استاد محققیان مطرح کرد؛

آثار اجتماعي اشتغال «قسمت دوم»

به مناسبت نامگذاری سال 1399 شمسی به جهش تولید، استاد رضا محققیان گورتانی، در جلسه ای دیگر، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، گفتگو پرداخت.

 

 

آثار اجتماعی اشتغال

1-امنيت وآسايش افراد جامعه

وی در ادامه گفتگو در بخش دوم، به آثار اجتماعی اشتغال به کسب و کار اشاره کرد و در بیان اولین اثر، به امنیت و آسایش افراد جامعه پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: يكي از آثار اجتماعي اشتغال به كسب و كار اين است كه وقتي همه افراد جامعه مشغول به كار باشند، زندگي مادي همه تأمين خواهد شد و فاصله طبقاتي به مقدار زيادي كاهش مي يابد و در نتيجه امنيت و آسايش در آن جامعه برقرار مي شود و مردم براي تامين مخارج خود، نياز به سرقت و كلاهبرداري نخواهند داشت.

 

وی خاطرنشان کرد: امام صادق عليه السلام درباره اين كه انسان با داشتن مخارج خود، احساس آسايش و آرامش مي كند، مي فرمايد: سلمان فارسي با آن زهدي كه نسبت به دنيا داشت، هر گاه سهم خود را مي گرفت، به اندازه يك سال، مخارج خود را ذخيره مي كرد. برخي به او اعتراض كردند كه تو با اين كه زاهد هستي تا يك سال از مخارج خود را ذخيره مي كني؟ در حالي كه شايد فردا از دنيا بروي و تا سال ديگر زنده نباشي.            

 

سلمان در جواب آنها مي گفت: چرا شما كه مي ترسيد من تا سال ديگر زنده نباشم، به اين احتمال توجه نمي كنيد، كه ممكن است من تا سال ديگر زنده باشم؟ و چرا اميد نداريد كه من زنده بمانم؟ آيا نمي دانيد كه نفس انسان سركش و طغيان گر است و هر گاه ببيند كه تا يك سال از مخارج خود را دارد، آرامش يافته و احساس آسايش مي كند.

 

«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ فَأَمَّا سَلْمَانُ فَكَانَ إِذَا أَخَذَ عَطَاءَهُ رَفَعَ مِنْهُ قُوتَهُ لِسَنَتِهِ حَتَّى يَحْضُرَ عَطَاؤُهُ مِنْ قَابِلٍ فَقِيلَ لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ فِي زُهْدِكَ تَصْنَعُ هَذَا وَ أَنْتَ لَا تَدْرِي لَعَلَّكَ تَمُوتُ الْيَوْمَ أَوْ غَداً فَكَانَ جَوَابَهُ أَنْ قَالَ مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِيَ الْبَقَاءَ كَمَا خِفْتُمْ عَلَيَّ الْفَنَاءَ أَ مَا عَلِمْتُمْ يَا جَهَلَةُ أَنَّ النَّفْسَ قَدْ تَلْتَاثُ عَلَى صَاحِبِهَا إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مِنَ الْعَيْشِ مَا تَعْتَمِدُ عَلَيْهِ فَإِذَا هِيَ أَحْرَزَتْ مَعِيشَتَهَا اطْمَأَنَّتْ»(عاملي، شيخ حر، وسائل‏الشيعة، ج 17، ص 435)

 

 

2- احساس شخصيت و ارزش در پرتو كار

 استاد رضا محققیان افزود: يكي ديگر از آثار اجتماعي اشتغال به كسب و كار اين است كه افراد كارگر و زحمتكش، احساس شخصيت مي كنند و خود را يك عضو مفيد جامعه به حساب مي آورند.

 

وی اضافه نمود: در اين باره شعر جالبي در ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السلام آمده است.

 

كد كد العبد ان احببت ان تصبح حرا

و اقطع الآ مال من بني آدم طرا

لاتقل ذا مكسب يزري فقصد الناس ازري

انت ما استغنيت عن غيرك اعلي الناس قدرا

 

(اگر مي خواهي آزاد و سرفراز باشي، همانند بنده وار كار كن و چشم خود را از مال ديگران ببند. هرگز مگو كه اين شغل و كار در شان من نيست و اين شغل پست است. چون هر كاري كه به نظر پست آيد، بهتر از اين است كه دست خود را جلوي ديگران دراز كني. تو اگر كار كني، حتي كاري كه در نظرت پست است، تا از ديگران بي نيازي جويي، ارزش و مقام تو از همه بيشتر است.) (ديوان الإمام علي عليه السلام، ص: 210)

 

فصل سوم

1- كاركردن، شيوه انبياء الهي

 

پيامبران الهي وكشاورزي و دامپروري

 

استاد رضا محققیان گورتانی در بخش دیگری از این گفتگو، به کار کردن انبیا اشاره کرد و افزود: كاركردن با دست و استفاده از دست رنج خويش، شيوه انبياء واولياء الهي است.

 

وی افزود: پيامبران الهي كشاورزي و زراعت مي كردند و در زمان فراغت به كارهاي ديگري روي مي آوردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در روايت است: حضرت آدم عليه السلام كشاورزي مي كرد و حضرت ادريس خياط بود و نوح نجاري مي نمود و داود زره مي ساخت و موسي چوپاني مي نمود و ابراهيم زياد زراعت مي نمود و بسيار مهمان بر او وارد مي شد و شعيب چوپاني مي كرد و حضرت لوط زراعت مي كرد و صالح تجارت مي نمود.

