استاد طواف زاده حقی مطرح کرد؛

بررسی دوره های مختلف فقه شیعی

دوره سوم، دوره تدوین آراء ائمه علیهم السلام به صورت مجموعه حدیثی است که از همان اصول اولیه از زمان امامین همامین، امام باقر و امام صادق علیهما السلام شروع شده است و توسط شاگردان این دو بزرگوار، عباراتی مکتوب شده که تحت عنوان جوامع اولیه حدیثی بوده است که به «اصول اربع مئه» معروف شده است.

 

به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام، استاد سید عبدالله طواف زاده حقی، از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.

 

وی این گفتگوی صمیمانه را با آیه ای از سوره مبارکه جمعه آغاز نمود: قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ» (اوست كه در ميان مردم بى‏سواد، پيامبرى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگى‏هاى فكرى و روحى‏] پاكشان كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد و آنان به يقين پيش از اين در گمراهى آشكارى بودند.) (سوره مبارکه جمعه، 2)

 

وی افزود: خداوند تعالی بعد از خلقت موجودات، برای هدایت بشر انسان هایی را به عنوان انبیاء اختیار کرد و اینها برگزیدگان خداوند متعال بر روی زمین هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: انبیای الهی بعد از امتحانات گوناگون و بعد از عمری عبادت های بسیار، مورد انتخاب خداوند متعال واقع شدند؛ چنان چه آیه شریفه می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ» (بى‏ترديد خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را [به خاطر شايستگى‏هاى ويژه‏اى كه در آنان بود] بر جهانيان برگزيد. (سوره مبارکه آل عمران، 33)

 

وی اضافه نمود: این برگزیدگان، شروعشان با حضرت آدم صفی الله، آغاز شد و ادامه یافت تا نوح نبی الله و حضرت ابراهیم خلیل و خاندان آل عمران تا اینکه سلسله انبیا با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به پایان رسید.

 

دوره اول: دوره تشریع احکام

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی در بخش دیگری از این گفتگو ضمن اشاره به تقسیم بندی فقه شیعه به ادوار چهارگانه، خاطرنشان کرد: دوره اول، دوره تشریع احکام بوده است که توسط خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم آغاز شده است.

وی در همین راستا به این آیه شریفه استناد کرد: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسى‏ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ» (از دين آنچه را به نوح سفارش كرده بود، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را به ابراهيم و موسى و عيسى به آن توصيه نموديم [اين است‏] كه: دين را برپا داريد و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشويد. بر مشركان دينى كه آنان را به آن مى‏خوانى گران است. خدا هر كس را بخواهد به سوى [اين‏] دين جلب مى‏كند، و هر كس را كه به سوى او بازگردد به آن هدايت مى‏كند، (سوره مبارکه شوری، 13)

 

دوره دوم: دوره تبیین احکام

این استاد سطوح خارج حوزه علمیه به دوره دوم، یعنی تبیین احکام پرداخت و افزود: این دوره توسط اوصیای آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم آغاز شده است. آن هم به نصّ آیات کریمه و روایات متواتر بین مسلمان ها با تمام فرقه هایی که دارند.

 

آیه مباهله (سوره مبارکه آل عمران، آیه  61)

وی در این راستا به اولین آیه یعنی آیه مباهله اشاره کرد که در بر طبق آن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام، نفس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم قلمداد شده است. «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» (پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما جانمان و جانتان(عزیز ترین کسان) را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.)

 

آیه تطهیر، (سوره مبارکه احزاب، آیه  33)

این استاد حوزه علمیه قم به دومین آیه یعنی، آیه تطهیر اشاره کرد که بر اساس آن خداوند متعال اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین را از هر گونه رجس و آلودگی پاک و طاهر برشمرده است «وَ قَرْنَ في بُيُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَکُمْ تَطْهيراً» (و در خانه های خود بمانید. و چنان که در زمان پیشین جاهلیت می‌کردند زینت‌های خویش را آشکار مکنید. و نماز بگزارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. ای اهل بیت، خدا می‌خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را پاک دارد.)

