امام سجاد (ع) فرمود: خبر داد مرا پدرم از پدرش از رسول خدا (ص) که آن حضرت فرمود: چون فرزند من جعفر بن محمد بن علی بن الحسین (ع) متولد شود او را صادق نامید، زیرا که پنجم از فرزندان او جعفر نام خواهد داشت و به دروغ و افتراء دعوی امامت خواهد کرد و او نزد خدا جعفر کذاب یعنی افتراء کننده بر خدا است.»
به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام، استاد مهدی عینی، از اساتید حوزه علمیه قم، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.
بخش اول: زندگانی نامه
وی بخش اول این گفتگو را به زندگانی نامه حضرت صادق علیه السلام اختصاص داد و افزود: نام مبارک ایشان جعفر بن محمد است و لقبشان: صادق، مصدّق، محقق، کاشفالحقایق، فاضل، طاهر، قائم، منجی، صابر است و کنیه هایشان: ابوعبدالله، ابواسماعیل، ابوموسی است.
وی اضافه نمود: نام مادر گرامیشان، فاطمه (ام فروه) و نام مبارک پدر بزرگوارشان، امام محمد باقر (ع) است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امام جعفر صادق (ع) طبق نقلی در ۱۷ ربیعالاول سال 83 هجری و طبق نقلی دیگر در ۷ یا ۸ رمضان سال 80 هجری در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول اکرم (ص) پا به عرصه گیتی گذاشتند.
وی افزود: محل تولد این امام بزرگوار مدینه منوره است و در سن 65 سالگی در 25 شوال یا 25 رجب سال 148 هجری توسط منصور دوانقی به وسیله زهر به شهادت رسید و محل دفن ایشان قبرستان بقیع است.
استاد عینی خاطرنشان کرد: ایشان پس از وفات پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (ع) در سال ۱۱۴ هجری امامت و رهبری شیعیان را بر عهده گرفتند.
وی بیان کرد: درباره نامگذاری ایشان به صادق، ابن بابویه و قطب راوندی از امام زین العابدین (ع) روایت کرده اند: «از حضرت سوال شده است، چرا امام صادق (ع) را به خصوص صادق می نامند و حال آنکه همه شماها صادق و راستگو هستید؟
امام سجاد (ع) فرمود: خبر داد مرا پدرم از پدرش از رسول خدا (ص) که آن حضرت فرمود: چون فرزند من جعفر بن محمد بن علی بن الحسین (ع) متولد شود او را صادق نامید، زیرا که پنجم از فرزندان او جعفر نام خواهد داشت و به دروغ و افتراء دعوی امامت خواهد کرد و او نزد خدا جعفر کذاب یعنی افتراء کننده بر خدا است.» (قمی، منتهی الآمال، ص ۱۳۷)
بخش دوم: فضائل و مناقب
استاد مهدی عینی بخش دوم از این گفتگوی صمیمانه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید را به بیان فضائل و مناقب آقا امام جعفر صادق علیه السلام اختصاص داد.
وی خاطرنشان کرد: فضائل و مناقب حضرت آن قدر زیاد است که نتوان آنها را شمارش کرد اما به برخی از آنها اشاره می کنیم:۱. مرحوم شیخ عباس قمی در منتهی الآمال نقل کرده است: آن حضرت مجلسی داشت، از برای عامه و خاصه و مردم از اقطار عالم به خدمتش میرسیدند و از حضرتش از حلال و حرام و از تأویل قرآن و فصل الخطاب سوال می نمودند و احدی از خدمتش بیرون نمی آمد مگر با جوابی که مرضی و پسندیده اش بود. (همان، ص ۱۴۰)
۲. روایت شده که روزی یکی از اصحاب حضرت صادق (ع) بر آن حضرت وارد شد. دید آن جناب پیراهنی پوشیده که گریبان آن را وصله زده اند، آن مرد پیوسته نظرش بر آن پینه بود و گویا از پوشیدن پیراهن توسط حضرت تعجب داشت. حضرت فرمود: چه شده تو را، که نظر به سوی من دوخته ای؟ گفت: نظرم به پینه ای است که در گریبان پیراهن شما است. فرمود: بردار این کتاب را و بخوان آن چیزی که در آن نوشته است.