 

«الدر المنثور عن ابن عباس قال كان آدم حراثا و كان إدريس خياطا و كان نوح ع نجارا و كان هود تاجرا و كان إبراهيم ص راعيا و كان داود زرادا و كان سليمان خواصا و كان موسى أجيرا و كان عيسى سياحا و كان محمد ص شجاعا جعل رزقه تحت رمحه.» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار،ج100، ص 56)

 

 

وی اضافه نمود: در روايت ديگري پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: خداوند هيچ پيامبري را به نبوت مبعوث نكرد، مگر اين كه قبل از پيامبري مدتي چوپاني كرده باشد.

 اصحاب عرض كردند: آيا شما هم چوپاني كرده ايد؟

 فرمود: بلي من هم براي مردم چوباني كرده و مزد گرفته ام.

«و قال ص ما بعث الله نبيا إلا راعي غنم» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار، ج61، ص: 117)

 

 

استاد محققیان افزود: در روايت ديگري امام صادق عليه السلام مي فرمايد: خداوند تعالي روزي پيامبران را در زراعت و دامپروري قرار داده، تا آنها هميشه از بارش باران خرسند باشند.

 

«قال ابو عبد الله عليه السلام ان الله جعل ارزاق انبيائه في الزرع و الضرع لئلا يكرهوا شيئا من قطر السماء.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي،ج 5 ص : 260)

 

وی خاطرنشان کرد: پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: وقتي حضرت آدم عليه السلام به روي زمين آمد، خداوند به او دستور داد، زراعت كند و به جاي نعمت هاي بهشت، از دست رنج خود استفاده كند.

 

«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حِينَ أَهْبَطَ آدَمَ ع مِنَ الْجَنَّةِ أَمَرَهُ أَنْ يَحْرِثَ بِيَدِهِ فَيَأْكُلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ بَعْدَ نَعِيمِ الْجَنَّةِ الْخَبَرَ.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج13، ص 461)  

   

 كار و كسب حلال شيوه انبياء و اولياء دين است و در نتيجه هر كس از اين شيوه آنان پيروي كند، در بهشت كنار آنها خواهد بود.

     

چنان چه پيامبر اكرم (ص) در اين باره مي فرمايد: كسي كه با اشتغال به كسب و كار حلال از دست رنج خود استفاده كند؛ روز قيامت در زمره انبياء بوده و ثوابي همچون ثواب انبياء دريافت خواهد كرد.

  

«وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ يَكُونُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي عِدَادِ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَأْخُذُ ثَوَابَ الْأَنْبِيَاءِ.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 13، ص 24)

 

حضرت داود و اشتغال به كار

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: از داود عليه السلام صاحب مزامير و قاري اهل بهشت پيروي كن كه به دست خود از ليف خرما زنبيل درست مي كرد و جهت فروش آنها، از هم نشينان خود ياري مي طلبيد، و از فروش آنها زندگي مي نمود، در حالي كه خوراك وي بيش از يك نان جوين نبود.

 

 «نهج، [نهج البلاغة] و إن شئت ثلثت بداود ع صاحب المزامير و قارئ أهل الجنة فلقد كان يعمل سفائف الخوص بيده و يقول لجلسائه أيكم يكفيني بيعها و يأكل قرص الشعير من ثمنها.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 14، ص 15)  

 

 

وی اضافه نمود: مرحوم كليني، از امام صادق عليه السلام روايت مي كند: خداوند سبحان به حضرت داود عليه السلام وحي كرد كه: اي داود! تو بنده خوبي هستي. و تنها عيب تو اين است كه از بيت المال استفاده مي كني و با دست خود كار نمي كني پس حضرت داود عليه السلام چهل روز در درگاه الهي گريه و زاري نمود، تا به دستور خداوند آهن در دست او نرم شد. (خداوند طريقه استفاده كردن از آهن را به او آموخت.)

پس هر روز زره اي مي ساخت و به هزار درهم مي فروخت و با اين كار از بيت المال بي نياز گشت و از دست رنج خود مي خورد.

 

‏ «أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ ع أَنَّكَ نِعْمَ الْعَبْدُ لَوْ لَا أَنَّكَ تَأْكُلُ مِنْ بَيْتِ الْمَالِ وَ لَا تَعْمَلُ بِيَدِكَ شَيْئاً قَالَ فَبَكَى دَاوُدُ ع أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى الْحَدِيدِ أَنْ لِنْ لِعَبْدِي دَاوُدَ فَأَلَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْحَدِيدَ فَكَانَ يَعْمَلُ كُلَّ يَوْمٍ دِرْعاً فَيَبِيعُهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ فَعَمِلَ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ دِرْعاً فَبَاعَهَا بِثَلَاثِمِائَةٍ وَ سِتِّينَ أَلْفاً وَ اسْتَغْنَى عَنْ بَيْتِ الْمَالِ.»  (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص74؛ باب ما يجب من الاقتداء بالأئمة (ع)

 

 

پيامبر و مشاركت دركار تهيه غذا

استاد رضا محققیان گورتانی در ادامه افزود: پيامبر اكرم (ص) به تصريح قرآن براي همه مردم الگو و سرمشق قرار داده شده و ما در اعمال و رفتار خود بايد به ايشان اقتدا كنيم.

