ثابت بن دينار معروف به ابوحمزه ثمالی يكى از بزرگان کوفه و از چهرههاى معروف از اصحاب امام سجاد علیه السلام بود. او استاد علم حديث، فقه و تفسير یود و معارف اهل بيت عليهم السلام را به شيعيان می آموخت. او دعای پر فضیلتی را از امام سجاد علیه السلام آموخت و روایت کرد که به دعای ابوحمزه شهرت یافت. در فضیلت او همین بس که امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام درباره این شخصیت، او را با سلمان فارسی همگام می داند: «روى عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال: أبو حمزة في زمانه مثل سلمان في زمانه.» (رجال النجاشي ؛ ص115)
به مناسبت شهادت آقا امام صادق علیه السلام، استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.
وی ضمن اشاره به بیست و پنجم شوال، سالگرد شهادت رئیس مذهب، افزود: پسندیده است تا به این مناسبت به برخی از شاگردان حضرت علیه السلام اشاره کنیم. شاگردانی که بر طبق برخی از نقل ها به چهار هزار نفر می رسیدند.
این استاد سطوح خارج حوزه علمیه قم افزود: در وصف اصحاب امام صادق علیه السلام، به این کلام امام زین العابدین علیه السلام باید اشاره کرد که گویای حرف های فراوانی است:
1281/ 1. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَسَنِ، قَالَ: حَدَّثَنِي وُهَيْبُ بْنُ حَفْصٍ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «كَانَ سَعِيدُ بْنُ الْمُسَيَّبِ و الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ و أَبُو خَالِدٍ الْكَابُلِيُّ مِنْ ثِقَاتِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ». ثُمَ قَالَ: «وَ كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ و أَحْسَنَتْ «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ». قَالَ: «وَ قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ، إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ مَرَّةٍ؛ لِأَنَّا نَحْنُ فِيمَا يَنُوبُنَا مِنَ الرَّزَايَا نَصْبِرُ عَلى مَا نَعْلَمُ مِنَ الثَّوَابِ، وَ هُمْ يَصْبِرُونَ عَلى مَا لَايَعْلَمُونَ».(كافي (ط - دار الحديث) / ج2 / 529 / 119 - باب مولد أبي عبد الله جعفر بن محمد عليه السلام ..... ص : 528)
وی افزود: امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: من برای گناه کاران از شیعیانم، روزی هزار بار استغفار می کنم؛ زیرا اگر چه ما هم در مشکلات و ناملایمات و سختی های تبلیغ دین صبور هستیم، اما شیعیان ما صابرتر هستند؛ زیرا اگر ما صبور هستیم، علم لدنّی را در اختیار داریم و علوم اولین و آخرین را داریم اما شیعیان ما بر چیزی که نمی دانند صبوری می کنند.
استاد صلواتی گلستانی در ادامه خاطرنشان کرد: به یک معنا صبری که اصحاب امام صادق علیه السلام به خرج می دادند، از خود ائمه علیهم السلام دشوارتر بود، زیرا آنها در یک جامعه ای زندگی می کردند که به نوعی می توان گفت: تفکرات حاکم بر آن جامعه، مانند تفکرات تکفیری هایی بود که امروزه با آنها آشنا هستیم.
وی افزود: شاگردان حضرت علیه السلام در تمام عمرشان با این گونه تفکرات زندگی کردند و با این حال نترسیدند و علوم اهل بیت علیهم السلام را به شرق و غرب عالم انتقال دادند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم اضافه نمود: همه اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام، بالأخص اصحاب امام صادق علیه السلام بر گردن ما حق دارند.
4 تن از اصحاب امام ششم:
وی در همین راستا به زراره بن اعین، محمد بن مسلم، ابوبصیر و برید بن معاویه عجلی اشاره و خاطرنشان کرد: هر کدام از آنها هزاران روایت را نقل کرده اند و خدا می داند که برای رساندن روایات اهل بیت علیهم السلام به ما چه مرارت هایی را به جان خریده اند.
