استاد زکی زاده مطرح کرد

دلایل قرآنی، روایی و عقلی در اثبات ولایت فقیه

وقتی برای همه شؤونات زندگی انسان حکم گذاشته شده است، برای اداره جامعه هم یقینا حکم قرار داده شده است و از این رو در ایام غیبت ولی عصر (عج)، فقیه عادل جامع الشرایط را قطعا به عنوان سرپرست جامعه قرار داده است.

 

استاد عبدالحسین زکی زاده از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم در موضوع «اثبات ولایت فقیه» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: برای اثبات ولایت فقیه می توان هم به آیات و هم روایات و هم به عقل رجوع نمود.

 

آیات در اثبات ولایت فقیه

استاد عبدالحسین زکی زاده در مقام اثبات ولایت فقیه به آیه 59 از سوره مبارکه نساء اشاره نمود که می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا»

(اى اهل ايمان! از خدا اطاعت كنيد و [نيز] از پيامبر و صاحبان امر خودتان [كه امامان از اهل بيت ‏اند و چون پيامبر داراى مقام عصمت مى ‏باشند] اطاعت كنيد. و اگر درباره چيزى [از احكام و امور مادى و معنوى و حكومت و جانشينى پس از پيامبر] نزاع داشتيد، آن را [براى فيصله يافتنش‏] اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اين [ارجاع دادن‏] براى شما بهتر و از نظر عاقبت نيكوتر است) (سوره مبارکه نساء 59)

 

وی ضمن اشاره به «اولی الأمر منکم»، خاطرنشان کرد: منظور از «اولی الامر» در زمان حضور ائمه علیهم السلام همانا خود حضرات علیهم السلام هستند و در زمان غیبت معصومین علیهم السلام فقیه عادل و عالم به زمان و شرایط، بر همه مسلمین و مؤمنین ولایت دارد.

 

روایات در اثبات ولایت فقیه

روایت اول: ««وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ ...»

استاد عبدالحسین زکی زاده از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید برای اثبات ولایت فقیه به این روایت شریف استناد کرد: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» (كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 484؛ الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة، النص، ص: 291؛ إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القديمة)، النص، ص: 452؛ الخرائج و الجرائح، ج‏3، ص: 1114؛ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 470؛ كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 531 ....)

 

وی خاطرنشان کرد: مراد از «حوادث واقعه» هر موردی است که به فرد و جامعه مرتبط باشد؛ ولو سیاست و اداره امور کشور بوده باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم به بخش دیگری از کلام معصوم علیه السلام اشاره نمود که دستور می دهند: در «حوادث واقعه»، مسلمان ها باید به روات حدیث مراجعه کنند. منظور از روات حدیث، فقها و مجتهدین عادل و اعلم است که تالی تلو معصوم هستند.

 

وی افزود: بنابراین در عصر غیبت باید به فقیه مراجعه کنیم و بدانیم که حوادث، اختصاص به حکم شرعی ندارد، بلکه شامل بقیه امور از قبیل سیاست و اداره کشور و قضاوت و دیگر امور هم می شود.

 

استاد زکی زاده در ادامه خاطرنشان کرد: امام غایب می توانست به واسطه مراسلات حکمت خود را به مردم برساند؛ اما آنچه که لازم است که به واسطه حاکم عادلی انجام شود و لازم بود تا از سوی معصوم حجت باشد، امور خارجیه است.

 

وی در این زمینه به عنوان جمع بندی اضافه نمود: دانستیم که «حوادث واقعه» هم شامل بیان احکام شرعی می شود و هم سایر امور، از قبیل امور سیاسی و اداره جامعه؛ از فقره پایانی این حدیث استنباط می شود که مراد از حجت، همان ولایت است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: مسأله ولایت، به قرینه قسمت پایانی حدیث است که می فرماید: «و انا حجت الله علیکم»؛ که به مسأله ولایت اشاره دارد؛ پس فقیه عادل از جانب امام بر ما ولایت دارد.

 

روایت دوم: «انّ مَجَارِيَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ‏ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ»

استاد عبدالحسین زکی زاده در ادامه این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به روایت امام حسین علیه السلام اشاره نمود که می فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ مَجَارِيَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ‏ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ‏ الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏» (تحف العقول / النص / 238 / من كلامه ع في الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و يروى عن أمير المؤمنين ..... ص : 237؛ بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏97 / 80 / باب 1 وجوب الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و فضلهما ..... ص: 68)

 

وی افزود: در اینجا «امور» و «احکام» جداگانه ذکر شده است که نشان از تفاوت این دو با هم دارد. احکام غیر از امور است؛ پس همانطور که بیان احکام شرعی با علما است، مجاری امور که شامل امور اداره جامعه و سیاست گذاری است، نیز از شؤون فقیه جامع الشرایط است.