راوی گفت: مقابل آن حضرت یا نزدیک آن حضرت کتابی بود پس آن مرد نظر افکند در آن دید نوشته است در آن: لاایمانَ لِمَن لاحَیاءَ لَهُ وَ لامالَ لِمَنْ لاتَقْدیرَ لَهُ وَ لاجَدیدَ لِمَنْ لاخَلِقَ لَهُ؛ ایمان ندارد کسی که حیاء ندارد، و مال ندارد کسی که در معاش خود تقدیر و اندازه ندارد، و نو ندارد کسی که کهنه ندارد. (همان، ص ۱۴۳)
۳. از مشکاة الأنوار نقل است که مردی خدمت حضرت صادق (ع) رسید و عرض کرد: پسر عمویت فلان، اسم جناب تو را برد و نگذاشت چیزی از بدگویی و ناسزا مگر آنکه برای تو گفت. حضرت کنیز خود را فرمود که آب وضو برایش حاضر کند، پس وضو گرفت و داخل نماز شد. راوی گفت: من در دلم گفتم که حضرت نفرین خواهد کرد بر او، پس حضرت دو رکعت نماز گذاشت و گفت: ای پروردگار من! این حق من بود من بخشیدم برای او و تو جود و کرمت از من بیشتر است پس ببخش او را و مگیر او را به کردارش و جزا مده او را به عملش، پس رقت کرد آن حضرت و پیوسته برای او دعا کرد و من تعجب کردم از حال آن جناب. (همان، ص ۱۴۴)
۴. ابن شهر آشوب از ابوجعفر خثعمی نقل کرده که گفت: حضرت امام جعفر صادق (ع) همیانی زر به من داد و فرمود: این را بده فلان مرد هاشمی و مگو کدام کس داده. راوی گفت: آن مال را چون به آن مرد دادم گفت: خدا جزای خیر دهد به آنکه این مال را برای من فرستاده که همیشه برای من میفرستد و من به آن زندگانی میکنم و لکن جعفر صادق (ع) یک درهم برای من نمیدهد با آنکه مال بسیار دارد. (همان، ص ۱۴۵)
بخش سوم: کلمات حکمت آمیز
استاد مهدی عینی، از اساتید حوزه علمیه قم بخش سوم این گفتگو را به بیان کلماتی از فرموده های آقا امام صادق علیه السلام اختصاص داد: ۱. «قَالَ: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً زَهَّدَهُ فِي الدُّنْيَا وَ فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَهَا وَ مَنْ أُوتِيَهُنَّ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»؛ چون خدا خير بنده اى را خواهد، او را نسبت بدنيا بى رغبت و نسبت بدين دانشمند كند و به عيوب دنيا بينايش سازد، و بهر كه اين خصلت ها داده شود، خير دنيا و آخرت داده شده. (کلینی، الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص 130، ح ۱۰)
۲. [امام صادق (ع)] به حمران بن اعین فرمود: اى حمران! نظر کن به کسى که پست تر از تو است در تـوانگرى و توانایى و نظر مکن به کسى که بالاتر از تو است، پس هرگاه به آنچه گفتم رفتار کنى قانع تر خواهى شد، به آنچه قسمت و روزى تو شده و سزاوار است براى ایـنـکـه مـسـتـوجـب شـوى زیـادى را از پـروردگـار خـود؛ و بـدان کـه عـمـل دائم و کـم بـا یـقـیـن بـهتر است نزد خدا از عمل بسیار به غیر یقین؛ و بدان که نیست ورعـى با منفعت تر از اجتناب کردن از محارم الهى و ترک کردن اذیت مؤمنان و غیبت ایشان و نـیـست عیشى گواراتر از حسن خلق و نیست مالى با نفعتر از قناعت به چیز کافى و نیست جهلى با ضررتر از عجب و خودپسندى. (قمی، منتهی الآمال، ص ۱۴۸)
۳. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ؛ ای اسحاق بن عمار، چنان از خدا بترس كه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند .(کلینی، الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص 68، ح ۲)
۴. قَالَ علیهالسلام: لَا يَصْلُحُ الْمُؤْمِنُ إِلَّا عَلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ التَّفَقُّهِ فِي الدِّينِ وَ حُسْنِ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرِ عَلَى النَّائِبَةِ؛ امام صادق علیهالسلام فرمود: مؤمن جز به سه خصلت نیک نشود: فهم عمیق در دین، اندازهدارى نیکو در زندگانى و بردبارى بر ناگوارى. (حرانی، تحفالعقول، ص۳۵۸)
بخش چهارم: حیات علمی
این استاد حوزه علمیه قم در بخش چهارم از گفتگو که به مناسبت شهادت آقا امام صادق (ع) انجام می گیرد، به حیات علمی حضرت پرداخت: درباره شخصیت علمی امام صادق (ع) همه بزرگان اعم از شیعه و سنی معنقدند که امام صادق (ع) از علوم فراوان و متنوع برخوردار است و تلاش گسترده ای در تربیت شاگردان فرهیخته ایفا کرده است.
