اگر چه شاید علامه امینی رحمت الله علیه عمر طولانی هم نداشتند، با توجه به اینکه سنّ شریفشان در زمان رحلت، در سال 1390 هجری قمری 70 سال بوده است؛ اما انصافا باید گفت که ایشان دارای عمر بابرکتی بوده اند.
به مناسبت روز بزرگداشت علامه امینی رحمت الله علیه، استاد علی محمدلو، از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.
وی در ابتدای این گفتگوی صمیمانه مختصری از زندگی نامه این مرد بزرگ را بیان کرد: مرحوم علامه عبدالحسین امینی رحمت الله علیه در سال 1320 هجری قمری و در یکی از بلاد آذربایجان غربی به نام سراب دیده به جهان گشود.
استاد محمدلو افزود: اگر چه شاید علامه امینی رحمت الله علیه عمر طولانی هم نداشتند، با توجه به اینکه سنّ شریفشان در زمان رحلت، در سال 1390 هجری قمری 70 سال بوده است؛ اما انصافا باید گفت که ایشان دارای عمر بابرکتی بوده اند.
وی افزود: برخی معتقد هستند که این مرد بزرگ به قدری در تحقیق و پژوهش و دیگر امور از بدنش کار کشید که عمر شریفش به نسبت کوتاه بوده است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ایشان مقدمات را در تبریز نزد پدرشان و دیگر بزرگواران می خوانند و برای تکمیل علوم به نجف هجرت می کنند و به نزد بزرگانی همچون سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم نائینی، آشیخ محمد حسین اصفهانی و برخی بزرگان دیگر می رسند و اجازه اجتهاد را هم کسب می کند.
وی افزود: عطشی برای خدمت در این مرد بزرگ وجود داشته است و آسید ابوالحسن اصفهانی جرقه اولیه تألیف الغدیر را می زند.
استاد محمدلو در ادامه بیان کرد: علامه امینی رحمت الله علیه یک روز، که اتفاقا روز عید غدیر خم هم بوده است، به نزد استادش آسید ابوالحسن اصفهانی می رسد، به استادش عرض می کند: آقا من در ذهنم چنین قضیه ای است؛ که از کتاب های اهل سنت، به شبهات آنها جواب های محکمی بدهم.
وی افزود: آسید ابوالحسن اصفهانی به ایشان نکته ای فرمودند: چه بسا اگر این کار را بکنی، نگذارند تا این اثر باقی بماند و آن را از بین ببرند و نگذارند تا ماندگار بشود.
وی اضافه نمود: مرحوم امینی از استادش راه چاره می خواهد. آسید ابوالحسن اصفهانی بیان می دارند: «دائرة المعارفی را در این زمینه تألیف کن و کلّآ هر چه از منابع اهل سنت در زمینه غدیر مطلب بوده باشد، رو کن.»
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از این رو 3 جلد اول کتاب شریف الغدیر غالبا اسامی علمای اهل سنت را مطرح می کند. از این رو جرقه تألیف این کتاب در روز غدیر خم به دستان با برکت استادش مرحوم اصفهانی رحمت الله علیه زده می شود.
وی در ادامه اضافه نمود: ایشان در فکر فرو رفته بود که اگر بخواهد دائرة المعارف الغدیر را تألیف کند، لازم است تا ادبیات آن، از استحکام بالایی برخوردار باشد.
استاد محمدلو در همین راستا به قلم رسا، شیوا، فصیح و بلیغ الغدیر اشاره کرد و خاطرنشان کرد: ملاحظه می کنیم که در بلاد عرب، قلم کتاب شریف الغدیر را می ستایند.
وی در ادامه به نحوه برخورد حضرت امام خمینی رضوان الله علیه با کتاب الغدیر پرداخت و افزود: مرحوم امام رضوان الله علیه در تابستان مطالعات غیر درسی را در برنامه داشت. در سالی مجموعه دائرة المعارف الغدیر علامه امینی را مطالعه می کردند، اطرافیان می گفتند: امام با دید اعجاز به این کتاب نگاه می کردند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: تألیف این کتاب صد در صد حاصل عنایت است، اگر کسی سر و کار هر روزش با نور باشد، مگر می شود که نور در او تأثیر نگذارد! علامه امینی 40 سال عمر خود را برای تألیف الغدیر صرف کرده است.