 

حدیث غدیر

وی در ادامه به روایاتی اشاره کرد که بر حجیت اهل بیت علیهم السلام و بالاخص امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره دارد: مضمون خطبه غدیر در طول قرن‌های متمادی، به چند صورت در منابع حدیثی و تاریخی شیعی و سنی نقل شده است. وجه اشتراک تمام آنها، اعلان ولایت حضرت علی علیه السلام است. عبارت « مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِی مَولاهُ» (هرکه من مولای او هستم، این علی مولای اوست.) در همه این نقل‌ها مشترک است. این بند از خطبه با عنوان حدیث غدیر معروف شده است.

 

حدیث ثقلین

استاد طواف زاده حقی در همین راستا به حدیث ثقلین اشاره کرد: حدیث ثَقَلین یا (دو گران سنگ) (دو گران سنگ)، یکی از حدیث‌ های متواتر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است.«انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض و انظروا کیف تخلفونی فیهما» (من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.)

 

حدّثنی الف باب

(عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ مُعَمَّرٍ الْعَطَّارِ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ ادْعُوا لِي خَلِيلِي- فَأَرْسَلَتَا إِلَى أَبَوَيْهِمَا فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِمَا رَسُولُ اللَّهِ ص أَعْرَضَ عَنْهُمَا ثُمَّ قَالَ ادْعُوا لِي خَلِيلِي فَأُرْسِلَ إِلَى عَلِيٍّ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ أَكَبَّ عَلَيْهِ يُحَدِّثُهُ فَلَمَّا خَرَجَ لَقِيَاهُ فَقَالا لَهُ مَا حَدَّثَكَ خَلِيلُكَ فَقَالَ حَدَّثَنِي أَلْفَ بَابٍ يَفْتَحُ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ.) (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 296)

 

حدیث مدینه العلم

این حدیث، با تعابیر مختلفی از راویان نقل شده است، از جمله: «أنا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیأت الباب؛» (من شهر دانش‌ ام و علی دروازه آن است؛ هر کس دانش می‌ جوید، باید از آن دروازه وارد شود.)

«أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فلیأته من بابه»؛ (من شهر دانش‌ ام و علی دروازه آن است. هر کس دانش می ‌جوید، باید از آن دروازه وارد شود.)

«أنا دار الحکمة و علی بابها»؛ (من خانه حکمت‌ ام و علی دروازه آن است.)

 

حدیث منزلت

«أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی.» (تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود)

 

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی بعد از اشاره به آیات و روایاتی که بر اساس آن حجیت امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت معصومین علیهم السلام معلوم می شود، به دوره دوم، یعنی دوره تبیین احکام اشاره کرد و افزود: دوره تبیین احکام توسط امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام آغاز شده است و تا زمان امام ششم، امام صادق علیه السلام ادامه یافته است.

 

امام صادق علیه السلام

این استاد سطوح حوزه علمیه در ادامه به اجمالی از زندگانی حضرت صادق علیه السلام اشاره کرد: ولادت ایشان در روز دوشنبه، هفدهم ربیع الاول 83 ه ق بوده است و شهادت ایشان بنا بر مشهور 148 ق و در 25 شوال؛ این روایت از نقل دیگر یعنی 15 رجب از شهرت بالاتری برخوردار است.

 

 

دوره سوم: دوره تدوین

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی بعد از پرداختن به دوره اول، تشریع احکام و دوره دوم، دوره تبیین احکام؛ به دوره سوم پرداخت.

 

وی افزود: دوره سوم، دوره تدوین آراء ائمه علیهم السلام به صورت مجموعه حدیثی است که از همان اصول اولیه از زمان امامین همامین، امام باقر و امام صادق علیهما السلام، توسط شاگردان این دو بزرگوار، عباراتی که مکتوب شده، تحت عنوان جوامع اولیه حدیثی بوده است که به «اصول اربع مئه» معروف است.