وی خاطرنشان کرد: او مثل ساير انبياء، اشتغال به كسب و كار داشت و هرگز حاضر نبود، كارها را بر دوش ياران خود قرار دهد. حتي در امر پختن غذا هم كمك مي كرد.

 

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: روايت شده است كه: روزي رسول اكرم (ص) و اصحاب او از مركب ها فرود آمدند و بارها را بر روي زمين نهادند و تصميم جمعيت بر اين شد كه براي غذا، گوسفندي را ذبح و آماده كنند. پس يكي از آنها گفت: ذبح گوسفند با من.

ديگري گفت: «كندن پوست آن با من»

سومي گفت: «پختن گوشت آن با من»

رسول اكرم (ص) فرمود: جمع كردن هيزم از صحرا با من.»

جمعيت گفتند: يا رسول الله، شما زحمت نكشيد و راحت بنشينيد، ما خودمان با كمال افتخار، همه اين كارها را مي كنيم.»

رسول اكرم (ص) فرمود: من مي دانم كه شما همه كارها را مي كنيد، ولي خداوند دوست ندارد بنده اش را در ميان يارانش با وضعي متمايز ببيند. من براي خود، نسبت به ديگران امتيازي قائل نيستم.»

 

سپس به طرف صحرا رفت و مقدار لازم از خار و خاشاك صحرا جمع كرد و براي پختن غذا آورد.

 

«و من كتاب شرف النبي ص روي عن النبي ص أنه أمر أصحابه بذبح شاة في سفر فقال رجل من القوم علي ذبحها و قال الآخر علي سلخها و قال آخر علي قطعها و قال آخر علي طبخها فقال رسول الله ص علي أن ألقط لكم الحطب فقالوا يا رسول الله لا تتعبن بآبائنا و أمهاتنا أنت نحن نكفيك قال عرفت أنكم تكفوني و لكن الله عز و جل يكره من عبده إذا كان مع أصحابه أن ينفرد من بينهم فقام ص يلقط الحطب لهم.» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار، ج 73،؛ص  273)

 

 

پيامبر و تجارت

استاد رضا محققیان گورتانی در ادامه افزود: كليني از علي بن اسباط نقل مي كند كه گفت: به نزد امام صادق عليه السلام رفتم. پس امام عليه السلام از من احوال عمر بن مسلم را پرسش نمود. عرض كردم: حال او خوب است؛ ولي تجارت و كسب و كار را ترك نموده است.

 

 امام صادق عليه السلام سه بار فرمود: ترك تجارت و كسب و كار راه و روش شيطان است. آيا نمي داند كه پيامبر اكرم (ص) از قافله اي كه از شام آمده بود، خريد نمود و سپس آنها را فروخت و از سود آن قرض هاي خود را پرداخت نمود و مقداري از آن را هم در بين خويشاوندان خويش تقسيم نمود؟

 

«عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلَنَا عَنْ عُمَرَ بْنِ مُسْلِمٍ مَا فَعَلَ فَقُلْتُ صَالِحٌ وَ لَكِنَّهُ قَدْ تَرَكَ التِّجَارَةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَلُ الشَّيْطَانِ ثَلَاثاً أَ مَا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص اشْتَرَى عِيراً أَتَتْ مِنَ الشَّامِ فَاسْتَفْضَلَ فِيهَا مَا قَضَى دَيْنَهُ وَ قَسَمَ فِي قَرَابَتِهِ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 75)

 

 

حضرت عيسي عليه السلام و سفارش او به كار

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: روايت شده كه حواريون همراه حضرت عيسي عليه السلام بودند و هر گاه گرسنه مي شدند، مي گفتند: اي پيامبرخدا ما گرسنه هستيم، پس او دست خود را به زمين مي زد و براي هركدام از آنها دو گرده نان خارج مي شد، پس آنها مي خوردند و هرگاه تشنه مي شدند، او دست خود را بر زمين مي زد و براي آنها آب خارج مي شد، پس آنها سيراب مي شدند.

 

روزي از روي تعجب گفتند: اي پيامبر خدا! چه كسي برتر و افضل از ما است؟ هر گاه گرسنه باشيم، به ما طعام مي دهي و هر گاه تشنه باشيم، به ما آب مي دهي و ما به تو ايمان آورده ايم و از تو پيروي مي كنيم و هميشه همراه تو هستيم.

 

حضرت عيسي عليه السلام فرمود: آن كه با دست خود كار كند و از دست رنج خود استفاده كند افضل از شما است. از آن ساعت به بعد حواريون لباس مي شستند و مزد مي گرفتند و از در آمد آن مي خوردند.

