باید در حوزه های علمیه به تحقیق و پژوهش در علوم اسلامی به ویژه فقه، اصول و رجال میدان داده شود و طلاب و فضلاء به مسائل جدید و مورد ابتلای جامعه بپردازند و اجتهاد احیاء شود. نجاشی در رجال مسلط تر است، او آدم کناره گیر و در واقع گمنامی در مقابل شیخ و معاصر با اوست، اما اعتبار کتاب رجالش نزد کسانی که به این فن واردند، بیشتر از کتب شیخ است.
استاد عباس رحیمی مزرعه شاهی، از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در موضوع بررسی پیشینه علم رجال نسبت به تاریخ اسلام، به گفتگو پرداخت.
وی در آغاز این گفتگو خاطرنشان کرد: رجال را رجال، در سهولت اتصال به سرچشمه فیاض کلام و بیان معصومین علیهم السلام به کار می گیرند و کاهش زمان را به گذر نگاه اَرج می نهند، تا تشخیص و تشخّص و شاخص، سرعت یافته و نظر به منشأ و مبدأ معطوف گردد. (رجال همراه، محمود تقی زاده، انتشارات زهد، چاپ اول،89، صفحه 1)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علم رجال و شناخت راویان و علم تاریخ، در فرهنگ اسلامی از سابقه دیرینه برخوردار بوده و با گذشت زمان، رشد و بالندگی یافته است و همواره با یکدیگر پیوندی استوار و ناگسستنی داشته اند. امّا اینکه ابعاد و جنبه های این پیوند تا چه حّد و چگونه است و کدام یک از این دو علم وام دار دیگری است، جای بحث و بررسی دارد.
پیشینه علم رجال و تقدم و یا تأخر آن نسبت به تاریخ اسلامی:
وی اضافه نمود: علم رجال به معنای عام آن، یعنی شناخت شخصیت ها یا اشخاص، اعم از روایات و احادیث یا غیر روات، با علم تاریخ پیوند محکم خورده است، زیرا رجال هستند که «تاریخ» را می سازند و حوادث را می آفرینند.
استاد رحیمی مزرعه شاهی افزود: بسیاری از کتاب هایی که در دوره نخستین تاریخ اسلام به رشته تحریر در آماده است، عنوان (تسمیۀ مَن شهد...) یا (مَن رُوی...)؛ یعنی شمارش نام کسانی که در حادثه ای شرکت کرده بودند، دارند.
وی در همین راستا خاطرنشان کرد: دراحادیثی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم امر فرموده اند تا نام کسانی را که به اسلام گرویدند، در جایی معین ثبت کنند؛
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در حدیثی منسوب به پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «مَن ورّخ مؤمناً فکأنّما اَحیاهُ»
وی افزود: علاوه بر این، نام شخصیت ها و کارهایشان و گفتار و کردارشان در بسیاری از کتاب های تاریخ آمده است. در ابتدای تاریخ اسلام، نام مسلمانان در کتابی به نام (دیوان) ثبت می شد.
استاد رحیمی خاطرنشان کرد: اما علم رجال یعنی علمی که اسامی راویان حدیث را در بردارد؛ پس با نوشتن کتاب هایی تحت عنوان «التاریخ» مرسوم شد.
وی اضافه نمود: کتاب هایی مانند التاریخ الکبیر نوشته بخاری، محدث بزرگ سنی؛ همچنین التاریخ الصغیر از همان نویسنده و نیز قسمت های بسیاری از کتاب هایی مانند تاریخ بغداد، تاریخ دمشق، تاریخ حلب، مشخصات اعلام و معاریف، از جمله راویان حدیث را نیز در بردارد. (حجة الاسلام سید محمد رضا حسینی جلالی صاحب نظر و پژوهشگر علم رجال)
استاد عباس رحیمی مزرعه شاهی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید افزود: با توجه به احادیث و روایات فراوانی که در کتب شیعه و کتب اهل سنت از ائمه معصومین علیهم السلام داریم، شناسایی و بررسی آنها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا معلوم شود تا چه میزان باید به صحت و سقم روایات و احادیث منقول یقین پیدا کنیم.