استاد محمدلو افزود: این مرد الهی وقتی از پیش آسید ابوالحسن اصفهانی بیرون می آید، به فکر فرو می رود تا زبان نوشتن الغدیر را چه باید بکند. در همین فکر بوده است تا به شخصیت بزرگواری به نام مرحوم اُردبادی می رسد؛
ایشان مرد بزرگی بود؛ به علامه امینی گفت: چرا به فکر فرو رفتی؟
علامه برایش می گوید: چنین فکری دارم.
مرحوم اردبادی می گوید: نوشتن از شما و تدوین و تبیین فصاحتی و بلاغتی الفاظ از من. چارچوب مطالب را بنویس من آن را به نحو فصیح بیان می کنم.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: کار تکمیل شد؛ جرقه اولیه را مرحوم اصفهانی زد، چارچوب آن به دست علامه امینی بسته شد و قلم فصیح به دست مرحوم اردبادی به سامان رسید و به این ترتیب کار تألیف دائرة المعارف الغدیر انجام گرفت.
وی افزود: مجموعه الغدیر 22 جلد است که متأسفانه 11 جلد از الغدیر به زبان عربی باقی مانده است.
استاد محمدلو اشاره نمود: برخی شبهه می کردند که الغدیر کتابی است که افتراق مابه الامتیاز بین شیعه و اهل سنت را دارد و موجب تفرقه می شود.
وی در همین راستا به کلامی از مرحوم شهید مرتضی مطهری پرداخت که به خوبی به این شبهه پاسخ داده است و گفته است؛ هر کس به این کتاب با دید محققانه نگاه کند، چه شیعه و چه سنی باشد، اگر انسان منصفی باشد، ملاحظه خواهد کرد که علاوه بر اینکه مایه تفرقه نیست، مایه پناه بردن است.
این استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: هر انسان منصفی در این کتاب مداقّه کند، به این نتیجه می رسد که این کتاب اصلا بوی تفرقه نمی دهد؛ چه اینکه کلا مطالب این کتاب را آیات و همچنین روایات اهل سنت تشکیل می دهد.
وی افزود: اصولا علمای بزرگ اهل سنت وقتی به این کتاب می رسند، می گویند: ما شاکریم که در مورد ما در میان متون شیعه یک کتاب هست که بخوانیم و به نحو احسن شیعه را بشناسیم.
استاد محمدلو اضافه نمود: از این رو این کتاب دارای اهمیت بسیار و بابرکت است و عمری پای آن گذاشته شده است؛ آن چنان که مرحوم علامه امینی بیان کرده است: 10 هزار کتاب را من البدو الی الختم مطالعه کرده است و از 100 هزار کتاب نسخه برداری نموده است تا اینکه کتاب شریف الغدیر را محققانه و با قلم پژوهشگرانه به اتمام رسانده است.
استاد محمدلو بعد از بیان مختصری از کتاب قیّم و گرانسنگ الغدیر، در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان مختصری از شخصیت صاحب الغدیر پرداخت.
وی در این راستا به معرفی کتابی به نام «ربع القرن مع علامة الامینی» اقدام نمود؛ نویسنده اش مرحوم حسین شاکری است که از رفقای صمیمی مرحوم علامه امینی و از بازاری های تهران بوده، اما از طلبه های فاضل و البته مورد عنایت ویژه مرحوم سید محسن حکیم بوده است که به علت مشکلاتی، حوزه را رها کرده و یکی از تجار بنام تهران شده است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: مرحوم حسین شاکری این کتاب را گردآوری کرده و در تهیه آن از فرزند مرحوم علامه امینی بهره مند شده است.
وی اضافه نمود: این کتاب، جامع است و موضوعات مختلفی در این کتاب نوشته شده است و حالات معنوی علامه امینی، مطالعات علامه امینی، سیره علامه امینی، حتی نحوه قرآن خواندن علامه امینی را بیان می کند.
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: علامه امینی در ماه مبارک رمضان درس و بحث را به حدّ اقل می رساند و 15 بار قرآن را ختم می کرد؛ 14 مرتبه به نیت 14 معصوم علیهم السلام و یک مرتبه را به نیت پدر و مادر و اساتید و ... در روزهای عادی هم هر روز حداقل یک جزء قرآن را باید می خواند.
