حضرت به نامه نگاهی انداخت و در آن حال به من متوجه شده، فرمود: ای محمد! وضع چشمانت چطور است؟ گفتم: ای پسر رسول خدا همان طور که مشاهده می کنید من از چشم و از نعمت بینایی بی بهره ام. حضرت جواد علیه السلام در آن لحظه دستان کوچکش را نزدیک آورد و به چشمانم کشید. از یمن برکت آن بزرگوار چشمانم شفا یافت و بینایی ام بازگشت و بهتر از قبل شد. من از خوشحالی دست و پای آن گرامی را بوسیدم و در حالی از امام جواد جدا شدم که کاملاً همه جا را می دیدم.
به مناسبت شهادت آقا امام جواد علیه السلام، استاد صادق سیاهکالی مرادی، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان برخی از فضائل حضرت علیه السلام پرداخت.
وی در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: شناخت حقیقی ائمه علیهم السلام در حدّ تام آن برای غیر معصوم ممکن نیست و این امر، به واسطه دو حدیث شریف، قابل اثبات است.
وی در بیان اولین حدیث، افزود: «قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم: يَا عَلِيُ مَا عَرَفَ اللَّهَ حَقَ مَعْرِفَتِهِ غَيْرِي وَ غَيْرُكَ وَ مَا عَرَفَكَ حَقَ مَعْرِفَتِكَ غَيْرُ اللَّهِ وَ غَيْرِي.» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج 39؛ ص 84)
این استاد سطوح عالی خاطرنشان کرد: به تصریح این حکم نسبت به موضوع که ائمه علیهم السلام از نور واحد هستند و از علم واحد برخوردارند، دارای ولایت کامل هستند، پس همه معصومین علیهم السلام چنین هستند و وجود ذی جود امیرالمؤمنین علیه السلام با امام جواد علیه السلام در این امر، تفاوتی ندارند.
وی در ادامه به بیان روایت دوم پرداخت و اضافه نمود: این روایت را مرحوم مجلسی رحمت الله علیه از امام حسن عسکری علیه السلام نقل می کند و اگر در معارف برای منقبت ائمه علیهم السلام به غیر از این روایت، چیزی نمی داشتیم، این حدیث کافی بود.
«أَنَّهُ وُجِدَ أَيْضاً بِخَطِّهِ علیه السلام مَا صُورَتُهُ قَدْ صَعِدْنَا ذُرَى الْحَقَائِقِ بِأَقْدَامِ النُّبُوَّةِ وَ الْوَلَايَةِ وَ نُورُنَا سَبْعُ طَبَقَاتٍ أَعْلَامُ الْفَتْوَى بِالْهِدَايَةِ فَنَحْنُ لُيُوثُ الْوَغَى وَ غُيُوثُ النَّدَى وَ طَعَّانُ الْعِدَى وَ فِينَا السَّيْفُ وَ الْقَلَمُ فِي الْعَاجِلِ وَ لِوَاءُ الْحَمْدِ وَ الْحَوْضُ فِي الْآجِلِ وَ أَسْبَاطُنَا حُلَفَاءُ الدِّينِ وَ خُلَفَاءُ النَّبِيِّينَ وَ مَصَابِيحُ الْأُمَمِ وَ مَفَاتِيحُ الْكَرَمِ فَالْكَلِيمُ أُلْبِسَ حُلَّةَ الِاصْطِفَاءِ لِمَا عَهِدْنَا مِنْهُ الْوَفَاء وَ رُوحُ الْقُدُسِ فِي جِنَانِ الصَّاقُورَةِ ذَاقَ مِنْ حَدَائِقِنَا الْبَاكُورَه...» (بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ ج26؛ ص 264)
استاد مرادی ضمن اشاره به «روح القدس» که در حدیث به آن اشاره شده است، اضافه نمود: در بین مفسرین عظام اختلاف است که آیا روح القدس همان جبرئیل است و یا ملکی اعظم از جبرئیل؛ در هر حال، حضرت علیه السلام در این روایت، می فرماید: روح القدس در ملأ اعلی از باغ های معنوی ما به اندازه یک غوره چشیده است و نه بیشتر.