 

«فِي مَجْمَعِ الْبَيَانِ، رُوِيَ أَنَّهُمْ يَعْنِي الْحَوَارِيِّينَ اتَّبَعُوا عِيسَى ع وَ كَانُوا إِذَا جَاعُوا قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ جُعْنَا فَيَضْرِبُ بِيَدِهِ عَلَى الْأَرْضِ سَهْلًا كَانَ أَوْ جَبَلًا فَيُخْرِجُ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ رَغِيفَيْنِ يَأْكُلُهُمَا فَإِذَا عَطِشُوا قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ عَطِشْنَا فَيَضْرِبُ بِيَدِهِ عَلَى الْأَرْضِ سَهْلًا كَانَ أَوْ جَبَلًا فَيُخْرِجُ مَاءً فَيَشْرَبُونَ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ أَفْضَلُ مِنَّا إِذَا شِئْنَا أَطْعَمْتَنَا وَ إِذَا شِئْنَا سَقَيْتَنَا وَ قَدْ آمَنَّا بِكَ وَ اتَّبَعْنَاكَ قَالَ أَفْضَلُ مِنْكُمْ مَنْ يَعْمَلُ بِيَدِهِ وَ يَأْكُلُ مِنْ كَسْبِهِ فَصَارُوا يَغْسِلُونَ الثِّيَابَ بِالْكِرَاءِ.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 13، ص 23) 

 

 

2- كسب و كار شيوه ائمه اطهار عليه السلام و حكايات آنها

 

حضرت علي عليه السلام و اشتغال هم زمان به كار و عبادت

استاد رضا محققیان گورتانی ادامه داد: ائمه اطهار عليهم السلام بسيار به كار كردن و خوردن از دست رنج حلال خويش، اهميت مي داده اند.

 

وی خاطرنشان کرد: در روايت است كه هرگاه اميرالمومنين عليه السلام از جهاد با دشمن فارغ مي شد، مشغول تعليم احكام و معارف دين به مردم مي شد و بين آنها قضاوت مي نمود و هر گاه از تمام اينها فارغ مي شد، در مزرعه اي كه داشت، مشغول به كار با دست خويش مي شد و در تمام اين احوال زبانش مشغول به ذكر گفتن و قلب او مشغول ياد خدا بود.

    

«و روي أنه ع كان إذا يفرغ من الجهاد يتفرغ لتعليم الناس و القضاء بينهم فإذا فرغ من ذلك اشتغل في حائط له يعمل فيه بيده و هو مع ذلك ذاكرا الله تعالى جل جلاله.» (ديلمي، حسن بن ابي الحسن، إرشادالقلوب، ج 2، ص 218)   

 

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: هم چنين اميرالمومنين عليه السلام هيزم مي شكست و آب به خانه مي آورد و خمير مي كرد و نان مي پخت.

     

«عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَحْتَطِبُ وَ يَسْتَقِي وَ يَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِز.ُ »(كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 86)

 

 

وی ادامه داد: هم چنين روزي اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان خلافت خود خرما خريد و آنها را بلند نموده و بر دوش خود قرار داد تا به خانه ببرد، پس به حضرت عرض كردند: اجازه دهيد، اين خرماها را براي شما به منزل بياوريم. حضرت فرمود: هركس كه اهل و عيال دارد به حمل كالاهاي خود شايسته تر از ديگران است.

 

«الإبانة عن ابن بطة و الفضائل عن أحمد أنه اشترى ع تمرا بالكوفة فحمله في طرف ردائه فتبادر الناس إلى حمله و قالوا يا أمير المؤمنين نحن نحمله فقال ع رب العيال أحق بحمله.» (ابن شهر آشوب مازندراني،المناقب، ج 2، ص 104)  

 

استاد رضا محققیان اضافه نمود: روزي پيامبر (ص) براي ديدن حضرت علي عليه السلام و حضرت زهرا (س) به منزل آنها رفت، پس ملاحظه كرد كه حضرت زهرا (س) تنها است.

پرسيد حضرت علي و حسن و حسين عليهم السلام به كجا رفته اند؟

 حضرت زهرا (س) عرض كرد: چون امروز در خانه خوراكي نداشته ايم، حضرت علي عليه السلام بيرون رفته تا كار كند و ناني به دست آورد و فكر مي كنم به فلان باغ براي آب كشيدن رفته باشد.

 

پس پيامبر اكرم (ص) به همان باغ رفت و ملاحظه كرد كه حضرت علي عليه السلام به تنهايي از چاه آب مي كشد و حسنين عليهما السلام در كنار باغ با هم بازي مي كنند.

پيامبر (ص) نزديك رفت و آنها را نوازش كرد و صبر كرد تا كار آب كشيدن تمام شود؛

وقتي كار آب كشيدن تمام شد، حضرت علي عليه السلام با صاحب باغ مزد خود را حساب نمود و عوض هر دلو آب يك دانه خرما گرفت. سپس همه با هم به منزل بازگشتند و مقداري از خرماها را  با هم خوردند. (فواديان، رمضان، سيري در ارزش كار وكارگر، ص 115)

 

 

وی افزود: زماني كه پيامبرخدا (ص) به مدينه مهاجرت كرد، بين مهاجرين و انصار برادري ايجاد نمود. هر يك از مهاجرين با يكي از انصار برادر شدند و شروع به همكاري نمودند. پيامبر اكرم (ص) بين خود و حضرت علي عليه السلام عقد برادري خواندند و چون حضرت علي عليه السلام جوان نيرومندي بود، روزها در باغستان ها از چاه آب مي كشيد و از درآمد آن با پيامبر (ص) زندگي مي كردند.