وی افزود: پس لازم است در شناسایی آنها یک علم به نام علم رجال باشد تا معیار ثقه و غیر ثقه بوده باشد و آن علم هم باید از جهت پیشینه مورد بررسی قرار گیرد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از آنچه گفته شد، معلوم می شود که علم رجال و علم تاریخ به هم آمیخته اند و با هم تداخلی عمیق دارند.
وی اضافه نمود: هم چنان که تاریخ را رجال می سازند؛ نمی توان برای علم رجال و شناخت آن از تاریخ غافل ماند، چون برای شناخت طبقات راویان و محدثین و تعیین سال ولادت و همچنین شناخت کسانی که در یک طبقه هستند و نام مشترک دارند، باید حوادث و آفرینندگان حوادث را بشناسیم و این امر با مراجعه به کتاب های تاریخ میسر خواهد شد. (حسینی جلالی)
بررسی نتایج تحقیق:
استاد رحیمی مزرعه شاهی در ادامه این گفتگو خاطرنشان کرد: نتایج تحقیق نشان می دهد: اولاً: پیشینه علم رجال به زمان ابتدای تاریخ اسلام برمی گردد.
ثانیاً: علم رجال به معنای عام یعنی شناخت شخصیت ها یا اشخاص.
ثالثاً: پیوند علم رجال با علم تاریخ پیوند محکمی است و با هم آمیخته و نسبت به هم تداخلی عمیق دارند.
رابعاً: نام مسلمانان در ابتدای تاریخ اسلام در کتابی به نام دیوان ثبت می شد.
خامساً: نقد سند از همان ابتدای اسلام رایج بوده است و در همه امور منسوب به شرع وارد شده است و از مهمترین آنها امور تعبدیهّ است که راه آن فقط شارع مقدس است. زیرا منبع احکام فقه و شریعت شارع مقدس است که از آن آگاه است.
زمان نقد رجالی و سندی در علوم اسلامی و فقه:
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اساس بحث نقد رجال و شناخت سند، در قرآن مجید مطرح شده است؛ آنجا که می فرمایند: «ان جاءکم فاسق بنیأ فتبینوا» که معروف است به آیه نبأ؛ و اساس بحث حجیت راوی خبر است، و در اصول فقه درباره آن بحث می شود.
وی اضافه نمود: پس از قرآن کریم، دومین منبع عظیم معرفت و دین، شناخت سنت است. آنچه از سنت باقی مانده و در اختیار است، در قالب احادیث منعکس شده است.
استاد رحیمی افزود: بسیاری از رشته های علوم اسلامی از حدیث و سنت سرچشمه می گیرند و حدیث، مادر همه علوم دینی، تلقی می گردد. (حضرت امام خامنه ای مدظله العالی؛ سال 1375هجری شمسی)
اهمیت و جایگاه دانش رجال نزد شیعه:
وی در ادامه خاطرنشان کرد: برای شناخت راویان حدیث، علمی به نام علم رجال سامان یافته که متکفّل تبیین حالات و صفات راویان است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: نقش و جایگاه واقعی علم رجال در صورتی آشکار می گردد که بدانیم احادیث در طول عمر پر فراز و نشیب خود با پدیده هایی مانند: وضع و تدلیس، تصحیف و تحریف، خطا و نسیان راویان و... روبرو بوده است.