وی افزود: جاحظ یکی از دانشمندان بزرگ اهلسنت درباره شخصیت علمی امام صادق (ع) مینویسد: «امام صادق (ع) چشمه های دانش و حکمت را در روی زمین شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود که بیش از او معهود نبود و جهان از دانش او سرشار گردید.»
وی خاطرنشان کرد: از دیگر بزرگان اهل سنت از جمله مالک بن انس، ابوحنیفه، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، ابنجریح، روح بن قاسم و...، که از شاگردان بلاواسطه یا مع الواسطه ایشان بودند، در مورد شخصیت علمی او اظهار نظر کردند و با افتخار تمام شاگردی خود را در محضر امام صادق (ع) بازگو می کردند.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: فعالیتهای علمی امام صادق (ع) به قدری پُربار و فراگیر بود که از مذهب شیعۀ اثناعشری با عنوان مذهب جعفری نام برده میشود.
استاد مهدی عینی اضافه نمود: در عرصه علمی می توان به چند مورد از مهم ترین خدمات و فعالیت های حضرت اشاره کرد:
۱. مبارزه با غلو و غلات
این استاد حوزه علمیه نخستین مورد از خدمات حضرت علیه السلام در عرصه های علمی را «مبارزه با غلو و غلات» دانست و افزود: در عصر امام صادق (ع) غلو و غالیان، رشد چشم گیری پیدا کردند.
وی افزود: این مسئله، سبب ایجاد شک، تردید و بدبینی مردم نسبت به جایگاه رفیع اهل بیت (ع) و شیعیان واقعی آنان میشد، زیرا عقاید غلات با معارف اهل بیت (ع) هم سویی نداشت و اعمال و رفتار آنان نیز با اعمال و رفتار شیعیان واقعی همراستا نبود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این امر موجب شد تا امام صادق(ع) در کنار فعالیت های علمی دیگر، با غلات مبارزه نمایند و مردم را از هر گونه ارتباط گیری و متابعت از آنها در اعتقاداتشان بر حذر بدارند، زیرا هرگونه ارتباط با غلات، اثرات سوء اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی به دنبال داشت.
وی در همین رابطه به کلامی از حضرت علیه السلام اشاره کرد: «با غلات، نشست و برخاست نداشته باشید و با آنان هم غذا نشوید و دست دوستی به سوی آنها دراز نکنید و به مبادله فرهنگی و علمی با آنان نپردازید.» (طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج2، ص586)
استاد عینی افزود: بنابراین برای مصون ماندن شیعه از این گونه عقائد خرافی، باطل و عدم اختلاط آن عقائد بی اساس با معارف ناب شیعی، امام صادق (ع) آشکارا به ابطال عقائد آنها پرداخته و آنها را از ریشه بی اساس معرفی کردند.