 

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: این «اصول اربع مئه» که در طبقه رابع فقهای عظام که طبقه اصحاب امامین همامین، امام باقر و امام صادق علیهما السلام شروع می شود حضرت امام صادق علیه السلام، همان مسیر پدر گرامیشان را ادامه دادند و برای تکمیل، تربیت و تعلیم شاگردان امام باقر علیه السلام بسیار کوشیدند.

 

وی اضافه نمود: در روایت وارد شده است که حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید: «پدرم به من فرمودند «اوصیک بأصحابی خیرا» پدرم در اواخر حیات خودشان به من سفارش کردند که «ای پسر به تو سفارش می کنم که به اصحابم خیر برسان.» «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي علیه السلام الْوَفَاةُ قَالَ يَا جَعْفَرُ أُوصِيكَ بِأَصْحَابِي خَيْراً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اللَّهِ لَأَدَعَنَّهُمْ وَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي الْمِصْرِ فَلَا يَسْأَلُ أَحَداً.» (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 306)

 

استاد طواف زاده حقی افزود: امام ششم علیه السلام می فرماید: این وصیت پدرم، آن قدر در من اثر گذاشت، به گونه ای که در احیای شریعت، آن قدر می کوشم که کسی از ما، از دیگران مسأله ای را سؤال نکند.

 

تعداد شاگردان امام صادق علیه السلام

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حضرت علیه السلام از آن به بعد به تلاش مجدانه خویش در تربیت اصحاب خود و پدر گرامیشان پرداختند و همین طور روات و محدثینی که بعدا خدمت حضرت علیه السلام رسیدند. شاگردان امام ششم علیه السلام طبق نقل جناب ابن عقده به چهار هزار تن می رسد.

 

وی افزود: طبق اسناد محکمی که ما داریم، از جمله بیان جناب شیخ مفید در ارشاد جلد 2، ص 179، بیان می فرماید: «فکانوا اربعة آلاف»

 

استاد طواف زاده اضافه نمود: همین طور از جناب ابن عقده این مطلب بیان شده است.

 

وی افزود: ابن عقده قبل از جناب شیخ مفید بوده است، شیخ مفید در اوایل سنه 400 قمری رحلت فرمودند؛ جناب ابوعباس، احمد بن محمد بن سعید همدانی، معروف به ابن عقده، در 249 قمری در 15 محرم به دنیا آمدند و در سنه 322 قمری 7 ذی القعده از دنیا رفتند.

 

وی خاطرنشان کرد: از ابن عقده بسیاری از محدثین و مورخین امامیه نقل می کنند؛ از جمله شیخ مفید در ارشاد و ابن فضال هم در کتاب خودشان بنا بر نقلی که جناب حاجی نوری دارند و همین طور جناب شیخ طوسی در رجال خودشان البته شیخ، اصحاب امام صادق علیه السلام را تا 3050 نفر می شمارد که جزو اصحاب حضرت علیه السلام بودند. شیخ طبرسی در اعلام الوری عدد اصحاب حضرت علیه السلام را تا 4000 نفر آورده است.

 

این استاد حوزه علمیه افزود: ابن شهر آشوب در مناقب، جناب مرحوم محقق در معتبر خودشان، شهید اول در «ذکری» ایشان هم همین گونه و هم چنین والدِ شیخ بهایی که از متأخرین هستند، تعداد شاگردان امام ششم علیه الصلاة و السلام را تا 4000 نفر بیان می فرمایند.

 

 

 

شاگردان حضرت علیه السلام

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی در بخش دوم از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، خاطرنشان کرد: در میان اصحاب امام صادق علیه السلام می بینیم که عده ای از افراد برجسته به چشم می خورند.