وی خاطرنشان کرد: از مهم ترین دغدغه های محدثان و فقیهان، احراز صدور روایت از معصومین علیهم السلام بوده است و یکی از اساسی ترین و منطقی ترین شیوه ها برای مقابله با پدیده های فوق، آشنایی با دانش رجال و مبانی و قواعد آن است. (ابوطالب علی نژاد جویباری استادیار مرکز تخصصی تفسیر/ فصلنامه علمی ،پژوهشی، شیعه شناسی- سال ششم-شماره 22- تابستان1387)
نکوهش و عیب جویی افراد:
استاد عباس رحیمی مزرعه شاهی به کلام اخباریان اشاره کرد که می گویند: دانش رجال از جمله علومی است که موجب هتک حرمت و رسوایی افراد می شود. در حالی که رعایت حرمت انسان ها و حفظ آبروی مردم یک وظیفه عقلی و شرعی است؛ به این جهت علم رجال، علم منکر و مذموم و نا پسندی است و باید از فراگیری آن اجتناب نمود.
نکته:
وی افزود: اخباری به عده ای از دانشمندان شیعی در قرن 11 و 12 اطلاق می شود که اجتهاد را در استنباط احکام شرعی انکار می کردند و منابع فقه را در سنت و احادیث معصومین علیهم السلام منحصر می ساختند و اعتقادی به نقش عقل، اجماع و قرآن بدون تفسیر ائمه علیهم السلام نداشتند.
این استاد سطوح عالی حوزه خاطرنشان کرد: از مهم ترین و مشهورترین پیشوایان این گروه، مولی محمد امین استر آبادی (م 1033/ 1036ق)، مؤلف کتاب الفوائد المدینة است.
تبیین نظر اخباریون:
وی افزود: در علم رجال راویان حدیث، جرح و تعدیل می شوند و از جهت اعتقادی و اخلاقی مورد باز شناسی قرار می گیرند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بعضی از آنان مورد تعدیل، مدح و ستایش و دسته دیگر مورد تضعیف، مذمت و نکوهش واقع می شوند و این تحقیق و تفحص، دخالت در زندگی شخصی مردم به حساب می آید که از نظر عقل و شرع ممنوع است؛ چرا که افشای اسرار مردم و بازگو ساختن عیوب انسان ها جایز نیست. در نتیجه علم رجال نمی تواند مورد تایید عقل و شرع باشد.
وی در ادامه اضافه نمود: این دلیل، اساس و بنیاد علم رجال را نفی می نماید و فراگیری آن را جایز نمی داند؛ چه قائل به صحت تمام احادیث کتب اربعه باشیم و یا نباشیم.
نقد و بررسی:
استاد رحیمی افزود: در نقد این دلیل، دو جواب داده شده است که به یکی از آن دو اشاره می شود.
جواب نقضی:
وی خاطرنشان کرد: تردیدی نیست که دین مقدس اسلام برای انسان ها ارزش و احترام قائل است و اجازه نمی دهد تا کسی وارد حریم دیگران شود و عیوب و زشتی های آنها را آشکار نماید.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: ولی در بعضی از موارد به جهت حساسیت موضوع و مصلحت مهمتر، شارع مقدس اجازه تکذیب و گواهی بر فسق و عدم صلاحیت و شایستگی افراد را داده است؛ از جمله در دعاوی و مرافعات، منکر حق دارد تا گواهان مدعی را تکذیب نماید.
فعالیت حدیثی شیعه در عصر حضور:
وی در ادامه به کلام محمد حسن ربانی بیرجندی، استاد گروه رجال پژوهشی در حوزه علمیه خراسان اشاره نمود که بیان کرد: اصحاب ائمه علیهم السلام دو گونه حدیث را نقل می کردند؛ با سند و بی سند. اگر مخاطب سنی بود مانند خود ائمه علیهم السلام که سند خود را تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیان می کردند، اصحاب هم با سند نقل می کردند. اما اگر مخاطب شیعه بود، بدون سند می آوردند.