 

«جماعة عن محمد بن الكعب القرطي إنه رأى أمير المؤمنين أثر الجوع في وجه النبي فأخذ إهابا فحوى وسطه و أدخله في عنقه و شد وسطه بخوص نخل و هو شديد الجوع فاطلع على رجل يستقي ببكرة فقال هل لك في كل دلوة بتمرة فقال نعم فنزح له حتى امتلأ كفه ثم أرسل الدلو فجاء بها إلى النبي ص.» (ابن شهر آشوب مازندراني، المناقب، ج2، ص125)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به روایتی دیگر پرداخت: علي بن ابي حمزه مي گويد: ديدم موسي بن جعفر عليه السلام در زمين خود مشغول به كار بود و دو پاي خود را در خاك و گل داخل نموده است.

 

پس عرض كردم: فداي شما شوم، غلامان شما كجا هستند، تا اين كار را انجام دهند؟ چرا شما خودتان مشغول اين كار شده ايد.

 

پس حضرت فرمود: كساني با دست خود بر روي زمين كار كرده اند كه بهتر از من و بهتر از پدرم بوده اند.

عرض كردم: منظور شما چه كساني هستند؟

 

فرمود: پيامبر اكرم (ص) و اميرالمومنين عليه السلام و همه پدرانم با دست خود كار مي كردند و كار نمودن شيوه همه پيامبران و رسولان و صالحين است.

 

«عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَعْمَلُ فِي أَرْضٍ لَهُ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَمَاهُ فِي الْعَرَقِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيْنَ الرِّجَالُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ قَدْ عَمِلَ بِالْيَدِ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي فِي أَرْضِهِ وَ مِنْ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ هُوَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ آبَائِي ع كُلُّهُمْ كَانُوا قَدْ عَمِلُوا بِأَيْدِيهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ وَ الصَّالِحِينَ» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 75 )

 

 

توصيه امام باقر عليه السلام به كار

استاد رضا محققیان گورتانی در ادامه این بحث به روایتی از امام صادق عليه السلام اشاره کرد: محمد بن منكدر به اصحاب خود مي گفت: من فكر نمي كردم كه علي بن الحسين عليه السلام فرزندي بهتر از خود به جاي بگذارد، تا اين كه فرزند او محمد بن علي (امام باقرعليه السلام) را ديدم، پس خواستم او را موعظه كنم، ولي او من را موعظه كرد و حق را براي من بيان نمود.

 

اصحاب محمد بن منكدر به او گفتند: او به چه چيزي تو را موعظه كرد؟ محمد بن منكدر گفت: روزي در ساعتي كه هوا بسيار گرم بود؛ به اطراف مدينه رفته بودم، ابوجعفر (امام محمد باقر عليه السلام ) را در آن گرمي هوا ملاقات نمودم. او در حالي كه مردي فربه و درشت اندام بود، بر دو غلام خود تكيه داده و در آن گرما به سمت زمين زراعت خود مي رفت.

 

 پس با خود گفتم: سبحان الله! پير مردي از بزرگان قريش در اين گرمي هوا با اين حال جسماني براي طلب دنيا حركت نموده است. من الان مي روم و او را موعظه مي كنم. پس نزديك رفته و به او سلام نمودم، او در حالي كه عرق از پيشانيش جاري بود، نفس زنان جواب سلام من را داد.

 

 به او گفتم: شما از بزرگان قريش هستيد و مناسب شما نيست در اين گرما با اين وضع جسماني براي طلب دنيا خارج شويد. اگر در اين حال اجل شما برسد و عمر شما پايان يابد، چه مي كنيد. چه كسي مي داند كه چه وقت از دنيا مي رود. شايد عمر شما در اين وقت به آخر برسد و شايسته نيست كه شما در اين حال باشيد.

 

حضرت جواب داد: اگر مرگ در اين حال به سراغ من بيايد، من در اطاعت و بندگي خداوند هستم. چون مي خواهم با كار كردن، خود و عيالاتم را از اين كه دست به سوي تو و ساير مردم دراز كنم، بي نياز سازم. اين كار اطاعت و عبادت است. تو خيال مي كني كه عبادت فقط ذكر گفتن و نماز خواندن است. اگر مرگ من در حال معصيت برسد، بايد نگران باشم نه الان كه در حال اطاعت و بندگي خدا هستم.

 

محمد بن منكدر مي گويد، پس عرض كردم: شما صحيح مي فرمائيد. من مي خواستم شما را موعظه كنم ولي شما من را موعظه نموديد و حقيقت را به من آموختيد و من الان فهميدم كه صحيح همان است كه شما مي فرمائيد.

 

«عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَدَعُ خَلَفاً أَفْضَلَ مِنْهُ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِ الْمَدِينَةِ فِي سَاعَةٍ حَارَّةٍ فَلَقِيَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِيلًا وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي سُبْحَانَ اللَّهِ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَمَا لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ السَّلَامَ بِنَهْرٍ وَ هُوَ يَتَصَابُّ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَ رَأَيْتَ لَوْ جَاءَ أَجَلُكَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَا كُنْتَ تَصْنَعُ فَقَالَ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي [طَاعَةٍ مِنْ‏] طَاعَةِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ أَنْ لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَةٍ مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ صَدَقْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 73، باب ما يجب من الاقتداء بالأئمة ع)

 

 

امام صادق عليه السلام وكار سخت و دشوار

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه افزود: عبد الاعلي روايت مي كند كه من يك روز گرم تابستاني در يكي از راه هاي مدينه به امام صادق عليه السلام برخوردم.