وی افزود: علامه امینی رحمت الله علیه قبل از اذان صبح بیدار می شد، نماز شبش را می خواند، مشغول تلاوت قرآن و مناجات می شد؛ بعد از اینکه خورشید طلوع می کرد، به دنبال مداقّه می رفت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه اضافه نمود: در حالات علامه امینی آمده است که به کتابخانه سوریه رفته بود، کتابدار دیده بود، علامه حرص و ولع عجیبی به مطالعه دارد، ساعت کتابخانه از 8 صبح تا 2 بعد از ظهر بود؛ اما این مقدار از ساعات کفاف علامه امینی را نمی کرد؛ کلید را به دست خودش دادند، از 6 صبح می رفت و تا غروب در آنجا بود.
وی افزود: علامه امینی رحمت الله علیه به بلاد مختلفی سفر کرده است. هر جا نامی از «علی» می آمد، او در آنجا حاضر بود تا چیزی را در تکمیل این کتاب بیاورد.
استاد محمدلو به ماجرای جالبی از مرحوم علامه امینی اشاره نمود: ایشان 4 ماه پیوسته در هندوستان بود، در برگشت از هندوستان از او پرسیدند با گرمای در هندوستان چه کردی؟ او پاسخ داد: اصلا خبر نداشتم که گرمایی هم هست. ایشان به این مقدار مشغول مداقه و تحقیق بود.
وی افزود: در کتابخانه ای که ابزار سرماساز نداشت، به کتابدار می گفت: شما اذیت می شوید، من هم مطالعات خودم را دارم؛ شما بروید و در را ببندید؛ من هم کارم را و مطالعه ام را انجام می دهم.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه اضافه نمود: علامه امینی می گوید: من از اینجا متوجه می شدم که وقت گذشته که عرق بدنم گلیمی که روی آن می نشستم را خیس می کرد؛ آن وقت متوجه می شدم که وقت گذشته است. ایشان به این اندازه غرق در مطالعه متون اهل سنت بوده است!
وی افزود: جالب است و لازم است تا از قلم نندازیم! از نزدیک خبر دارم؛ بعد از رحلت علامه امینی لجنه ای متشکل از حدود 100 نفر در عربستان تحت عنوان «اجوبة علی الغدیر» ترتیب داده شده است تا بتوانند به الغدیر پاسخ بگویند و هنوز نتوانسته اند.
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: از علمای بزرگ وهابی لجنه ای 100 نفره تشکیل داده اند تا بتوانند الغدیر را بکوبند، تا به حالا نتوانسته اند پس مشخص است که چرا امام خمینی به این کتاب به دید اعجاز نگاه می کردند.
وی اضافه نمود: این کتاب ملفوف است به استدلال و آیات و روایات. چون غالب متون آن از اهل سنت است به همین خاطر هم نمی توانند به آن جوابی بدهند؟
این استاد سطوح عالی ادامه داد: مرحوم علامه امینی 120 کتاب دارند. اگر چه از لحاظ کمیت، عمر چندانی ندارد؛ اما از لحاظ مقدار کارهایی که کرده اند؛ عمر شریفشان بسیار با برکت بوده است.
وی افزود: خواندن زیارت عاشورا، زیارت امین الله، زیارت جامعه ایشان ترک نمی شد، نماز شبشان و خواندن یک جزء قرآن در هر روز توسط ایشان ترک نمی شد. چنان چه این مطلب در کتاب «ربع القرن مع العلامه الامینی» آمده است.
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: علامه امینی رحمت الله علیه دو خدمت به شیعه کرده است که یکی از آن کتاب دائرة المعارف الغدیر است؛ کسی که می خواهد شیعه را بشناسد باید کتاب الغدیر را بخواند.
وی اضافه نمود: خدمت دوم آن کتابخانه ای است که خودش هم در یکی از حجره هایش مدفون است. در این کتابخانه از کتاب هایی که ایشان در سراسر دنیا یافته، تصویر برداری و نسخه برداری کرده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خدمات دیگری هم این مرد بزرگ دارد، اما این دو خدمت، یعنی الغدیر و تأسیس کتابخانه، دیگر خدمات ایشان را تحت الشعاع قرار داده است.
استاد محمدلو در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، که به مناسبت بزرگداشت بزرگ عالم جهان تشیع، یعنی علامه بزرگوار امینی رحمت الله علیه صورت می پذیرد، به بیان یکی از کرامات ایشان پرداخت.