مهمترین نکات رجالی در قالب هفت موضوع:
استاد عباس رحیمی مزرعه شاهی از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان برخی از مهمترین نکات رجالی در قالب هفت موضوع پرداخت:
الف: (تاریخ شروع کتاب حدیث در شیعه و اهل سنت )
وی در اولین نکته رجالی خاطرنشان کرد: تاریخ حدیث نویسی در اهل سنت به زمان عمر بن عبد العزیز برمی گردد که مجوز نقل حدیث و کتابت حدیث را صادر کرد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: مالک بن انس، اولین کتابی که قریب دو هزار (2000) روایت داشت را تألیف نمود. این زمان در شیعه مصادف با زمان امامت امام محمد باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام بود؛ مردم در آن زمان طالب حدیث شده بودند و برای شنیدن حدیث گرد ائمه علیهم السلام می آمدند.
وی در ادامه بیان کرد: اولین کتاب روایی با عناوین (مسند) و (اصل) در زمان امامت امام باقر علیه السلام نوشته شد. مسند اسم روایتی بود که از شخص نقل می کردند، مثلا به تمام روایاتی که زراره از امام باقر علیه السلام نقد می کرد، مسند زراره می گفتند.
وی افزود: این تعبیر به میان اهل سنت هم راه پیدا کرد. احمد بن حنبل اولین کتاب مسند در اهل سنت را حدود 100 سال بعد از تالیف اولین کتب مسند شیعه نوشت.
ب: کتاب اصل و کتاب مصنف:
استاد مزرعه شاهی در دومین نکته خاطرنشان کرد: واژه اصل در شیعه معروف است. اصل یعنی کتابی که اولا روایات در آن بدون واسطه از معصوم نقل شده باشد و ثانیا غیر از روایت در کتاب نباشد. کتاب مصنف کتاب هایی بود که مباحث غیر حدیث هم داشت.
ج: اصول اربع مئة:
وی افزود: همچنین که بسیاری از روایات در حافظه شیعیان بود، کتب اصول نیز بین اصحاب دست به دست می گشت. امین الاسلام طبرسی در کتاب اعلام الوری، اولین بار می گوید: اصحاب ما اصول اربعماه را تصنیف کرده اند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: صاحبان اصول، با کسانی بودند که روایات را از خود ائمه علیهم السلام نقل می کنند یا به تعبیرشیخ طوسی (ره): «من لم یرو عنهم» یعنی کسانی که از ائمه نقل کرده اند، اما در سلسله روایات هستند.
د: اسناد شیعه وسنی در نقل روایات:
استاد رحیمی مزرعه شاهی در بیان نکته چهارم بیان کرد: شیعیان هیچ گاه از خود امام سند نمی خواستند؛ زیرا او را امام می دانستند. اما ائمه علیهم السلام برای اهل سنت سند روایت را از پدران خود تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گفتند؛ به همین دلیل مسأله ذکر سند خیلی برای اهل سنت مهم بود. اما در شیعه از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیوسته نقل و نگارش حدیث وجود داشت؛ به همین دلیل بسیاری ازشبهات اهل سنت برای شیعه مطرح نیست.
ه: شبهه مشترک نحویون، فقها و مستشرقان در سند:
وی در ادامه بیان نکاتی در زمینه علم رجال افزود: مهمترین شبهه در سند حدیث، ابتداء از سوی ابوحنیفه و بعدا از سوی نحویون و فقها و مستشرقان مطرح شد، این بود که احادیث مسند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیشتراز 20 تا نیست.
و: تنوع اصحاب و کشف استعدادهای آنان توسط ائمه(ع):
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ائمه هدی علیهم السلام به ویژه حضرت امام صادق علیه السلام اصحاب خود را می شناختند و متناسب با استعدادهای هر کس او را به رشته ای فرا می خواندند.
وی تأکید کرد: به یک تعبیر، امام صادق علیه السلام، جامعة الامام الصادق بودند؛ یعنی دانشگاهی بودند.
استاد مزرعه شاهی افزود: این افراد، نمونه هایی از این شاگردان هستند که ائمه علیهم السلام با عنایت به علاقه آنها مباحثی را برای ایشان مطرح می کردند؛ و به تعبیری ائمه معصومین علیهم السلام شاگردان خود را به نوعی کشف می کردند.