 

روایت سوم: مقبوله عمر بن حنظله

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به مقبوله عمر بن حنظله پرداخت: «عن عمر بن حنظلة: قال سألت أبا عبْد اللَّهِ (ع) عنْ رجلین من أصحابنا بینهما منازعة فی دَین او میراث فتحاکما إلى السلطان وَ إلى القضاة أیحلّ ذلِکَ؟ قال: مَنْ تَحاکَمَ إلَیْهِمْ، فی حَقٍّ أَوْ باطِلٍ، فَإنَّما تَحاکَمَ إلَى الطّاغُوتِ وَ ما یُحْکَمُ لَهُ، فَإنّما یَأْخُذُهُ سُحْتاً و إنْ کانَ حَقّاً ثابِتاً لَهُ؛ لَأَنّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطّاغُوتِ وَ ما أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ. قالَ اللَّهُ تَعالى: یُریدوُنَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إلَى الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروُا انْ یَکْفُرُوا بِهِ. قلت: فَکیف یصنعان؟ قال: یَنْظُرانِ مَنْ کانَ مِنْکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوى حَدیثَنا وَ نَظَرَ فِی حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَف أَحکامَنا... فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً. فإنّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حاکِماً. فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحکم الله و علینا رد و الراد علینا الراد علی الله و هو علی حد الشرک بالله»

(عمر بن حنظله می‌ گوید از امام صادق علیه السلام درباره دو نفر از دوستانمان (یعنی شیعه) که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنی قدرت حاکمه ناروا) مراجعه کرده است و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌ گیرد؛ گر چه آن را که دریافت می‌ کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌ فرماید: «یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به.»

پرسیدم: چه باید بکنند؟

فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب ‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است...  بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده ‌ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی‌ گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌ اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.)

(الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏1 / 67 / باب اختلاف الحديث ..... ص : 62؛ تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) / ج‏6 / 301 / 92 باب من الزيادات في القضايا و الأحكام ..... ص : 287؛  الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ج‏2 / 356 / احتجاج أبي عبد الله الصادق ع في أنواع شتى من العلوم الدينية على أصناف كثيرة من أهل الملل و الديانات ..... ص : 331؛ عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية / ج‏4 / 133 / الجملة الثانية في الأحاديث المتعلقة بالعلم و أهله و حامليه ..... ص : 59؛ وسائل الشيعة / ج‏27 / 13 / 1 - باب أنه يشترط فيه الإيمان و العدالة فلا يجوز الترافع إلى قضاة الجور و حكامهم إلا مع التقية و الخوف و لا يمضي حكمهم و إن وافق الحق ..... ص : 11)

 

استاد عبدالحسین زکی زاده در همین راستا افزود: همان طور که از پادشاه که اداره امور جامعه را بر عهده دارند، تعبیر به حاکم می شود، امام نیز کسی را که راوی حدیث معصوم و عالم به احکام منقول از معصوم هستند، حاکم قرار داده است.

 

روایت چهارم: «علماء أمتي‏ كأنبياء بني‏ إسرائيل»

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه به مرسله نبوی اشاره کرد که حضرت صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «قال النبي صلى الله عليه و آله: علماء أمتي‏ كأنبياء بني‏ إسرائيل‏» (مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج‏2؛ ص: 288؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج‏2؛ ص: 22)

 

وی در همین راستا افزود: ما می دانیم که حضرت داود علیه السلام و سلیمان نبی حاکم بودند و ولایت داشتند و از این رو اطلاقی که در حدیث مرسله وجود دارد، ولایت انبیای بنی اسرائیل نسبت به امتش را هم شامل می شود.

 

روایت پنجم: «اللهم ارحم خلفائی»

اساد عبدالحسین زکی زاده در ادامه به روایتی نبوی اشاره نمود: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي ثَلَاثاً قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ‏ يَأْتُونَ‏ بَعْدِي‏ يَرْوُونَ‏ حَدِيثِي‏ وَ سُنَّتِي‏.) (وسائل الشيعة ؛ ج‏27؛ ص 139؛ ح 33422)

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: « اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي»، دلالت بر این دارد که عالم عادل وظیفه بسیار سنگینی دارد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حقّشان دعا کردند تا در انجام وظیفه خطیرشان توانا باشند و یکی از آن وظایف سنگین، ولایت جامعه است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: فقره پایانی این روایت بر عصر غیبت و علمای عادل آن عصر ظهور دارد و اینکه آنها خلیفه رسول خدا هستند.

 

دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه

استاد عبدالحسین زکی زاده در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه پرداخت.

 

وی در این زمینه خاطرنشان کرد: چگونه ممکن است که اسلام حتی به مسواک زدن هم توجه داشته باشد، اما برای اداره جامعه اسلامی دستور نداشته باشد؟

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: یک خانه پنج نفری را نمی توان بدون یک سرپرست اداره کرد؛ چه برسد به جامعه؛ و جامعه چگونه می تواند بدون ولی و سرپرست اداره شود تا بتواند حافظ منافع خود و برآورنده خواسته های اسلام باشد؟

 

وی اضافه نمود: وقتی برای همه شؤونات زندگی انسان حکم گذاشته شده است، برای اداره جامعه هم یقینا حکم قرار داده شده است و از این رو در ایام غیبت ولی عصر (عج)، فقیه عادل جامع الشرایط را قطعا به عنوان سرپرست جامعه قرار داده است.

 

استاد زکی زاده در ادامه و در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بیان کرد: روش تعیین ولی فقیه مباشرتا از طریق مردم ممکن نیست و از این رو باید توسط خبرگان مردم صورت بپذیرد و بعد از انتخاب مجلس خبرگان، اطاعت آن بر همه مردم لازم می شود./270/260/20/

چ, 04/25/1399 - 18:39