به مناسبت شهادت آقا امام باقر علیه السلام، استاد حسن پورمتقی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در زمینه چالش هایی که امام باقر علیه السلام با آن روبرو بودند، به گفتگو پرداخت.
این استاد درس خارج در ابتدای این گفتگو به چالش های سیاسی اشاره نمود و در این راستا خاطرنشان کرد: حاکمان نااهل که بر گرده قدرت سوار بودند، به هیچ یک از معیارهای اسلامی پایبند نبودند؛ عدالت حق برای اینها چندان مفهومی نداشت و همه همّشان کشورگشایی، توسعه طلبی و گسترده کردن قلمرو حاکمیت خودشان بوده است. از طرف دیگر بین خود مدّعیان قدرت هم نزاع های پی در پی وجود داشت. تا جایی که در دوران امامت امام باقر علیه السلام 5 خلیفه اموی جابجا شدند و می دانیم آنچه برای حاکمان در این عصر مهم بود، توسعه جغرافیایی بود.
وی افزود: در عصر امام باقر (ع) گروه ها و نحله های فکری گوناگونی در جامعه اسلامی رخنه کرده بودند؛ مثل جبریه، قدریه، غلات... که هم به شبهات فکری جامعه به شدت دامن می زدند و هم شبهه ایجاد می کردند؛ شبهات عقیدتی که بسیاری از اوقات مردم را هم به چالش و تردید می کشید.
استاد پورمتقی اضافه نمود: از سوی دیگر از زمان رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم وقتی کتابت احادیث ممنوع شد، به تدریج سنت پیغمبر هم کم رنگ گردید تا جایی که دیگر حدیث معروف ثقلین، که بر مبنای آن قرآن و سنت هم کفو هم هستند و باید در کنار هم نگاه داشته شود، چندان معنا و مفهومی نداشت.
وی در ادامه بیان کرد: به گونه ای که حاکمان و خلفای وقت، هم از این گروه ها و فرقه های منحرف حمایت می کردند و هم اهل بیت علیهم السلام را کم کم تضعیف می کردند و تحت نظر می گرفتند و محدودشان می کردند تا مردم به اهل بیت علیهم السلام دسترسی نداشته باشند.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: این دوری مردم از اهل بیت علیهم السلام به این مشکلات و انحرافات عقیدتی در جامعه دامن می زد.
وی خاطرنشان کرد: ممنوعیت نشر و تدوین احادیث موجب گردید تا به وسیله تبلیغاتی که توسط حکومت وقت می شد برای امام و امامت و مانند اینها چندان ارزشی قائل نمی شدند.
استاد پورمتقی اضافه نمود: به خاطر جهلی که حاکمیت می پراکند، مردم برای امام، امامت و ولایت ارزش چندانی قائل نبودند؛ عملکرد حاکمان در این راستا بود تا ولایت را در جهت تقویت حاکمیت خود قرار دهند؛ به این معنا که با تضعیف امامت اهل بیت علیهم السلام قدرت خود را بیشتر کند.
وی در ادامه بیان کرد: اینها چالش هایی بود که آقا امام باقر علیه السلام با آن روبرو بود که مهمترین آنها مسأله امامت، ولایت و رهبری ائمه علیهم السلام بوده است.
این استاد درس خارج خاطرنشان کرد: بیشترین تلاشی که امام باقر علیه السلام در جهت تعلیم معارف حقّه داشتند، در مسأله ولایت و امامت مطرح بوده است. یعنی وقتی دقت می کنیم، می بینیم که بیشترین توجه آقا امام باقر علیه السلام بر روی مسأله ولایت و امامت بوده است.
وی افزود: امام باقر علیه السلام فرمایشات زیادی در مورد تعلیم، تربیت، بیداری و ارتقای مرتبه دینی و فکری جامعه آن روز داشتند، ولی موضوعی که بیشترین اهمیت را در تعلیمات امام باقر علیه السلام به خود اختصاص می داد، مسأله امامت و ولایت بوده است.
روایت اول
این استاد حوزه علمیه قم به روایتی از امام باقر علیه السلام پرداخت: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَمَامُ الْحَجِ لِقَاءُ الْإِمَامِ» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 4؛ ص 549)
وی افزود: این روایت در زمانی بیان شد که حج بر قرار بود و مردم تمام شؤونات ظاهری دین را رعایت می کردند اما حقیقت دین و شعائر اسلامی که در پرتو امام تکمیل می شد و امام مکمّل آنها است، برای مردم آن روز معنایی نداشت. از این رو امام با صراحت آن روایت را می فرماید که حجّ بدون امام، ظاهر و پوسته ای از حج است.