وی افزود: آقا امام صادق علیه السلام با این کار مسیر روشن شیعه را از مسیر تاریک غلات جدا کردند و اگر چنین مبارزه ای توسط حضرت صورت نمی گرفت، الان مذهب شیعه دستخوش عقائد آنها قرار گرفته بود و جز خرافات و اباطیل، چیز دیگری برای معارف و اعتقادات شیعه باقی نمانده بود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ایشان به شیعیان سفارش می نمودند که مواظب جوانان خویش باشند تا تحت تأثیر افکار و عقاید غلات قرار نگیرند: «جوانتان را از غلات دور نگاه دارید تا آنان را فاسد نکنند. غلات بدترین خلق خدا هستند. از عظمت خدا می کاهند و بر بندگان او اثبات الوهیت میکنند.» (طوسى، الأمالی، ص650)
وی افزود: مبارزه امام صادق (ع) با غلو و غلات به منظور شناخت صحیح از جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) بود تا در این زمینه افراط و تفریطی صورت نگیرد و آنها را از مقام عبودیت به مقام خدایی نرسانیم و از طرف دیگر مقاماتی را که در آیات و روایات برای آنها بیان شده انکار نکنیم.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه به کلامی از مولا امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه اشاره کرد که فرمودند: «هَلَكَ فِيَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ» درباره من دو دسته هلاک شدند: یکی، دوستی که غلو کرد و دیگری، دشمنی که مقامم را پایین آورد. (سید رضی، نهج البلاغة، ص ۴۲۷، حکمت ۱۱۳)
۲. تأسیس دانشگاه بزرگ علمی و معرفتی
استاد مهدی عینی دومین مورد از آثار وجودی آقا امام صادق (غ) را «تأسیس دانشگاه بزرگ علمی و معرفتی» عنوان کرد.
وی افزود: امام صادق (ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی که در دولت عباسی به وجود آمده بود و با ملاحظه نیاز شدید جامعه و آمادگی اجتماعی، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر(ع) را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این حوزه عظیم و وسیع، در رشته های مختلف علوم عقلی و نقلی آن روز شاگردان بزرگ و برجسته ای همچون: هشام بن حکم، محمد بن مسلم، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مفضل بن عمر و جابر بن حیان تربیت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار صد هزار نفر نوشته اند. (شیخ مفید، الارشاد، ص271)
وی اضافه نمود: هر یك از این شاگردان شخصیت های بزرگ علمی و چهره های درخشانی بودند كه خدمات بزرگی انجام دادند.
استاد عینی افزود: گروهی از آنان دارای آثار علمی و شاگردان متعددی بودند. به عنوان نمونه «هشام بن حكم» سی و یك جلد كتاب نوشته است؛ (سیداحمد صفائی، هشامبنالحکم مدافع حریم ولایت، ص19)
وی افزود: «جابر بن حیان» نیز بیش از دویست جلد (ابن ندیم، الفهرست، قاهره، ص ۵۱۲ - ۵۱۷) در زمینه علوم گوناگون بخصوص رشته های عقلی، طبیعی و شیمی كه آن روز كیمیا نامیده می شد، تصنیف كرده بود كه به همین خاطر، به عنوان پدر علم شیمی مشهور شده است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: كتاب های جابر بن حیان به زبان های گوناگون اروپایی در قرون وسطی ترجمه گردید و نویسندگان تاریخ علوم همگی از او به عظمت یاد می كنند.
وی افزود: امام صادق (ع) با تمام جریان های فکری و عقیدتی آن روز برخورد کرد و موضع اسلام و تشیع را در برابر آنها روشن ساخته و برتری بینش اسلام را ثابت نمود.
استاد عینی خاطرنشان کرد: شاگردان دانشگاه امام صادق(ع) منحصر به شیعیان نبودند بلکه از پیروان سنت و جماعت نیز از مکتب آن حضرت بهرهمند میشدند. (مهدی پیشوایی، سیرۀ پیشوایان، ص359)
وی اضافه نمود: در رأس این پیشوایان، ابوحنیفه قرار دارد که دو سال شاگرد امام بوده است. او این دو سال را پایۀ علوم و دانش خود معرفی میکند و میگوید: «لولا السنتان لهلک نعمان» اگر آن دو سال نبود نعمان هلاک میشد. (شیخ مفید، الارشاد، ج1، ص70)
این استاد حوزه علمیه قم افزود: امام صادق(ع) هریک از شاگردان خود را در رشته ای که با ذوق و قریحۀ او سازگار بود، تشویق و تعلیم میکرد و در نتیجه، هرکدام از آنها در یک رشته یا دو رشته از علوم مانند حدیث، تفسیر و علم کلام تخصص پیدا میکردند. (مهدی پیشوایی، سیرۀ پیشوایان، ص360)
وی خاطرنشان کرد: الان هم شاگردان امام صادق (ع) در حوزه های علمیه در رشته های گوناگون اعم از فقه و اصول و فلسفه و کلام و ... مخصوصا فقه های مضاف و تخصصی اعم از فقه اقتصاد، حقوق، قضا، تربیت، خانواده، سیاست و ... مشغول به تحصیل و تدریس هستند.