 

گفتم: قربانت گردم! مقام رفيع شما نزد خدا و انتساب شما به رسول خدا (ص) معلوم است، در عين حال شما خود را در چنين روز گرمي به زحمت انداخته ايد.

 

حضرت فرمود: من براي طلب روزي بيرون آمده ام تا از امثال تو بي نياز باشم.

 

«عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قَالَ اسْتَقْبَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِي بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِينَةِ فِي يَوْمٍ صَائِفٍ شَدِيدِ الْحَرِّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَالُكَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَرَابَتُكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَنْتَ تُجْهِدُ لِنَفْسِكَ فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ فَقَالَ يَا عَبْدَ الْأَعْلَى خَرَجْتُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لِأَسْتَغْنِيَ عَنْ مِثْلِكَ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 74، باب ما يجب من الاقتداء بالأئمة ع)

 

وی اضافه نمود: ابو عمر شيباني مي گويد: امام صادق عليه السلام را ديدم كه بيلي در دست و يك لباس خشن، لباس كارگري، بر تن داشت و در مزرعه خود كار مي كرد و عرق از بدنش مي ريخت.

عرض كردم: بيل را به من بدهيد، تا به جاي شما با اين بيل كار كنم.

 حضرت فرمود: دوست دارم كه مرد در راه بدست آوردن مخارج زندگي خود، آزار و حرارت آفتاب را ببيند و رنج آن را تحمل كند.

 

«عَنْ أَبِي عَمْرٍو الشَّيْبَانِيِّ قَالَ رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ بِيَدِهِ مِسْحَاةٌ وَ عَلَيْهِ إِزَارٌ غَلِيظٌ يَعْمَلُ فِي حَائِطٍ لَهُ وَ الْعَرَقُ يَتَصَابُّ عَنْ ظَهْرِهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَعْطِنِي أَكْفِكَ فَقَالَ لِي إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَتَأَذَّى الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَةِ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص76، باب ما يجب من الاقتداء بالأئمة ع)

 

فصل: چهارم

اهميت و فضيلت ايجاد اشتغال براي نسل جوان      

استاد رضا محققیان گورتانی در بخش دیگر از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، خاطرنشان کرد: با توجه به مباحث گذشته، روشن شد كه اشتغال به كسب و كار از نظر اسلام بهترين عبادت است و داراي ثواب فراوان است و ثواب آن همچون جهاد در راه خدا است و ايجاد اشتغال مخصوصا براي نسل جوان مستحب بوده و داخل در تعاون و كمك بر انجام اعمال نيك مي شود.

 

وی اضافه نمود: خداوند در قرآن در اين باره مي فرمايد: «تعاونوا علي البر و التقوي» (بر انجام نيكي ها و تقوا به يكديگر كمك كنيد.) سوره مائده آیه 2

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: بنابراين هر كس مي تواند، بايد جهت ايجاد اشتغال، براي نسل جوان تلاش كند و احتياجات آنان را برآورده سازد.

 

 

وی خاطرنشان کرد: پيامبر اكرم (ص) در اين باره مي فرمايد: همه مردم عيال خدا هستند، (كه خدا به آنها روزي مي دهد) پس محبوب ترين مردم نزد خداوند، كسي است كه به عيال خداوند نفع برساند و براي احتياج هاي آنان تلاش كند و خانواده اي را خوشحال كند.

 

«قَالَ رَسولُ اللَّهِ ص الْخَلْقُ عِيالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلى اللَّهِ مَنْ نَفعَ عِيالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلى أَهلِ بَيتٍ سُرُوراً » (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 2، ص 164)   

 

 

استاد محققیان به روایتی دیگر اشاره کرد: امام صادق عليه السلام مي فرمايد: خداوند مي فرمايد: همه انسان ها عيال من هستند، پس محبوب ترين آنها نزد من كسي است كه به آنها بيشتر لطف كند و براي احتياجات آنها بيشتر تلاش كند.

 

«قَالَ أَبو عَبدِ اللَّهِ ع قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَلْقُ عِيالِي فَأَحَبُّهُمْ إِليّ أَلطَفُهُمْ بِهمْ وَ أَسعَاهُمْ فِي حَوَائِجِهِمْ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 2، ص 199) 

 

وی افزود: در روايات ما بر ايجاد اشتغال و شغل تأكيد شده است.

علي بن شبيب مي گويد: خدمت امام رضا عليه السلام رفتم، پس به من فرمود: اي علي! كدام يك از مردم كسب و كار شان نيكوتر و بهتر است؟ گفتم: آقاي من شما جواب اين سوال را بهتر از من مي دانيد. حضرت فرمود: اي علي! كسي كه ديگران به واسطه كسب و كار او، به خوبي كسب و كار كنند، او كسب و كارش از همه نيكوتر و بهتر است. باز حضرت از من سوال كرد: اي علي! كدام يك از مردم كسب و كارشان بدتر است؟ گفتم: آقاي من شما جواب اين سوال را بهتر مي دانيد. حضرت فرمود: اي علي! كسي كه ديگران در كنار كسب و كار او كسب و كار نكنند.