ز: تالیف کتاب کافی:
وی اضافه نمود: ابراهیم بن هاشم، احادیث ائمه را از مدینه به قم آورد و کلینی این روایات و اصولی که دست اصحاب بود را از مدینه به قم آورد و کلینی این روایات و اصولی که دست اصحاب بود را گردآوری کرد و به درخواست یکی از دوستان خود در کتاب کافی گردآورد که بیشتر از این روایات از علی بن ابراهیم قمی بود، او در ری بیست سال برای این کار زحمت کشید.
منبع شناسی علم رجال :
استاد عباس رحیمی مزرعه شاهی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به معرفی برخی از منابع علم رجال شیعه پرداخت.
وی در این زمینه خاطرنشان کرد: در مسائل فقهی خبر دادن از عدالت افراد اخبار عن حس نیست؛ ولی قریب به حس است. در علم رجال نیز خبر از وثاقت روات قریب به حس است. برای فهم وثاقت روات حدیث باید به این اخبارها مراجعه کنیم که در منابع رجالی آمده است، که عبارتند از:
1ـ رجال کشی:
مرحوم کشی از شاگردان بارز عیاشی است.
2ـ رجال برقی:
برخی آن را به پدر مرحوم برقی یعنی محمد بن خالد نسبت می دهند و برخی آن را کتاب خود برقی یعنی احمد بن محمد می دانند و به خاطر بعضی دلایل، انتساب کتاب به خود برقی پسر اقوی و اشهر است.
3ـ رجال ابن غضائری:
همانند کتاب برقی درباره انتساب کتاب ابن غضائری نیز این مسأله مطرح است که آیا این کتاب مال پدر است یا پسر؟ با این حال بسیاری از رواتی که دیگر رجالیون ضعیف می دانند را ابن غضائری تضعیف نکرده است.
4ـ رجال نجاشی:
این کتاب نیز یک کتاب فهرستی است. نجاشی بغدادی بوده است، جد او عبدالله نجاشی است که برای قبول یا رد ولایت اهواز به امام صادق علیه السلام نامه نوشت. نجاشی می گوید: این نامه تنها مرقومه امام صادق علیه السلام است.
نجاشی اساتیدی مثل ابن نوح داشت که مرحوم شیخ نداشت و دامنه علوم رجالی نجاشی از شیخ بیشتر بوده است، به طوری که متخصص بحث رجال به حساب می آید. بنابراین هنگام تعارض نظر او با دیگران، نظراو را تقویت می کنند.
کلیات علوم مختلف و فلسفه علم رجال:
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه افزود: ما برای قبول کردن یک مسأله، 3 راه داریم؛ یعنی برای اینکه یک مسأله را قبول یا رد کنیم، یکی از این سه راه را طی می کنیم:
وی اضافه نمود: براساس همین مسأله (موارد مذکور) دانشمندان علوم دنیا را به سه بخش تقسیم می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: به همین دلیل، ما علوم دینی را جزء علوم انسانی نام می بریم و مثل سایر علوم انسانی، در وحله اول به سخنان و صحبت های افراد قابل اطمینان اعتماد کرده و اگر در جایی هیچ سخنی نبود و یا خلاف عقل و آزمایش بود، به عقل و آزمایش رجوع می کنیم.
چهار راه برای اثبات و قبول یک مسأله در دین:
استاد رحیمی مزرعه شاهی در بخش دیگر از این گفتگو بیان کرد: برای اثبات و یا قبول یک مسأله در دین، باید از چهار راه وارد شد که عبارتند از:
تقسیمات علم رجال:
استاد رحیمی مزرعه شاهی در ادامه خاطرنشان کرد: رجال به مرور زمان به پنچ قسمت تقسیم شد.