وی خاطرنشان کرد: من این ماجرا را از زبان آقای فاطمی نیا شنیده ام، پدر ایشان با مرحوم امینی مراوده داشت.
این استاد حوزه علمیه قم قبل از بیان ماجرا تأکید کرد: کرامت داشتن از چنین شخصی بعید نیست و بدیهی است؛ در خدمت عشق بودن همین است؛ کسی که در خدمت نور باشد، امکان ندارد که بازتابی نداشته باشد.
وی افزود: علامه امینی شیفته مولا علی علیه السلام بود. وصیت نامه اش را ببینید که در آن بیان کرده است: «بعد از من 10 سال کسی را اجیر کنید به نیابت از من به کربلا برود. 10 سال بعد از وفات من مجلس سوگواری به عشق مولا به جا بیاورید.» در این کار هم اسراری در کار بوده است.
استاد محمدلو اضافه نمود: جناب فاطمی نیا نقل می کند: علامه نشسته بود، نامه ای از طرف رئیس فرهنگ آن زمان عراق، به جناب امینی فرستاده شد، در زدند؛ و نامه را به دست ایشان دادند.
وزیر فرهنگ عراق فرزندش مبتلا به مرضی شده، دندان هایش به هم قفل شده بود و هیچ طبیبی هم نمی توانست کاری بکند؛ به همین خاطر متوسل به علامه امینی شده و می گوید این مقدار از علی دم می زنید، آیا او می تواند کاری کند یا نه؟
اگر من و شما بودیم می گفتیم باشد، در حقش دعا می کنیم. اما ببینید که علامه چه نوشته است! آقای امینی نامه را می گیرد، و در ذیل آن می نویسد: «به اذن خداوند متعال مولای متقیان علی علیه الصلاة و السلام فرزند شما را شفا داد!» نامه را تحویل می دهد. تا نامه برود به دست وزیر فرهنگ عراق برسد، 20 دقیقه ای طول می کشد، منزل علامه نزدیک حرم بوده است، ایشان بلند می شوند و به حرم مولا می روند و به آقا امیر المومنین علیه السلام عرضه می دارند: «حواله را از طرفت امضا کردم.»
می گویند: وقتی نامه به مریض می رسد، مریض خیلی وقت بوده که شفا یافته بود. کودک مریض چشم هایش را باز می کند و می گوید شما اینجا چه می کنید چرا گریه می کنید.
استاد محمدلو بعد از بیان این ماجرا تأکید کرد: هر کس بخواهد ولایت را معنا کند، ولایت یعنی امینی، مجسمه ولایت عبدالحسین امینی است.
وی افزود: هر چه در این چند روزه که برای مصاحبه آماده می شدم، ملاحظه می کردم، می دیدم که چقدر در عمر به این کوتاهی علامه امینی پر برکت بوده است؛ از قلم و آثارش، از شخصیتش هر چقدر بگوییم کم گفته ایم. خدا را قسم می دهم به احترام مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام، فردای قیامت هم ما را با این مرد بزرگ محشور بدارد.
این استاد سطوح عالی به ماجرای دیگری از علامه امینی پرداخت: در شرح حال علامه اميني صاحب الغدير آمده است، ايشان ملتزم بود که اشعار تمام کساني را که در رابطه با حضرت اميرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام سروده اند، در الغدير بياورد و پيرامون آن اشعار توضيحاتي بدهد.
بعد ميشنود که جناب دکتر اعظمي معاون دانشگاه بزرگ بغداد، اشعاري در رابطه با امير المؤمنين علیه السلام سروده است، تصميم مي گيرد که برود و با ايشان صحبت بکند.
مي گويند: ايشان خيلي آدم مهمي است و بايد براي ملاقات با او، وقت بگيريم و بعد از يک ماه، دو ماه، شش ماه نوبت بگيريم اما علامه می گویند: من مي روم، ايشان مي آيد آدرس را مي گيرد و در مي زند و خادم دم در مي آيد و مي گويد: من شيخي هستم از شيعه و مي خواهم با آقاي اعظمي ديدار کنم.