این استاد حوزه علمیه قم در بیان مقام این چهار تن، به روایتی اشاره کرد: «ان أصحاب أبي عليه السّلام كانوا زينا أحياء و أمواتا، أعني زرارة، و محمد بن مسلم، و منهم ليث المرادى، و بريد العجلي، هؤلاء القوامون بالقسط، هؤلاء القائلون بالصدق، هؤلاء السابقون السابقون أولئك المقربون.) (رجال الكشي - اختيار معرفة الرجال (مع تعليقات مير داماد الأسترآبادي) ؛ ج2 ؛ ص508)
وی خاطرنشان کرد: این بزرگواران با اینکه از سر تا به پا با عقاید تکفیری زمان خود مخالف بودند اما آنقدر زیرک و جاذبه دار بودند که مردم را جذب می کردند.
ابان بن تغلب
استاد صلواتی گلستانی در همین راستا به ابان بن تغلب اشاره کرد: او از تابعین است که شیعه و عامه او را قبول دارد؛ ابن حجر در کتاب خود، وقتی به او می رسد، به صدوق بودن او اعتراف می کند:
سير أعلام النبلاء ط الرسالة (6/ 308)
«131 - أَبَانُ بنُ تَغْلِبَ الرَّبَعِيُّ الكُوْفِيُّ * (م، 4): الإِمَامُ، المُقْرِئُ، أَبُو سَعْدٍ. وَقِيْلَ: أَبُو أُمَيَّةَ الرَّبَعِيُّ، الكُوْفِيُّ، الشِّيْعِيُّ. ... وَهُوَ صَدُوْقٌ فِي نَفْسِهِ، عَالِمٌ كَبِيْرٌ، وَبِدعتُه خَفِيْفَةٌ، لاَ يَتعرَّضُ لِلْكبَارِ، وَحَدِيْثُه يَكُوْنُ نَحْوُ المائَةِ، لَمْ يُخَرِّجْ لَهُ البُخَارِيُّ، تُوُفِّيَ فِي سَنَةِ إِحْدَى وَأَرْبَعِيْنَ وَمائَةٍ.»
وی افزود: ابن حجر در کتاب التهذیب درباره می نویسد:
تهذيب التهذيب (1/ 93)
«166 _ "م 4- أبان" بن تغلب الربعي أبو سعد الكوفي. روى عن أبي إسحاق السبيعي والحكم بن عتيبة وفضيل بن عمر والفقيمي وأبي جعفر الباقر وغيرهم, ... قال أحمد و يحيى وأبو حاتم والنسائي: "ثقة", زاد أبو حاتم: وقال الجوزجاني: "زائغ مذموم المذهب مجاهر", وقال أبو بكر بن منجويه: "مات سنة 241", وقال ابن عدي: "له نسخ عامتها مستقيمة إذا روى عنه ثقة, وهو من أهل الصدق في الروايات وإن كان مذهبه مذهب الشيعة, وهو في الرواية صالح لا بأس به"....
وقال ابن عجلان: "ثنا أبان بن تغلب رجل من أهل العراق من النساك "ثقة". ولما خرج الحاكم حديث أبان في "مستدركه" قال: "كان قاص الشيعة وهو "ثقة", ومدحه بن عيينة بالفصاحة والبيان, وقال أبو نعيم في "تاريخه": "مات سنة 40 وكان غاية من الغايات", وقال أحمد بن سيار: "مات بعد سنة 41", وقال العقيلي: سمعت أبا عبد الله يذكر عنه عقلا وأدبا وصحة حديث إلا أنه كان غاليا في التشيع", وقال ابن سعد: "كان ثقة", وذكره بن حبان في "الثقات"»
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: ابن حجر درباره ابان بن تغلب دارد که در مدینه به زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می رسید و بعد از آن در مسجد برای تدریس اقدام می کرد که در این حال مسجد النبی پر می شد از جمعیتی که برای کسب فیض از جناب ابان حضور پیدا می کردند؛ به نحوی که جایی برای نشستن در مسجد باقی نمی ماند، مگر در کنار ستون، که جای نشستن یک نفر و آن شخص ابان بود.
وی خاطرنشان کرد: دانستیم که در مورد ابان بن تغلب اجماع اهل سنت و شیعه بر وثاقت ایشان است و با اینکه شیعه است، زیرکی این بزرگوار را می رساند که برای اهل سنت هم جاذبه داشتند و دافعه نداشتند و این برای ما درس است.
استاد صلواتی گلستانی افزود: این شیوه درست تقریب است که در عین حال که اعتقادات خاص خودمان را داریم، اما برخورد ما به گونه ای باشد که وقتی مردم ما را می بینند، به طرف ما بیایند و جذب شوند.