 

 

«قال علي بن شعيب دخلت على أبي الحسن الرضا ع فقال لي يا علي من أحسن الناس معاشا قلت يا سيدي أنت أعلم به مني فقال ع يا علي من حسن معاش غيره في معاشه يا علي من أسوأ الناس معاشا قلت أنت أعلم قال من لم يعيش غيره في معاشه يا علي أحسنوا جوار النعم فآنها وحشية ما نأت عن قوم فعادت إليهم. يا علي إن شر الناس من منع رفده و أكل وحده و جلد عبده.» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار، ج 75، ص 341)  

 

 

 

پيامبر اكرم (ص) و ايجاد اشتغال براي نيازمندان

استاد محققیان گورتانی اضافه نمود: مردي از انصار نزد پيامبر اكرم (ص) آمد و از فقر و نيازمندي خود شكايت نمود.

پيامبر اكرم (ص) فرمود: به خانه خود برو و هر چه در خانه يافتي با خود بياور و هيچ چيز را بي ارزش حساب مكن. آن مرد به خانه رفت و در خانه  فقط يك ظرف و يك قطعه پوست پيدا نموده به خدمت پيامبر اكرم (ص) آورد. 

 

پيامبر اكرم (ص) فرمود: چه كسي اين ظرف و پوست را مي خرد؟ يكي از صحابه عرض كرد: من اينها را به يك درهم خريدارم.

 

پيامبر اكرم (ص) فرمود: چه كسي بيشتر از اين قيمت خريدار است؟ ديگري عرض كرد: من اينها را به دو درهم خريدارم.

 

پيامبر پذيرفت و دو درهم را گرفت. آن گاه دو درهم را به آن انصاري فقير داد و سپس فرمود: با يك درهم براي خانواده ات غذا بخر و با يك درهم ديگر يك تيشه خريداري كن. آن مرد رفت و با تيشه اي خدمت پيامبر اكرم (ص) رسيد.

 

پيامبر اكرم (ص) فرمود: چه كسي براي اين تيشه يك دسته مناسب دارد. مردي عرض كرد: من دارم و دسته اي براي تيشه آورد و به پيامبر اكرم (ص) داد.

 

حضرت دسته را گرفته و خود تيشه را دسته نمود و به آن مرد فقير داد و فرمود: برو با اين تيشه هيزم جمع كن و بفروش برسان. و هيزم هاي كوچك و خاشاك را بي ارزش مشمار و همه را جمع كن.

 

آن مرد رفت و به مدت پانزده روز به اين كار مشغول شد و بعد از آن نزد پيامبر آمد، در حالي كه وضع مالي او بسيار مناسب بود.

 

پيامبر اكرم (ص) فرمود: اشتغال تو به اين كسب و كار خيلي بهتر از اين است كه من به تو صدقه بدهم و در روز قيامت آثار گدائي نمودن بر چهره تو باشد.

 

«أصاب أنصاريا حاجة فأخبر بها رسول الله ص فقال ايتني بما في منزلك و لا تحقر شيئا فأتاه بحلس و قدح فقال رسول الله ص من يشتريهما فقال رجل هما علي بدرهم فقال من يزيد فقال رجل هما علي بدرهمين فقال هما لك فقال ابتع بأحدهما طعاما لأهلك و ابتع بالآخر فأسا فأتاه بفأس فقال ع من عنده نصاب لهذه الفأس فقال أحدهما عندي فأخذه رسول الله ص فأثبته بيده و قال اذهب فاحتطب و لا تحقرن شوكا و لا رطبا و لا يابسا ففعل ذلك خمس عشرة ليلة فأتاه و قد حسنت حاله فقال ع هذا خير من أن تجيء يوم القيامة و في وجهك كدوح الصدقة.» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار، ج: 100، ص: 10)

 

 

 

مسئوليت دولت و پدر و فاميل در  ايجاد اشتغال

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بنابراين ايجاد اشتغال براي همه مستحب است. گرچه دولت بنابر اصل 28 قانون اساسي وظيفه دارد كه زمينه را براي اشتغال مردم و نسل جوان فراهم كند ولي از نظراسلام پدر و خويشاوندان نيز وظيفه دارند كه همكاري نموده و شغلي مناسب براي فرزند خود و فاميل خود ايجاد كنند.

 

وی افزود: چنان چه پيامبر اكرم (ص) در اين باره به حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: از حقوق فرزند بر پدرش اين است كه براي فرزندش نام نيكو قرار دهد و به او ادب بياموزد و او را به كار و شغل مناسبي بگمارد.

 

 

«فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ ص لِعَلِيٍّ ع قَالَ يَا عَلِيُّ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَضَعَهُ مَوْضِعاً.» (عاملي، شيخ حر، وسائل‏الشيعة، ج 21، ص 389)

 

 

این استاد حوزه علمیه قلم اضافه نمود: هم چنين امام كاظم عليه السلام مي فرمايد: مردي به همراه فرزندش خدمت پيامبر اكرم (ص) رسيد و به آن حضرت عرض كرد: اين فرزند چه حقي بر گردن من دارد؟

 

پيامبر اكرم (ص) در جواب فرمود: بايد براي او نام شايسته اي قرار دهي و به او ادب بياموزي و او را به كار و شغل مناسب بگماري.

 

«عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ ابْنِي هَذَا قَالَ تُحْسِنُ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ ضَعْهُ مَوْضِعاً حَسَنا»(كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 6، ص 48)

 

وی تأکید کرد: آري! وظيفه پدر و مادر اين است كه هم اسباب ازدواج فرزند خود را فراهم كنند و هم او را به شغلي مناسب و حلال مشغول كنند. چرا كه شغل حلال و مناسب در سرنوشت و عاقبت فرزند دخالت دارد.