 

فقهاء از شاگردان

وی افزود: از میان این افراد برجسته، عده ای را علمای امامیه که چه در همین طبقه رابعه، و چه در طبقه خامسه که باز هم از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام بخواهد باشد بر روی عده ای از همین افراد علمای امامیه اتفاق نظر دارند که نقل اینها به هر صورتی که بخواهد باشد، مورد قبول است و اصل نقل اینها مقبول امامیه است و اینها را در حدّ اصحاب اجماعی هستند که جناب کشّی نقل می فرماید.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه اضافه نمود: جناب کشی تقریبا هم زمان با جناب شیخ کلینی بلکه مقداری جلوتر از جناب شیخ کلینی بودند.

 

وی خاطرنشان کرد: در میان این شاگردان طبقه رابعه که شاگردان امامین صادقین و طبقه خامسه که شاگردان امام ششم و هفتم بودند؛ عده ای از این افراد، اشخاص بسیار مهمی بودند که فقط مسأله وثاقت و نظر اینها نیست؛

 

استاد حقی ادامه داد: مطلبی که ذکر شده و درباره آنها بسیار می درخشد، مسأله فقاهت آنها است و اینکه آنها طبق نصوصی که وارد شده است، عده ای از اولیای الهی بوده اند.

 

وی خاطرنشان کرد: این افراد که از آنها نام برده می شود، یک محدث معمولی نبودند بلکه در تراز بالاتری نسبت به سایر اصحاب و روات حدیث قرار دارند.

 

معلی بن خنیس (131 ق)

این استاد سطوح خارج حوزه، در همین راستا به جناب معلی بن خنیس اشاره کرد و افزود: ابوعبدالله مُعَلّی بن خُنَیس بَزّاز کوفی، از راویان و اصحاب امام صادق علیه السلام بوده است. وی همچنین به عنوان غلام و وکیل مالی امام صادق علیه السلام معرفی شده است. تاریخ ولادت معلی بن خنیس در منابع ذکر نشده است اما شغل وی پارچه‌فروشی بوده است.

 

وی افزود: معلی در سال ۱۳۱ق، به دستور داود بن علی، از فرماندهان حکومت عباسی کشته شد. امام صادق علیه السلام در پی قتل معلی، به داود بن علی اعتراض کرد و داود بن علی، قاتل معلی را که از زیردستانش بود، قصاص کرد.

 

استاد حقی به کلامی از امام علیه السلام اشاره کرد که فرمود: معلی بن خنیس از اولیای الهی بوده است.

 

ابان بن تغلب (141 ق)

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به ابان بن تغلب اشاره نمود؛ حضرت علیه السلام به ابان بن تغلب دستور می فرماید: «یا ابان اجلس فی مسجد المدینة و افت الناس»؛ در نقل دیگر وارد شده است: «لقد اوجع قلبی فی موت أبان».

 

هشام بن محمد کلبی (206 ق)

وی اضافه نمود:  هشام بن محمد بن ابی‌النصر بن السائب بن بشر بن عمرو الکلبی، مکنی به ابوالمنذر از مورخان و عالمان انساب و اخبار عرب بود. وی اهل کوفه بود.

 

ذریح بن محمد محاربی

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی به ذریح بن احمد محاربی اشاره کرد و افزود: طبق نقلی که داریم: شخصی آمده و از حضرت علیه السلام درباره آیه ای می پرسد، حضرت علیه السلام پاسخ وی را می دهند؛ آن شخص عرض می کند: جناب ذریح از شما چیز دیگری نقل می کند؛ حضرت علیه السلام می فرماید: هم سخن ذریح درست است و هم آن چیزی را که تو از من شنیده ای صحیح است. حضرت در ادامه می فرماید: چه کسی است آن بار علمی را که ذریح بر دوش می کشد می تواند حمل کند.