وی افزود: این پویایی مکتب جعفری را میرساند که همچنان در تکاپو و بالندگی است هر چند گاهی مطالبی از زبان برخی غافلان یا جاهلان و غیر اهل فن در مورد ناکارآمدی فقه یا حوزه های علمیه بازگو می شود.
استاد عینی اضافه نمود: این امر، به دلیل غرض ورزی یا حداقل بی اطلاعی آنها از فعالیت علمی حوزویان و شاگردان امام صادق (ع) در عرصه های گوناگون علمی است.
وی خاطرنشان کرد: به جرأت می توان گفت، ورود شاگردان امام صادق (ع) به ساحت های گوناگون علمی و معرفتی نسبت به زمان امام صادق (ع) نه تنها کمتر نشده بلکه به مراتب بیشتر شده است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: ورود علما، فضلا و طلاب به مسائل روز همچون مسائل اقتصادی، تربیتی و اخلاقی، حقوقی، قضائی، مشاوره، روان شناختی و ... از نمونه فعالیت های حوزه های علمیه در عصر حاضر است که به معضلات و مشکلات اساسی جامعه پرداخته و در صدد کاهش و رفع آنها است.
وی خاطرنشان کرد: ورود به مسائل کلان اقتصادی همچون مباحث مربوط به تولید، توزیع و مصرف، بانکداری و بورس در حوزه اقتصادی و مباحث خانواده و مشاوره با رویکرد اسلامی در حوزه تربیت و مباحثه های علمی در زمینه های گوناگون سیاسی در حوزه سیاست و پژوهش های دقیق حقوقی و قضائی در حوزه حقوق و قضا و ... از جمله همین مسائلی است که حوزویان در این سال های اخیر بدان پرداخته و به دستاوردهای خوبی در این زمینه ها رسیده اند.
استاد مهدی عینی افزود: این بدان معنا نیست که همه مشکلات در این زمینه ها حل شده و مشکلی باقی نمانده است. خیر، بلکه تا نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم.
وی در ادامه افزود: اما خود این حرکت و سیر حوزه های علمیه تحت رهنمودهای مقام معظم رهبری و مراجع عظیم الشان شیعه در مسیر تخصصی شدن رشته های حوزوی و پرداختن به ریز موضوعات و مسائل بین رشته ای در کنار بررسی موضوعات و مسائل کلان نشان از این واقعیت دارد که دانشگاه بزرگ امام صادق (ع) همچنان در همان مسیر چشم اندازی که رئیس مذهب جعفری آن را ترسیم کرد، در حال حرکت و به روز شدن است و جدای از مسائل روز جامعه نیست.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر تحقیقات علمی و پژوهشی حوزه های علمیه بیش از پیش در متن جامعه و مورد توجه مسئولان و مدیران ارشد و تصمیم گیران کشور قرار گیرد، قطعا این تلاشها حرکت بالنده تر و سرعت فزاینده تری جهت حل معضلات و مسائل جامعه به خود خواهد گرفت.
وی افزود: با ادامه راه، به زودی در عرصه جهانی و بین المللی شاهد فتح قله های علم و دانش در همه زمینه ها خواهیم بود و به عنوان برترین قدرت علمی جهان قرار خواهیم گرفت.
وی در همین زمینه خاطرنشان کرد: این امر بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی در برخی زمینه ها به تحقق رسیده است. آری، این ادعایی است که با مدد الهی و عنایات حضرات معصومین (ع) و تلاش نخبگان ما به زودی به وقوع می پیوندد و شاهد به اهتزاز درآمدن پرچم علمی کشورمان در سرتاسر دنیا خواهیم بود. انشاءالله.