روایت دوم
این استاد درس خارج در ادامه به روایت دیگری از امام باقر علیه السلام پرداخت: «عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمَوْتُهُ مِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ وَ لَا يُعْذَرُ النَّاسُ حَتَّى يَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَا يَضُرُّهُ تَقَدُّمُ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخُّرُهُ وَ مَنْ مَاتَ عَارِفاً لِإِمَامِهِ كَانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِي فُسْطَاطِهِ. (المحاسن؛ ج 1؛ ص 155)
وی در ادامه خاطرنشان کرد: کسی که عارف به امامش باشد، مانند کسی است که با امام زمان است و در چادرش به سر می برد یعنی تا اینقدر سیر به سوی امام و ولایت اهمیت دارد و بال پرواز انسان را باز می کند و او را به اوج می برد.
استاد پورمتقی در ادامه افزود: در این دو روایت امام علیه السلام می خواهد حقیقت و حقانیت مسأله ولایت را برای مردم تبیین کند و به آنها بشناساند.
وی اضافه نمود: دلیل روشنش این است که مردم به ظاهر اسلام عمل می کردند؛ اما حقیقت قرآن که در امامت متجلی است را انکار می کردند؛ زیرا متأثر از حاکمیتی بودند که از گسترش تفکر ولایت و امامت برای تخت حاکمیت خود می ترسید وگرنه قرآن صامت مشکلی ندارد و ترس از قرآن ناطق منشأ مقابله با امامان معصوم بوده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام باقر علیه السلام مسأله رهبری و حاکمان جور را هم مورد تردید قرار می دادند و آنها را می کوبیدند و بین شاگردان خود حقیقت آنها را روشن می کردند و اثبات می نمودند که آنها لایق حاکمیت نیستند. زیرا حاکمیت جامعه اسلامی از سوی خداوند متعال باید تعیین شود و کسانی باید بر این مسند تکیه زنند که لایق این مقام باشند و مردم را به سوی سعادتی که خداوند متعال ترسیم نموده، رهنمون سازند. از این باب است که امام باقر علیه السلام می فرماید:
«عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ وَ الْحَقِّ قَدْ ضَلُّوا بِأَعْمَالِهِمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا- كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ» (المحاسن؛ ج1؛ ص93)
وی افزود: به عقیده امام باقر علیه السلام همه حاکمان جائر، ستمگر و پیروان آنها از دین حق بیرون هستند؛ یعنی آن حضرت با این سخنان چهره شسته رفته آنها را معلوم ساخت. ظالمان حق حاکمیت ندارند و مشروعیتی در این زمینه ندارند و اطاعت از آنها نقلا و عقلا جائز نیست.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: از این باب است که امام علیه السلام از یک سو دانشگاه تشکیل می دهد و از سوی دیگر شاگردان خاصی را تربیت می کنند تا هم با نزاع ها و جریان های فکری نااهل مقابله کنند و هم مسائل فقهی را برای مردم تبیین نمایند و هم حلقه وصل آنها به خود امام باشد و از این بابت آنها را تقویت کنند تا به واسطه آنها مردم در مقابل این اندیشه های فکری منحرف در امان بمانند.
وی اضافه نمود: امام باقر علیه السلام از شرّ حاکمیت ناحق و از شر اندیشه های کج، مخالف و معاندی که از سوی برخی کشورهای کفر وارد می شد؛ از جمله برخی اندیشه های فلسفی که از کشور روم وارد ممالک اسلامی شده بود و ترجمه کتاب های فلسفی که در تقابل با اندیشه های اصیل اسلامی بودند. این حرکت های موثر را انجام دادند.
استاد پورمتقی افزود: فتوحاتی که برای مملکت اسلامی مانند مصر و ایران به ارمغان آورده می شد، هر کدام صاحب اندیشه و افکاری بودند که شبهات و تفکراتی را به مسلمان ها القاء می کرد و امام باقر علیه السلام برای پاسخ و روشنگری و تبیین حقائق ناب اسلامی به کمک قرآن جامعه آن روز را پاسداری می کردند./270/260/21/