 

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي فِي كِتَابِهِ بِأَمْرٍ فَأُحِبُّ أَنْ أَعْمَلَهُ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ‏» قَالَ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ لِقَاءُ الْإِمَامِ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ تِلْكَ الْمَنَاسِكُ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ فَأَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ»‏ قَالَ أَخْذُ الشَّارِبِ وَ قَصُّ الْأَظْفَارِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ ذَرِيحَ الْمُحَارِبِيِّ حَدَّثَنِي عَنْكَ بِأَنَّكَ قُلْتَ لَهُ «لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ‏ » لِقَاءُ الْإِمَامِ «وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ‏» تِلْكَ الْمَنَاسِكُ فَقَالَ صَدَقَ ذَرِيحٌ وَ صَدَقْتَ إِنَّ لِلْقُرْآنِ ظَاهِراً وَ بَاطِناً وَ مَنْ‏ يَحْتَمِلُ‏ مَا يَحْتَمِلُ ذَرِيحٌ‏.» (الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص549)

 

جمیل بن دراج (128 ق)

استاد طواف زاده حقی در ادامه به جمیل بن دراج اشاره کرد: جَمیل بن دَرّاج‌، (درگذشته حدود سال ۱۲۸ قمری) راوی‌، محدّث و فقیه شیعه در قرن دوم. او از اصحاب اجماع است که حدود ۳۰۰ حدیث از امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام روایت کرده است.

 

او همچنین از بیش از ۵۰ راوی از جمله زرارة بن اعین و محمد بن مسلم حدیث نقل کرده است. بیش از ۴۰ تن از جمله برخی از اصحاب اجماع مانند بزنطی از او روایت کرده‌اند. روایات جمیل بیشتر درباره عقاید، اخلاق، آداب‌ و فقه است رجالیان شیعه او را توثیق کرده‌اند.

 

نام جمیل در شمار اصحاب امام رضا علیه السلام نیز آمده است. او پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، برای مدت کوتاهی به واقفیه پیوست، سپس از آنان جدا شد و امامت امام رضا علیه السلام را پذیرفت.

 

برید بن معاویه عجلی،  محمد بن مسلم، زراره بن اعین، لیث بن بختری

 استاد سید عبدالله طواف زاده حقی در ادامه به این چهار تن از بزرگان اشاره کرد و کلام آقا امام صادق علیه السلام درباره ایشان را یادآور شد: «روى الكشى عن الحسين بن الحسن بندار القمى قال: حدثنى سعد بن عبد اللّه عن محمد بن عبد اللّه المسمعى عن على بن حديد و على بن اسباط عن جميل بن دراج قال سمعت أبا عبد اللّه عليه السلام يقول: اوتاد الارض و اعلام الدين أربعة: محمد بن مسلم و بريد بن معاوية و ليث بن البخترى المرادى و زرارة بن اعين.»

 

وی خاطرنشان کرد: این چهار نفر کاملا از صحابه حضرت بودند و بعضی از آنها دارای مقام ولایت تکوینی بودند و بر خلاف برخی از شنیده ها، یک محدث معمولی نبودند.

  

این استاد درس خارج حوزه، کلام برخی از بزرگواران را بیان و انتقاد کرد که می گویند: «اینها تنها محدثی معمولی بودند.» حتی «الحکم ما حکم به» را تفسیر می کنند به «روایتی را که کسی نقل می کند» که بسیار دون شأن ایشان است.

 

وی خاطرنشان کرد: این مطلب کم لطفی است؛ آنها از کسانی بودند که امام معصوم برای آنها زحمت کشید که امام صادق در مورد دو تن از آنها می فرماید: «اگر زراره و محمد بن مسلم نبودند، آثار پدرم از بین رفته بود.» آنها فقیهانی بودند که حتی ابوحنیفه از آنها کسب فیض کرده بود.

 

حریز بن عبدالله سجستانی

استاد حقی افزود: وقتی حماد بن عیسی مدتی خدمت حضرت بوده است، حضرت می فرماید: دو رکعت نماز بخوان» به حضرت عرض می نماید: «من کتاب الصلاة حریز را از بر هستم.» که حضرت علیه السلام درخواست می کنند تا نماز بخواند و او می خواند؛ امام از نماز او راضی نبودند و گلایه می کنند که چرا 60 سال از عمر یک نفر باید بگذرد و نتواند دو رکعت نماز خوب بخواند.

 

وی افزود: بعد از آن، خود حضرت دو رکعت نماز خواندند و حماد بن عیسی به دقت به حرکات و جملات حضرت نگاه می کردند.