۳. مناظرات امام صادق (ع)
استاد مهدی عینی در ادامه بیان از ثمرات آقا امام صادق (ع)، به مناظرات حضرت اشاره کرد.
وی در این باره افزود: عصر امام صادق (ع) را میتواند عصر تضارب آراء، اندیشهها، افکار، پیدایش فرق و مذاهب گوناگون نامید که به دلیل برخورد فرهنگ و معارف ناب و عمیق اسلامی با عقاید و آرای فلاسفه و دانشمندان یونان و فرقه های ساختگی پدید آمده بود.
وی خاطرنشان کرد: امام صادق (ع) جهت معرفی اسلام و مبانی محکم شیعه مناظرات متعددی با سران و پیروان این فرقهها و مذاهب برگزار میکردند و با استدلال های متقن، منطقی و مستحکم، عقاید آنان را ابطال و حقانیت اصول و مبانی شریعت اسلام و معارف و عقائد تشیع را اثبات می کردند.
بخش پنجم: حیات سیاسی
استاد مهدی عینی از اساتید حوزه علمیه قم در بخش پنجم از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به حیات سیاسی حضرت اشاره کرد.
وی افزود: موقعیت زمانی امام صادق (ع) موجب شد تا حضرت بیشتر به فعالیت های علمی، فرهنگی و تربیت شاگردان در عرصه های مختلف علم و دانش بپردازد تا جایی که فقه شیعه به فقه امام صادق (ع) و مذهب شیعه به مذهب جعفری شهرت یافت.
وی خاطرنشان کرد: امّا این موضوع باعث نشد تا ایشان نسبت به وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانش غافل شود و اینکه برخی مدعی شده اند که ایشان برخورد منفعلانه با اوضاع سیاسی زمان خود داشته، مطلب نادرستی است.
این ستاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: ائمه علیهم السلام در تمام دوران مبارزات، نارضایتی و عدم همراهی خود را با حکومت خلفای وقت ابراز می کردند؛ هم زمان با شکل گیری قیام عباسیان بر ضد امویان، رهبری شیعیان به عهده امام صادق (ع) بود در حالی که ۱۸ سال از امامت حضرت می گذشت.
وی اضافه نمود: بخشی از زندگانی امام صادق (ع) با دوران خلافت سفاح، اولین خلیفه عباسی همزمان بود که دوران استحکام خلافت عباسیان نیز به شمار می رود.
وی خاطرنشان کرد: در دوران منصور که به تدریج حکومت عباسیان رو به تثبیت مىرفت، برخورد آنان با امام صادق (ع) نیز سختگیرانه تر مىشد؛
این استاد حوزه علمیه افزود: منصور عباسى که به شدت نسبت به امام (ع) کینه داشت، او را سخت تحت نظر گرفت، ولى امام (ع) با همه سخت گیرىها در تبیین اندیشه دینى، در نامشروع بودن حاکمیت عباسیان و محق بودن امامت الهى امامان شیعه، هیچ گاه غفلت نورزید.
وی افزود: امام (ع) ضمن رعایت اصل تقیه و وسعت بخشیدن به آن، مى کوشید تا حد امکان از تعامل با حکومت اجتناب کند که این عمل مورد اعتراض خلیفه عباسى بود؛
استاد عینی افزود: روزى منصور عباسى به آن حضرت اعتراض کرد که چرا مانند دیگران به دیدار او نمىرود؟ امام (ع) در جواب فرمود: ما کارى نکرده ایم که به خاطر آن از تو بترسیم. از امر آخرت نیز چیزى نزد تو نیست که به آن امیدوار باشیم و این مقام تو در واقع نعمتى نیست که آن را به تو تبریک بگوییم و تو نیز آن را مصیبتى براى خود نمىدانى که تو را دلدارى دهیم؛ پس پیش تو چه کار داریم؟! (اربلی، ج ۲، ص ۲۰۸).
