استاد احدی نسب مطرح کرد؛

سخنان امام باقر (ع) در تبیین مکتب اهل بیت (ع)

امام باقر علیه السلام سعی بر تهییج علمای درباری را داشتند تا دست از حکام جور بردارند و سعی می کردند تا مردم را به اهل بیت علیهم السلام گرایش دهند، اهل بیتی که در حقیقت باب علم و حکمت نبی صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند.

 

به مناسبت شهادت امام باقر علیه السلام، استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در زمینه «دکترین امام باقر علیه السلام» به گفتگو پرداخت.

 

وی در ابتدای این گفتگو به بیان روایتی از ایشان پرداخت: «ان دعوناهم لم یستجیبوا لنا و ان ترکناهم لم یهتدوا بغیرنا» (اگر امت مسلمان را دعوت می کنیم، اجابت نمی کنند و اگر آنها را ترک بگوییم، جز به وسیله ما هدایت نمی شوند.) (بحار 26 ص 288)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به بیان برخی از آیات و روایات پرداخت و در ابتدا به آیه 189 از سوره مبارکه بقره اشاره نمود: «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ۗ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ  وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

((ای پیغمبر) از تو سؤال کنند که سبب بدر و هلال ماه چیست؟ جواب ده که در آن تعیین اوقات عبادات حج و معاملات مردم است. و نیکوکاری بدان نیست که از پشت دیوار به خانه درآیید (چه این کاری ناشایسته است) ولی نیکویی آن است که پارسا باشید و به خانه‌ ها (و به هر کار) از راه آن داخل شوید، و تقوا پیشه کنید، باشد که رستگار شوید.)

 

وی در همین راستا به این فقره از دعای ندبه پرداخت: «وسدّ الابواب الّا بابه»؛ پیامبر به دستور خداوند متعال تمام درهایی را که به طرف مسجد النبی باز می شد را بستند، جز در خانه امیرالمؤمنین علیه السلام، که آن در به مسجد باز باقی ماند.

 

استاد احدی نسب به این حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره نمود که فرمود: «انا مدینة العلم و علیّ بابها» و در روایت دیگر فرمودند: «انا مدینة الحکمة و علیّ بابها».

 

وی تأکید کرد: این صرفا تشریفاتی نبود که درهای مسجد را ببندد، جز درِ خانه علی علیه السلام بلکه نشان دهنده این مطلب بود که جز مسیر اهل بیت علیهم السلام سایر راه ها انحرافی است. از این جهت در ابتدای سوره حجرات می فرماید:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (ای کسانی که ایمان آورده‌ اید (در هیچ کار) بر خدا و رسول تقدّم مجویید و از خدا پروا کنید، که خدا شنوا و داناست.).

 

این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا خاطرنشان کرد: یعنی به نام خدا و رسول هوای نفس خودتان را مقدم نکنید و به نام دین دنیای خود را نسازید. در حقیقت دو راه وجود دارد که در تقابل با هم اند؛ راهی که درست است و از مسیر اهل بیت علیهم السلام می گذرد و راه دیگر که در مقابل آن است.

 

استاد مصطفی احدی نسب بعد از بیان این مقدمات خاطرنشان کرد: یکی از روش هایی که امام باقر علیه السلام در پیش گرفته بودند، مبارزه با تحریف علمای درباری بود؛ در زمان امام باقر علیه السلام علمای درباری تلاش می کردند تا کار خلفا را توجیه کنند و خلفای بنی امیه که در واقع خلفای جور بودند را به عنوان خلفای اسلامی معرفی نمایند.

 

وی در زمینه عملکرد علمای درباری خاطرنشان کرد: آنها این آیه شریفه که می فرماید: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» را تفسیر به رأی کرده بودند بر اینکه اطاعت از اولو الأمر واجب است و چون خلفای بنی امیه اولوالأمر به حساب می آیند، پس اطاعت از آنها طبق آیه قرآن واجب است!

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام باقر علیه السلام از این امر گله مند بودند؛ در روایت مزبور بیان شده است که حضرت فرمودند: «ان دعوناهم لم یستجیبوا لنا و ان ترکناهم لم یهتدوا بغیرنا» این امت به گونه ای هستند که وقتی ما آنها را می خوانیم به ما پاسخی نمی دهند، و اگر آنها را ترک کنیم، با غیر ما هدایت نمی شوند. یعنی تنها مسیر هدایت راه ما اهل بیت است و آنها هم در مسیر ما قرار نمی گیرند.

 

وی در ادامه به انتقاد امام باقر علیه السلام از کثیّر شاعر و مدح کمیت اسدی اشاره نمود؛ امام باقر علیه ‌الصّلاة و السّلام در مجلسی نشسته بودند. «کُثَیِّر عَزَّه» که یکی از شعرای معروف عرب است و متمایل به اهل بیت علیهم السلام بود هم در آن جلسه حضور داشت.