 

حماد بن عیسی

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: این شخص شاگردی چهار امام را داشته است، چگونه صرفا محدثی بوده! او از فقها است.

 

وی خاطرنشان کرد: از برخی از صحابه در کلام امام صادق علیه السلام به عنوان اهل بهشت تعبیر شده است.

 

این استاد درس خارج خاطرنشان کرد: این اصحاب بزرگوار ائمه معصومین علیهم السلام بار جمع آوری احادیث را بر دوش کشیدند و حاصل آن، اصول اربع مئه بوده است که بعدها پایه نوشتاری کتب اربعه قرار گرفت و در ادامه جوامع حدیثی شیعه گردآوری شد که نمونه آنها، وسائل الشیعه و بحارالانوار است.

 

دوره چهارم: دوره اجتهاد

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی بعد از بیان سه دوره، به دوره چهارم، یعنی دوره اجتهاد اشاره کرد که از زمان 329 ه ق شروع می شود و فقها با آثاری که از اهل بیت علیهم السلام رسیده است و بر اساس اجتهادی که فقهای متقدم داشتند، اصول کلی را بر فروعات دیگر تفریع کردند.

 

وی افزود: شیخنا الاستاذ، آیت الله بهجت از آیت الله العظمی مرحوم بروجردی تعریف می کنند که ایشان کتب فقهی متقدمین را در حدّ ادله لفظی و روایت معصومین علیهم السلام می دانسته اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم از تعبیر مرحوم بروجردی یاد می کند: «اصول مطلقات»، علت آن بود که آنها بسیار کوشا بودند که یا ننویسند و یا اگر می نویسند، طابق نعل بالنعل، آنچه را که در روایات آمده را در کلام خودشان بیاورند. آیت الله بهجت و استادشان در قم، آیت الله بروجردی بسیار به کتب متقدمین عنایت داشتند.

 

محدثین از شاگردان حضرت علیه السلام

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی بعد از معرفی برخی از شاگردان حضرت علیه السلام که به عنوان فقهای بزرگ شناخته می شدند، به شاگردانی پرداخت که به عنوان محدث بودند.

 

وی در این زمینه به تعدادی از آنها اشاره کرد: عبدالله بن سنان، عبدالرحمن بن حجاج، ابن عبیدالله بن علی بن ابی شعبه حلبی، علاء بن رزین، علی بن موسی، علی بن رحاب، عمار بن موسی، عمر بن عیینه، محمد بن علی بن نعمان، محمد بن یحیی، هشام بن سالم، هشام بن حکم و دیگرانی که آمدند و اصول اربع مئه را تکمیل کردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: آنها جزو محدثین خاصه ما هستند و بسیاری از آنها توثیق شده هستند؛ جلالت قدر هم دارند؛ به علاوه اینکه دارای مقام تحدیث و تحدث بودند و سالیانی تلمذ کردند.

 

شاگردان حضرت علیه السلام از دیگر مذاهب

استاد طواف زاده حقی در ادامه به شاگردان حضرت علیه السلام که از دیگر مذاهب بوده اند، اشاره کرد:

ابوحنیفه و مالک بن انس

وی در اولین گام به ابوحنیفه، اولین امام اهل سنت پرداخت و افزود: او نیز از شاگردان حضرت علیه السلام بوده است و از او منقول است: «لو لا السنتان لهلک النعمان».

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این امر تنها به ابوحنیفه ختم نمی شود بلکه دیگرانی هم هستند که جزو شاگردان حضرت علیه السلام شدند چون در آن ایام چیزی به نام مذهب اهل تسنن وجود نداشته است و مذهب ابوحنیفه هم در ابتدا با دید سیاسی شروع شد.

 

وی اضافه نمود: مالک بن انس هم از جمله کسانی بودند که از شاگردان حضرت علیه السلام قلمداد می شدند و اصولا تمام امامان چهارگانه اهل سنت به طور مستقیم یا غیر مستقیم از ایشان بهره بردند.