استاد گورتانی افزود: من جوان هايي را مي شناسم كه پدر، مادر و ساير فاميل كمك نمودند تا آنها مشغول به يك كار و كسب حلال شوند.

 

بيا موز فرزند را دست رنج

اگردست داري چو قارون به گنج

به پايان رسد كيسه ي سيم وزر

نگردد تهي كيسه پيشه ور

 

 

استاد محققیان افزود: و نيز بر كسي مخفي نيست كه اسلام، به صله رحم بسيار سفارش نموده است و از مصاديق روشن صله رحم كمك نمودن به حل مشكلات زندگي آنها است.

 

وی در این راستا خاطرنشان کرد: بنابراين بر خويشاوندان لازم است كه به جوانان فاميل خود كمك كنند و آنها را راهنمايي كنند تا بتوانند شغل مناسبي بيابند و مشغول به كار شوند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: اگر پدر، مادر و خويشاوندان، در انجام اين وظيفه مهم خود كوتاهي كنند و به جوان و فاميل خود كمك نكنند، بايد بدانند كه حتما به فضل الهي براي اين جوان شغل و كار مناسب پيدا خواهد شد و فقط آنها از اجر و ثواب عظيم آن محروم گشته اند.

 

وی اضافه نمود: اميرالمؤمنين عليه السلام در اين رابطه مي فرمايد: كسي را كه خويشاوندانش محروم كنند، خداوند براي كمك به او افراد غريب را مي فرستد تا مشكل او برطرف شود.

 

«وَ قَالَ ع مَنْ ضَيَّعَهُ الْأَقْرَبُ أُتِيحَ لَهُ الْأَبْعَدُ.» (سيد رضي، نهج البلاغة، ص 471)

 

 

استاد محققیان خاطرنشان کرد: اگر كسي بتواند، به جواني از فاميل يا غير فاميل كمك نموده و براي او شغلي ايجاد كند، ثواب فراوان خواهد برد ولي نباید در این راه كوتاهي كند و بترسد از اين كه نعمت هاي الهي از او گرفته شود.

 

 

وی افزود: اميرالمؤمنين عليه السلام در اين رابطه مي فرمايد: خداوند بندگاني دارد، كه به آنها اموال و نعمت هايي داده، تا با آن به ديگران كمك كنند و مشكل آنها را حل كنند پس اگر چنين نكنند، خداوند آن اموال را از آنان گرفته و سپس به ديگران واگذار مي كند.

 

 «و قال ع إن لله عبادا اختصهم بالنعم يقرها فيهم ما بذلوها للناس فإذا منعوها حولها منهم إلى غيرهم.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 72، ص 353، باب 81)

شياطين مخالف با اشتغال نسل جوان

این استاد حوزه علمیه قم در بخش پایانی این جلسه از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، خاطرنشان کرد: ترك كسب و كار و بيكار بودن جوانان مطلوب شيطان است. شيطان جوانان بيكار را دوست مي دارد. چون انساني كه اشتغال به كسب و كار ندارد، براي گذراندن امور زندگي خود يا مجبور به تكدي و گدايي از ديگران مي شود و يا دست خود را به طرف اموال ديگران دراز مي كند و هر دو مطلوب شيطان است.

 

 وی خاطرنشان کرد: شاهد اين سخن، روايتي است كه اسباط بن سالم نقل مي كند: روزي به خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم. پس امام از من احوال عمر بن مسلم را پرسش نمود؟ عرض كردم: حال او خوب است ولي تجارت و كسب و كار را ترك نموده است.

 

امام صادق عليه السلام سه بار فرمود: ترك كار و تجارت راه و روش شيطان است. آيا نمي داند كه پيامبر اكرم (ص) از قافله اي كه از شام آمده بود كالاهايشان را خريد و سپس آنها را فروخت و از سود آن قرض هاي خود را پرداخت نمود و مقداري از آن را در بين خويشاوندان خويش تقسيم نمود؟

 

 

«عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلَنَا عَنْ عُمَرَ بْنِ مُسْلِمٍ مَا فَعَلَ فَقُلْتُ صَالِحٌ وَ لَكِنَّهُ قَدْ تَرَكَ التِّجَارَةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَلُ الشَّيْطَانِ ثَلَاثاً أَ مَا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص اشْتَرَى عِيراً أَتَتْ مِنَ الشَّامِ فَاسْتَفْضَلَ فِيهَا مَا قَضَى دَيْنَهُ وَ قَسَمَ فِي قَرَابَتِهِ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5، ص 75، باب ما يجب من الاقتداء بالأئمة ع)

 

 

استاد محققیان اضافه نمود: و نيز وقتي انسان بيكار است، شيطان فرصت و مجال بيشتري پيدا مي كند تا او را به فساد بكشاند.

 

وی افزود: امير المومنين عليه السلام در اين باره مي فرمايد: ريشه هلاكت انسان فراغت و بيكاري است و منحرف شدن انسان از زمان بيكاري او شروع مي شود. «من الفراغ تكون الصبوه.» (آمدي، عبد الواحد، غررالحكم، 325)/270/260/40/

ش, 03/31/1399 - 11:50