هر کسی نبود، بلکه کاری توحیدی بود که ریشه در معرفت امام داشت.
استاد حسین فصیح نیا در ادامه بیان شخصیت امام راحل رضوان الله تعالی علیه به بُعد سیاسی شخصیت ایشان اشاره کرد و افزود: امام را می توانیم به عنوان یک سیاستمدار واقعی و سیاستمدار رحمانی به جهان معرفی کنیم.
وی ضمن اشاره به اینکه سیاست امام همواره ریشه در دیانت ایشان داشت، کلام آیت الله جوادی آملی حفظه الله را یادآور شد که می گفتند: هر کس با فقه سیاسی وارد عرصه سیاست شود، سیاستمدار؛ و هر کس بدون فقه سیاسی وارد این عرصه شود، سیاست باز می شود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امام به معنای واقعی سیاستمدار بودند؛ امام به معنای واقعی مصداق این روایت شریف بود که می فرماید: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُم» (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج2، 458، احتجاج أبي محمد الحسن بن علي العسكري ع في أنواع شتى من علوم الدين، ص: 455)
وی در بخش دیگر به «وظیفه شناسی امام» اشاره نمود و افزود: حضرت امام در مقطعی وظیفه خودشان دانستند که شاگرد پروری کنند؛ در مقطعی وظیفه خودشان دانستند که قیام را شروع کنند و در اواخر عمر هم وظیفه و تکلیف خودشان دانستند که در عرصه سیاست و سیاستمداری حضور داشته باشند.
استاد فصیح نیا خاطرنشان کرد: امام رضوان الله تعالی علیه به مصداق واقعی مطیع خداوند متعال و معصومین علیهم السلام بود؛ آن چنان که آیه شریفه می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (اى اهل ايمان! از خدا اطاعت كنيد و [نيز] از پيامبر و صاحبان امر خودتان [كه امامان از اهل بيتاند و چون پيامبر داراى مقام عصمت مىباشند] اطاعت كنيد. و اگر درباره چيزى [از احكام و امور مادى و معنوى و حكومت و جانشينى پس از پيامبر] نزاع داشتيد، آن را [براى فيصله يافتنش] اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اين [ارجاع دادن] براى شما بهتر واز نظر عاقبت نيكوتر است.) (سوره مبارکه نساء 59)
وی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در بیان جریان اطاعت محض امام راحل از اولوالامر به خاطره مشهور آیت الله طالقانی رحمت الله علیه از امام راحل رضوان الله تعالی علیه اشاره کرد: مرحوم مرتضایی فر که خود در زمان تماس آیت الله طالقانی با امام خمینی در منزل آیت الله طالقانی حضور داشته و شاهد و شنونده مکالمه تلفنی آن دو بزرگوار بوده است، تأکید کرده است: «ما روز 21 بهمن 1357 در منزل آیتالله طالقانی نشسته بودیم. به ایشان گفتند: «امام پیام داده که مردم در خانه های خود نمانند، بیرون بریزند و به حکومت نظامی اهمیت ندهند.»
آقای طالقانی گفت: «امام مدت پانزده سال از ایران دور بودهاند و توجه ندارند که این دژخیمان رژیم چه بی رحم هستند. اگر مردم بیرون بریزند، همه را قتل عام میکنند؛ بنابراین صلاح در آن است که در منازل و خانه ها بنشینیم، ببینیم عاقبت کار چه میشود.»
بعد مرحوم طالقانی با امام حدود نیم ساعت تلفنی گفتگو کرد تا شاید امام را قانع کند که مردم را از خانه هایشان بیرون نیاورند. ما حرفهای آقای طالقانی را شنیدیم که سعی داشت امام را هرطور شده، از تصمیم خود مبنی بر بیرون آمدن مردم از خانهها و اهمیت ندادن به حکومت نظامی، منصرف نماید تا اینکه آقای طالقانی گوشی را گذاشت و در گوشه ای زانوانش را بغل گرفت و ساکت ماند. حتی سرش را روی زانوانش تکیه داد و به فکر فرو رفت. ما با خود گفتیم حتماً امام حرفی زده و مثلاً به ایشان گفته شما دخالت نکنید و ...؛
بنابراین آقای طالقانی ناراحت شده است امّا چیزی نگفتیم تا اینکه ایشان یک دفعه سر از زانوانش برداشت و به حال طبیعی و عادی برگشت. سؤال کردیم: «آقا چه شده؟ آیا امام به شما پرخاش کردند یا حرفی گفتند که شما ناراحت شدید؟»
آقای طالقانی گفت: «نه؛ نه؛ اصلاً مسأله این نیست. من اصرار کردم که امام اعلامیه هایش را پس بگیرد و امام هرچه می گفت، من قانع نمیشدم؛
در آخر فرمود: «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان عج است.» تا امام این جمله را گفت، من به خود لرزیدم و بیاختیار گوشی را گذاشتم و حالم دگرگون شد.»/270/260/21/