کتاب های رجالی شیعه درباره راویان:
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: کتاب های رجالی شیعه که درباره راویان توضیح دادند در کل سه دسته هستند که عبارت است از:
کتب رجالی متقدم:
وی افزود: کتب متقدم، شامل شش کتاب می شود که عبارتند از:
کتب رجالی متاخر:
کتب رجالی معاصر:
تقسیم اسناد:
استاد رحیمی مزرعه شاهی در ادامه افزود: اسناد، درحالت کلی دو نوع تقسیم بندی دارند:
تقسیم بندی سید بن طاوس (ره)
وی خاطرنشان کرد: یک تقسیم بندی جدید که سید بن طاووس (ره) در چهار دسته فرمودند، عبارتند از:
نقل کننده روایت در تاریخ (مجیز و مستجیز):
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در طول تاریخ هر کس که اجازه روایت از فردی داشت، هم تا حدی به عنوان تائیدیه آن فرد بود و هم وقتی آن فرد، حدیثی را از کسی که از او اجازه روایت داشت نقل می کرد، کسی حق نقد کردن نداشت بنابراین به کسی که اجازه روایت به کسی داده، مجیز و به کسی که اجازه روایت گرفته است، مستجیز می گویند.
وی افزود: در تاریخ هم، علم بسیاری از علماء را با تعداد اجازات روایاتشان می سنجیدند. مثلا آیت الله مرعشی نجفی (ره) از 350 عالم شیعه و 150 عالم سنی اجازه روایت داشتند؛ این یعنی که ایشان دارای سواد و علم فوق العاده ای بودند. و یا از اهل سنت، ابن حجر عسقلانی که بیش از 900 نفر اجازه نقل داشتند.
انواع اجازه روایت:
استاد رحیمی مزرعه شاهی در بخش دیگری از این گفتگو به انواع اجازه روایت پرداخت و افزود: ما دو نوع اجازه روایت داریم:
وی در این رابطه به بیان مثالی پرداخت: اجازه نقل کتاب، چون آن زمان صنعت چاپ نبوده و یک کتابی دست یک نفر بود، باید اجازه نقل کتاب را از خود مؤلف داشته باشد وگر نه به صحت کتاب مورد نظر شک می شد.
این استاد حوزه علمیه افزود: به هر حال اجازه روایت هم یکی ازطرق تحمل حدیث است و هر چه تعدادش بیشتر باشد و از افراد معتبرتری به فرد اجازه روایت بدهند، اعتبار آن مستجیز می شود.
نظر رهبرعظیم الشان انقلاب در مورد رجال:
استاد مزرعه شاهی در ادامه به نظر مقام معظم رهبری حفظه الله نسبت به علم رجال پرداخت:
«باید در حوزه های علمیه به تحقیق و پژوهش در علوم اسلامی به ویژه فقه، اصول و رجال میدان داده شود و طلاب و فضلاء به مسائل جدید و مورد ابتلای جامعه بپردازند و اجتهاد احیاء شود. نجاشی در رجال مسلط تر است، او آدم کناره گیر و در واقع گمنامی در مقابل شیخ و معاصر با اوست، اما اعتبار کتاب رجالش نزد کسانی که به این فن واردند، بیشتر از کتب شیخ است.» (22 / 4 / 1376 )
نتیجه کلی :
وی در ادامه بیان کرد: پنج گام اصلی و مهم در بررسی اعتبار هر حدیث وجود دارد که باید برداشته شود این مراحل عبارتند از:
نکته آخر:
استاد عباس رحیمی مزرعه شاهی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به نکته ای دیگر اشاره کرد: نکته آخر اینکه معمولا در بررسی سند میان سه دسته از روات فرق نمی گذارند که عبارتند از:
وی افزود: در طول تاریخ علمای علم رجال پیوسته در فکر تکمیل این علم بوده اند و کتاب های فراوانی با ویژگی های متمایزی از خود به یادگار گذاشته اند که راهگشای دانش پژوهان و محققین در این عرصه است که حتی معرفی اجمالی همه آن ها بسی فراتر از حجم این نوشته را می طلبد./270/260/41/