 

حضرت به او رو کردند و گفتند: «امتدحت عبدالملک؟»، تو مدح عبدالملک را گفتی؟ و بدین سبب ملامتش کردند. درصدد عذرآوردن بر آمد. گفت: من چیزی در ستایش عبدالملک نگفتم. نگفتم که تو امام ‌الهدی هستی. حضرت تبسمی کردند و چیزی نگفتند.

در این بین، «کمیت» از آن طرف مجلس بلند شد و بنا به خواندن آن قصیده‌ معروف خودش - که در مدح اهل بیت علیهم ‌السّلام بود، کرد:

من لقلب متیّم مستهام

غیر ما صبوة و لا احلام

 

استاد احدی نسب در ادامه به ملاقات عکرمه و امام باقر علیه السلام پرداخت؛ زمانی عکرمه شاگرد ابن عباس خدمت امام باقر علیه السلام رسید، امام باقر علیه السلام به او فرمودند: «ویلک یا عبید اهل الشام انک بین یدى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه» وای بر تو ای برده شامی ها؛ تو در مقابل کسی هستی که این آیه در شأن آنها نازل شده است؛ ما خانه نبوت هستیم که در این خانه ها نام خدا به بزرگی برده می شود ...)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به روایت دیگری پرداخت که فصیل بن یسار روایت می کند که حضرت علیه السلام فرمود: طوافی که مردم انجام می دهند، در جاهلیت هم بوده است؛ اگر دعوت شده که مردم به مکه بیایند و طواف انجام بدهند، در واقع باید به سوی ما اهل بیت گرایش پیدا کنند.

 

 

وی به روایت دیگری پرداخت که شخصی محضر آقا امام باقر علیه السلام آمد و عرض کرد: «کیف اصبحت»

امام فرمود: مثل ما مثل بنی اسرائیل است که فرعون پسران آنها را می کشت و دختران آنها را اسیر می کرد؛ بنی امیه هم همین رفتار را با ما دارند و ما انتظار داریم تا به یاری ما بیایند.

 

وی افزود: این موضع امام باقر علیه السلام بود که سعی بر تهییج علمای درباری داشتند و در تلاش بودند تا مردم را به اهل بیت علیهم السلام گرایش دهند، اهل بیتی که در حقیقت باب علم و حکمت نبی صلی الله علیه و آله و سلم بوده اند. امام باقر علیه السلام در مقام این بودند که نشان دهند صراط صحیح همین است و سایر سبیل های در مقابل این راه، انحرافی هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: عملکرد امام باعث شد که تا هشام بن عبدالملک وجود ایشان را برنتابد به همین دلیل وی به حاکم مدینه دستور داد تا امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام را از مدینه به سوی شام بفرستد.

 

امام علیه السلام در مجلس شام حاضر شدند؛ هشام انتظار داشت که امام علیه السلام او را با عنوان «امیرالمؤمنین» خطاب کنند. امام وقتی وارد شد، به همه جمع سلام کردند و نه به هشام به تنهایی.

 

وی در بیان ادامه این ماجرا افزود: وقتی قرار شد تا امام صحبت کنند، پس از حمد الهی فرمودند: «ایها الناس این تذهبون و این یراد بکم بما هدی الله اولکم و بنا یختم آخرکم»

ای مردم کجا می روید و کجا شما را می برند؛ به وسیله ما بوده است که اولین و آخرین شما هدایت شده اند و هدایت می شوند. ما اهل بیت محور هستیم اگر شما خلافت معجلی دارید بدانید که خلافت ما بعدا خواهد آمد که بعد از آن خلافتی نخواهد بود و خداوند می فرماید: «والعاقبة للمتقین»

 

استاد احدی نسب تأکید کرد: امام حرف های خود را بیان کردند و نشان دادند که اهل بیت محور هستند. هشام نتوانست تحمل کند، دستور داد تا حضرت علیه السلام را زندانی کنند؛ در زندان، زندانبان تحت تأثیر امام علیه السلام واقع شدند و تصمیم گرفت تا با مرکبی تندرو حضرت علیه السلام را راهی مدینه کند. در بلاد اسلامی شایعه کردند که محمد بن علی [علیه السلام] نصرانی شده است. به اهالی مدینه دستور دادند تا شهر را بر امام ببندند.

 

وی افزود: امام وقتی دروازه شهر را بسته دیدند بر اهل مدینه نهیب زدند که «ای اهل ستم پیشه!...»

یکی از اهالی مدینه صدا زد، همان نهیبی را که شعیب پیغمبر بر گمراهان زده بود را من می شنوم و اگر اجابت نکنید، هلاک خواهید شد و به این ترتیب مردم درها را باز کردند و امام وارد شهر شد.

 

در هر صورت این موضع امام باعث شد تا هشام دست از امام بر ندارد و سرانجام آن حضرت در هفتم ذی الحجه سال 114 هجری قمری به دستور هشام بن عبدالملک به شهادت رسیدند./270/260/20/

 

د, 05/06/1399 - 22:08