وی خاطرنشان کرد: این موضع گیرى امام (ع) اعلام نارضایتى ایشان از حکومت بود. حضرت بر اساس اندیشه اسلامى در رسمیت نشناختن و نامشروع دانستن حکومت عباسى، به قرآن و روایات استناد مىکرد.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: آن حضرت مانند پدرانش اعتقاد خود را مبنی بر این که امامت حق منحصر به فرد او بوده و دیگران آن را غصب کرده اند، پنهان نمی داشت.
وی افزود: برخورد بعضی از اصحاب ایشان در مورد واجب الإطاعه بودن آن حضرت، نشانگر اعتقاد راسخ شیعیان به این امر است. در واقع این اعتقادات ناشی از تعالیم آن حضرت می باشد.
استاد عینی در همین رابطه به حدیثی از حضرت اشاره کرد: اسلام بر پنج اصل استوار است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت. زراره میگوید: پرسیدم کدام یک از اهمیت بیشتری برخورداراست؟ فرمود: ولایت؛ زیرا ولایت کلید اصول دیگر است و والی کسی است که مردم را به این مطالب هدایت کند (عاملی، ج ۱، ص ۸).
وی در ادامه افزود: در این روایت، ولایت به عنوان اصلی مطرح شده که اجرای دیگر اصول در گرو وجود آن است. این نوع اعتقاد برای منصور بسیار خطرناک بود. از این رو منتظر فرصتی بود تا به بهانه ای امام را به شهادت برساند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: خلفای عباسی عمدتاً به وسیله آیه شریفه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم» تلاش می کردند تا اطاعت از خود را در ردیف اطاعت از خدا و پیغمبر قرار دهند.
وی در اداممه همین بحث افزود: اما هنگامی که حسن بن صالح درباره تفسیر این آیه از امام صادق (ع) پرسید، ایشان فرمودند: منظور ما امامان از اهل بیت رسول خدا (ص) هستیم. (طباطبایی، ج۴، ۶۵۵)
استاد عینی اضافه نمود: امام صادق (ع) با بیان این که امامت حق وی است سعی می کرد که سلسه امامان بعد از پیامبر اکرم (ص) را برای مردم بیان کنند و به این گونه هم خلافت امویان و هم خلافت عباسیان را زیر سوال ببرند و مسیر امامت را برای آینده امت اسلامی نیز ترسیم کنند.
وی تأکید کرد: با یک نگاه تحلیلی به سیره آن حضرت درمی یابیم، در عین حال که امام صادق (ع) متعرض امر حکومت و خلافت نشد، اما با خلفا کنار هم نیامد.
وی افزود: مبارزه مخفی ایشان نوعی جنگ سرد بود. معایب و مظالم خلفا همه به وسیله امام صادق (ع) در دنیا پخش شد. علاوۀ بر این، فعالیتهای علمی فکری امام بزرگ ترین مبارزه ریشه ای، با مخالفان ولایت اهل بیت و شیعیان بود.
استاد مهدی عینی، از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه به برخی از دلایل و شواهد دال بر مبارزات و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی امام صادق (ع) اشاره کرد:
۱. منع شیعیان از همکاری با بنیعباس
وی در اولین دلیل، خاطرنشان کرد: امام (ع) برخورد جدی تند و جسورانه و کاملاً تهاجمی با خلفای جور همچون منصور داشتند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: امام یاران خود را از نزدیکی و همکاری با دربار خلافت باز میداشت.
وی اضافه نمود: روزی یکی از یاران امام (ع) رسید و عرض کرد: برخی از ما شیعیان گاهی دچار تنگدستی و سختی معیشت میگردد و به او پیشنهاد میشود که برای بنی عباس خانه بسازد، نهر بکند؛ این کار از نظر شما چگونه است؟
امام فرمود: «من دوست ندارم که برای آنها گرهی بزنم یا در مشکی را ببندم، هرچند در برابر آن، پول بسیاری بدهند؛ زیرا کسانی که به ستمگران کمک کنند در روز قیامت در سراپرده ای از آتش قرار داده میشوند تا خدا میان بندگان حکم کند.»