وی اضافه نمود: امام صادق علیه السلام به ابان بن تغلب می فرماید: «قال له أبو جعفر عليه السلام: اجلس في مسجد المدينة و أفت الناس، فإني أحب أن يرى في شيعتي مثلك.» (بنشین در مسجد و برای مردم فتوا بده، زیرا من دوست دارم در میان شیعیانم کسانی باشند که محور و مرجع مردم باشند.) (رجال النجاشي ؛ ص10)
این استاد درس خارج حوزه علمیه افزود: ما باید در عین اینکه خط کشی مشخصی با مردم داریم، اما از آنها جدا نشویم؛ بگذاریم که مردم از علوم اهل بیت علیهم السلام بهره مند شوند.
وی خاطرنشان کرد: ابان بن تغلب 7 سال قبل از شهادت امام ششم علیه السلام، از دنیا رفت و حضرت علیه السلام در این باره فرمود: «رحمه اللّه أما و اللّه لقد أوجع قلبي موت أبان»، (مرگ ابان دل مرا به درد آورد) (من لا يحضره الفقيه ؛ ج4 ؛ ص435)
ابو حمزه ثمالی
استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی در ادامه سخن درباره شاگردان آقا امام صادق علیه السلام، به ابو حمزه ثمالی پرداخت که چهار امام معصوم علیهم السلام را درک کرده است: امام زین العابدین علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام، امام جعفر صادق علیه السلام و دو سال نیز از محضر امام موسی کاظم علیه السلام بهره مند گردیده است.
وی افزود: ثابت بن دينار معروف به ابوحمزه ثمالی يكى از بزرگان کوفه و از چهرههاى معروف از اصحاب امام سجاد علیه السلام بود. او استاد علم حديث، فقه و تفسير یود و معارف اهل بيت عليهم السلام را به شيعيان می آموخت. او دعای پر فضیلتی را از امام سجاد علیه السلام آموخت و روایت کرد که به دعای ابوحمزه شهرت یافت.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در فضیلت او همین بس که امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام درباره این شخصیت، او را با سلمان فارسی همگام می داند: «روى عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال: أبو حمزة في زمانه مثل سلمان في زمانه.» (رجال النجاشي ؛ ص115)
در روضة المتقین آمده است: «قال الكشي: وجدت بخط أبي عبد الله محمد بن نعيم الشاذاني قال: سمعت الفضل بن شاذان قال: سمعت الثقة يقول: سمعت الرضا عليه السلام يقول: أبو حمزة الثمالي في زمانه كلقمان في زمانه و ذلك أنه خدم أربعة منا علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد، و برهة من عصر موسى بن جعفر عليهم السلام و يونس بن عبد الرحمن كذلك هو سلمان في زمانه و في بعض النسخ أبو حمزة في زمانه كسلمان الفارسي في زمانه و ذلك أنه خدم أربعة منا و هو الأظهر و بالجملة فهذا الشيخ عظيم و ورد أخبار في مدحه.» (روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)؛ ج14؛ ص70)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ابوحمزه و فرزندان از نسل او از بزرگان روات ما هستند؛ ولی پایه گذار هدایت، شخص ابوحمزه ثمالی است.
وی ضمن اشاره به اینکه ابوحمزه در ابتدا از اهل سنت بوده است، در ادامه به اولین دیدار او با امام سجاد علیه السلام پرداخت.