 

شاگردان حضرت علیه السلام از غیر مسلمانان

استاد طواف زاده حقی افزود: یک بخش دیگر از کسانی که خدمت حضرت علیه السلام رسیده اند، کسانی بودند که می خواستند مسلمان بشوند و از حضرت بهره می بردند، کسانی هستند مانند: ابن ابی العوجاء، ابن مقفع، ابوشاکر و عبدالملک بصری.

 

وی افزود: اینها هم دسته دیگر از کسانی بودند که جزو ارادتمندان دور امام ششم علیه السلام بودند البته برخی از آنها موفق شدند و مسلمان هم شدند؛ برخی از آنها هم بدون مسلمان شدن به درک واصل شدند.

 

زرارة بن اعین

استاد سید عبدالله طواف زاده حقی در بخش پایانی این گفتگو به عنوان تبرک به شخصیت زراره بن اعین، به عنوان یکی از اصحاب اجماع و از صحابه بزرگ و از محدثان و فقیهان برجسته پرداخت که محضر امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام را درک کرده است و به نقلی تنها دو ماه بعد از شهادت امام صادق علیه السلام از دنیا رفت.

 

وی خاطرنشان کرد: زُرارَة بن اَعْیَن بن سُنسُن شَیبانی کوفی، ( حدود ۷۰ -  ۱48 یا 150 قمری)، از خاندان آل اعین است که افراد بسیاری از این خاندان جزو اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام، راویان بزرگ و فقهای شیعه بوده‌ اند.

 

این استاد حوزه علمیه افزود: گویا زراره تألیفات فراوانی داشته است اما در آثار رجالی، تنها نام کتاب الاستطاعة و الجبر و العهود، ذکر شده است. از زراره حدود سه هزار حدیث نقل شده که حدود ۱۲۰۰ حدیث را به طور مستقیم از امامان نقل کرده است. فرزندان و برخی از برادران زراره، از اصحاب امام صادق علیه السلام و امام باقر علیه السلام و از محدثان شیعه بودند.

 

وی خاطرنشان کرد: در نقلی داریم که زراره در جوانی به محضر امام باقر علیه السلام رسیدند؛ حضرت علیه السلام با دیدن این جوان مستعد به تعلیم او پرداخت و این تعلیم آن چنان به طول انجامید که خستگی در چهره زراره هویدا شد.

 

این استاد حوزه علمیه اضافه نمود: نگاه کنید که یک جوان تا چه حد باید استعداد و بزرگ منشی داشته باشد که امام علیه السلام تا این مقدار برای او وقت بگذارند.

 

وی ادامه داد: زرارة بن اعین بعد از شهادت امام باقر علیه السلام به شاگردی امام صادق علیه السلام مفتخر شد.

 

استاد حقی افزود: زراره روایتی از امام ششم علیه السلام دارد که از حضرت سؤالی در مورد مسائل حج می کند که حضرت علیه السلام پاسخ می دهند؛ و این بحث تا جایی ادامه می یابد که زراره عرض می کند: «مدّت چهل سال از مسائل حج پرسیدم و شما پاسخ دادید!»

 

وی اضافه نمود: امام صادق علیه السلام فرمود: می دانی از چه سؤال می کنی! از خانه ای سؤال می کنی که دو هزار سال قبل از خلقت آدم فرشتگان به آنجا برای طواف و انجام اعمال آمده بودند.

 

استاد سید عبدالله طواف زاده در قسمت پایانی این گفتگو به استفتاء در شیعه پرداخت و افزود: این که از مراجع عظام استفتاء می شود، سابقه طولانی دارد و زراره همین کار را انجام می داد و علاوه بر ایشان، کتابی به عنوان مسائل علی بن جعفر داریم؛

 

وی افزود: علی بن جعفر فرزند امام صادق علیه السلام است که از امام معصوم علیه السلام مسائل خود را در موضوعات مختلف می پرسید و پاسخ را کتابت می نمود.

/270/260/41/

پ, 03/29/1399 - 13:18