اين خادم نزد اعظمي مي آيد و مي گويد: شيخي از شيعه آمده است و مي خواهد که با شما ديدار کند، اعظمي هم مي گويد: بگو داخل شود، علامه اميني وارد مي شود و خود را معرفي مي کند که من در الغدير تمام اشعار شعراء را آوردم و شنيدم که شما هم شعري سروده ايد و تأليفي هم داريد.
اعظمي گفت: بله، من در تمام عمرم روي۳ تا روايت کار کردم و در ۳ جلد آماده چاپ کرده ام، علامه گفتند: مي شود در رابطه با اين احاديث توضيح دهيد؟
گفت: يکي از اين احاديث در رابطه با حديث «علي مع الحق و الحق مع علي» که روي اين روايت، سندها و دلالتش به صورت مفصل کار کردم.
علامه امینی می گوید: به آقاي اعظمي گفتم، يقين داريد که اين را پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فقط در حق علي علیه السلام فرموده و در حق ديگران نگفته است؟
گفت : بله من نديدم که حديث «علي مع الحق و الحق مع علي» درباره کسي غير از علي علیه السلام، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کسي گفته باشد.
گفتم: در فلان کتاب است که: إن عمارا مع الحق والحق معه. تاريخ مدينة دمشق، ج43، ص 476
علامه مي گويد: وقتي اين سخن را به اعظمي گفتم، حالش گرفته شد گويا بالاي عرش بود و به پايين افتاد. سپس گفت: يا شيخ قد اذهبت ثلث عمري با اين سخنت يک سوم عمرم را به باد دادي.
علامه اميني مي فرمايد: نه من به تو تبريک مي گويم به خاطر اين روايت.
اعظمي گفت چه تبريکي؟ شما مي گوييد که اين روايت در حق عمار هم آورده شده است.
علامه گفت: بله، درباره عمار هم آمده، ولي تفاوت خيلي زياد است
گفت چطور؟
علامه می فرماید: بله درباره عمار آمده: إن عمارا مع الحق و الحق معه يدور عمار مع الحق أينما دار. عمار هميشه اطراف حق مي گردد حق هرکجا برود عمار هم به آنجا مي رود، تاريخ مدينة دمشق، ج43، ص 476
ولي درباره علي صلوات الله علیه دارد که: علي مع الحق والحق مع علي يدور معه حيثما دار. هرکجا علي برود، حق دنبال او مي رود و علي علیه السلام محور حق است. شرح نهج البلاغة، ج 18، ص 38، ولي عمار دنبال حق است.
علامه مي گويد وقتي اين سخن را گفتم، بلند شد گفت: لمثل هذا الکلام يجب ان يقام و يقعد براي اين چنين جمله اي بايد ايستاد و نشست.
علامه مي گويد: ۲ تا از فرزندانش هم آنجا بودند، بلند شدند و نشستند. سپس خطاب به علامه گفت: با جمله اول پدر مرا در آوردي و با جمله بعدي نشاط را به من برگرداندي.
استاد محمولو در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به جوانان فاضل و محققانی که می خواهند تا کاری در خور انجام دهند، پیشنهاد کرد: می دانیم که الغدیر در حال حاضر ناقص است؛ اگر چه 22 جلد بوده است، اما در حال حاضر 11 جلد آن فقط به زبان عربی در دسترس است. چه اشکالی دارد که جوانان به تکمیل آن بپردازند.
وی در همین زمینه خاطرنشان کرد: افرادی که با علامه امینی برخورد کرده اند، گفته اند ایشان یک دانشگاه است! چه خوب است تا الغدیر، نتیجه زحمات این بزرگ مرد که بهترین دائرة المعارف شیعی است، برای شناساندن به عموم بشر ترجمه شود.
این استاد حوزه علمیه قم بعد از بیان این دو پیشنهاد، یعنی تکمله و ترجمه الغدیر، افزود: متأسفانه نتوانسته ایم که الغدیر را حتی به طلبه ها معرفی کنیم. با تکمیل کردن این کتاب گرانسنگ و ترجمه آن به زبان های گوناگون دنیا، می توان علی شناسی را برای تمام مردم جهان گسترش دهیم.
وی افزود: بسیار لازم و مطلوب است تا این کتاب در دانشگاه ها و حوزه معرفی گردد و الغدیر به عنوان متنی از متون درسی ما شناخته شود. چه چیزی بهتر از این! هم قرآن و هم روایات و هم تحقیق در آن است. /270/260/42/