عبدالکریم بن احمد بن طاووس، متوفای 693 قمری، در کتاب «فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف»، در صفحه 46 می نویسد: «وَ ذَكَرَ حَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ طَحَّالٍ الْمِقْدَادِيُّ أَنَّ زَيْنَ الْعَابِدِينَ ع وَرَدَ إِلَى الْكُوفَةِ وَ دَخَلَ مَسْجِدَهَا وَ بِهِ أَبُو حَمْزَةَ الثُّمَالِيُّ وَ كَانَ مِنْ زُهَّادِ أَهْلِ الْكُوفَةِ وَ مَشَايِخِهَا فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَمَا سَمِعْتُ أَطْيَبَ مِنْ لَهْجَتِهِ- فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأَسْمَعَ مَا يَقُولُ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ إِلَهِي إِنْ كَانَ قَدْ عَصَيْتُكَ فَإِنِّي قَدْ أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ الْإِقْرَارِ بِوَحْدَانِيَّتِكَ مَنّاً مِنْكَ عَلَيَّ لَا مَنّاً مِنِّي عَلَيْكَ وَ الدُّعَاءُ مَعْرُوفٌ ثُمَّ نَهَضَ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَتَبِعْتُهُ إِلَى مُنَاخِ الْكُوفَةِ فَوَجَدْتُ عَبْداً أَسْوَدَ مَعَهُ نَجِيبٌ وَ نَاقَةٌ فَقُلْتُ يَا أَسْوَدُ مَنِ الرَّجُلُ فَقَالَ أَ وَ تَخْفَى عَلَيْكَ شَمَائِلُهُ هُوَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ فَأَكْبَبْتُ عَلَى قَدَمَيْهِ أُقَبِّلُهَا فَرَفَعَ رَأْسِي بِيَدِهِ وَ قَالَ لَا يَا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّمَا يَكُونُ السُّجُودُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَقْدَمَكَ إِلَيْنَا قَالَ مَا رَأَيْتَ وَ لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِيهِ مِنَ الْفَضْلِ لَأَتَوْهُ وَ لَوْ حَبْواً هَلْ لَكَ أَنْ تَزُورَ مَعِي قَبْرَ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام قُلْتُ أَجَلْ فَسِرْتُ فِي ظِلِّ نَاقَتِهِ يُحَدِّثُنِي حَتَّى أَتَيْنَا الْغَرِيَّيْنِ وَ هِيَ بُقْعَةٌ بَيْضَاءُ تَلْمَعُ نُوراً فَنَزَلَ عَنْ نَاقَتِهِ وَ مَرَّغَ خَدَّيْهِ عَلَيْهَا وَ قَالَ يَا أَبَا حَمْزَةَ هَذَا قَبْرُ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ زَارَهُ بِزِيَارَةٍ أَوَّلُهَا السَّلَامُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ الرَّضِيِّ وَ نُورِ وَجْهِهِ الْمُضِيءِ ثُمَّ وَدَّعَهُ وَ مَضَى إِلَى الْمَدِينَةِ وَ رَجَعْتُ أَنَا إِلَى الْكُوفَةِ.»
ابو حمزه اولین بار زمانی که امام سجاد علیه السلام از مدینه به کوفه سفر نمودند، ایشان را ملاقات نمود و شیفته ایشان شد. او ماجرای این ملاقات را این گونه نقل می کند: (جلوى ستون هفتم مسجد كوفه نشسته بودم كه از سوى باب كنده مردى وارد شد كه من در طول عمر خويش شخصى زيباتر، خوشبوتر، پاكيزه تر و خوش لباس تر از او نديده بودم. عمامه اى بر سر و پيراهنى عربى و قبايى بر تن داشت. كفش هاى عربى را از پاى درآورد و در كنار ستون هفتم به نماز ايستاد.
تكبيره الاحرام نماز را وقتى ادا كرد، آن چنان جذاب و موثر بود كه موهاى بدنم سيخ شد. شيفته نغمه زيبا و لهجه دلرباى وى شدم. نزديكتر شدم تا كلماتش را بهتر بشنوم. چهار ركعت نماز خواند با ركوع و سجود كامل و عالى. بعد از سلام نماز، شروع به دعا كرد: «الهى ان كان قد عصيتك، فانى قد اطعتك فى احب الاشيأ اليك الاقرار بوحدانيتك...».
بعد از اين كه از دعا فارغ شد، از مسجد بيرون رفت. من با اشتياق تمام به دنبال وى به راه افتادم تا اين كه به مناخ (محل نگهدارى شتران در كنار شهر) كوفه رسيديم. در آن جا غلامی بود كه از شتر اين مرد با عظمت محافظت میكرد. از غلام پرسيدم: اين مرد كيست؟ جواب داد: آيا از شمائل و سيماى نورانى اش او را نشناختى؟ او حضرت زين العابدين، على بن الحسين علیه السلام است.