وی خاطرنشان کرد: با چشیدن مزه غوره، مزه میوه اصلی درک نمی شود؛ یعنی روح القدس هم به درک مقام ائمه علیهم السلام دست نیافت؛ چه برسد به مخلوقات دیگر.
استاد صادق سیاهکالی مرادی در ادامه به سیطره علمی و سیطره ولایی حضرت جواد الأئمه علیه السلام پرداخت.
وی ضمن اشاره به مناظره های عالمانه ایشان که یکی از آنها با یحیی بن اکثم، قاضی القضات جهان اسلام بوده است، خاطرنشان کرد: این امر حکایت از سیطره علمی ایشان است.
این استاد حوزه علمیه در ادامه و در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان سیطره معنوی و ولایی حضرت علیه السلام پرداخت.
وی در این راستا به روایتی در کتاب «الخرائج» اشاره نمود که در «الباب العاشر في معجزات الإمام محمد بن علي التقي علیه السلام» آمده است.
«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَيْمُونٍ أَنَّهُ كَانَ مَعَ الرِّضَا علیه السلام بِمَكَّةَ قَبْلَ خُرُوجِهِ إِلَى خُرَاسَانَ قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَقَدَّمَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَاكْتُبْ مَعِي كِتَاباً إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَتَبَسَّمَ وَ كَتَبَ فَصِرْتُ إِلَى الْمَدِينَةِ وَ قَدْ كَانَ ذَهَبَ بَصَرِي فَأَخْرَجَ الْخَادِمُ أَبَا جَعْفَرٍ ع إِلَيْنَا يَحْمِلُهُ مِنَ الْمَهْدِ فَنَاوَلْتُهُ الْكِتَابَ فَقَالَ لِمُوَفَّقٍ الْخَادِمِ فُضَّهُ وَ انْشُرْهُ فَفَضَّهُ وَ نَشَرَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَنَظَرَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ مَا حَالُ بَصَرِكَ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم اعْتَلَّتْ عَيْنَايَ فَذَهَبَ بَصَرِي كَمَا تَرَى فَقَالَ ادْنُ مِنِّي فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَمَدَّ يَدَهُ فَمَسَحَ بِهَا عَلَى عَيْنِي فَعَادَ إِلَيَّ بَصَرِي كَأَصَحِّ مَا كَانَ فَقَبَّلْتُ يَدَهُ وَ رِجْلَهُ وَ انْصَرَفْتُ مِنْ عِنْدِهِ وَ أَنَا بَصِيرٌ.»
(محمد بن میمون یکی از همراهان امام رضا علیه السلام در ایام حج در مکه بود. در آن هنگام امام رضا علیه السلام هنوز به سفر اجباری خراسان نرفته بود.
او که از نور چشمانش محروم بود، می گوید: پس از مراسم حج، من با امام رضا علیه السلام خداحافظی می کردم که در آن حال به امام عرض کردم: می خواهم از مکّه به مدینه بروم، دوست دارم برایم نامه ای نوشته و مرا به حضرت جواد علیه السلام معرفی کنید.
امام تبسم کرد و نامه ای برایم نوشت.
من به مدینه آمدم. کارگزار امام جواد علیه السلام آن حضرت را به نزد ما آورد. من نامه را به آن کودک بزرگمنش دادم. او به کارگزارش موفق خادم فرمود: آن نامه را باز کن! او مهر از نامه برداشت و آن را باز کرد و در مقابل امام جواد علیه السلام قرار داد.
حضرت به نامه نگاهی انداخت و در آن حال به من متوجه شده، فرمود: ای محمد! وضع چشمانت چطور است؟ گفتم: ای پسر رسول خدا همان طور که مشاهده می کنید من از چشم و از نعمت بینایی بی بهره ام.
حضرت جواد علیه السلام در آن لحظه دستان کوچکش را نزدیک آورد و به چشمانم کشید.
از یمن برکت آن بزرگوار چشمانم شفا یافت و بینایی ام بازگشت و بهتر از قبل شد. من از خوشحالی دست و پای آن گرامی را بوسیدم و در حالی از امام جواد جدا شدم که کاملاً همه جا را می دیدم.) (الخرائج و الجرائح؛ ج 1؛ ص: 372)/270/260/21/