وی افزود: در جایی دیگر امام صادق (ع) میفرماید: «در ولایت والی حجاز هر چه حق است پایمال میشود و از یاد میرود و هر چه باطل است زنده میشود و ستم و تباهی و جور ظهور پیدا میکند و کتاب های آسمانی کنار گذارده میشود، و پیامبران و مومنان به قتل میرسند و مساجد ویران میشود، و سنت خدا و شرایع او دگرگون میگردد.
به همین جهت است که کار کردن با حاکمان جائر و کمک رساندن به آنان و کسب کردن با ایشان حرام است، مگر به مقدار ضرورت، همچون ضرورتی که خوردن خون و مردار را حلال میکند.» (حسنبنشعبه حرانی، تحف العقول، ص332)
۲. منع شیعیان از مراجعه به قضات دستگاه بنیعباس
استاد مهدی عینی در ادامه افزود: امام (ع)، شیعیان را از ارجاع مرافعه به قضات دستگاه بنی عباس نهی میکرد و احکام صادر شده از محکمه آنها را شرعاً لازم الإجرا نمیشمرد.
وی اضافه نمود: امام به فقیهان و محدثان هشدار میداد که به دستگاه حکومت، وابسته نشوند و میفرمود: فقیهان امنای پیامبرانند، اگر دیدید به سلاطین روی آوردند به آنان بدگمان شوید و اطمینان نداشته باشید. (مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص399)
۳. اعزام نمایندگان به مناطق گوناگون
استاد عینی خاطرنشان کرد: از جمله فعالیت های سیاسی آن حضرت، ارسال نمایندگان به مناطق گوناگون است.
وی افزود: از آن جمله، شخصی از اهل کوفه به نمایندگی از طرف امام به خراسان رفت و مردم را به ولایت او دعوت کرد. جمعی پاسخ مثبت دادند و اطاعت کردند و گروهی سرباز زدند و منکر شدند و دستهای بهعنوان احتیاط و پرهیز از فتنه دست نگه داشتند. در این فتنه، فرستاده امام، اهل کوفه و منطقه مأموریت خراسان بوده در حالی که امام در مدینه اقامت داشته است. این وسعت حوزه فعالیت سیاسی امام را نشان میدهد. (مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص378)
۴. برخورد و مبارزه با منصور دوانقی
این استاد حوزه علمیه قم افزود: امام (ع) از رفت و آمد به دربار منصور جز در مواردی سرباز میزد و به همین دلیل از طرف منصور مورد اعتراض قرار میگرفت.
وی افزود: چنانچه روزی به آن حضرت گفت: چرا مانند دیگران به دیدار او نمی رود؟ امام (ع) در جواب فرمود: «ما کاری نکردیم که به جهت آن از تو بترسیم و از امر آخرت پیش تو چیزی نیست که به آن امیدوار باشیم.» این گونه بود که امام نارضایتی خود را نسبت به حکومت او ابراز میداشت.
استاد عینی خاطرنشان کرد: همچنین حضرت به شیعه خود می فرمود: «بر تو باد که از همنشینی پادشاهان دوری کنی.»
وی افزود: امام با این گونه جملات، شیعیان را از همنشینی سلاطین برحذر میداشتند و نیز میفرمودند: «کفاره همکاری با سلطان (جائر)، نیکی به برادران است.» (رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص360)
وی در ادامه افزود: روزي منصور از آن حضرت پرسيد: اي ابا عبداللّه خدا پشه را برای چه آفريده است؟ فرمود: برای اين كه دماغ زورگويان را به خاک بمالد. (همان، ص369)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: سیدبن طاووس در کتاب مهج الدعوات چنین مینویسد: «منصور در دوران حکومتش هفت بار امام صادق (ع) را نزد خود احضار کرد.
گاهی در مدینه و در ربذه به هنگام عزیمت حج و دیگر بار در کوفه و بغداد و در همه این جریانات تصمیم بر قتل امام (ع) را داشت.» (محمدحسن مظفر، صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، ص167)
وی در پایان خاطرنشان کرد که در این گفتگو، مقاله «نگاهی به سیرۀ علمی و سیاسی امام صادق (ع)»، از آقای علی قنبریان، مورد استفاده قرار گرفته است./270/260/41/