وقتى آقا را شناختم، خود را به قدم هاى مباركش انداختم و خواستم پاهايش را ببوسم. حضرت با دست هاى مطهر خويش مرا از زمين بلند كرد و فرمود: نه! اى ابا حمزه! سجده مخصوص خداوند عزيز و جلال است. عرض كردم: اى فرزند رسول الله! براى چه به اين جا تشريف آورده ايد؟ فرمود: براى آن چه كه ديدى! اگر مردم می دانستند كه نماز خواندن در مسجد كوفه چه فضيلتى دارد، مثل كودكان چهار دست و پا به سوى آن می شتافتند.
امام سجاد علیه السلام به ابوحمزه فرمود: «آيا دوست دارى قبر جدم، على ابن ابى طالب علیه السلام را زيارت كنى؟» با شنيدن اين پيشنهاد، شادى در چهره ابوحمزه موج زد و آن قدر خوشحال شد كه سر از پا نمیشناخت. وى با اين كه در كوفه و نزديك نجف بود، قبر امام على علیه السلام را نمیشناخت و همچنين تا آن لحظه به علت موانعى، موفق به زيارت امام سجاد علیه السلام نشده بود. او كه مدت ها انتظار وصال محضر يار را داشت، چنين فرصتى را غنيمت شمرد و با كمال ميل، همراهى با امام علیه السلام را قبول كرد و در ركاب پيشواى چهارم شيعيان به راه افتاد. ابوحمزه در طول راه از خرمن معارف آن حضرت بهره برد، تا اين كه به مرقد شريف اميرالمومنين علیه السلام رسيدند. امام سجاد علیه السلام محل دفن مولاى متقيان را ـ كه تا آن زمان مخفى بود ـ به ابوحمزه نشان داد و فرمود: «اين قبر جدم، على بن ابى طالب علیه السلام است».
ابوحمزه میگويد: «وقتى چشمانم به آنجا افتاد، بقعه اى سفيد ديدم كه نور از آن میدرخشيد. امام چهارم علیه السلام از شتر پياده شده و گونه هاى مبارك را بر خاك قبر گذاشت؛ سپس شروع به خواندن زيارت كرد: «السلام على اسم الله الرضى و نور وجهه المضي…..»
ابوحمزه می گويد: بعد از زيارت، امام سجاد علیه السلام به مدينه تشريف برد و من هم به كوفه بازگشتم. ابوحمزه پس از آن، بارها همراه شمارى از فقيهان شيعه به زيارت قبر حضرت امام على علیه السلام رفت. وى در اين سفرها معارف اهل بيت علیه السلام؛ فقه، تفسير و حديث را به همسفران خود تعليم میداد.)
استاد ابوالقاسم صلواتی در ادامه خاطرنشان کرد: ابوحمزه ثمالی بعد از امام سجاد علیه السلام، به خدمت امام باقر علیه السلام در آمد و دو فرزندش در رکاب زید بن علی به شهادت رسیدند.
وی افزود: بعد از شهادت امام باقر علیه السلام، ابوحمزه به امام صادق علیه السلام پیوست و جالب است که بگوییم به نوعی برنامه ریز و مؤسس حوزه نجف، ابوحمزه ثمالی بوده است؛ هر چند معروف این است که شیخ طوسی بوده است که حوزه نجف را تأسیس کرده است.
این استاد سطوح خارج، خاطرنشان کرد: ابوحمزه در نجف، مجلس حدیث داشته است؛ روایاتی را که از معصومین علیهم السلام شنیده بود را در جزوه هایی نوشته بود و در آنجا برای شیعیان بازگو می نمود و شیعیان این احادیث را یادداشت می کردند.
وی افزود: البته در آن زمان کلاس ها سایه بان و خانه ای نبود، زیر آفتاب می نشستند و جلسات حدیث برقرار بود. شیخ طوسی که حدود 300 سال بعد آمد، زمانی آمده که نجف در حقیقت شهرکی بوده است؛ هر چند نقش شیخ بسیار برجسته است، اما مؤسس اولیه حوزه نجف را باید ابوحمزه ثمالی بدانیم.
استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی افزود: خبر شهادت امام صادق علیه السلام به ابوحمزه ثمالی رسید، در حالی که او در نجف مشغول تدریس بود. فرد شیعه ای از مدینه به مجلس درس او وارد شد و ابو حمزه خبر را شنید.
وی خاطرنشان کرد: نکته ای که برای شیعه مهم است، پرسش ابوحمزه ثمالی از آن مرد است؛ از آن شخص پرسید: «از مدینه چه خبر داری؟» گفت: «امام صادق علیه السلام، وفات کرد» اول سؤال برای یک شیعه همان سؤال ابوحمزه است: وصی و حجّت بعد از او کیست؟
این استاد حوزه علمیه افزود: امام صادق علیه السلام، در تقیه بودند و می دانستند که اگر جانشین و وصیّ ایشان معلوم باشند، به دستور مستقیم منصور دوانیقی و به دست فرماندار مدینه به قتل خواهد رسید.
وی افزود: از این رو حضرت علیه السلام با سیاست پیچیده ای، 5 نفر را به عنوان وصیّ خود معرفی کردند؛ دو نفر از آنها شخص منصور و فرماندار مدینه بودند؛ سوم حمیده مصفا، همسر بزرگوار امام صادق علیه السلام، چهارمین نفر عبدالله افتح که البته او ناقص البدن بود و معلوم است که امام ناقص البدن نباید باشد و پنجم امام کاظم علیه السلام.
استاد صلواتی خاطرنشان کرد: همین نکات را این فقیه بزرگوار، ابوحمزه ثمالی بیان کرد: «أَتَى أَعْرَابِيٌّ إِلَى أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ فَسَأَلَهُ خَبَراً فَقَالَ تُوُفِّيَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ فَشَهِقَ شَهْقَةً وَ أُغْمِيَ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ هَلْ أَوْصَى إِلَى أَحَدٍ قَالَ نَعَمْ أَوْصَى إِلَى ابْنِهِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُوسَى وَ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ فَضَحِكَ أَبُو حَمْزَةَ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا إِلَى الْمَهْدِيِّ وَ بَيَّنَ لَنَا عَنِ الْكَبِيرِ وَ دَلَّنَا عَلَى الصَّغِيرِ وَ أَخْفَى عَنْ أَمْرٍ عَظِيمٍ فَسُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ فَقَالَ بَيَّنَ عُيُوبَ الْكَبِيرِ وَ دَلَّ عَلَى الصَّغِيرِ لِإِضَافَتِهِ إِيَّاهُ وَ كَتَمَ الْوَصِيَّةَ لِلْمَنْصُورِ لِأَنَّهُ لَوْ سَأَلَ الْمَنْصُورُ عَنِ الْوَصِيِّ لَقِيلَ أَنْتَ.» این داستان در این کتاب ها بیان شده است: (الخرائج و الجرائح ؛ ج1 ؛ ص328؛ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج4 ؛ ص320؛ إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ؛ ج4 ؛ ص227؛ مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج6، ص: 398؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج3، ص: 339)
استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، طلبه هایی از مشکلات خسته شده اند را مورد خطاب قرار داد و افزود: نصیحت من به این افراد، آیات و روایاتی است که بر صبر دلالت دارد.
وی در همین راستا به آیه 10 از سوره زمر اشاره کرد که می فرماید: «قُلْ يا عِبادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ» (بگو: اى بندگان مؤمنم! از پروردگارتان پروا كنيد. براى كسانى كه در اين دنيا اعمال شايسته انجام دادهاند، پاداش نيكى است و زمين خدا گسترده است [بر شماست از سرزمينى كه دچار مضيقه دينى هستيد به سرزمينى ديگر مهاجرت كنيد]. فقط شكيبايان پاداششان را كامل و بدون حساب دريافت خواهند كرد.)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: تمام دوران حیات بزرگانی چون ابوبصیر و ابوحمزه ثمالی مانند زندگی کردن در حکومت داعش بوده است. چه اینکه حکومت بنی عباس، مانند حکومت داعش بوده است.
وی افزود: شیخ طوسی در زمان آل بویه همراه با کمی آرامش بود؛ اما وقتی آل بویه شکست می خورد و سلجوقیان بر سر کار می آیند و کتابخانه و منبر را آتش می زنند، شیخ ناامید نمی شود، به زحمت و با وجود تهدید نواصب، حوزه نجف را راه می اندازد و کتابخانه را در رشته های مختلف به راه می اندازد.
استاد صلواتی گلستانی اضافه نمود: تاریخ تکرار می شود، اگر چه نام ها ممکن است تغییر کند./270/260/42/